|
|
|
این نوشته ات را ندیده بودم... به شکل بی رحمانه ای مزه داد.نمی دانتم چرا. بیشتر از بقیه نوشته هایت با آن احساس نزیکی کردم.
این نوشته ات را هرگز از یاد نبر و هر وقت که می خواهی بنویسی آن را به یاد بیاور.
آرتاهرمس |
Homepage |
07.21.09 - 1:46 am | #
|
|
آقای رضایی، قرار همین بود که همه پخش باشند. نباید در یک جا جمع می شدیم. حتی توی خیابون می اومدن و بستنی می خوردن... کافی بود و همین هم شد. این بهتر از دستگیری بود.
sh |
07.17.09 - 7:45 am | #
|
|
این عکسایی ام که بهار گذاشته که همون چند 100 نفرین که علیرضا میکه که!ـ
http://iranian-vote.blogspot.com...2009/07/
18.html
نیما |
Homepage |
07.16.09 - 3:37 pm | #
|
|
خب آره پس چی فک کردی! فک کردی این ملت چاپلوس جرات هزینه دادن دارن! می خوان بشینن یه سری بیان همه کاری واسشون انجام بدن! فقط زر بزنیم ما! کسی که حتی راهپیمایی 3میلیونی رو جرات نکرده بیاد وقتی بهش میگی دیگه انگار داره تموم میشه سرخ میشه که نه چزا اینجوری میگی!ـ
نیما |
Homepage |
07.16.09 - 3:34 pm | #
|
|
http://iranian-vote.blogspot.com...2009/07/
18.html
inam aksaye 18 tir.
fekr konam 5shanbe rafte boodi shabdolazim.
bahar |
07.16.09 - 12:27 pm | #
|
|
سلام فقط نمیدونم چرا هر وقت یکی ساز مخالفت میزنه همه میخوان به خارجیها نسبت بدن خود مردم ایران بلد نیستن مخالفت کنن منظورم اون اقای که لینک سایت مردمو میده میگه این افغانیه آخه فرق تو با جمهوری اسلامی چیه اونا هم تا تقی به توقی میخوره میگن آمریکا و اسرائیل دست دارن شما هم تا یه نفر نظر مخالف میده میگین افغانیه بابا یه کم شورتون رو به کار بندازین افغانیها چی کار دارن به این کارا به اندازه کافی مشکل دارن که نمیرسه در مورد مشکلات انتخاباتی جنابعالی نظر بدن یه کم خجالت بکشین ولتون کنن میگین احمدی نژاد هم افغانیه و همهٔ بسیجیها هم افغانی هستند تاف به عدمی که از سر خشم همیشه گوه کاریهاشونو میندازن گردن بقیه اینه که ما آدم نمیشیم الان بعدش میگین اینهم افغانی بود فرزاد
FARZAD |
07.16.09 - 9:23 am | #
|
|
از ماســت که بر ماســت.
شرمنده غم تو ام ای طنناز عزیز...
me |
07.16.09 - 8:21 am | #
|
|
در این سرزمین "بلازده"،
قاتلان،
سلاطینند.
حالا یا با بیکفایتی آن ها در جاده ها و هواپیماها یا با جلادی آن ها بعد از گل رای با رگبار گلوله.
هر یک لحظه ادامه حکومت این جانیان جز نکبت برای این ملت رنجدیده ارمغانی نخواهد داشت.
با اندوه و غم فراوان و تسلیت به خانواده و بستگان قربانیان سقوط هواپیما.
آرش |
Homepage |
07.15.09 - 6:52 pm | #
|
|
بعد از گوگوش ابی هم به اعتصاب غذای نیویورک می پیوندد:
"
باید دستها را در دست یکدیگر گذارد و در برابر ظلمت و تاریکی ایستاد."
ابراهیم حامدی( ابی)
۲٣ تیرماه ۱٣٨٨
دوستان گرامی باید هشیار بود. عوامل نکبت ولایت فقیه با کامنت گذاری های تفرقه افکنانه در وبلاگ ها فعال هستند. آن ها می خواهند این جنبش سترگ و این اتحاد افتخارآفرین شکست بخورد.
بیایید با خرد خود دشمنان مردم و آزادی را به زباله دانی تاریخ بیفکنیم. ما روزی را که ولایت فقیه به قانون اساسی اضافه شد روز "نکبت" نامگذاری خواهیم کرد تا عبرتی باشد برای همه نسل ها و عصرها!
آرش |
Homepage |
07.15.09 - 3:59 pm | #
|
|
سلام عليرضا جان. خوشحالم که برگشتی.
من فکر می کنم که تو انتظار داشتی خيلی آدم ببينی و برای همين به نظرت انقدر کم اومده و تو ذوقت خورده. من که انتظار نداشتم هيچ کسو ببينم به نظرم مردم زياد اومده بودن. اصلاً فکر نمی کردم کسی به اون صورت بياد
ندا |
07.15.09 - 12:43 pm | #
|
|
چه انتظاری داری دوست عزیز؟! انتظار داری کسانی که برای زندگی بهتر میجنگند، جانشان را فدای آن کنند؟ بله قشر روشنفکر و تحصیلکرده عاقل است و عاقل ترسو است. نباید کسی را که برای حفظ جانش به خیابان نمیریزد ملامت کرد. تو که از اول در شلوغی ها بودی، اگر یک دوهفتهای بازداشت میشدی و آب خنک میخوردی، این رجزخوانیها یادت میرفت. تا اون تو نباشی، و از آن آب خنک نخوری، نمیفهمی چه میگویم.
در ضمن یادداشت اخیر من در همین مورد است، خواستی بیا و نگاهی بینداز.
بوف بصیر |
Homepage |
07.15.09 - 10:44 am | #
|
|
اولا بگم بعد غيبت چند روزت خوشحالم دوباره پيدا شدي. بعدشم رفيق ديگه اينقد بد خط خطي نكن!روز 16 تير كي ميگه پنجاه نفر بيرون بودن؟ما با رفقا از ستارخان راه افتاديو سمت بلوار از اونجا هم رفتيم سمت انقلاب.گمونم شيشه هاي عينكت كمي بخار گرفته بود درست حسابي ما رو نشمردي
ع.غ |
07.15.09 - 8:54 am | #
|
|
Aghaye Rezayie aziz.ba tashakor az tanzhaye aalitun.mikhastam begam age shoma budid.ma ham budim.khode man gheiere 1ruz k unam natunestam hame ja budam.18 tir ham meidune enghelab budam.kesi ham sang nazad.az khiabun enghelab hedayatemun kardan!!! be samte ghods,az unjab e 16 azar va az 16 azar b khiabune karegar.az unja ashk avara shuru shod.hame ham hadaxar shoar midadan kesi sang nemizad.azunja k hamle kardan dar nahayat raftim tuye park,police ham vared park sshod va hata tuye park ham ashk avar mindakht.az dar aghab farar kardim b samte khiabun fatemi(jeloye pasaje fatemi).unja ham modati shoar dadim k bad 6-7 ta vanete police resid va bad az zadan e ashkavar maro mizadan,beine mashina donbalemun mikardan o kheiliamun ba shnas gheser dar raftim.hata midunam chand nafaro gereftan.manam un shab kheili del cherkin budam k chera mardom naymadan.ama lotfan kesayi k umadan kharab nakonid k sang zadana o ....
Sabz bashid
Mahan |
07.15.09 - 7:31 am | #
|
|
"وگرنه شايد هنوز هم روحانيت همراه قاجار در حال چپاول و اداره مملکت به سبک مدرن ترش مثل خيلى جاهاى ديگر مشغول بودند"
بی انصافی یا بی اطلاع
خیلی از شهیدای مشروطه روحانی بودن
Anonymous |
07.15.09 - 6:08 am | #
|
|
ادامه مطلب
در زمان انقلاب مشروطه هم ايران توانست از پيش آمدن انقلاب در روسيه و درگيريهاى زياد روسيه در آن زمان از فرصت پيش آمده استفاده کند و به عبارتى فارغ بال راه تکاملى خود را به پيش ببرد
وگرنه شايد هنوز هم روحانيت همراه قاجار در حال چپاول و اداره مملکت به سبک مدرن ترش مثل خيلى جاهاى ديگر مشغول بودند
من هم مثل شما آمدم ننوسيم دلم نيامد که اينها را با شما در ميان نگذارم
البته بايد اشاره کنم که منظورم از روحانيت بخش مرتجع و متحجر آن ميباشد که معمولا تا بحال متاسفانه اکثريت اين قشر را در بر گرفته
نکته مهم این است که دموکراسی محصول سخنرانی و صدور بیانیه سیاسی نیست، دموکراسی محصول اقدامات عملی است.
کسى که خواهان دموکراسى است و براى جمهورى دل بسوزاند بايد اقدامات عملى هم بکند
جنبش دانشجويى در ده سال پيش يادتان هست
خاتمى هم همين بلا را سر دانشجويان آورد که الان هم دارد بر سر اين حرکت مردمى ميآورند
در پشت پرده آنان را ميترسانند و در هيچ شرايطى حاضر به حرکتى مستقل نيستند
خلاقيت و يا جرئت نافرمانى مدنى را هم ندارند و شايد هم به آنها تلقين کنند که اينگونه به زعم بعضى ها تند رويها جايز نيست
Azad |
07.15.09 - 5:25 am | #
|
|
ادامه:
پس حبس خانگی نیستن.خانم رهنورد حضورشون در دانشگاه طبق روال عادی انجام میشه..پس پاهاشون نشکسته.حبس خانگی هم نیستن!!!!!!!!!!
اینها که میتونن به دیدن خانواده قربانیها برن،قلم پاشون شکسته بود 18 تیر بیان تو خیابون "راااااه" برن؟ که من و امثال من هم بدونیم واسه کی داریم خطر میکنیم؟
حالا که اهل واقعیت گفتن هستی،چرا اینها رو نمیگی؟رهبر جنبش ما کدوم گوریه؟همه دوستاشو گرفتن.همکاراش تو زندون دارن " شکنجه" میشن.مردمو کشتن....یه تحصن میکرد چی میشد؟تو نمیرفتی پشتش؟من نمیرفتم؟اونی که میترسه نمیرفت؟اونی که جونشو میده نمیومد؟چرا...میرفتند و میرفتیم.این مردم نگرانن.نگران کم آوردن رهبرانشون.نگران اینکه پشت پرده چه خبره.آقایون تا قم میرن ولی تا میدون 7 تیر نمیان.چرا؟اینها واقعیت نیستن؟هستن . رهبر جنبش لب تر کنه..ما با همه وجودمون میایم پشتش.یعنی ایشون یه تصویر تو یوتیوب هم نمیتونه بذاره؟شما این رو میپذیری؟من نمیپذیرم.....
مشکل ما اینه.....
چند روز دیگه تحلیف احمدی نژاده،تازه آقای موسوی میخواد حزب و جبهه تشکیل بده.حتما" منتظر مجوز حزبش هم میمونه !!!تا 4 سال دیگه که احمدی دوره ریاست جمهوریش تموم شه انشاء الله مجوز آقا هم صادر میشه!!!!!!!!!
نه برادرم.ما هستیم.ما رفتیم.هر 5 شنبه هم میریم....ولی اونها نبودن..نیومدن..و از قرار معلوم 5 شنبه هاهم نمیخوان بیان با هم بریم " پیاده روی"....!!!
ولی امان از تعصب کور.یک همچین مطلبی رو تو بالاترین بنویسم،40000 تا منفی و فحش میدن و کامنت میذارن که"بسیجی بو گم شو"!!!
ببخشید.دیدم واقعیتو نوشتی.دلم گرفته بود.گفتم من هم واقعیتی رو که فکر میکنم مشکلمونه بگم.
من هستم...
تو هستی...
او کجاست؟...
ما هستیم...
شما هستید...
کاش اونها هم بیان با هم بریم پیاده روی 5 شنبه ساعت 5 بعد از ظهر ...!!!!!!
HOMAYOON |
07.15.09 - 4:41 am | #
|
|
مسعود بهنود: می گویم همان که عبدالله رمضان زاده یک ساعت قبل از دستگیریش به دوستان مشارکتی گفت. ضبط شده در دنیای مجازی هم هست .
این نوار دست بازجویان رمضان زاده هم هست . الان هم دارد برای آن گفته ها تقاص پس می دهد مرد شجاع سخنگوی دولت خاتمی. خلاصه اش این می شود که این مرد با جربزه و صادق می گوید هر چه می کند جناح اقتدارگرا از آن روست که می ترسد و چاره را در آن می بیند که بترساند. فقط برای رعب دوستان ما را گرفته اند، منتظریم ما را هم بگیرند. همه جا را باخته اند و می خواهند آرمان فروشی کنند، معامله کنند، باید روزنامه ها بسته باشد و ما هم نباشیم که سخنی بگوئیم. همین است و دیگر جز این خبری نیست. می خواهند رعب بیندازند که بتوانند بلکه مدتی دیگر قدرت برانند.
همین امروز و فردا برایتان خواهم نوشت چه کس سزاوارست غمگین باشد. خواهم نوشت که چرا آنان که خواهان زندگی بهترند نباید نگران باشند. برایتان خواهم نوشت محنت سرائی که به همت شما برای متحجران فراهم شده. برایتان خواهم نوشت چه داشتند و چه دارند. و خواهم نوشت که چه غنیمت نصیب ما شد. http://www.roozonline.com/
persia...65598203b6.html
M |
07.15.09 - 4:39 am | #
|
|
سلام آقای رضایی.
آدمخورها داشتن دو نفر رو تو دیگ میپختن .اولی گفت:یه کاری بکن .دارن میپزنمون.دومی گفت:ناراحت نباش.بذار بپزن.منم دارم میرینم تو غذاشون...!!!
حالا هم میگیم:آقا نباید بذاریم احمدینژاد بره تنفیذ و تحلیف،میگن:بذار بره...ما هم میدونیم چکار کنیم: وقت نشون دادن مراسم،اتو رو میییییزنیم تو برق تا باباشون در بیاد...(میرینیم تو غذاشون)!!!!!
میدونی...جنبش ما صاحب نداره. خمینی اقلا" اگه رهبر انقلاب بود،یه جراءتی داشت.رهبر این جنبش کیه؟آخه من میخوام بدونم کی موسوی از خونه اومد بیرون که ما نرفتیم پیشوازش؟ آخه کجا دیدی مردم به دعوت رهبر جنبش بیان بیرون،بعد رهبر جنبش از پشت تلفن با مردم صحبت کنه و بگه تو ترافیک گیر کردم که نیومدم.!!! مردم به امید آزادی بیشتر به موسوی رای دادن،پای رایشون واسادن،خون دادن، جوان هاشون رو دادن که موسوی هنوز منتظر مجوز از وزارت کشور ا.ن باشه و با مجوز بیاد تو خیابون؟مردم داشتن بخاطر موسوی جونشون رو تو خیابون میدادن.آقا منتظر مجوز از کانون کودتا برای اعتراض به اصل کودتاست...!!!
من روز 18 تیر ،از 7 تیر تا انقلاب با 3 نفر دیگه رفتیم و برگشتیم.مردم تو پیاده رو ها موج میزدن..همه منتظر...منتظر یکی که بگه غیر از راه رفتن چکار کنن.ولی آخه کجای دنیا دیدی این حرکت ها بی رهبری انجام بشه؟اگه 50 نفر با هم وسط خیابون میومدن،قسم میخورم ظرف 10 دقیقه جمعیت به صدها هزار نفر میرسید.چون بیشتر از این جمعیت ،تو پیاده رو های انقلاب راه میرفتن.ولی مردم نمیتونستن بایستن...راه میرفتن . جمعیت تو پیاده رو هم که جایی حساب نمیشه.این مردم رهبر میخوان.یکی که بهشون بگه بیاید تو خیابون.آخه من از کجا بدونم کسی که تو بالاترین مینویسه:""مسیرهای راهپیمایی 18 تیر"" منبع موثقه یا تله است؟
سوال من اینه:موسوی و رهنورد،امروز 23 تیر،به دیدن خانواده شهید اعرابی رفتن.پس حبس خانگی نیستن.چند روز پیش با کروبی و خاتمی جلسه داشتن. پس حبس خانگی نیستن.خانم رهنورد حضورشون در دانشگاه ط
HOMAYOON |
07.15.09 - 4:34 am | #
|
|
از متن نویسنده تا کامنت ها! دقت کنید بهشون. این عادت زشت همیشگی ما ایرانیهاست. یا این ور بوم. یا اون ور بوم. یکی میگه هیشکی نبود تو خیابون. یکی میگه خیلی عالی بود. و اما نظر این حقیر
18 تیر روز مهمیه. از 10 سال پیش تا حالا بوده. اونایی که میگن مگه قراره هر روز ملت بریزن تو خیابون، من بهشون میگم که نه! قرار نیست. ولی 18 تیر باید بیان بیرون و تظاهرات کنن
مساله دیگه ای که هست اینه که بله. درسته. مردم اون جوری که باید حمایت نکردن و نیومدن. اونم تقصیر امثال ماست. همونطور که دوست عزیزی هم گفته ما مشکل اطلاع رسانی داریم. نه در مورد تاریخ و مکان و ساعت راهپیمایی. بلکه در مورد اینکه بزرگی و شدت خطر رو به مردم هشدار بدیم. مردم دارن فکر میکنن که 30 سال گذشته از این به بعد هم همینجوری خواهد بود. باید بهشون اطلاع بدیم. ما خودمون را از بدنه جامعه جدا کردیم. ازشون سبقت گرفتیم. باید دستشون رو بگیریم بکشیم یا برگردیم پشت سرشون هلشون بدیم بیاریمشون جلو.
یه مساله دیگه هم که میخوام بگم در مورد روش جدید راهپیماییه که منشا اون هم از صحبتهای آقای سازگاراست. مردم دیگه خیلی لزومی نمی بینن که اگه اومدن بیرون تجمع کنند. فکر این هم از سازگارا بود. 18 تیر هم به همین دلیل تجمع خاصی شکل نگرفت، اگر چه تعداد هم اونجور که باید نبود. راستش من معتقدم مردم ترسیدن. شایدم حق دارن. به هر حال فکر می کنم انقدر گفتن مبارزات بیخشونت که داریم تو این مورد هم از این ور بوم میفتیم.
رضا وطن پرست |
07.15.09 - 4:29 am | #
|
|
یکی پیش بینی کنه روز جمعه در بهترین حالت چه اتفاقی خواهد افتاد؟
- فکر نکنم دیگه دکان "دونبش" کارساز باشه. به گمان من با نیمچه خبر خوبی شاید آمد.
ایده آل اینه که بیاد و بگه به درخواست مراجع تقلید آقای دکتر احمدی نژاد برای منافع عالیه کشور از حق خودشون گذشتند و داوطلبانه خواستار برگزاری مجدد انتخابات میشن. انتخاباتی که در آن نه احمدی نژاد و نه میرحسین نامزد نخواهند شد.
هاها شتر در خواب بینید پنبه دانه. ولی از شوخی گذشته این یک راه حله که می تونه روی میز باشد.
آرزو بر این ملت رنجدیده عیب نیست!
آرش |
Homepage |
07.15.09 - 4:20 am | #
|
|
نميشناسمت ولى اين مهم نيست که بشناسمت
نا اميدى اون هم بخاطر يک حرکت نا تمام و يا يک روز نافرجام
البته نه اينکه شما نااميدى بلکه اينگونه در التهاب نزديک به نا اميدى قرار گرفتى
تازه اون هم اون گوشه اى که تو بودى شاهد ماجراى نافرجام بودى نه همه جا و لى اين حکومت نظامى که راه افتاده بود خودش نشان دهندهء خيلى چيزها بوده
و حداقل اين نبايد نشانى از نا اميدى در تو باقى بگذاره
همه اين روزها و ناکامى ها از يک طرف بخشى از زندگى است و از طرف ديگر هم بخشى از روزهاى مبارزات است
ما در شرايط سختى در حال مبارزه هستيم
از يک طرف نقش مطبوعات رو بايد بعهده بگيريم و از طرف ديگر هم بايد مثل يک مبارز حرفه اى از هر لحاظ آمادگى داشته باشيم
خوب اين وقت و انرژى زيادى از همه ميگيره
تو خيابانها هم که ميبينى از يک طرف شعار بده و از طرف ديگر فيلم بگير و عکس بگير و در انتها هم فرار کن و سنگى هم پرتاپ کن و جلو آتش وايستا که بتونى حداقل چشاتو واگنى و نفسى بکشى
تازه همهء اين کارهاست که باعث شده اين اطلاع رسانى ها و اقدامات در راستاى تکاملى خودش گام برداره
زمان انقلاب يک استثناء بود که شاه اشتباهاتى رو مرتکب شد و همچنين شانس ها و هماهنگى هايى که با شرايط جهانى جور در آمد و آنگونه ادامه پيدا کرد که دخالت بيگانگان به ضرر انقلاب وارد عمل نشد
ولى الان دخالتهاى بيگانگان و يا اظهار نظرهاى آنها به نوعى به ضرر اين حرکتهاى مردمى و جنبش وارد عمل ميشود و يا شده است
مثل مورد روسيه
و مسلم است که براى بسيارى دشمن احمق تر پسنديده تر است از ايرانى که بداند در کشورش به چه چيز نياز دارد
يک متوحم که افکار پارانوييدش را با صداى بلند فرياد ميکند بهتر است براى کشورهاى بحران زده يا يک کشور که در حرکتهايش بداند چه ميخواهد
مسلم است که اينان هم مثل شاهان قاجار مدام در حال باج دهى به روسيه و غيره هستند فقط براى آنکه در حفظ حکومت از کمک هاى آنان بهره مند شوند
در زمان انقلاب مشروطه هم ايران توا
Azad |
07.15.09 - 4:05 am | #
|
|
دمت گرم - زنده باشی
Anonymous |
07.15.09 - 3:20 am | #
|
|
این راه از جانب عزیزی که تو هم هوب می شناسیش برای همگی قرار میدهد:
اگر عزيزي در «زندان» داريم، بايد به كساني فكر كنيم كه اكنون «سوگوار» عزيزان خود هستند و در همين راه مقدّس كه ما «زنداني» داده ايم، آنها «شهيد» داده اند!
اگر بر «مزار» شهيدمان سوگواري مي كنيم، به فكر پدر و مادراني باشيم كه حتي جنازه فرزندشان را به آنها تحوي نداده اند و شبانه دفن شان كرده اند و مزارشان معلوم نيست!
اگر كتك و «باتوم» خورده ايم، بايد به آنهايي فكر كنيم كه در زندانهاي بي نام و نشان، در سلولهاي انفرادي، زير مشت و لگد و «شكنجه» دژخيمان اسيرند.
اگر آواره ايم، بايد به فكر كساني باشيم كه «مفقود» شده اند و هنوز براي خانواده شان معلوم نيست كه اساسا" «زنده» هستند يا نه؟!
اينطور كه به قضايا نگاه كنيم، هم روحيه مان بالا مي رود و هم وظيفه خودمان را «تمام شده» فرض نمي كنيم و هم «احساس بدهكاري» بيشتري خواهيم داشت و حركتهاي بيشتر و مؤثرتري خواهيم كرد تا به «پيروزي» برسيم. در اينگونه حركتهاي جمعي،
(((( بايد به نفرات «جلوئي» نگاه كنيم، نه به كساني كه «پشت» سرمان ايستاده اند و يا هنوز بلاتكليف هستند يا مي ترسند! ))))
بايد به ياد بياوريم كه دفاع از حق، هميشه اهالي خيانت و دروغ و زشتي ها را عصباني مي كند و آنها، با روشهاي ناجوانمردانه، ما و عزيزان ما را آزار خواهند داد. و به ياد بياوريم با پيروزي حق، زندگي همه ما، شيرين و فايده بخش خواهد بود. بايد فراموش نكنيم كه دفاع از حق، هزينه دارد. اما زندگي در ميان اهالي باطل هم، زندگي نيست، «بندگي» است. و ما فقط بنده خداييم كه حق مطلق است و نمي خواهيم بنده خدايان زميني باشيم. اين هدف بزرگي است كه ارزش «جان دادن» هم دارد.
ادامه راه سبز |
Homepage |
07.15.09 - 2:53 am | #
|
|
آقا ببخش وسط شکار ر.یدنمون گرفته. تو یه جایی مثل بالاترین یا هر چایی که خودت صلاح میدونی. میزاری این مطلب افغانیه رو؟ خودت چک کن علیرضا. از روی آدرس ایمیلش.
- |
07.15.09 - 2:41 am | #
|
|
علیرضا جان و هموطان عزیز
کمی هم از تجربه یک نسل اولی یشنوید که مباره هر روز ریختن به خیابان نیست، یک روز باید در وقت مناسب فریاد زد و جمع شد، یک روز و شاید روزها از در مورد آن اطلاع رسانی کرد (فکر نکنیم که اطلاع رسانی کم جهایست) چون در پس پرده این اطلاع رسانیهاست که بسیاری از هموطان نا آگاه را میتوان هشیار نمود (چیزی که من به عینه حداقل در اطراف خود و در بین متعصبین اشنا میبینم که چگونه دیدگانشان بازتر و بازتر میشود). اگر هر کدام از ما به هر نحوی بتوانیم یک گمراه را هشیار کنیم این خود کمتر از یک رهپیمایی میلیونی نیست.
راه سبزمان را با تمام امکانات موجود ادامه خواهیم داد. با روشنگری ، با فریاد ، با سکوت ، با قهر ، با تکثیر . با ....، و پیروزیم اگر یاس در ما ریشه ندواند، یعنی همان چیزی که دژخیم میخواهد!
موفق باشیم
ادامه راه سبز |
Homepage |
07.15.09 - 2:36 am | #
|
|
و اما بعد،
دوست خوب آقای رضایی
نگرانیهایت بیجا نیست، من هم مثل تو در همان فضا نفس کشیدم و بودم و دیدم.
اما چند نکته:
اول آنکه مبارزه مدنی مراحلی دارد، تعریفی دارد، از یک جایی شروع می شود و در هدف تجلی می یابد. قرار نیست هر روز به هر مناسبتی یک جمعیت میلیونی راهی خیابانها شود.
اگر سری به تاریخ خودمان و انقلاب 57 بزنید، متوجه خواهید شد که تظاهرات میلیونی مربوط به روزهای آخر نهضت بود! ما باید تا همین جا هم شاکر پروردگار باشیم که حرکت با تظاهرات میلیونی شد و به نظر من مهم ترین نتیجه ای که از آن می شد گرفت، گرفته شد و آن همانا ورود هر چه بیشترنخبگان وموثرین قوم وقم به مبارزه بود و هست و مهم تر از آن تمام شدن حجت به شیر حسین موسوی!
دوم آنکه این حرکت رهبر دارد و رهبر آن کسی نیست جز میر حسین موسوی!
این مرد بزرگ تا حالا نه تا بیانیه داده و تکلیف همه را روشن کرده، امروز بزرگترین سلاح ما آگاهی توده هاست!عزیزمن این سلاح را دست کم نگیرید!
من به شما توصیه می کنم بیانیه شماره 9 را دوباره بخوانید.
اگر می توانید از آن صد نسخه هم پرینت بگیرید و میان در و همسایه پخش کنید!:)
سوم آنکه به دو جمله از دو بزرگ حواله ات می دهم
محسن مخملباف همان روزهای اول گفت این حرکت یک دوی ماراتن است و ...
محسن سازگارا هم گفت ما باید نیروهای طرفدار کودتا را مثل لایه های پیاز از اطراف آن جدا کنیم...
امروز به لطف خدا پرده از چهره کریه دستگاه کودتا کنار رفته است و همین یک شروع امید بخش است. اگر خیلی ها از شوخیی که با سازگارا تحت عنوان اینکه" یکوقت هخا نشی" کردی، شدیم دلیلش این بود که نا خود آگاه آب به آسیاب دستگاه جنگ روانی کودتا نریزی! سازگارا کجا و هخا کجا؟؟!!
امروز وظیفه نخبگانی مثل سازگارا معجزه نیست! وظیفه نخبگان این است که در غیاب هرگونه وسیله ارتباطی شمع آگاهی را روشن نگه دارند! آگاهی، آگاهی و بازهم آگاهی.
چرا که هرگونه تغییری بدون آگاهی ممکن نیست و اگر هم باشد به مثابه افتادن از چاله به چاه اس
Anonymous |
07.15.09 - 2:36 am | #
|
|
علیرضای عزیز؛ زحمات تو و طنرهای زیبایت همواره مسکنی بوده برای ما ملت رنج کشیده و عزادار آزادی و مطمئن باش که دلاوری ها به فراموشی سپرده نخواهند شد. اما این که از مردم انتظار داری در طول یک ماه چنین نظام خشن و بی رحم و ایدئولوژیکی رو ناکت بکنن خیلی غیرواقع گرایانه است.
خیلی تند نوشته بودی که 18 تیر هیچ خبری نبود و ملت بعد از 2 هفته همه چیز یادشون رفت. نه برادر من؛ مردم تا همین لحظه که من دارم این کامنت رو برای شما می نویسم از راه های مختلف حضورشون رو نشون دادن و عقب نکشیده اند. روز 18 تیر هم اینجوری که شما داری می گی نبوده. مطمئنا جمعیت کمتر از راهپیمایی 25 خرداد بوده اند و اون هم دلایل بسیار زیادی داشته. یکیش این که تمام نیروهای دولتی (حتی نیروهای راهنمایی رانندگی) برای سرکوب مردم آماده شده بودند (نقل قول از شاهد عینی و موثق). بنابراین این حرفی که مردم رو اینطور به فراموشی و خوش خوشی محکوم می کنی چندان منصفانه نیست. هرچند که مشخصه آدمی مثل تو که این طور جسورانه از آزادی دفاع می کنه توقعش از مردم بیشتره، ولی این یک حقیقته که ما مردم عادی هستیم، نه چریک و مل گیبسون در نقش شجاع دل. بنابراین اگر به مردم فرصت بدی و زیاد عجله نداشته باشی مطمئن باش که پیروزی خیلی خیلی نزدیکه. پیروز باشی.
شاگردک |
07.15.09 - 1:56 am | #
|
|
بچه روحیه داشته باشید نترسید ما همه با هم هستیم
علی رضا سیستم در حال نابودی هست
تو نگران نباش که تعداد کمی امدند مهم اینه که کمتر کشته بدیم و بیشر فکر کنیم که جوری شر اینها رو از سرمون کم کنیم .
ندا |
07.15.09 - 1:17 am | #
|
|
همین که یکی دید شاه پیراهنی تنش نیست و حرف زد خوشحالم
راستش وقتی مطالب سراسر کذب برخی وب لاگها رو از حضور چند هزاری مردم
می خوندم(در 18 تیر) حالم بد میشد
این مردم چند هزار تا اکثرشون برای تماشا یا فیلم و عکس گرفتن رفته بودن آخه این روزها خیلی این کار رونق داره .تازه خبر نداری بعضی ها فیلم و عکسهاشون رو می فروشند
کی هست که نفهمه داخل این جریان نفوذی هست
ادمهایی که می خواند برند نماز جمعه تا ثابت کنند آدمهایی که برپا کننده نماز جمعه هستند صلاحیت ندارند؟
آدمهایی که میرند رای میدند تا
نا مشروع بودن دولتشون رو رای بدند
بعد که از رایهاشون سو استفاده میشه
حتی بلد نیستند از رایشون دفاع کنند
یکی دیگه کشته می شه اینا فوری برای خودشون
تدارک مجلس عزا می گیرند
آره هر چی میخواید من یکی رو فحش بدید هر جور که خواستید اما مردم هموطنان من
ازتون گله دارم منم سوار همین کشتی بودم که شما چندین سال دارید سوراخش میکنید
و بی خیال غرق شدنش رو نگاه میکنید تا یکی هم میاد حرفی بزنه فوری جلوی فکرتون رو میگیرید فحش بارونش می کنید؟
ببخشید اونقد تحت فشار روحی از جریانات این چند مدت و کشته شدن بی گناهان هستم
که نمی تونم مطلب رو جمع و جور کنم
dust |
07.15.09 - 1:06 am | #
|
|
خیلی دوست داریم ولی میشه این قدر شعار ندی.تو چه میدونی تو هر خونه چه خبره شخصا هر دفعه که قراره بریم تظاهرات با خونوادم دعوا دارم نه اینکه مخالف باشن میترسن .ولی منم 18 تیر اومدم خیابون چهارباغ اصفهان پر ادم بود ولی هیچکس جرات نداشت حتی انگشتاشو وی کنه .مردم بی خیال نشدن خیلی ترسیدن
آرش |
07.15.09 - 12:58 am | #
|
|
سلام
اگه نوشته های تو نبود ، شاید خود من 18 تیر نمی آمدم
به نظر من به مردم باید فرصت داد تا دوباره خودشون رو پیدا کنند.
مبارزه تازه شروع شده
درود بر تو و نوشته هایت
مهدی |
07.15.09 - 12:52 am | #
|
|
دامت جوش. قرار نیست هر کی حرف میزانه افلاطون باشه . من از سادگی و صراحت زبونت خوشم میاد. بنویس
آقا داریوش |
07.14.09 - 11:32 pm | #
|
|
من نشستم خونه
چون میترسیدم
افتخار نمیکنم
ولی قبل انتخابات خودمو تیکه تیکه کردم
انقدر رای جمع کردم
انقدر با همه بحث کردم ! رای بدین ! به هرکی
فقط رای بدین
الان تو روی یکیشون روم نمیشه نگاه کن !!!
.
.
تمام راه پیمائی ها بودم تا 30 خرداد
ولی وقتی میبینم
ما در صورتی میتونیم راه پیمائی کنیم
که سکوت کنیم !!! بعد مردم ِ سلحشور غیورمون که جونشون کف دستشونه !!! شعار میدن ... یابو ! شعار نده !!!! میزنن لهمون میکنن !!!! دین و ایمون ندارن !!!!
مگه من دیووونم ؟؟؟ حماسه بسازم
به من چه آقا !!!! من نمیخوام بمیرم
من نمیخوام به قول خودت رو سیمان بریزن
حالا ریختن هم فدای سرم !!! خودم با دستای خودم نمیخوام خودمو زنده به گور کنم
من نه قهرمانم ! نه مبارز
دیگه نکشیدم !!! نشد !
:|
عاشق کشورم هستم
آرزومه که کاری بتونم بکنم
ولی ! آدمی نیستم که بتونم فرار کنم
دنبالم کنن ! چهار زانو میشینم کف زمین
میگم گه خوردم
بعید میدونم فایده داشته باشه
شکنجه بشو هم نیستم
ترجیه میدم ! برم تو حموم ! خودمو بکشم
عکسم رو بدم ! همه تون بزنین تو پیجاتون
بگین ! اینو کشتن
ولی ! دست این قاتلا بهم نخوره
:|
میترسم ! میفهمی ؟
کلرودیازپوکساید |
07.14.09 - 11:15 pm | #
|
|
گویا شما از تاریخ ایران بی خبرید!!!!
خوارج |
07.14.09 - 11:13 pm | #
|
|
18 ام تیر خیلی نبودند مردم اما کم هم نبودند ها. ما امیر آبادیم ، مردم این جا خیلی شجاعانه و عالی و کم نظیر عمل کردند.
Anonymous |
07.14.09 - 10:57 pm | #
|
|
کثافت آشغال با این ادبیات چندش آور همون بهتر که به درک واصل بشی. احمق مثلا مبارز اندیشمند این جمله ی توست : و گه خوردی که بهانه بدست این نامردها میدهی پفیوز ..."
این خودتی که گه زیادی می خوری و افتخارت تماس تلفنی با خارج از کشور و رفاقت با نبوی است.
ناراحتی از این که کسی کشته نشده که تو عوضی بتونی خبرش رو به آثایون بدی
آره فقط تو بودی که به موسوی و کروبی گیر داده بودی. برو گمشو بابا کثافت الدنگ
Homayoun Sirizi |
07.14.09 - 10:53 pm | #
|
|
سلام آقای علیرضا، اسم من رضا هست، من حدود ۳۰ سال هست که چه در خارج چه در ایران در تمام تظاهراتها شرکت کردم و. در ایران هم تا توانستیم با ....... بر علیه این جانیان جنگیدیم ، اشتباهاتی داشتیم ، هم استراتژیک هم ،،،،، ولی هر چه بود با جان و دل بر این باور بودم و هستم که پیروزی از آنه ما هست. ما یا من هر چه که اشتباه زیاد داشتیم ولی با قلب پاک و با خالصی کار کردم. همین الان هم هر جنبش درستی که پرچم پاکی بدستش بگیره، من با جان و دل کمک میکنم. حرف زیاد وقت کم. حرفهای که زدی بسیار ی از آن درست هست. ولی دوست عزیز یادت باشه ، این جوانها امروزی تجربه ندراند و احتیاج به کمک مثل شماها را دارند. این رژیم در ۳۰ ساله گذشته بسیار کارهای انجام داده که جنبشی صورت نگیره. اختنا - بگیر ببند، اعدامها ، شکنجه، هر صدای را در نطفه خفه کردند . باور نمیکنی، ولی من قاچاقی خارج شدم، در این درگیریهای گذشته ، میخواستم قاچاقی دوباره برگردم ایران . این جنبش داره به نقت عطف خود میرسه .یه کمی دیگر همت و پشتکار میخواهد . من و یا بهتر بگویم ما تا بحال هر کاری و کمکی که شده به بلاگ نویسان کرده و میکنیم. حداقل کاری که میکنیم این هست که با تکثیر فیلم، عکس ... اعتراضات را به چند صد تبدیل کنیم. پس دل بزرگی داشته باش، همان که در آخر گفتی من کارم را که ادامه میدم. ولی انگار نه انگار ش را بردار. اگر کسی با تو نبود ، این نیست که بر ضد تو بود. درود بر تو و همه که عزم جزم کردن که این رژیم مرتجع را از پای در آورند. قربانت امیر.. آلمان
amir |
07.14.09 - 10:33 pm | #
|
|
دوست عزیزم که روزگاری است با تو آشنایم
من هم مانند شما تمام مسیر را همراه بودم تا 30 خرداد
کمی زودتر از شما منصرف شدم از ادامه و خدا میداند که چقدر مشتاق ادامه حرکت سبزمان هستم
مهمترین دشمن من و تو و هرکس که سبز واقعی است به ظاهر دوستانی هستند که در داخل پشت کامپیوترشون و کنار بساط چیپس و ماست غروبشان یا در خارج دم بساط عرقشون و قبل از پیک هفتم توهم رهبری جنبش رو دارن
اینها به مراتب از بسیجی و چماق به دست خطرناکترن
اگر سی ساله که دیکتاتوری بر ما حاکمه فقط به دلیل حماقت این به ظاهر دوستانه و نه قدرت دیکتاتور
کسانی که هر روزه مینالن که
- چرا موسوی نارنجک نمیگیره بپره تو بیت رهبری
- چرا کروبی دین رسمی مملکت رو نمیکنه زرتشتی
- چرا هاشمی در یه پادگان پر اسلحه رو روی مردم باز نمیکنه
اینا حتی یه ذره تاریخ هم نخوندن که بدونن با مجاهدین که هم مسلح بودن ، هم آموزش دیده ، هم دارای رهبری متمرکز و سابقه طولانی مبارزه مسلحانه - این حکومت چه کرد
نمیدونن تا عموم مردم رو راه نندازی - تا تو تجمعت 2000 تا پیرمرد و 5 تا معلول و دو تا روحانی نداشته باشی نمیتونی موفق بشی
حالا میخواد آمریکا هم واست کمک بفرسته
یا کریستی برگ هم واست کنسرت سبز بزاره
اینا که فکر میکنن باید 24 ساعت هفت روز هفته تو خیابون بود مطمئن باش زورشون میاد برن الله اکبر بگن
ما همون همراهان 25 خردادمون رو هم از دست دادیم
بسکه صبح تا شب نشستیم تو نت هی میگیم تولد خامنه ایه بریم تظاهرات
سالگرد قاسملوئه بریم تظاهرات
سالگرد سی تیره بریم تظاهرات
ختنه سورون سید مجتبی است بریم تظاهرات
یکی نیست بگه آخه تو همون انقلاب 57 هم اول مردم 40 روز 40 روز رفتن بیرون تا هفته آخر هر روزی شد
یکی نیست به این به ظاهر دوستان بگه شما داری چیپس و ماست میخوری من دارم باتوم میخورم نوکر پدرت که نیستم تو فتوا بدی من برم خیابون
علیرضا جون جمعه نقطه عطف جنبش سبزمونه
اگه دوباره 3 میلیون اومدیم نمازجمعه اون بالا بزرگان م
Anonymous |
07.14.09 - 10:30 pm | #
|
|
دوست عزیزم که روزگاری است با تو آشنایم
من هم مانند شما تمام مسیر را همراه بودم تا 30 خرداد
کمی زودتر از شما منصرف شدم از ادامه و خدا میداند که چقدر مشتاق ادامه حرکت سبزمان هستم
مهمترین دشمن من و تو و هرکس که سبز واقعی است به ظاهر دوستانی هستند که در داخل پشت کامپیوترشون و کنار بساط چیپس و ماست غروبشان یا در خارج دم بساط عرقشون و قبل از پیک هفتم توهم رهبری جنبش رو دارن
اینها به مراتب از بسیجی و چماق به دست خطرناکترن
اگر سی ساله که دیکتاتوری بر ما حاکمه فقط به دلیل حماقت این به ظاهر دوستانه و نه قدرت دیکتاتور
کسانی که هر روزه مینالن که
- چرا موسوی نارنجک نمیگیره بپره تو بیت رهبری
- چرا ک%
Anonymous |
07.14.09 - 10:27 pm | #
|
|
علیرضا جان دمت گرم و روحت آفتابی. ممنون از نوشته ی صادقانه و زیبات. با مهر. هموطنی از آنسوی آبها
غروب |
07.14.09 - 10:06 pm | #
|
|
چه می شود اگر شما هم کمی از توهم با نمک بودن در بیایی و چند تا کتاب بخوانی تا کمی قلمت تنوع پیدا کند؟
Kaveh |
07.14.09 - 9:59 pm | #
|
|
سلام
دوستان بالاترینی عزیز صدی نود و نه تو جوّن همه. واسه همینه که تا حالا از کسی گدایی دعوتنامه نکردم.
در ثانی علیرضا جان، عزیزم، سه میلیون نفر آدم بلند شدن اومدن راهپیمایی و آشکارا اعتراض کردن. اعتراضی به حدی آشکار که به اقرار بسیاری از رسانه های جهانی باورنکردنی بود. این مردم نه به هم زنگ زده بودن، نه کسی هماهنگشون کرده بود و نه عضو بالاترین بودن که پیشنهادهای احمقانه و بچه گانه و در بسیاری از مواقع مسخره(باد کردن یه چسه بادکنک سبز با گاز متان!!!!و هوا کردنش در سطح شهر که آسمون سبز شه!! ) یه مشت آدم بیکار و جو گیر رو بخونن که پاشن بیان تظاهرات. تو شاید خیلی شجاع باشی و کله ت باد داشته باشه بخوای سر از اوین در آری یا دور از جونت جنازه سیمان گرفته ت رو تحویل خونواده ت بدن. اما خیلیها شجاعت شما رو ندارن برادر. ملت نمیاد الکی جلوی گلوله. اونهم توی روزی که بطور کامل پتانسیل این رو داره که تبدیل به یه شورش و کشتار تمام عیار شه. بخدا ایول داره شعور این ملت. اما شبش رو پشت بوم حلق خودشونو با مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر جر میدن، نشنیدی؟ شما نمی تونی و حق اینو نداری که واسه مردم تعیین تکلیف کنی کی بیان یا کی نیان تظاهرات. ملت ما خیلی با شعورن و بموقعش میان وسط خوب هم میان.از اون گذشته مگه نو نماینده مدعی العموم شهیدای 18 تیری که دلت میسوزه یوقت گُه نخوره به 18 تیر؟ مردم شاید بخوان 19 تیر بیان راهپیمایی الفنون غافلگیر شه. عیبی داره؟
شما خودتو ناراحت نکن. صبر کن یه کم همه چیز رو خود مردم درست میکنن.
امیدوارم نظرم رو پاک نکنی که اونایی که استقلال فکری دارن نظر من رو هم بخونن.
دوست تو
شهریار
Anonymous |
07.14.09 - 9:09 pm | #
|
|
عليرضاي عزيز18تير من و همسرم از اسكندري رد ميشديم..مردم كم نبودندولي پراكنده بودندچون دايم با كتك تارو مار ميكردندو همه از هم دور ميشدند..ما چون ماشين داشتيم يه پسرجوونو كه سرش زخمي شده بودرسونديم بيمارستان.مردم روي زمين نشسته بودند و شعار ميدادند اين سند جنايت رهبره... آيااين شعارها رو مردم روزاي اول ميدادند؟آيا پارجه با شعار مرگ بر ديكتاتور رو توي اتوبان صدر نديدي؟!آيا از طومار سبز خبر نداري؟آيامردم متعصب ديروز رو نميبيني كه كم كم داره چشماشون باز ميشه و تغيير مي كنند؟به اين زودي ميخواي رخوت 30ساله رواز تن مردم در بياري؟كدوم انقلابي 1 ماهه پيروز شده؟
كمي فقط كمي صبر كن!!
گاهي فكر ميكنم اگر 4سال به جايsmsهاي جوك براي ا.ن كمي اطلاع رساني ميكرديم(حتي فقط در دايره بسته دوستانمان)امروز جاي بهتري ايستاده بوديم
sizdah |
07.14.09 - 8:55 pm | #
|
|
عليرضاي عزيز چرا ميگي 18 تير خبري نبود؟من و همسرم از اسكندري رد ميشديم..مردم كم نبودندولي پراكنده بودندچون دايم با كتك تارو مار ميكردندو همه از هم دور ميشدند..ما چون ماشين داشتيم يه پسرجوونو كه سرش زخمي شده بودوانداخته بودندكنار خيابون رو رسونديم بيمارستان.مردم روي زمين نشسته بودند و شعار ميدادند اين سند جنايت رهبره... آيااين شعارها رو مردم روزاي اول ميدادند؟آيا پارجه با شعار مرگ بر ديكتاتور رو توي اتوبان صدر نديدي؟!آيا از طومار سبز خبر نداري؟آيامردم متعصب ديروز رو نميبيني كه كم كم داره چشماشون باز ميشه و تغيير مي كنند؟به اين زودي ميخواي رخوت 30ساله رواز تن مردم در بياري؟كدوم انقلابي 1 ماهه پيروز شده؟
كمي فقط كمي صبر كن!!
گاهي فكر ميكنم اگر 4سال به جايsmsهاي جوك براي ا.ن كمي اطلاع رساني ميكرديم(حتي فقط در دايره بسته دوستانمان)امروز جاي بهتري ايستاده بوديم
sizdah |
07.14.09 - 8:50 pm | #
|
|
صادقانه بگم من توقع همون عده رو هم نداشتم چون ديگه به نرم رفتن درست نبود چرا هنوز 18تير بايد يه سمبول باشه وقتي ما خودمون 23 و 25 خرداد و امثال اونو اينروزا زياد داريم؟متاسفانه بسياري هم به تموم اون چيزايي كه گفته شده بود توجه نكردن و با شعار دادن يا به قول خودتون سنگ پرتاب كردن فقط اعتراضمونو بي اعتبار كردن الآن وقتي اعتراضاي ديگس
سايه |
07.14.09 - 8:45 pm | #
|
|
دوست عزیز احساساتت قابل تقدیر است ولی در مبارزه نابرابر آنقدر که تاکتیک غافلگیری طبق منطق کارساز است،احساسات نیست . آیا در روزی مثل ١٨ تیر که از همه ایران نیرو وارد تهران کرده اند شانسی برای غافل گیری می ماند؟ رژیم اشراف کامل به وسائل مدرن ارتباطی و اطلاع رسانی دارد، بازی چوپان دروغگو با رژیم کنید ، هر روز روز موعود فرا رسید ولی گرگ نیامد،وقتی گرگ میادآنهاباورنمیکنندوخسته شدند.تعصب به روز خاص همیشه خوب نیست
گرفتی چی میگم؟
Anonymous |
07.14.09 - 8:38 pm | #
|
|
دوست عزیز، علیرضای نازنین
متاسفانه ایران نیستم و معتقدم خیلی راحته که بشینی بیرون گود و بگی لنگش کن، هرچند در مالزی از گاز اشک آور دوستان احمدی نژاد در امان نبودیم ولی تفاوت از زمین تا آسمان است؛ ول!! به نظرم مطالبی هست که در نوشته شما گم شده اند:
1. جنبش رهبر ندارد، سه میلیون با فراخوان یک رهبر معنوی به میدان آمدند ولی حالا نه رهبر معنوی هست نه رهبر سیاسی
2. من وبلاگ خیلی از دوستان را خواندم، خیلی ها مثل شما آنروز را توصیف کرده بودند، بعضی هم با ماشین فیلم گرفته بودند؛ سوال من این است که آیا شما و آن دوستان دیگر وظیفه داشتید با موتور و ماشین بچرخید و دیگران بیایند شلوغ کنند؟؟؟ فکر می کنم آنروز همه همین کار را کرده اند یعنی همه دیگران را کنترل کرده اند. برادر عزیز، مبارزه با موتور کنترل کردن اوضاع نیست، مبارزه در خیابان فریاد کشیدن و کتک خوردن و پیروز شدن است
3. اگر به نوشتن اعتقادی ندارید از این پس دیگر ننویسید؛ به نظر می رسد حداقل طبق گفته خودتان از 18 تیر دیگر به خیابان به قصد تظاهرات نرفته اید، اگر نوشتن هم خوب نیست، خوب .... چه اصراری دارید؟؟ ولی به نظرم نقد کردن دیگران در این شرایط ......
موفق باشید
یک هموطن از مالزی
Anonymous |
07.14.09 - 8:37 pm | #
|
|
man doostam mesle to fekr mikard, chon zood raft e bood biroon, va hamejaram gashte bood,saat e 4 ta 5. vali dokhtar ammam, ke enghelab bood baram tarif kard, goft kheili shooloogh boode. ina ro migam ke befahmi oza be oon siahi ke fekr mikoni nist va albate be sefidi e inike ma too kharej az iran fekr mikonim nist.
bahar |
07.14.09 - 8:32 pm | #
|
|
سلام
من کاره ای نیستم فقط خواننده همیشگی مطالبت هستم. ولی یه چیزی بگم
اندیشه و تفکر نصف حقیقت است
نه خودت نا امید شو و نه دیگران را نا امید کن. تو در نوشتن چیره دستی
یه چیزی بنویس که تفکر دوستانت را به آینده ای روشن و بهتر جلب کند . معتقدم که اندیشه ای قوی ، اعمال انسانها را به همان سمت سوق می دهد. نگران هم نباش آرامش قبل از طوفان ندیده ای؟
Mehran |
07.14.09 - 8:27 pm | #
|
|
علی رضا من یکی ازهمونایئ هستم که گفتی توهم میزنن ولی من کسی رو دچار توهم نکردم تو خیابون فاطمی اشک اورکورم کرد ولی همون موقع چشیدم طعم شکستو وقتی میگم توهم می زنم به خاطره اینه که من جرئت نکردم این حرفائی که تو گفتی حتی به خودم بزنم ....ولی یه چیزی رو بدون 1.این مردم تا وقتی لیدر ندارن نتیجه میشه همینی که دیدی2.خیلی از همین مردم
دغدغشون نون شبشونه واین کارا رو الان فقط دردسرمی دونن
baran |
07.14.09 - 8:26 pm | #
|
|
agha sharmandeh
dast ma kotah ast
enshaalah jobran mikonam.
Anonymous |
07.14.09 - 8:16 pm | #
|
|
پیشنهادی مفید در جهت ادامه حضور گسترده مردم
باید سلاحی را که 30 سال پیش با رژیمی استبدادی را رنگون ساختیم را بر دست
گیریم. سلاحی که به ناحق و حیله و تزویر بدست نا اهلان و نا مردمانی بس ناجوانمرد و نا کس افتاده است و این دژخیمان با آن سلاح دامن مام میهن را به خون فرزندان ایران زمین منقـّش ساخته اند .
باید به سنگرهاشان وارد شد و کمین گاهایشان را تسخیر کرد .
باید نماز خواند ! باید به مسجد ها رفت و با جمعیتی انبوه نماز خواند .
در کشور منادی اسلام ناب محمدی نمی توان مسلمانی را به جرم نماز گزاردن در مسجد ، از لب تیغ گذراند .
باید هرشب برای اقامه نماز مغرب و اعشاء به مساجد محل رفت ( و یا معرفی تعدادی مساجد در نقاط گوناگون ) و آنچنان گسترده حضور یافت که نه تنها صحن مسجد بلکه خیابانها ی اطراف نیز مملو از جمعیت نمازگزار باشد .
و صد البته که در این نحوه اعتراض باید از هر گونه شعار دهی و یا حمل علائم اعتراضی اجتناب شود تا هیچ بهانه ای به دست کودتاگران داده نشود .
روزهای جمعه هر هفته باید با معرفی مساجدی در نقاط گوناگون هر شهر، حضور جمعی عظیمی داشت . باید در هنگام نماز عبادی سیاسی جمعه خس و خاشاک واقعی را نمایان ساخت .
باید توسط مردم در نقاط گوناگون شهر مراسم روضه و یا سفره های مذهبی و یا دعاو نیایش برگزار شود .
مهم حضور مردم در کناریکدیگر می باشد و اینکه هنوز جنبش پویاست . ولی همانطور که می دانیم هیچ شعاری نباید داد . در آن لحظات حضور جمعیتی عظیم در کنار هم ، خود بالاترین نماد اعتراض است . در ان لحظات مردم با انرژی عظیمی که از در کنار هم بودن می گیرند فقط برای آزادی ایران و فرزندان ایران و شهدا و خانواده شهداو اسراء و خانواده اسراء دعا کنند .
باید سلاح نماز و اسلام را از ایشان بازستانید باید مساجد را که سنگر حکومت است را اشغال معنوی کرد . باید دژخیمان را بار دیگر با مشاهده عظمت ملت به هراس انداخت .
ملت بار دیگر با حضوری عظیم و بسیار گسترده در نمازهای مغرب و اعشاء م
آرمان بحری |
07.14.09 - 8:12 pm | #
|
|
جمهوری اسلامی هزار بار سر مردم و کلاه گذاشت در مراسم و راهپیمائی های دولتی که آی بیا و ببین چه جمعیتی، 18 تیر شاید تعداد شرکت کنندگانش کم بود ولی اخبار ایران را به صدر اخبارجهان رساند و کیفیت کار بهتر از تعداد بود ، شعار مجتبی بمیری رهبری رو نبینی مال این روز بود ، روز بروز وضع کودتاچیان بدتر می شود بیائید فکر کنیم چگونه می توانیم این فضای رعب و وحشت را به کناری بزنیم با امید به فردائی بهتر .آقا علبرضا کاش می توانستم اندکی کمک کنم تا مقداری بار از روی شانه های ستبرت برداشته شود ، ایرانیان خاک پای مبارزینی مثل شما را می بوسند.
نیما |
07.14.09 - 7:59 pm | #
|
|
دوست عزیز!
من مسیر فردوسی-انقلاب بودم و باید بگویم که از ساعت 5 تا 7 چندین درگیری و کتک کاری بود. بله چند صد هزار نبودیم اما آنقدر بودیم که کتکمان بزنند و زخمی و خونین و مالینمان کنند ...
حداقل 5 نفر زخمی دیدم و دهها نفر را شاهد بودم که دستگیر کردند ...
reto |
07.14.09 - 7:57 pm | #
|
|
علیرضا عزیز، علیرضا خیلی عزیز تر از آنی که بدانی .. این مطلب اتفاقا با ما کمک کرد که باور کنیم که ما " جنبش " ایم . جنبش ، حرکت مستمر و هدفمند و مستدام نیست، جنبش با شور حسینی ایجاد میشود ، با بی انگیزگی سیاسی کند میشود . شاید ناا مناسب است برای اینکه بگوییم آقایان ، وقتی موهای خود را میکنندیم که شما دم از حزب بزنید برای این روزها بود که در این وا نفسا که مردم میمانند هیر و وییر ، تشکلی نظاممند و سازماندهی شده ( سازمانداریان سابق!) ، انرژی پتانسیل مردم را رهبری کند . برای این روزها بود، علیرضا عزیز، علیرضاها ، داورها ، صنوبرها و گمنامها ی دیگری شبها نخوابیدند که این جنبش جان بگیرد و در خیابان درس استقامات پس بدهد، اما قبول کن عزیز دلم که جنبشی که نهایتان ۴ ماهه شکل بگیرد ، ۱ ماهه از شکل میافتاد، نمیگویم از مردم گلایه نکن، که اتفاقا مادری که پسرش را میفرستد وکانس ، شمال، باید خجل شود از سبز پوشی مادر سهراب، اما وقتی ما ملت ، آموزش سیاسی ندیده ایم، وقتی چشممان باز نیست که بر سرمان چه درد میآید، وقتی دوستان تحریمی که داغ تابستان ۶۷ را چنان برپیشانی موسوی میکوبند که انگار طرف تیر میزده، امروز برای خوش رنگ شدن به ویلاهای شمال میروند و حواسشان به تابستان ۸۸ نیست ، نباید انتظار داشت که مردم آگاه باشند ، علیرضا ها، داورها ، صنوبرها ، گمنامها ، امروز هم تولید کنند فکر اند ، هم مروج آن ، هم مجری آن، این داغ جامعه پوپولیستی است عزیزم و امرزه ، نه تنها انسان بودن ، که متفکر بودن دشواری وظیفه است ،ا یینسان که شما هستید . من از کتگوری همان خارج نشینها هستم ، حتا خجالت میکشم که بگویم آستوریزه به پای شما اینجا در خیابانها طومار امضا کردیم ، با رادیوها مصاحبه کردیم ، نامه مان را به کوشنر رساندیم و شهرمان را سبز پوش ، فقط میتوانم بگویم شما تنها نیستید، من ز دست کوته خود زیر بارم ، بالا بلندان . دلتنگی ،میفهمم .ای ک
huch |
07.14.09 - 7:31 pm | #
|
|
از یک ثانیه بعد از پست خبر ، فحش و بد و بیراه بود که نثارم شد که الدنک کثافت دروغگوی حیوان ، سهراب پدر نداشته است! این بود سهم من از دردنامه ای برای شهیدی در راه آزادی. هزارها از این نامه ها نوشته اند امثال من و تو ، اما خریدار ندارد. چشم جوان انقلابی و آزادیخواه ما ، بیشتر دنبال لینک داغ شده و تعداد کامنتهایی که برای مطلبش پست میشود است ، نه اینکه دنبال شعور باشد و درد شناسی. چشمها به طنز توست ، نه به تلخنایی که در پس هر کلام این صفحه خفته است بلکه سیلی بیداری و آگاهی ای باشد بر خوابزدگی مان. نمیدانم که ما را چه شده است ، اما من دیگر در این نسل و نسل قبل او چیزی که امیدم دهد نمی یابم ای دوست. ما را چه شده است؟ اینها را نبشتم ، نه که روده درازی کرده باشم ، نبشتم که بدانی میفهمم تک تک کلماتت را ، بغضها و اشکهایت را ، تلخندها و دلواپسی ها و دغدغه هایت را ، اما ملت ما ملت شعارند اکثریتش ، شعور ورزان در اقلیت مانده اند قرنهاست. به امید آگاهی ، و زآن پس آزادی ...؛ سخن دراز است و مجال اندک. کاش یارای آن باشد که روزی برای تو ، و فقط تو که از اندک آگاهان دردشناسی ، چند خطی به مهر و درد نویسم ای مردِ درد! ارادتمند: کاوه
kaveh |
07.14.09 - 7:02 pm | #
|
|
برادرم ، همرزم ، علیرضای اندیشمند ، سلام. نه تو مرا میشناسی ، نه من تو را ، مگر به صفحه ای مجازی و نبشته هایی که تلخندهای پشتش بیشتر مرا تکان میدهد تا لبخندهای عیانش. حرف حق ، تلخ است و تلخی ات را حتا در طنزهات چشیده ام و میدانم که جز به طنز نمیشود که درد را تاب آورد. حرفهات ، نیشتری بود بر آنان که باید بفهمند و به قول خودت ، توهم فهمیدن دارند. همه مان میدانیم تو چه میگویی و از کدامین درد با ما سخن میگویی. همه مان میدانیم که چه میگوییم و از کدام توهم درد سخن میگوییم. و این دردها را درمانی نیست تا که نخواهیم که از خود خوابزدگی هامان برخیزیم و شعار را کناری نهیم و شعور را به میان آریم. میتوانم صفحه ها برایت جوابیه نویسم و از درد مشترکی که بغض مشترکمان است مرثیه ها بنویسم ، اما نه دل من را آرام میکند ، نه درد تو را کوتاه ، نه توهم دوستان خوابزده را منقطع! گاهی بختک افسوس و اندوه بر گلوی قلم و حنجره ی کلام پنجه می اندازد و درد ، همان درد میماند و بس. گاهی مثال عینی زدن ، کمک میکند به ارتباط دو عقل. من پدرم از اعدامی های 63 است. برادرم از دستگیر شدگان روزهای قبل بود. خارج از کشور بودم. از ترس و نگرانی به حال برادر ، سریع آمدم تهران. 2 هفته ی تمام ، پشت آن سگدانی اوین ، چشمم سیاه شد به درب زندان به امید. بعد از 17 روز یک لاشه ی 40 کیلویی که فقط نفس میکشید را بجای برادرم تحویل گرفتم. فردایش هم از غم نان دوباره برگشتم خارج از کشور برای گذران زندگی سگی! آنروزها مردی کنارم بود جلوی اوین که عکس طفل معصوم ، سهراب اعرابی دستش بود و چشمهای بیقرارش مرا ویران کرد 10 روز تمام هر روز. روزی که خبر کشته شدن سهراب را خواندم ، 2 ساعت از قلب درد نتوانستم حتا نفس بکشم. دیدم مردانگی نیست حرفی نزنم ، در بالاترین نوشتم که مردی که گمانم پدر سهراب بود ، دردش را دیدم و مردم از دردش. عنوان نوشته را گذاشته بودم برای پدر سهراب ....؛ از یک ثانیه بعد از پست خبر ، فحش و بد و بیراه بود که نثارم شد که الدنک کثافت در
kaveh |
07.14.09 - 7:02 pm | #
|
|
علي جان
حالت را درك ميكنم و كاملن ميفهمم چي ميگي.
18
تير قبل از اينكه برم بيرون تيو facebook برات پيام گذاشتم و جوابت را توي كل مسير براي دوستان تعريف ميكردم كه : اگه ديگه ما را نديدي عينك بزن.
توي 18 تير با اينكه تمام تنم از كتكهاي روزهاي قبل و مخصوصن ميدان بهارستان هنوز درد ميكرد ولي باز اومدم توي خيابون.
درسته، اون چيزايي كه توي بالاترين ميگن خيليهاش غلوه و ملت به اون اندازه كه بايد ميامدند نيومده بودند.
نميدونم ترسيدند يا اينكه باز اون حس كاسبكارانه سراغ خيلي از ماها اومده كه همه چيز را بدون دردسر و هزينه دادن ميخواهيم و به قول قديميا : همه مرديم ولي توي حموم زنونه.
مسعود |
07.14.09 - 6:58 pm | #
|
|
نیامدن مردم یعنی تحمل دروغ،دزدی وسیاهی برایشان راحت تر از درگیری، اشک آور.شکنجه،زندان،تجاوز و دموکراسی است.درحالیکه با اعلام نتایج انتخابات مردم رسما مورد تجاوز قرار گرفتند...
Anonymous |
07.14.09 - 6:57 pm | #
|
|
ادامه...
کسانی که نزدیک هستند، تا بدونند که باید چه کرد. و کسانی که دور هستند، که بدونند الکی خوشحال نباشند.
سرت رو درد آوردم، ولی برادر اوضاع نه به اون بدی هست که الان ازش ناراحتی، نه به این خوبی که خارج نشین ها ازش خوشحال هستند.
فقط این رو بدون که روشنگری، و گفتن واقعیات همیشه چاره سازه. روشنگری هست که همه می تونه به راه درست ختم بشه.
زنده باشی و سرحال. آزاد باشی و در پناه حظرت حق.
به عنوان کسی که هرگز ندیدمت دوستت دارم و به این که چون تویی هم وطن من هست افتخار می کنم.
شبگذر |
07.14.09 - 6:56 pm | #
|
|
سلام علیرضا. راستی این رضا علیرضایی با شما ارتباط داره . اگر نداره حتما اعلام موضع کن چون در بالاترین به نام تو لینک میذاره و تو داری بد نام می شی
rezaalirezai.blogspot.com
مجید |
07.14.09 - 6:55 pm | #
|
|
این خصوصیت همه اوناس که طنز تو خونشونه...چون واقعیتا رو خوب می بینن و خوب تحلیل می کنن !
تا حد ترکیدن یا حتی بیشتر می خندوننت با پیچوندن همه چی !
خوب یه وقتایی هم با همون روحیشون حقایق و لخت و عورررر بدون حتی یه ذره پوشش و پیچش پرت میکنن طرفت !
این تلخی کجا و اون سر مستی کجا !!
دلمون تنگ شده بود بابا! بشین مثل بچه های خوب بنویس! وقت واسه اتو کردن مموتی روی آسفالت زیاده !
elham |
07.14.09 - 6:53 pm | #
|
|
سلام و درود بر تو،
خوشم میاد که همیشه حرف حق می زنی. زنده باشی. راستش شرمنده که من نبودم. شرمنده که من دور بودم. شرمنده که نگرانی هام به کامنت گذاشتن توی وبلاگت خلاصه شد. شرمنده که دست من از مبارزات غیر اینترنتی کوتاهه.
ولی پسر، یه چیزی بهت می گم که همین بی طرفی و طنز و به قول خودت مزه پرونی ها بود که به خیلی از ماها قوت داد.
یه چیزی که واضحه اینه که مبارزات به مرحله ی جدیدی کشیده شده. هیچ کس هم نیست که بدونه عاقبت کار این مبارزات چیه.
توده های مردم ترسیده اند یا امیدشون رو از دست داده اند. باید قبول کرد آنچه که در بالاترین و سایت های از این قبیل می بینیم، به قول غربی ها بایس Bias است.
باید بدونیم که بیرون کشیدن توده ها در این شرایط کار بسیار سختی هست و زمان بر است. نیاز به تاکتیک و صبر و حوصله دارد. آنچه که ما اینجا می بینیم عده ای از خواص هستند. به صحنه کشیدن توده ها نیاز به اطلاع رسانی، و روشنگری توده های مردم داره. مشکل اینجاست که ما فکر کردیم اطلاع رسانی و روشنگری خواص جامعه کافیه. ولی اینطور نیست. این از همون ابتدای امر هم آشکار بود که ما داریم در این زمینه ضعیف عمل می کنیم. همین که مبارزات از تهران به شهرستانها کشیده نشد، نمود آشکار این وضعیت بود.
باید برای این دردها چاره ای اندیشید. باید کاری کرد. و باید امیدوار بود. من اون موقع که ایران بودم همیشه این کسانی که در تلوزیون های خارجی رفتن حکومت رو نزدیک می دونستند می خندیدم. حالا می فهمم که دست خودشون نبود. به این دلیل که فقط با دور بری ها رابطه داشتند. فکر می کردند واقعیت همون چیزی هست که در دار و دسته اینها پخش می شه.
از بین این بچه ها که تو بالاترین هستند، نمی دونم چند درصدشون واقعا در ایران هستند، و چند درصد خارج. ولی مطمان هستم که خیلی هاشون مثل شما نرفتن که همه چیز رو از نزدیک ببینند.
به همین دلیل هم واسه کسانی که نزدیک نیستند و هم واسه کسانی که نزدیک هستند اطلاع رسانی و روشنگری نیاز داریم.
ک
شبگذر |
07.14.09 - 6:52 pm | #
|
|
hagh ba to'e. Be mardome Iran, che siasatmadar, che afrade mamooli nemishe etemad kard. Be hamin dalil ham hast ke hiich kas jor'ate be dast gireeye rahbareeye mardomo nadare. choon yeho negaah mikone va mibine ke hiichki poshte saresh nist!!!!
lili |
07.14.09 - 6:49 pm | #
|
|
سلام
نمیدونم چی باید بگم.... فقط اومدم بگم که ممنون و بنویسم تا بدونی که تنها نیستی... درسته که نمیتونیم کنارت باشیم ولی حداقل حرفات رو میشنویم و بهش فکر میکنیم...
آزاده |
07.14.09 - 6:44 pm | #
|
|
do not know what to say...
Shiva |
07.14.09 - 6:42 pm | #
|
|
هم به جی میلیت ایمیل زدم و هم تو فیس بوکت پیام دادم ، دیگه همین دیگه ، امیدوارم فراموش کنی و منو لااقل جزو اون غریبه ها که میگی ندونی
sadeq_6980 |
Homepage |
07.14.09 - 6:31 pm | #
|
|
ببخش کامنت بی ربط میزارم.
سلام
نویسنده وبلاگ
http://taghallobesabz.blogfa.com/
که به مسخره کردن سبزها می پردازه
با ایمیل
s_aram1970@yahoo.com
افغانیه به اسم
محمد سرور رجایی
اینهم وبلاگ دومش با همون ایمیل
http://baghebala.blogfa.com/
- |
07.14.09 - 6:29 pm | #
|
|
سلام علیرضا نمی دونم منو توی بالاترین میشناسی یا نه ولی اگه یادت بشه یه زمانی که گفتی حالت بد بود و غیب شدی ، من یه لینکی فرستادم که کسی از علیرضا رضایی خبر نداره ، ؟؟؟ و هم قبل از اون ماجرا هم بعدش همیشه لینکاتو مطالبتو دنبال می کردم و خیلی هم خوشم میومد و هنوزم میاد ، اما یه اعتراف: دیشب اون پستی که تو گذاشته بودی تو وبلاگت نه اینکه بخوام راجع بهش زود قضاوت کنم ولی خب نمی دونم لینکتو پست کردم توی بالاترین با یه تیتری که وقتی به یادش میفتم هنوزم شرمندت میشم ، من همون جا توی لینک بعد این نظرو دادم : بهر حال بنده قصد تخریب کردن علیرضا رو که واقعا مطلباشو دوست دارم نداشتم و ندارم و همین جا هم از علیرضا یا خیلی از شما دوستداراش بابت قضاوت اولیه ام پوزش می طلبم ، به امید بازگشت علیرضا با مطالب خوب جذاب و دوست داشتنیش ، الانم اومدم بگم که واقعا اگه از دست اون مطلب من ازم ناراحت شدی بزار به حساب پخته نبودنم ، تازه 19 سالمه ، اگه خواستی این نظرمو پاک کن بزار خصوصی بمونه
.....................
علیرضا : این حرفها چیه من از توجهت یک دنیا هم ممنونم دادا ...؛
خیلی مخلصیم ...؛
Edited By Siteowner
sadeq_6980 |
Homepage |
07.14.09 - 6:13 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|