- - 35Degree - -

من هم شدیداً معتقدم نباید دلی رو شکست به هیچ دیلیل حالا این یکی که جای خود داره. بعضی واقعا تحمل این نوع شکستها براشون سخت و دردناکه و در بعضی موارد مرگ آور. من خودم همیشه مدیون اون کسی میدونم که بدون آوردن هیچ دلیلی ترکم کرد و هیچ رد پایی هم نذاشت.


این " هیچ منطقی جوابگوی دلی که شکسته نخواهد بود." جمله جالب و فکر-بر-انگیزیه! اما این قضیه توضیح ندادنِ دلیل.. من باهاش موافق نیستم! به نظرم آخرین کار انسانواری که میشه در حق یار دلسوخته انجام داد اینه که با شجاعت تمام همه چیز رو براش توضیح بدیم. خود رو به کوچه علی چپ زدن و دَر رفتن خیلی توهین آمیزه! یعنی not only دلش رو شکوندیم، but also دو-دَرش کردیم! این یعنی بزدل بودن صرف! :-)


سارری!! قر و قاطی شد :
این "هیچ منطقی جوابگوی دلی که شکسته نخواهد بود." جمله جالب و فکر-بر-انگیزیه! اما این قضیه توضیح ندادنِ دلیل.. من باهاش موافق نیستم! به نظرم آخرین کار انسانواری که میشه در حق یار دلسوخته انجام داد اینه که با شجاعت تمام همه چیز رو براش توضیح بدیم. خود رو به کوچه علی چپ زدن و دَر رفتن خیلی توهین آمیزه! یعنی نه تنها دلش رو شکوندیم، بلکه دو-دَرش هم کردیم! و این این یعنی بزدل بودن صِرف.. :-)


البته منظورم از دلیل و برهان نیاوردن این بود که معمولا در اینگونه موارد (به نظر من) کتمان کردن تاثیر کمتر آزار دهنده ای دارد تا ارائه انواع دلایل که چرا من دیگری را به تو ترجیه دادم، از نظر من هر دلیل و برهانی ضربه ای دوباره به باخته این بازی است، البته توجیه نکردن با در رفتن یا به کوچه علی چپ زدن کمی متفاوت است.


آخ نميدوني چه لذتي داره اين affair


Gravatar آنچه كه مسلمه اينه كه دو رابطه رو همزمان نمي شه براي مدت طولاني ادامه داد. اگه رابطه اول براتون ارزشمنده هرگز نبايد اعتراف كنيد. اگه طرفتون از موضوع مطلع شد براي احياي از دست رفته ها تلاش نكنيد اون هرگز نمي تونه ببخشه اگه واقعا دوستتون داشته باشه. اين يه اصله.


Gravatar استادم بهش میگه ازدواج فکری...
اینکه تو با همسرتی زندگی میکنی همه جوره ولی بیرون ارتباطهای فکری زیادی برقرار میکنی ....البته فقط فکری....
ولی خداییش سخته که آدم یکیو دوست داشته باشه که از نظر جنسی باهاش همراه نباشه.


Gravatar من همیشه میگفتم این چطوری که یه مردی یه زن داره ،خوشگل،خانوم،باشخصیت،فهمیده،...بعد میره سراغ یه زنی که نه شکل داره،نه شخصیت ،نه... !پس اینجوریاست!!!( دیدین این مردا چشم بصیرت ندارن؟)


Gravatar این بحث تا وقتی که تجربه اش نکرده باشی و مورد بی مهری واقع نشده باشی یک جور معنی می ده، و وقتی بهت بی وفایی شد یه جور دیگه. مورد بی مهری قرار گرفتن خیلی سخته...اگه روشنفکر هم باشی، باز هم کار دله که منطق بر نمی داره...سخته...من می گم فقط اگه پیش بیاد، آروم می گیرم تا تموم شه...ازون چیزاست که هر چی بیشتر همش بزنی بیشتر بو می کنه :)


Gravatar ولی دو چیز رو من خیلی برام مهمه: 1) صادق بودن: با خودم، با دوستم، و دوست دوستم، 2) آزار ندادن. حتی آزار ندادن ممکنه بر صداقت ارجح باشه. یه 3 هم داره اینکه: وظیفه شناس باشیم: یعنی اگه رفتن دنبال عشق دوم باعث غافل شدن از اولی می شه، به نظزم صحیح نیست...بسه دیگه...افاضات فرمودیم!


Gravatar سلام . يه ديدگاهي هست در اين مورد كه نميدونم چقدر موفق بشم خوب بيانش كنم. اميدوارم قسمتي از زحمت بيانش رو با تامل خودتون به عهده بگيريد.
من فكر ميكنم يه اشكال اساسي تو روابط انساني داريم و اون اينه كه فرديت رو به رسميت نميشناسيم. من هنوز كه هنوزه نفهميدم كه آيا دوست داشتن كسي يعني ظهور رابطه اي مثل تملك؟ تو فهميدن معني تملك عجله نكنيد موضوع عميق تر از حرفاي رايجه.
چطور ميشه كه تو يه رابطه دوستانه يا عاشقانه عناصري از جنس معامله يا توقع از طرف مقابل اونقدر قوي و پرقدرت ميشن كه اصل رابطه رو تهديد ميكنن؟ (تو همه اين نكته هايي كه ميگم تجربه شخصي دارم و اگه خواستي بيانش ميكنم)


Gravatar چطور ممكنه آدم فقط بتونه يه نفر رو به همه ترجيح بده؟ و از هر نوع رابطه ديگه اي با ديگران صرف نظركنه؟ و چرا بايد چنين حكمي اينقدر معتبر بشه كه صحبت از خيانت و دلشكستن و اعتراف و... وسط بياد؟
اينا همش به خاطر اين پيش مياد كه ما از يه زابطه ذاتا غني استفاده مبتذلي ميكنيم. بنابراين اذيت ميشيم و اذيت ميكنيم. اگر عشق و دوست داشتن سبكبالمون ميكنه بخاطر كيفيت ضد خودخواهيشه و ما دقيقا با وارد كردن عنصر تملك يعني خودخواهي بر ضد عشق حركت ميكنيم و تو تناقض مي افتيم . روح ما ميفهمه كه تناقضي هست اما عقلمون نميتونه درست تحليلش كنه و به حساب خيانت و دلشكستن و بي وفايي ميذاره .
البته اينو هم بگم من با اينكه از اين كلمه عشق استفاده كردم ولي اعتراف ميكنم نميدونم چي هست؟ آيا هيجانات و شوق و ذوقيه كه براي طرف مقابل داريم؟ آيا احساس نياز شديد به بودن با ديگريه ؟ آيا يه خواهش جسمانيه؟ نميدونم . واقعا نميدونم . براي همين تو ادبيات شخصي ام تا به حال براي هيچكس و هيچ چي استفاده اش نكردم و تو اين بحث هم معناي اصطلاحي و رايجشو در نظر ميگيرم .


Gravatar خوب. من فكر ميكنم تو ديدگاه من وفاداري و خيانت كاملا بي معنا هستند . اين ساده ترين و طبيعي ترين حق هر كسه و خيلي بايد محدود باشيم اگه نخواهيم يا اجازه نديم تجربه هاي زيادي داشته باشيم. اين كجاش بده؟ به نظر من بديش مجازي و عارضيه . يعني خودمون بارش كرديم و خودمون هم گرفتارش شديم. به همون دليل كه اون بالاتر نوشتم . رابطه غني و ابزار بسيار خوبي رو بي جا و بدون شناخت كيفيت و كاركردش استفاده كرديم.
من زحمت زيادي متحمل شدم تا اينو نه مستقيم بلكه در طي زندگي به همسرم هم انتقال بدم و مطمئنش كنم كه دوستي هاي من يا او با ديگران طبيعي و گاها ضروريه و اطلاع دادن جزييات به همديگه بستگي به توافق و تمايل طرفين داره.
خود من شخصا تصميمي كه براي همه امور زندگيم گرفتم اينه كه هيچوقت خودمو تو موقعيتي قرار ندم يا حرفي نزنم كه اگر همه عالميان بفهمند شرمنده بشم يا بترسم يا ميل به تحريف و تغييرش داشته باشم. اين تصميم خيلي جاها عملم رو محدود كرده خيلي جاها شهامتمو زياد كرده بسته به اينكه هر بار چي برام مهمتر بوده . ولي پنهان كاري نداشتم و انشالله نخواهم داشت.
زياد شد اگه تا اينجا رو خونديد و مشكلي نبود و دوست داشتيد از تجربيات خودم هم برات مينويسم.


Gravatar فروغ عزیز مرسی، مجموع دیدگاهت برای من هم قابل قبوله، ولی به نظرم یک کمی با شعار امیختس، منظورم اینه که در عمل استفاده از تمام یا جزء بزرگی از آزادیهای فردگرا ختم به همون جایی میشه که انسان دیگه شهامت باز عمل کردن رو نداشته باشه و یا اگر هم داشته باشه باعث رنجش شدید پارتنر یا به خطر افتادن رابطه بشه، مشکل اینه که حس مالکیت هم یکی از مختصات انسانی و ذاتیه و ما عملا در برخورد بین دو جنبه از غریزه انسانی باید راه حلی متعادل پیدا کنیم. از شنیدن تجربیاتت حتما استقبال می کنم.


Gravatar ama baz fekr mikonam age kasi dar in sharayet gharar begire rastesho bege be tarafesh behtare ta ghayemesh kone..albate age hese jadid vagheiy tar az hese ghabli bashe..ama ba oon jomleie zirakaneie shoma ke migid dar soorate erza nashodan az tarafe hamsar ya eshghe felitoon mitoonid berid soraghe farde jadid faghat jahate erza shodan va ino penhoon konid az eshghe aslie zendegitoon movafegh nistam..behtare iek adam age vaghean adame va takamol iafte o farhikhtast eshghe jesmi va hesie khodesh ro ba hamoon fard tabadol kone va sadeghane niazhashon baian kone...va agar niazesh bartaraf shod va baz ham raft soraghe ie hese masalan movazie dige ( lol..khodsho gool mizane mikhad hese tanavo talabisho erza kone ..) in ie khianate mahze...va ba arze mazerat tahavo avar va Zeshto gheyre ensanie..bye


Gravatar روشنک جان با عرض پوزش، ولی پیش فرض ها همچنان مبنای استدلالات شماست... من دفاع خاصی ندارم، ولی اصل بحث من سوال از خودم و شخص شماست، که بر مبنای کدام قانون طبیعت این احساسات و پیرو اون عمل موازی تهوع آوره؟ آیا این فقط یک قانون خودساخته ما نیست؟ (این سوال رو از خودم هم دارم). ضمنا من گفتم که انسان به دونفر حس موازی در ابعاد مختلف پیدا کنه، فکر می کنم به این قضیه هم با فرض خیانت و یا مثلا خسته شدن از نفر اول نگاه کرده اید، اما فرض من فقط دوشاخه مختلف از احساسات بود، حتی با حفظ علاقه به نفر اول، سکس هم البته یک مثال ملموس بیشتر نیست.




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan