Gravatar چه طور آن آهوی دم غنیمت شمار بکند، ما نکنیم؟! شما ایمیل کن پسرم. حیف است. از همین حالا داریم از فضولی نامه ی تایلندی، هی انگشت سبابه مان را گاز می گیریم که! بعد در مایه های پینگ پونگ شو و این ها باشد که بدک هم نیست، ها؟!

آقاجان! دلت خواست این را به حساب یک کامنت المپی/ اسکاتلندی بگذار. بدجور در زمانی کوتاه، این وبلاگت خواندنی شده. رسمن رفته جزء آن سه تای اول که هر روز باید به شان سر زد. واجب کفایی هم نیست حتا.
بعدتر، از این قیلترشکن های مشکوک می خواهی برایت بفرستم؟ این جور وقت ها کار راه می اندازد.


Gravatar بنده ی حقیر به شخصه برای شما دعا می کند.. خداوند لذت کامنتینگ را به شما بدهد. با توجه به اینکه خداوند محض نمونه حتی یک بار در سال گذشته ادعیه ی بنده را پاسخ نداد اینطور حدس می زنم که امسال جبران کند پس شما فرصت را غنیمت بشمارید و به امامزاده ی ما دخیل ببندید


Gravatar خب اصن همه رو برای همه تو کامنت‌دونیِ هویدای مکین بنویسین :ي
ما هم که بخیل نیستیم می‌رسونیم دستِ ملت صحی-سالم.


Gravatar جناب علی‌بی عزيز! آقای اولدفشن وقتی كه بچه بود، بزرگ‌ترهايی كه نمی‌توانستند در وبلاگ او كامنت بگذارند، عينك مشاراليه را از روی چشمانش برمی‌داشتند و به زمين می‌انداختند و چندبار بر آن لگد می‌كوبيدند! بنده هم در اين سن‌وسال و در اين لحظه، تنبيهی جز اين به نظرم نمی‌رسد كه خودم – نيابتا ً از سوی شما - با عينك‌ فعلی‌ام چنين كاری كنم؛ البته پس از نوشتن و ارسال اين كامنت. به فكر راه حلی برای كامنت‌‌دان وبلاگم هستم؛ اما مشكل‌هايی هست كه بايد با خوانندگان مطرح كنم و از آن‌ها راهنمايی بخواهم. البته تا آن زمان، من هم می‌توانم پيش‌نهاد كنم كه از ای-‌ميل بنده به عنوان واسطه‌ «حمل‌ونقل و نصب در محل» كامنت‌های‌تان استفاده كنيد؛ اما بسيار نگران همه آن چيزهايی هستم – مثلا ً يك تاخير يا فراموشی ناخواسته - كه می‌تواند شائبه و سوء‌تفاهم «مُدِرِيت» كردن را به وجود آورد؛ كه در آن‌صورت، حتی لگدكوب كردن ده‌ها عينك هم، آب رفته را به جوی باز نخواهد گرداند. با اين‌حال، «همه رقمه» در خدمتم!


Gravatar آقا این همه مدت که ما غصه‌ی کامنت‌هایی که می‌شد این‌جا در کرد و سیستم اجازه نمی‌داد رو خوردیم، شما کجا بودید؟ نه، کجا بودید جناب علیبی؟ نه، ولی دیدن اسممون لذت‌بخش بود :دی


Gravatar آقا اصن می‌خوای کامنتای بقيه رو هم بده من برم برات پست کنم. اسم وبلاگمم می‌ذارم گوسپت پست‌چی.

مام که به سلامتی مشغول مشقیم و دائم الکامپیوتر!


Gravatar لابد بنده خنگ هستم، چون هنوز نفهمیدم مشکل چی هست. آخر چرا نمی شود آنجاها کامنت گذاشت؟


Gravatar میرزا جان. بر ساحل سلامت نشسته ای و آمار مصیبت های طوفان را نداری. ولی واقعن به نظرت چرا؟


Gravatar آقا جان، اين کامنت داني خودتان هم با فايرفاکس عزيز باز نمي شود و ما محض گل روي ناديده ي شما خفت آي اي را به جان خريديم. البته ما خودمان واقفيم _ به قول دوست مشترکمان نامجو_ که اين توجيهي براي بد بودن آن کامنت داني نيست.
نقدا اين آدرس را براي نامه هاي برقي به زبان مادري يا استکبار جهاني برايتان مي فرستيم. الباقي زبان ها آدرس ديگري مي طلبد. گرچه که ما مشتاق هر گونه نامه اي، از نامه ي سفيد و خالي بگير تا نامه هايي که بايد زبانشان را کشف کني، هستيم.


Gravatar شبیه این است که یکی در خیابان جلوی آدم را بگیرد بگوید چرا؟ چی چرا؟ یعنی اول جمله خبری لازم است که بعدش بگویی چرا. حالا قضیه این است که من چون در آن ساحلی که فرمودید نشسته ام نمی دانم چی که بعد برسیم به چرا. خلاصه غم آخرتان باشد. حالا این ساحل که گفتی واقعا چرا؟


Gravatar ای بابا! من تازه همین الساعه متوجه شدم که منظور از این خانم ستاره من هستم! آخه چرا ستاره؟


Gravatar نکنه بخاطر اون شکل متقارن؟


Gravatar نه خب... اون پست مربوط به ستاره که دیرتر از این پست نوشته شده!




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan