|
|
|
یکی از کامنتها (به قول خودتون به روح امام کپی پیست دارم میکنم):
"
اقای ابطحی خیلی با حال و مدرن میباشد"
mohi |
04.07.08 - 8:50 am | #
|
|
سلام، تو چطوری؟ من خوبم.
Osmosis |
04.07.08 - 9:49 am | #
|
|
به به. ماشالله یکی از یکی بامزه تر.
(
می گوییم شما کلن پسرم بیا یک جای جامعی برای این طنزهای آماده ای - فایده دارد این وسط به آقارضا قاسمی سلام کنیم؟ - که می گردی و پیدا می کنی، درست کن. حیف می شود این گل گشت هایت ها.)
سر هرمس مارانا |
Homepage |
04.07.08 - 2:09 pm | #
|
|
مواد خام ادبی نیست که به آقامان رضا قاسمی سلام کنیم. باید به امیر قادری سلام کنیم که چندان خوشمان نمی آید.
alibi |
Homepage |
04.07.08 - 2:43 pm | #
|
|
آقا، بنده پیشنهاد دارم که اینجا از اینی که هست بهتر بشه. شما الان لطف میکنید میگردید توی ستینگهای بلاگتون، TRACKBACK رو کلاً از بیخ disable میکنید. همین الان دست به کار شید جناب. این مشکل کامنتینگتون دیگه 100٪ حله.
Farbud |
Homepage |
04.08.08 - 2:07 am | #
|
|
بابا اونقدام وقیح نیست
حدقل ادا در نمیاره
ارنستو |
Homepage |
04.08.08 - 10:25 am | #
|
|
در همين ادا در نياوردنش هم ادا و دروغي نهفته به خيالم
پونه بريراني |
Homepage |
04.09.08 - 6:53 am | #
|
|
شرمنده آقا تکراريه ولي يه شعر يادم امد:
از شصت و زبان که برآيد
کز عهده فحشش بدر آيد
ملي |
04.10.08 - 10:19 am | #
|
|
خانم ملی. بسیار به جا و پسندیده بود. تکراری هم نبود.
alibi |
Homepage |
04.10.08 - 3:09 pm | #
|
|
واییییییییی! من بعد مدتها چند پستتان را یک دفعه خواندم و رسیدم به آن جنگل سراوانتان! اخوی من نزدیک بود کل زندگیم را ببازم سر بوسیدن و مالیدن در آن جنگل!
بنده و آقایی که زمانی انگ دوست پسر یدک می کشید رفتیم آن جنگل و من خر! بردمش داخل جنگل و هی هم را بوسیدیم و بوسیدیم و من به روح امام قسم !! حاضر برای هر کاری بودم آقا رخصت نمی داد وداشتم می گفتم مگه منو دوست نداری که ...
نگهبان که پشت بوته ها کمین کرده بود ظاهر شد و با چه بدبختی نجات پیدا کردیم! می خواست ما راببرد پاسگاه سراوان تحویل دهد!
هنوز هم پاهایم می لرزید با یاد آوریش مثل آن روز!
حق داشتید!
... |
04.12.08 - 1:32 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|