|
|
|
روزی که همه «میخندیدند» و من و تو فارغ از برف و بارانی که میبارید، «میگریستیم»؛ امیدی پاک در ته دلمان به برف و باران داشتیم، ولی این سیاره آموختمان که برف تنها پوششی موقت است و باران را چتر اختراع شد تا مبادا خیس شوند، رهگذران بیخبر.
اکنون اما، امید دارم به روزی که ما بخندیم و دیگران بگریند. ما به رهایی بخندیم و دیگران ادامه اسارتشان را بگریند.
من این حیرت را دوست دارم ... من تو را دوست دارم برادر ... با تمام حیرتها و سرگشتگیهای تلخ و شیرینت.
علی مهتدی |
Homepage |
02.11.09 - 4:08 pm | #
|
|
سلام خورشید
سالم وسلیم ومسلم بمانی عزیزدل انگیز
3
روزتعطیلی خوش بگذردانشاءالله
برادرجان!امروزسیدمحسن آمده بوددیدن حسن مهتاب!. . . آنچه به اوگفتم را حالابرای تو می نویسم-اگربگویم خوش به حالت حق داری بگویی نفست ازجای گرم بلندشده واگربگویم اگرنمی رفتی یاکاش نمی رفتی -آن هم ازسرنادانی است
اماهرچه باشدهرگزخواب این ایام الله رانمی دیدم وایضاتاب این دل گویه هایت راندارم -دربرابرت ای برادر!بزرگی هستم که ازکوچکی چیزی کم ندارم!واین بسط من بودبامحمدشهید-بی کم وکاست-همانگونه گویااین سفره باز -بازشده!هیچ چیزبرای گفتن ندارم الااینکه خورشید!الهی که دروادی لایسمعون فیها لغوا ولاتاثیما الاقیلاسلاماسلاما باناز رحمان ورحیم -سالم وسلیم ومسلم بمانی!یاحق
کربلایی |
02.11.09 - 8:12 pm | #
|
|
شاید کودک نیز از هجران گریه می کند . دوری از خدا و آغوش سبز و نرمش
اما یاد می گیرد در سیاره ی رنج ، بخندد؛ سخت است ، اما می شود !
عطیه وحیدمنش |
Homepage |
02.11.09 - 9:33 pm | #
|
|
تولد تولد تولدش مبارک... هاهاها
فقط خواستم یک حالی عوض کنم از این کامنت ها ...
بابا بیاین رو پشت بوم کلی هم میخندیم.. هاهاهاها
آیدا |
Homepage |
02.12.09 - 1:04 pm | #
|
|
السلام علیکم یا جواد الناس
از نکته سنجی و لطافت کلامت در این پست، حظ کردم. بعد از قطع تماس دیشب، بسیار تلاش کردم که ارتباط برقرار شود اما نشد.
اینجا خبری نیست جز آمیزه ای از جهل و مذهب!
قلمرو سعدی
24/11/87
حسن |
02.12.09 - 1:21 pm | #
|
|
سلام خورشید
سالم وسلیم ومسلم بمانی عزیزدل انگیز
3 روزتعطیلی خوش بگذردانشاءالله
برادرجان!امروزسیدمحسن آمده بوددیدن حسن مهتاب!. . . آنچه به اوگفتم را حالابرای تو می نویسم-اگربگویم خوش به حالت حق داری بگویی نفست ازجای گرم بلندشده واگربگویم اگرنمی رفتی یاکاش نمی رفتی -آن هم ازسرنادانی است
اماهرچه باشدهرگزخواب این ایام الله رانمی دیدم وایضاتاب این دل گویه هایت راندارم -دربرابرت ای برادر!بزرگی هستم که ازکوچکی چیزی کم ندارم!واین بسط من بودبامحمدشهید-بی کم وکاست-همانگونه گویااین سفره باز -بازشده!هیچ چیزبرای گفتن ندارم الااینکه خورشید!الهی که دروادی لایسمعون فیها لغوا ولاتاثیما الاقیلاسلاماسلاما باناز رحمان ورحیم -سالم وسلیم ومسلم بمانی!یاحق
فکر نکن تقلب کردم که ازم دور می شی/
کربلایی،مثل خودته، دلش تو باغ لاله، سرخ می شه، کبود می شه.
رفتنیه!!!
حسن گلاب |
02.15.09 - 10:21 pm | #
|
|
امشب شب اربعینه
ساعت 12
پارسال تو چنین شبی بی خبر رفته بودی
گریه می کردم زار زار، فحش می دادمت،
دوست داشتم باهات بودم تو مرز و ...،ولی مهم تر از همه تو دلم بود داداش امشب خودشو می رسونه کربلا،شب عجیبی بود.
یادش به خیر پارسال با کاروان بودی
چه اربعینی داشتی!
نه حسرت می خورم نه غبطه؛فقط صفا می کنم عزیز برادر.
دوست داشتم امسال شب اربعین ...
اما نشد.
حسن گلاب |
02.15.09 - 10:31 pm | #
|
|
سلام.خوبی نازنین؟هر بار یه جور دل ام برات تنگ میشه.الان دوست دارم باهات جیغ بکشم!جیغ می کشی؟
حسین |
Homepage |
02.18.09 - 11:39 am | #
|
|
سلام خورشید!
1-
اصلاحیه حرف قبل ازاینحرف:واین بساط من بودبامحمد(بسط غلط بودحاج آقا)
2-
حسن مهتاب حالش خوبه!فقط دلش میخوادشهیدبشه که فقط مصلحت نیست آقاجان!
3-
به رغم دشمنان اسلام ومسلمین وبرخلاف خیلی هاازدوستان وغیره چندان دلتنگتان نیستم مگرگاهی اوقات مثلا اون ساعت هایی که خواب نیستم!
4-
برخلاف خیلی هاماچنین فکرمی کنیم که اتفاقااینجاهمه عالمند و علمندوعامل!
5-
درارتباط باماده3این بی مرامنامه عرض می شوداوقات خواب ما کمتراز5ساعت وبیشتراز7ساعت نمی شودمگربحول وقوه الهی آن هم علیرغم بازهم دشمنان!
6-
همین که نفس می کشید(یامی کشیم) خیلیه!نیست؟والبته به لطف وصدقه سرعده ای است که واقعاکه واقعاکه واقعاکه که که. . .
7- اینجایک نامرد-یک مردویک نیم مرد سلام و دعا و ثنا ابلاغ می کنند علی الدوام -اضافه برخودم
8-
الهی که همیشه ریزه خورحضرت ثامن وضامن باشی!آمین
کربلایی |
02.18.09 - 8:54 pm | #
|
|
سلام جواد جان
خوبی ؟ مدتها بود ازت خبر نداشتم
از حسین جویای احوال بودم
از طرف من حامدت رو ببوس
و خانمت را ...
هنوز داستان می نویسم
خدا به من یه غزل کوچولو هم داد
به من سر بزن
فدای تو
حسن شیردل |
Homepage |
02.18.09 - 9:51 pm | #
|
|
پسرک همسایه بزرگ شد و جوانی برومند شد ، تو هنوز در کودکی اش مانده ای ؟!
عطیه |
Homepage |
02.21.09 - 10:10 pm | #
|
|
سلام جواد عزیز، عکس حامد را در وبلاگ خانمت دیدم.ماشاءالله بزرگ شده، امیدوارم حامد را مثل خودت تربیت نکرده باشی، اینجا هم صحبت کردم ، گفتند به شرطی که دین را به حکومت ترجیح ندهی میتونی برگردی مشکلی نیست.
توهم قول بده همه تلاشتو بکنی خودم میفرستم دنبالت با سلام و صلوات بیارن بذارنت خونه.
اسماعیل |
05.24.09 - 4:37 am | #
|
|
اشکم داره در مياد...اي خدااااااااااااااا......
ليلا |
08.09.09 - 1:18 am | #
|
|
Commenting by HaloScan
|