پیام ایرانیـان ● نظرات پس از بررسی، منتشر می‌شود.

سلام شما وب بلاگ خوبی داريد ولی فکر کنم بهتر باشه يک انجمن هم درست کنيد و اينجا لينک کنيد تا همه بتونند عضو شوند و مشارکت داشته باشند. مثلا من بايد در اينجا نظر خودم را بدم؟ در ايران کره دات کام می تونيد يکی رايگان درست کنيد. آدرس رو گذاشتم
Http://www.irankorea.com/x/new_forum.php


سلام!
مسعود جان ببخشید نتوستم تولد ولاگت رو بهت تبریک بگم.
امیدورام که سالهای سال بدون هیچ مشکلی بنویسی.
ولی مسعود جان خوش بحال تو که هرآنچه می خواهی می نویسی و چند وقتی است که سیاسی نمی نویسی ولی همه بدون اینکه از مشکلی برای من پیش آمده از من توقع دارند که سیاسی بنویسم.


Dear Borjian: I looked at the photos in: “ nim negah” and asked my kids to take a loot at it. My daughter right away said that she has seen in her school, she is in fifth grade. There are hundreds of such photos and is not nothing new, as you know it is imagery illusion that we have seen in high school physics when we insert a spoon in the water. But it is very impressive. First let us be firm. The advertisement of these and other related postmodern subjects that are trying to say that we can’t trust our judgment is false. Images could be even fully illusive but not symbolic. I am not going to detail of Lacanian psychoanalytical theory, but according to Lacan, human psyche functions mostly based on symbolism and not image. Symbolism is nothing but using language, animal use image and human uses symbols. Images are illusionary, solid, and shallow but symbolic are fluid, dynamic and real. --- We all know that you cannot judge a man by his physiques (imagery) but by his words (symbolism). Have not we seen why the dictators are so fascinated by the image? When Mohammad destroyed the idols and said God cannot be seen, he was distraction people’s attention from Image and directing them to symbolism. Briefly, the only difference between human and animal is the differences between image and symbol. By the way: if we were not so indulge in image, we would figure out the nature of people like Khatami long time ago, People were fooled because we cared about his image. The image also has everything to do with violence and aggression. The utmost Image lover was the Narcissus that killed himself. According to Lacan ego is constructed like an image and is the source of aggressively. Suicide has its roots in this stage of imaginary and no wonder why mystics and Buddhism asks us to get rid of the ego.


با تشکر از شما که وقت تان را صرف خواندن و خلاصه کردن یک کتابِ "سیاسی در قالب تاریخی" کردید.

صرف نظر از میزان صحت و سقم داستانهایی که بهنود سر هم میکند این "سَبک" ایشان است که مشهود است (همان که شما اشاره کردید در تمامی نوشته های ایشان ثابت است) یعنی سبکِ "سردرگمی و ابهام ", یا سبکِ "منِ نویسنده خودم هم نمیدانم چه میخواهم !"

اصولاً در پایان تمامی این نوشته های او این سوال باقی است: "خوب که چه ؟" به عبارت دیگر او همیشه زمین و زمان را به هم میبافد تا حرفی زده باشد ولی هیچگاه شما نتیجه ای از مرام نویسنده نمیگیرید. شاید هم این خود مرامی است !؟ مرام بی مرامی !

مثلاً در این ماجرا یک نفر باید از نویسنده بپرسد: "خوب ! حالا خوب کیست و بد کیست ؟ کدام حق دارند ؟ چه نتیجه ای میشود گرفت ؟ کدام حقیقت را آشکار کردی ؟ کدام نتیجه منطقی را گرفتی و ..."

البته وقتی که این سوالات بی جواب را از ایشان میکنی, با رندی جواب میدهد: "من فقط گزارشگرم ! نتیجه گیری وظیفه خواننده است !" تعجب اینجاست که با پروریی هر جا که دلش بخواهد این "وظیفه خطیر" را بزور از خواننده میگیرد و فتوی صادر میکند !

البته من از ایشان خرده نمیگرم چرا که وقتی که قرار است کسی "حتما" بنویسد (حتی اگر چیز بدرد بخوری برای نوشتن نباشد) از این بهتر هم از آب در نمی آید.

بهنود را باید از بزرگان "کمیت" نویس و بی مایگان "کیفیت" بی خبر نامید.

با تشکر


کاملن درسته. ببخشید. یک اشتبه احمقانه از خودم بود. واقعن متاسفم.


الناز عزيز
اين همه دوستان فارسي نوشته‌اند. احتمالاً مشكل از كامپيوتر شماست.


nemidoonam chera natoonestam ba in ketab ertebat bargharar konam. osoolan ba behnood nemitoonam garm begiram. na inke ghasdi dar kar bashad ha. na. rasti chera nemishe inja farsi nevesht?


مسعود عزيز! مثل هميشه از خواندن نوشته شما بسيار مشعوف شده و فايده برديم.


سلام
آقا آنچنان موجز و روان نوشتی که صلاح ندانستم بخرم و بخونمش.این از یک طرف اما از طرف دیگر در بخش کوچکی آنچنان در خماری کنجکاوی خواننده را رها می کنی که گویا نخواسته ای به نویسنده ظلم کنی. باشه آقا می خریم تا به دقت تو بخونیم.به ما هم سر بیشتر بزن اخوی. بوشد؟( به روشی که می دانی بخوان)


نظر بی‌ربط مرا ببخشید! مرسی بابت لینک مسعود جان!


1-اصولاً هیچگونه نظری در مورد این نوشته ندارم و این کامنت در مورد نیم نگاه کشکول امشب می باشد.
2- آقای محترم!هم آغوشی جمهوریت و اسلامیت چه اشکالی دارد؟جمهوریت تومنی ده زار با دموکراسی فرق می کند.جمهوریت یعنی آرمانشهر خواهی.خب آرمانشهر اسلامی همین است دیگر!پیش آمدن بحث جمهوری دموکراتیک اسلامی در اوایل انقلاب هم این گفته را تأیید می کند.اگر جمهوریت و دموکراسی یکی بود چنین بحثی پیش نمی آمد.
3- امیدوارم منظورتان از مردمسالاری،همان منظور خاتمی نباشد که دموکراسی را مردمسالاری ترجمه می کرد.اگر چنین است بعداً کامنت می گذارم.
4- از طولانی شدن و بی محتوا بودن کامنت عذرخواهی می کنم.


The "khodshiftegi" Mehdi Khalaji attributes to Ghoochan is obviously, OBVIOUSLY, notquite uncommon among Iranian bloggers.


مسعود جان نظرت را در مورد تبادل لینک جویایم




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan