- - 35Degree - -

یکسره موافقم!


خيلي جالبه كه من در يك زمان هم بازيگر نمايش دوم و هم نمايش سوم هستم. واقعا كه زندگي چه بازيها يي كه نداره. توي يكي در موضع قدرت و توي يكي ديگه در موضع ضعف. و همزماني شروع اين بحث تو توي تصميم گيري بهم خيلي كمك كرد.از موضع ضعف خارج ميشم و تمومش ميكنم با يم دنيا خاطره خوب . اين به مراتب راحت تر از متوجه كردن ادم نازنين و شكننده ايه كه نميدونم چطوري كمتر بهش اسيب بزنم. كسي كه از من خيلي كوچكتره و با وجود تذكر هاي پي در پي من دلبسته شده. اونم براي اولين بار توي عمرش . كمكم كن كيوان.


مورد 4 بسیار خوب! ولی هیچ دقت کردی که «نتیجه» رو از دید طرف قوی نوشتی؟ ...یه چیز دیگه که تو پست قبلی هم می خواستم بگم: صرف ضعیف بازی کردن ما رابطه رو خراب می کنه. یعنی ما مسوولیم (در برابر خودمون) که تو هیچ رابطه ای ضعیف نباشیم (منظور قلدری نیست! بلکه اینه که عقل و احساسمون رو هماهنگ کنیم و سعی کنیم بهترین حالت ارتباط رو دنبال کنیم. تو رو در وایسی نیفتیم و هر جا لازم بود صحبت کنیم تا شفاف باشه)، چون صرف ضعیف بودن ما امکان سوء استفاده (عمدی یا غیر عمدی) طرف مقابل رو فراهم می کنه. :) و در کل ممنون که سعی کردن بحث رو روشن کنی. :)


این سه گانه خیلی خوندنی بودن


Gravatar کيوان جان، واقعا جالب بود نوشته ات، و مقداری از پيچيدگی روابط عشقی رو نشون ميداد. من هم در چنين درگيريهای ذهنی و موقعيتهای مختلف ضعف و قدرت قرار گرفتم تا به حال و کاملا دغدغه فکريت رو می فهمم و با نتيجه گيريت هم کاملا موافقم.




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan