|
● پیام ایرانیـان ● نظرات پس از بررسی، منتشر میشود. |
|
تا کنون علاقه اي به فلسفه و آثار استاد ملکيان نداشتم، اما اين بحثشان درباره تاريخ بي شک درست است. متاسفانه تا کنون رشته تاريخ علم در ايران وجود نداشته است تا بتواند ارزيابي درستي از تاريخ علم در اين سرزمين (به عنوان يکي از شاخصه هاي اصلي تمدن) ارائه دهد، ولي اينک تا جايي که بنده حقير ديده ام و خوانده ام (به عنوان اولين فارغ التحصيل تاريخ علم دانشگاه تهران و داميجوي دکتري اين رشته) قضاوت ايشان درباه طرد و نفي دو شقه کردن تاريخ ايران کاملا به صواب و درست است و اصلا آخوندي نيست چون خيلي از غيرآخونديهاي ديگري مثل بنده که تخصصي به مطالعه جريان تاريخ علم پرداخته ايم آن همه آثار ايرانيان بعد از اسلام را با سه چهار کتاب قبل از اسلام، براي خودمان هم يک پارادوکس عجيب و غريب بود !! |
|
پیام برای همه ی آنان که هیچ عقده و تعصبی کورشان نکرده باشد!البته اگر کسی پیدا شود!دوستان!تا زمانی که تکلیف ما با تا ریخ پر دروغ ایران روشن نشده تحلیل هایی که هر روزه در میکنند ونظریه هایی که میدهند فقط تلف کردن جوهر وکاغذ است.باشد اگر سید جواد شوونیست آنتی ترک وآنتی عرب وتا کمی قسمتی آنتی اسلام خود را هگل ایران بداند !مالیخولیایی ها عموما ادعاهای بزرگ می کنندهرچندهگل هم مالی نبود!!البته میدانم که آنقدر در برابر تلقینات تحقیر شده ایم که آستروناخ شیاد برای ما تاریخ بسازد وما هم چشم وگوش بسته بپذیریم اما عزیزان بدانید که دعواهای روشنفکری بی مایه ی ایران همه آّب در هاون کوبیدن و به باد دادن سرمایه های مادی و فکری این مرز وبوم است.کسانی مثل سید جواد مهمل باف تاریخی را تحلیل میکنند که در مدارس عصر پهلوی در ذهنشان چپانده اند واین را خوش میدارند وکسانی مثل ملکیا ن همین تاریخ را با نگاهی آخوندی وقرائتی پای منبری و تعصب مذهبی وهردو نگاه خالی از منطق عقلی و تاریخی است.نگاه مثلا هگلی آسید جواد و امثال او واقعا مضحک وتهوع آور است و نگاه آخوندی ملکیان وامثال او خنده دار و کودکانه.یکبار برای همیشه گفته باشم :یاسین روشنفکری آبکی و سیاسی ایران بلند است!نگاه نو به تاریخ میباید واین نگاه آغاز شده است ودر آینده ای نه چندان دور به نتایج درخشانی خواهیم رسید وزود است که طبل رسوایی کسانی همچون سید هگل در سطحی بین المللی به صدا درآید ودوست میدارم در آنروز حال مهمل گویان خیال با ف را ببینم. |
|
پیام |
|
مصاحبه بسیار ارزشمندی را انجام داده اید. من فکر نمیکردم از میان اندیشمندان خودمان کسی توانسته باشد حصارهای تنگ شوونیستی را دریده و از یک دید غیر متعصبانه به مساله تجدد بنگرد. موفق باشید. |
|
dustane aziz farsgara chera az hagigat badetan miayad,agar yek shakhseyat tarikhi, elmi,ve hata betore k
ölli karhaye khubi be tarikh bashariat gabl az islam az tarafe iraniha shödeh lötfan,ve lötfan ism bebarid ta ma ham bebinim hameh ash eddeaye bedun madrak ve kheyali ast. |
|
1. Manshure Koorosh! |
|
Man nazarate bala ra nakhande am amma hatta agar harf hayam tekrari bashand baz ham goftaneshan dar takideshan tekrarist. |
|
سلام.سخن دکتر کاملا درست و بدیهی است.متاسفانه هنوز خیلی ها ایرانی بودن را از اسلامی بودن جدا می کنند.البته یک ایرانی می تواند لاییک باشد اما تفکیک اساسی میان هویت ایرانی و اسلامی کار لوس انجلسی هاست.مرسی از مطلب خوبت. |
|
بنده ایشان را نمی شناسم ولی با خواندن این فراز ها تنها به این نتیجه رسیدم: ایشان تقریبا جز تاریخ دوره تحصیلات متوسطه آنهم به طور مخدوش و غبار فراموشی پیری گرفته چیز دیگری نمی دانند. واژه استاد منزه تر از این اظهارات بی سند مشوش است. |
|
حالا اگه بخواهیم از جنبه کاربردی این بحث ها به یه "چه میتوان کردی؟" اشاره ای داشته باشیم میشه گفت: GIVEN THAT که ما محصول این تاریخ ..فرهنگ.. ژن...وووو..هستیم چه "میتوان" کرد که سربلندتر زیست؟ بیاییدبه جنبه مثبت آن که یه کشور "چند فرهنگی" هستیم بیشتر بها بدهیم... |
|
دوستان و ياران و همراهان! |
|
Onhayee ke dar moredeh “ tarikhe por eftekhare Iran-e Bastan “ shakki darand, be in site neghahi be konand. man taajjob mi konam , chetori in divone ha az timarestan farar karde and? http://www.azadtribun.com/x115.htm |
|
سلام دوست عزيز اقای برجيان . من اقای ملکيان را نمی شناسم و نمی دانم استاد چی هست و از کجا فارغ التحصيل شده اند و به مراتب استادی چگونه رسيده اند و در چه حوزه ای تحقيق می کنند . ولی آنچه در مورد ايران باستان گفته اند نياز به تحقيقات مفصلی ندارد کافی هست که آن را با تمدن های بين النهرين مصر يا يونان مقايسه کنيم تا بفهميم که ظاهرا چيزی در ايران باستان هخامنشی يا ساسانی وجود نداشته است در مقابل نام صدها حکيم دانشمند شعر و نمايش و ...که از ان تمدن ها به يادگار مانده است دريغ از حتی نام يک دانشمند هخامنشی و ساسانی ...به عنوان مثال يک قطعه شعر مصری را با يک قطعه شعر ايران باستان ( اگر پيدا کرديد ) مقايسه کنيد . برخی دوستان چنان چيزهايی به ايران باستان نسبت می دهند که فکر می کنم بيشتر به شوخی و مزاح می ماند . |
|
با سلام و خسته نباشید به شما آقای برجیان |
|
Mr. Mehran Shafie: I really do not know whether I should laugh or cry for you. Was there any reason to repeat every thing that Mr. Borjian had posted under your VERY BEAUTIFUL name? Morde boland shode ve morde shor ra mi shorh. How miserable we are that people like you are the critiques of Iranian culture. By the way fix your damn computer so that it should not put others homepage as a default. Have a good night and sweet dreams and I hope Santa Claus would deliver your gifts this Christmas. |
|
توضيح: نشانی homepage ارسالی اشتباه است و متعلق به اينجانب نمی باشد و مربوط به default کامپيوتر بوده است. |
|
هيچ شکی نيست که ايرانيان از دانش و هنر تمامی مردمان آن روزگار استفاده ها بردند. آنان در پارهاي زمينهها نوآور و در پارهای زمينهها توسعه (Develop) دهنده بودند. ساخت گنبد از نوآوريهای ساسانی است که بعدها به طور مشخص در معماری ايرانی دوره اسلامی بويژه برای ساخت مساجد از آن استفاده کردند. شبستان که بعدها در دوره اسلامی به صورت يکی از بخشهای ضروری مساجد در آمد در واقع تغيير يافته تالارهای آپادانای معماری هخامنشی در دوره ساسانی است. که در آن سقفهای چوبی جای خود را به طاق ضربيها با حفظ ستونهای بلند پرشمار داد. ايشان اشاره خوبی به مانی کرده اند که خوشبختانه در چند روز گذشته توسط دكتر ابوالقاسم اسماعيل پور استاد دانشگاه شهيد بهشتى درباره آثار مانوى در تازه ترين نشست كتاب ماه ادبيات و فلسفه، روز سه شنبه بيست و پنجم امرداد ماه روشنگری با ارزشی کردند. (دوشنبه 7 شهريور صفحه انديشه روزنامه شرق به نقل از بيبيسي) آثار و کتابهای مانوی بسياری در آسيای مرکزی- که امروز در خاک کشور چين و جمهوری های تازه به استقلال رسيده ميباشد- پيدا شده است. حتی امروزه نيز بسياری از باورهای مردمان بالکان و حتی اروپای مرکزی ريشه در آيينهای ايرانی مانوی و مهرپرستي دارد. کريسمس شب يلدای ايرانی است. چه کسی نمی داند که حکمت خسروانی يا اشراق سهرودی دنباله ميترائيسم است. اين همه کتابهای به خط و زبان پهلوی موجود مانند دينکرد، ونديداد و ... پس اوهام است که در آن همه علوم زمان خود را از حقوق، پزشکی و نجوم و .... برای ما به يادگار گذارده اند در حالی که بسياری از آنها متاسفانه سوزانده شد. |
|
اين سخنان شوربختانه همزمانی دارد با آبگيری سد سيوند برای به زيرآب بردن تنگه بلاغی يعنی يکی از مخازن تاريخ اين سرزمين از دوران سنگی و نوسنگی تا دوران قاجاريه بويژه دوران هخامنشی. اين تنگه در همسايگی پاسارگاد قرار دارد و آب گيری آن به نخستين پايتخت شاهنشاهی هخامنشی و پارسه(تخت جمشيد) نيز آسيب خواهد رسانيد. از اين همه آثار، ايشان تنها از تخت جمشيد ياد ميکنند و به نقل از تمامی مورخان که معلوم نيست چه کسانی هستند که تاکنون خبری از آنان نشنيده بوديم، - جز آقای پورپيرار با کتاب دوازده قرن سکوتشان – آن را ساخته رومی ها مي دانند که در آن روزگاران هنوز در صفحه گيتی وجود نداشته اند. ايشان کتابهای مورخان و دانشمندان يونانی همزمان با هخامنشيان مانند هرودوت و گزنفون و فيثاغورث و .... را هم بزرگترين دروغ تاريخ ميدانند!؟ اسکندر به توصيه نخبگان يونان کتابها و آثار نوشته شده ايرانی را به يونان فرستاد و اين کتابها به زبان يونانی برگردانيده و منبع علوم گشت. |
|
خودمان هر روز نامهای اصيل تاريخی و فرهنگی خود را بدور می ريزيم اما هرگاه ديگران اين کار انجام دهند فريادمان به آسمان بلند ميشود در حالی که خودمان اين تخم لق را ميکاريم! |
|
سخنان نسبت داده شده به آقای مصطفی ملکيان را در وب نوشت "پيام ايرانيان" خواندم. آرزوی آن دارم که استاد گرامی آقای ملکيان در روزهای آتی ابراز نظر نمايند که سخنانشان به اين شکل نبوده و نسبت به تصحيح آن اقدام نمايند. اين سخنان آنقدر نادرست است که از ايشان بدور و يا گويا دستکم در حالت خستگی بيش از اندازه ايراد شده است. زيرا دنباله منطقی در آن يافت نميشود. اينجانب و هر انسان بی تعصبی با بخشهايی از سخنان ايشان موافق است. ريشه بسياری از باورهای فرهنگی، اجتماعی، سياسي حاکم امروز، در روزگاران کهن است. در بسياری موارد اگر خوب بنگريم تنها نامها تغيير کرده اند و ماهيت بدون تغيير يا با تغييرات اندک باقيمانده است. اما اگر امروز ما تشنه ايم بايد نان سفره خود را بدور بيندازيم؟! داشته هايمان را هم از بين ببريم؟ يا دنبال آب برويم؟! همان اندازه که شونيزم ناپسند و زشت است، از خودبيگانگی و شيفته ديگران بودن و هيچ انگاری خود نيز درست نيست. افتخار به هويت ايرانی منافاتی با افتخار به نيکوييهای کل تمدن بشری از اينکاهای سرخپوست گرفته تا ژاپنيهای شرق دور ندارد. |
|
من یه چیزی راجع به شباهت گنجی و سیرجانی نوشتم دیدم که تو هم این رو به نوعی ذکر کردی. یه نیگا بهش بنداز. |
|
الهي! اين آقا چرا اينقدر اشتباهات تاريخي داشت؟!من فكر مي كردم تنها گروهي كه در مورد همه چي بدون اينكه سوادش را داشته باشند نظر مي دهند آخوندا هستند ! |
|
ملکیان اگر در زمینهی ِ فلسفه نگرهپردازی کند، بهتر است. |
|
مجيد عزيز |
|
مجيد عزيز |
|
در کل این گزارش را مثبت ارزيابی میکنم. علت این است که میبینم از ژورنالیسم صرف و سیاسی داری فاصله میگیری و حالیا حوزهی انديشه را مینوازی |
|
ایدهی تجدّد ايرانی را هیچکس چون آرامش دوستدار به چالش نطلبيده است. در واقع او نخستین کس بوده که بهطور جدّی، اين موضوع را در صدر کار پژوهشی خود قرار داده و اتفاقاً دکتر حسن یوسفی اشکوری نیز بر این واقعيت صحه گذاشته است: |
|
مسعود عزیز! |
|
اين مطلب را براي نشريه تندر مي خواهم كار كنم اگر ايرادي دارد با من تماس بگير. |
|
سلام اقا مسعود...حال شما... خیلی وقت بود به وبلاگتون نیومده بودم..ولی الان خوشحالم اکه اینحا هستم... راستی من یه وبلاگ گروهی ایجاد کردم که حدود 19 نفر از وبلاگرای خوب مینویسند...خیلی خوشحالم میکنید که به ما سر بزنید و نظرتون رو بدونم...منتظرتون هستیم...بدروود |
|
دوست گرامي جناب پيوندكده |
|
دوست عزیز اقای برجیان من نمی دونم منظور شما از این که می گوئید:"بیاعتنایی به گسترهی جمعیتی طرفداران یك عقیده و جسارت شوریدن بر آن است كه زیباست" چه می باشد یعنی حقیقتا اقای ملکیان با این سخنان کلی گویانه و مبهم دارد مثلا علیه گستره جمعیتی طرفداران نظریه شکوه و بزرگی ایران باستان و کسانی که با مدرک و دلیل قاطع اعتقاد دارند که با حمله عرب و ترک فرهنگ ایرانی دارای خمودگی شد شورش می کند و جسارت خود را به حد اعلا رسانده است.خوب اگر اینچنین است مدارک و دلایل محکم و قابل اثبات او برای این کار چه می باشد؟ اگر نه شما که طرفدار اقای ملکیان هستید برای ما توضیح دهید که مدارک اقای ملیکان که به قول شما با تفکر به دست امده است کدامها هستند؟ دوست عزیز خود را به قول معروف نخود هر اشی کردن و در باره همه چیز نظریه دادن به غیر از اینکه انسان را جلوی همه سنگ روی یخ کند نتیجه دیگری در بر ندارد خوب هر کسی ازاد است در باره هر چیزی نظر بدهد و بحث کند و چیزی را رد نموده و یا قبول کند اما قبل از هر چیز باید موقعیت خود را بسنجد و ببیند که این هر کس در بین بقیه چه جا و مقامی دارد. دوست عزیز فکر نمی کنم که خواندن این مقاله هم بد باشد که مطمانا با حرفی که امروز مهدی جامی در سیبستان زد می خواند.هر چند که شاید برای شما این بی ربط باشد اما خوب یجوری به هم دیگه ربطش بدهید دیگر. |
|
دوستان محترم كميتهي مبارزه با سانسور اينترنت! |
|
با سلام |
|
سهند عزیز ! |
|
که دیگر این قضیه سر دراز دارد و نیازی به تفصیل در اینجا ندارد. حرفهایم هنوز تمام نشده حرف در این باره بازهم دارم و باید انها را بنویسم و بعد ان را در اینجا قرار بدهم. |
|
سلام اقای برجیان.حقیقتش می خواستم به اقای ملکیان دست مریزاد بگم که حالا همه چیزمون حل شده هستش و فقط مونده که بیائیم و فرهنگ درخشان ایران قبل از حمله اعراب را به یکجا نه انکار که لجن مال کنیم.حالا مثلا این اقای ملکیان دلیلهایشان برای قبول نکردن نظریات گوناگون در مورد درخشش فرهنگ و تمدن ایرانیان قبل از اسلام چه چیزهائی هستند و چرا بیان نمی کنند.مطمانا کسی بیخودی به دنبال رد کردن چیزی نمی رود و حتما ایشان نشسته اند و با کلی فکر دلایلی را برای انکار دیدگاهها پیرامون درخشش فرهنگ و تمدن ایرانی قبل از حمله مسلمانان به ایران پیدا نموده اند و حالا اول می ایند ان نظریات را رد می کنند تا دلیلهایشان برای رد این نظریات را رو کنند.خوب پس ما منتظریم لا اقل از زبان شما این دلایل را بشنویم.دوست عزیز نه تنها به حکایت دوست و دشمن ایرانیان قبل از حمله اعراب مسلمان دارای فرهنگ و تمدن درخشانی بوده اند و نه تنها در زمینه دانش و صنعت پیشرفته بودند که حتی با حمله اعراب مسلمان به ایران نیز این پیشرفتها به یکباره به نابودی نگرائید بلکه برای مدتی در حالت کما فرو رفت و این امر موقتی بود تا اینکه حکومت کم کم به دست خاندان ایرانی اصیل می افتد که در صدر انها سامانیان و امیر اسمائیل سامانی این پادشاه افتخار افرین ایرانی می افتد و دوباره در سایه درایت و کاردانی این خاندانهای ایرانی و بویژه سامانیان ایرانیان کم کم به همان دوران دانش دوستی و دانش پروری که قبلا در ایران وجود داشته است روی می اورند و این امر کم کم در حال کامل شدن بود که بدبختانه و هزار بار بدبختانه طوفانی سهمگین تر و وحشتناکتر از حمله اعراب مسلمان ایران را درنوردید که تقریبا همه چیز را به یکباره با خود در کام مرگ و نیستی فرو برد و چنان حالت کمائی به وجود اورد که هنوز در همان حالت باقی مانده ایم و نه تنها کم نشده که در دوره هائی شدت نیز گرفته است و ان طوفان حمله ترکهای غیر متمدن و خونریز و وحشی تازه مسلمان بودند که دیگ |
|
گرامی! |
|
برجیان گراکی! |
|
با سلام |
|
آقای دکتر راجع به مساله قومی وحقوق اقوام چه نظری دارند؟ |
|
the one of the discovers of the DNA of the history, although the comparison is very na
ïve and poor. He discovered the engine behind the historical developments and that was “ desire for recognition” and not the class struggle as Marx thought, which was his down fall. Calling Hegel a naïve thinker is itself sign of naivety. |
|
Mr. Mohsen Momeni: You may wonder why I am posting my comment here and not in one of your own three sites/blog. what ever. Let me tell you a very old story. Once Mulla Nasseraddin
’s was observed waiting in a cemetery. He was asked what he was waiting for which he says “ my donkey is stolen.” He was asked why he was searching in the cemetery and he says” The thief will come here finally.” |
|
با سلام |
|
سلام موفق باشید و از استاد استفاده کنید استاد چند روز قبل هم مشهد بودند و مهمان ما گزارش کوتاهی در وبلاگ گذاشته ام. |
|
با سلام |
|
دوست گرامي اهوا اشون |
|
مسعود عزيز |
|
مسعودجان ممنون! من نيز معتقدم مرزبندي ميان قبل و بعد از اسلام همواره درست نيست. حتي به لحاظ دينورزي مردمي، باور دارم كه مردم ايراني به مفهوم اخص كلمه، نه زرتشتي بودند و نه مسلمان شدند؛ اما آقاي ملكيان در مورد تمدن ايران قبل از اسلام سخت در اشتباهند ... رومي خواندنِ معماراني كه تختجمشيد را بنا كردند، با مزه بود! تقليل معناي ايرانزمين به مفهومي كه امروزه در جغرافياي سياسي وجود دارد هم جالب بود! ميداني دوست من؟ ملكيان آدم بزرگي است اما حيف كه كم كم دارد مثل اكثر آدمبزرگهاي اين سرزمين، در هر موضوعي وارد و نظريه صادر ميكند! |
|
|
Commenting by HaloScan |