|
|
|
سلام مهشيد جان!
من در عاطفه ي تو شكي نداشتم، ملاكم هم نازك انديشي و نگاه توست كه آبشخورش مهرباني است.
چون اخيرا" در باره ي رابطه ي فروغ با پسر ش كامي چيزي در وبلاگم يادآوري كرده بودم، ميخواستم ميزان وابستگي تو و نگاه تو را هم بدانم، تحقيق نميكنم ، اگر جسارت نشود ميخواستم تشخيص خودم را بسنجم البته نه از باب فضولي ، بلكه از باب علاقه.
بهر حال از جوابت ممنون.
اميدوارم رنجت از جنس رنج فروغ نباشد كه او سوخت.
سينا |
Homepage |
02.24.03 - 7:35 pm | #
|
|
سینای عزیز. سئوال عجیبی را مطرح کردی: راستی دلت برای دخترت تنگ نمی شود ؟
من از سنگ نیستم.نمی خواهم هم باشم. بوده اند کسانی که این صفت را به من بسته اند اما مشکلشان تنها این بود که زحمت شناختن من را نکشیدند و از ذن خود یار من شدند. من عشق را و محبت را می شناسم. بده بستان عشق را دوست دارم. دلم تنگ عزیزانم می شود و می خواهم که دلتنگم شوند. اما از محبت و عاطفه ام به پای کسی زنجیر نمی بندم. نه به پای دخترم، نه به پای یار، یا دوست.
با محبت و عشق خود بال پریدن را از کسی نمی ستانم. و به بهای عشق خود کسی را خانه نشین نمی کنم. و انتظارم از کسانی که دوستم دارند نیز همین است.
نمی دانم آیا پاسخم کافی بود؟
مهشید |
Homepage |
02.24.03 - 4:07 pm | #
|
|
ادامه:
..ميبخشيد، البته آن مقاله هنوز در سايت چاپ نشده است چون اينكار من نيست؛ پس اين فرصت خوبي است براي خواندن سخنراني نوشين خراساني.
مرسي
Saeed |
Homepage |
02.24.03 - 1:48 pm | #
|
|
ادامه:
اين اشكارترين نقطه ضعف فهم فمنيستي او بود. علم دين عصرپست مدرن است: زماني اسطوره ها، اديان و مكاتب بودند: نه ديگر.
5. فمنيسم را همچنان در تعاريف دهه پنجاه و شصت آن به يك هويّت يا ايدنتيتي جمعي تقليل ميدهد و از آن دين ميسازد. تجربه نشان داد كه زنان خود تن به اين كار جمعي نميدهند. و عللش هم بيولوژيكي است.
6. مكاتب فمنيستي را با اين تصوّر كه گوئي فلسفه درخوري براي فمنيزم هستند اشتباه ميگيرد. اين فلسفه وجود خارجي ندارد.
7. جهان مردانه از مغز زن محروم است و نه حضور اودر اينجا و آنجا و تا مادام كه زنان همچون مردان قادر به توليدات فكري نباشند درهرم تصميم گيري نقشي مؤثر نخواهند داشت و كسي آنها را تحويل نخواهد گرفت. موانع فكري زن كدامند؛ ايشان هيچ اشاره اي بجز حرفهاي تكراري، رديف كردن مشتي از سيمپتومها يا علائم، نميكند.
اگر خواستيد مقاله من را بنام ”چه كسي گفته است كه من يك فمنيستم“ را در وبلاگمان، مققاله جديد، بخوانيد. بخصوص من از مهشيد خواهش ميكنم كه آنرا خودش بخواند.
Saeed |
Homepage |
02.24.03 - 12:17 pm | #
|
|
امّا در مورد اصل مطلب كه سخنراني نوشين خراساني باشد. هفت اشكال عمده در فمنيزم مطروحه از جانب او قابل صورتبندي است:
1. ايده ئولوژيك است؛ امّا عصر ايده ئولوژيها از ديني و ماترياليستي گرفته تا همين آخري كه فمنيزم باشد ار بين رفته است.
2. همينطوري نميتوان هر چه را به زير سؤال برد و اصولاً گفتن اين حرفها گر چه دلنشين است امّا بيهوده. نميتوان آدمها را از كشتي خراب يكهو انداخت توي دريا و آنها را تا ساختن كشتي بعدي از امواج سهمگين و كو سه ها و آب سرد حفظ نمود و يا از همه آنها انتظار شنا داشت.
3. دائماً از تجربه دم ميزند امّا مگر تجربه بدون داشتن تئوري در سر و ذهن ممكن است؟ هي ميگويد من اين يا آن تجربه را دارم و يادش ميرود بگويد فرمها يا قابهاي آن تجارب چه هستند.
4. علم را مردسالارانه معرفي كردن و جنگي مغلوبه را آغاز كردن همان واين ويران كننده ترين ضربه ها را بر پيكر فمنيزم يا هر جنبش ديگري خواهد زد. اين اشكارترين نقطه ضعف فهم فمنيستي او بود. علم دين عصرپست مدرن است: زماني اسطوره ها
Saeed |
Homepage |
02.24.03 - 12:16 pm | #
|
|
ادامه:
امّا تجربه چه كفت: نيروها به لحاظ روانشناسانه، ذهني، علمي و مديريتي آماده برنامه ريزي براي دموكراسي نبودند. حالا بعضيها ممكن است بگويند اي آقا اين مباحث را، مثلاً فمنيزم، هر وقت اوضاع بدست نيروهاي آزاديخواه افتاد و در كشورمان دموكراسي برقرار شد ميكنيم: امّا آنوقت دير است و مطمئن باشيد كه باز هم اينبار نسل ما خواهد بود كه همه چيز را ضايع خواهد كرد. تحقيقات و پرسشهاي بنيادين را از همين الان بايد پي گرفت؛ حالا هر كه به هر مقوله اي عشق ميورزد و ميخواهد استعداد خود را در آنراه به فعليت درآورد. ديدم كه جواد از سايت رنگين كمان هم به مسئله زنان علاقه مند شده وبه خوانندگانش قول تحقيق و نوشته بيشتر در اين باب را ميدهد.
Saeed |
Homepage |
02.24.03 - 12:16 pm | #
|
|
ار اينكه ميبينم مهشيد در كنار امور و مطالب روزانه به بحثهاي بنيادين در وبلاگ خود ميپردازد در پوست خود نميگنجم، مرسي از كارش! اي كاش وبلاگ نويسهاي همجين پيش كسوت و سابقه دار نيز حالت چتگونه روزمرّه و صرفاً كامنتگيري خود را به نيروهاي جوانتر و تازه ار راه رسيده واگذار كنند و با شيفت طبيعي خود به سمت تعميق هر چه بيشتر مباحث و بقول فرنگيها ايشوها آنهم به لحاظ داشتن تعداد خوانندگان نسبتاً مشخّص وفرهيخته ترسطح مباحث را، حالا در هر زمينه كه عشقشان است، ارتقاء بدهند. كشور ما دير يا زود دموكراسي نرمال و واقعي را تجربه خواهد كرد امّا «آزادي» ار نيروي اتم هم تواناتر است: اگر ندانيم ميخواهيم با اين نيروي محركه و خارق العاده چكار كنيم باز همان آش و كاسه انقلاب 57 خواهد شد كه بدون رودربايستي بايد گفت همه نيروهاي درگير ضايع كردند از رهبري آن گرفته تا روشنفكران و چريكها و سازمانهايش و اصلاً اهميّتي ندارد الان بيائيم و زخمهاي دلمه شده و بسته را باز كنيم. امّا تجربه چه كف
Saeed |
Homepage |
02.24.03 - 12:14 pm | #
|
|
قاسم عزیز. ....هوم...آخه چی بگم ..
از مردان امتیاز بگیریم ؟ برای چه ...مگر مردان حق امتیاز تمام امتیازات را در دست دارند و آن را به میل خود پخش می کنند.
قاسم جان..شما از دنیایی که انسانها بدون توجه به جنسیت و گرایش جنسی شان در آن برابر زندگی می کنند چیزی شنیده اید؟ نه این که چنین دنیایی وجود داشته باشد. بلکه از آرزوی به وقوع پیوستن آن ؟
مهشید |
Homepage |
02.24.03 - 7:12 am | #
|
|
از ظریفی پرسیدند: زن ذلیل یعنی چه؟
گفت والله نمیدانم فکر میکنم همان باشد که بالاشهریها بهش میگند تفاهم!
اگر منظور از فمینیسم ارتقاع سطح فکری و عملی زن در جامعه بدون رقابت با مرد باشد پدیده بسیار نیکی است.
اما اگر زاییده فکری است که میخواهد با مطرح کردن خود امتیازات بیشتری از مرد را به ارمغان بیاورد من فکر میکنم کلاه دیگری است برای سر ما آدمها.
ghasem |
02.24.03 - 5:36 am | #
|
|
mahshid jaan dishab fil (the hours) roo to cinema didam..dastanesh khylee ghashangh bood
vasat nemigam chee bood faghat migam boro bebinesh
khylee chiza vaseh ghoftan dareh
shadan |
02.24.03 - 2:53 am | #
|
|
مهشيد فمنيست عزيز!
گاهي في البداهه نطق كردن باعث ميشود حق مطلب ادا نشود، در متن بالا بايد ميگفتم كار آن دانه براي ابراز وجود بسيار زيباست نه اينكه فقط كار بدي نباشد.همين.
اما فمنيست جان اميدوارم مراقب سنگ نشدن باشي، ناسلامتي قبل از اينكه يك زن باشي يك انساني.
آزاده بماني.
سينا-& |
Homepage |
02.24.03 - 12:52 am | #
|
|
شايد بشود گفت:
فمنيسم يعني : تقلاي يك دانه براي پوست تركاندن و گياهوار قد كشيدن بسوي خورشيد از دل ترك خورده ي يك تخته سنگ.
اين چيز بدي نيست بشرط آنكه به تنيدن پيله و تولد تخته سنگي ديگر منتهي نشود.
( حرفي كه فروغ هم ميزد و در آخرين نوشته ام در وبلاگم بدان اشاره كرده ام.)
راستي دلت براي دخترت تنگ نميشود؟
اميدوارم شاد و سلامت باشيد.
سينا-& |
Homepage |
02.23.03 - 11:32 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|