|
|
|
توی خاطراتِ من پدربزرگها کمرنگترند، یا حتا پیرمردهایی اینچنین. تا قبل از به عقل رسیدن من و ترجیحِ نشستن به ورجه-وورجه کردن، رفتهاند. این پیرمردِ شما به من هم چسبید.
مکین |
Homepage |
11.26.07 - 5:59 pm | #
|
|
نمي فهمي چه عادتي است يا چه سياستي است كه هميشه جمله ها را طوري تنظيم ميكند كه وقتي منتظر كلمه سرنوشت ساز هستي، سيگار به دهانش برسد
این خیلی خوب بود.
maryam |
Homepage |
11.29.07 - 12:08 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|