● پیام ایرانیـان ● نظرات پس از بررسی، منتشر میشود.
|
|
سلام راه نجات اين مملكت در اگاهي و شناخت دنياي خارج از مرزهاست
كدوم راه |
01.26.06 - 5:27 pm | #
|
|
سلام بر مسعود خان
دوسالگي شما مبارك. صد ساله شي پسر مثل مشروطه كه به جايي نرسيد.ولي شما به جايي خواهيد رسيد وان هم قلوب خوانندگانت است پس براي اين قلوب بكوش ونااميد مشو .احترام اين قلوب بسي سخت است بكوش تا انها را نا امد مگرداني ممنون.
مهرداد-ماه نو |
Homepage |
01.14.06 - 5:48 pm | #
|
|
سلام
خوب نوشتی مسعود. درباره یاینکه وبلاگ اموزشگاهی است که معلم و دانش آموز هر دو یکی هستند. از زمانی که وبلاگ نویس شدم تنها خوبی که در میان دیگر دست آوردها داشته آرام شدنم است و یاد گیری هر لحظه به لحظه.
ایران امروز |
Homepage |
01.08.06 - 7:58 pm | #
|
|
Aresh ; che chize in Khatami ke be ghole khodetan chizaki nedare ve be ghole Mao, babre kaghaziye, shoma ra shifte karde ke behesh EHTERAME KHASI
… loutfan tavajjoh be farmaid ke, ne ehterame mamoli, balke ehterame khasi---- ghaeilid? loutfan maar az in giji dar biyavarid.
key mikhahim az in farhange barde ha dast bardarim? Nietzsche: asode bekhab ke ma hamaye kitabato khonde vali be hichkodam amal nekarde-eim
Sahand |
01.08.06 - 9:52 am | #
|
|
مسعود عزیز در مورد آقای خاتمی با وجود این که احترام خاصی برای ایشان قائلم، به همین دلیل که یاد آوری کزدی ایشان نمی بایست برای این پست کاندید می شد. حتی بعید می دانم در کارهای داوطلبانه بشردوستانه هم بتوانند کاری از پیش ببرند. کسانی مثل جسی جکسون، ماندلا، و افراد مشابه هر موردی را که وارد می شوند پیگیرند و "نتایجی" را دارند که ارائه بدهند... اگر آقای خاتمی بخواهد این گقتگوی تمدن ها/ ادیان را هم همینجوری بدون نشان دادن رهبری ادامه بدهد، کم کم موجب دلسردی افراد دیگر در این نشست ها می شود و از او قطع امید خواهند کرد و کم کم در نشست ها و تصمیم گیری ها تبدیل به یک نخودی خواهد شد!
آرش |
Homepage |
01.07.06 - 12:52 am | #
|
|
جناب برجيان تحسينتان مي کنم به خاطر پي جويي هايتان و جديتتان، ولي به نظرم گاهي زيادي جدي مي گيريد، بد نيست گاهي راحت تر بنويسيد.
رسالتي که براي خود تعريف کرده ايد، کمتر از توانايي هايتان است، به نظرم بايستي در رسالتتان تجديد نظر کنيد.
اينکه تعداد کمي گنجي را بشناسند، از بزرگ بودنِ او و بزرگ بودنِ حرکتِ او چيزي نمي کاهد.
موفق و بهروز باشيد.
منصور سالاري |
Homepage |
01.06.06 - 11:35 pm | #
|
|
مسعود برجیان عزیز
چند وقتی بود به وبلاگت سر نزده بودم. تا امشب دیدم گویا وبلاگت 2 ساله شده خوشحال شدم و خواستم تبریک بگم ولی فقط چند ثانیه بعد دیدم گویا بهروز دوباره - ولی اینبار دیگه نه به قول خودش از روی فشار- ... را دوست دار که هیچ دلش هم برای مظلومیتش به درد آمده. به او توصیه می کنم کمی هم دلش برای مظلومیت گنجی بسوزد . اگر اصلاحات و خاتمی را دوست دارد پس چرا به رهبر ستاد ضد اصلاحات عشق می ورزد .
ایمان شجاعی |
01.06.06 - 9:19 pm | #
|
|
مسعود عزیز سلام. دوسالگی «پیام ایرانیان» مبارک. همیشه از دید جدی ای که وبلاگ به عنوان یک «رسانه» و نه وسیله ای برای پر کردن اوقات فراغت داشته اید شما را تحسین کرده ام.
صادق دالوندی |
Homepage |
01.05.06 - 7:38 pm | #
|
|
آقای بهروز,
فرق چندانی میان شما و جلادانی که گنجی (سمبل مقاومت و آزادگی) را شکنجه میکنند نیست. آنها شکنجه میکنند و شما دوستشان دارید ! خواستم بگویم شرم بعد دیدم که فایده ای ندارد !
به امید روزی که ملاهایی را که دوست دارید به همانجا بروند که ملاعمر, صدام و هیتلر رفتند.
البته شما غصه نخورید ! همیشه دیکتاتورهایی هستند که نیاز به سیاه لشگر و خرده ریزه هایی مثل شما داشته باشند. حق و حقوق (مزد) شما هم محفوظ خواهد بود.
یاد زمانی افتادم که دو جاسوس ج.ا. توسط نیروهای آمریکایی بازداشت شدند و ج.ا. گفت که دو "خبرنگار" (!) بازداشت شدند ! نکنه شما هم از همان نوع "خبرنگارها" هستید و دنبال اخبار ویژه !
آرمان |
01.05.06 - 4:11 am | #
|
|
سلام!
خیلی نشستم فکر کردم...
اینقدر حوادث ریز و درشت داره دور و برمون می افته و همه دستاوردهای خاتمی و اصلاحات زیر سوال می ره و همه هم ساکت شده اند من هم می خواستم ساکت باشم ولی نتوانستم..
خاتمی ، اصلاحات ، جمهوری اسلامی ایران و جدیدا حتی آیت الله خامنه ای هم در تیرس قرار گرفته اند...
دوباره می خوام بنویسم ، دوباره می خوام شروع کنم چرا که اصلاحات ، خاتمی ، جمهوری اسلامی و خامنه ای را دوست دارم .
خوشحال می شم من خبرنگار را راهنمائی کنید.
امضا: بهروز شجاعی
یا حق
بهروز |
Homepage |
01.04.06 - 9:47 pm | #
|
|
مسعود جان سلام فرصتی نیست، فقط یک عرض تبریک و خسته نباشید برای "پیام ایرانیان". بزودی توسط ایمیل درد ودلهایم و نظراتم را با تو در میان خواهم گذاشت. شاد زی هموطن
آرش |
01.04.06 - 11:46 am | #
|
|
وبلاگستان هم شما را دوست مي داره
ما هم شما را دوست مي داريم پسرچي!!
تبريك ميگم
براي فردا |
Homepage |
01.03.06 - 4:11 pm | #
|
|
مسعود جان
اطلاع رساني دارد صورت مي گيرد. نگران نباش. پيامت هم رسيده ولي چه كنم تلفن هايم قطع است
مقدري |
01.03.06 - 9:41 am | #
|
|
سخت جان که هستی.
به هر حال این انقلابهای تک نفره جذابیتشان بیش از نتیجه شان برای من مهم است. هر چند وبلاگ برای من دقیقا چیزی است بر عکس آنچه برای شما!
رمق نوشتن ندارم ، ولی اگر دوستان هم ننویسند که من بخوانم اخمم میرود توی هم!
شاد باشی
م.ویس آبادی |
Homepage |
01.02.06 - 10:02 pm | #
|
|
با سلام آقاي برجيان عزيز وبا تبريك سال نو ميلادي به شما وارزوي موفقيت وسلامتي براي شما در سال جديد.من مطمئنم كه شما پاداش خير خواهي ونيك انديشيتان را در دنيا واخرت خواهيد ديد.موفق وپاينده باشيد.
يك هموطن |
01.02.06 - 6:30 pm | #
|
|
Dear Borjian: I do visit your site periodically but I do not read everything, but If I was asked to name a few people that to have a genuine life--- the one Heidegger calls: “ authentically”--- - I would mention you as you one of them. Also, --- thanks God--- I do not have my own site but in posting the comments, or writing to a friend, I do feel exactly like you. Writing is a very serious business and the person must write it with the blood. Anyhow “ divane cho divane be binad khoshesh ayad.”
Sahand |
01.02.06 - 5:57 am | #
|
|
در بلاگ نیوز لینک داده شد.
Blog News |
Homepage |
01.02.06 - 1:35 am | #
|
|
نگاهی تازه و از زاویه خاصی به وبلاگستان دارید. بخصوص پاراگراف آخر بسیار زیبا و پر معنا بود اما یک روحیه ناامیدی از مردم در دیدگاه شما وجود دارد که شاید صحیح نباشد.
من بخوبی سالهای قبل از انقلاب و بخصوص سالهایی که جامعه آبستن حوادث بود بخاطر دارم. سالهایی که روشنفکران مذهبی و غیر مذهبی در قربانگاه تنهایی به مسلخ کشیده میشدند. آنروز که دکتر شریعتی کتاب آری اینچنین بود برادر را مینوشت جامعه در فکر دیدن مرادبرقی و سریال تلخ و شیرین بود. جامعه بی حس و بی درد بنظر میرسید.... اما گفتگوهای چند نفره سیاسی در گوشه و کنار کشور و رد و بدل کردن کتابها و نوارها و خبرها از گروههای کوچک ولی پر درد آغاز یک توفان مهیب را نوید میداد. این وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی چند صد نفره مرا بیاد پخش همان اعلامیه های سیاسی در جامعه روشنفکری و دانشگاهی قبل از انقلاب می اندازد. باور کنید امکانات چاپ اعلامیه ها فقط یک دستگاه پلی کپی قراضه بود و گاهی بصورت دسنویس! اما همین گروههای کوچک اجتماعی در زمان مناسب موتور حرکتی جامعه را هندل زدند.
من دیگر وقوع یک انقلاب از نوع انقلاب اخیر را در ایران و حتی در کل گیتی منتفی میدانم. بشر امروز میخواهد از کم هزینه ترین راه به هدف برسد. دنبال خشونت و کشت و کشتار نیست و دیگر حاضر نیست با دست خالی در برابر گلوله سینه سپر کند.
اما آنچه که مایه امید است تحول محیر العقول افکار عمومی در جهان است. دمکراسی خواهی و پرهیز از دخالت مذهب در سیاست و حکومت موج سهمگینی است که دیر یا زود و خواسته یا نخواسته پایه های حکومتهای مذهبی را ویران خواهد کرد.
من هم اینگونه به وبلاگ نویسی نگاه میکنم. وظیفه خودم را نوشتن میدانم و از تعداد کم خواننده ها آزرده نمیشوم. بخوبی اطمینان دارم این سنگی که وسط اقیانوس جامعه پرت میکنم موجی ولو ناچیز ایجاد خواهد کرد و اثرات آن به ساحل خواهد رسید. من منتظر موجی سهمگین حاصل آگاهی مردم بر خرافه مذهبی هستم و امیدوارانه در کنار ساحل می
ملا حسنی در کانا |
Homepage |
01.02.06 - 1:07 am | #
|
|
مطلب بسیار جالب و فروتنانه ای نوشته اید. هرچند در مورد گنجی باز هم خودفریبی میکنید. دوست عزیز ! چرا اینقدر مسائل ساده را برای خود و سایرین پیچیده میکنید ؟ چرا در مورد گنجی دایه مهربان تر از مادر شدیده اید ؟ گنجی با زبان بسیار ساده گفت: "به نظام رای نداهید". شاید اگر این جمله ساده را شما و خیلی ها دیگر درک کرده بودند, خیلی از مشکلاتی که در این مطلب به آن ها اشاره کردید (مثل "جامعه از گنجی عبور کرده !") هم الان وجود نداشت.
موفق باشید.
آرمان |
01.02.06 - 12:04 am | #
|
|
مسعود جان سلام
دو سالگي وبلاگت مبارك باشه
برات آرزوي موفقيت دارم.
مطلبتم تا آخرش خوندم
جالب بود. نثرت منو كشته. كاش ما هم قلم تو رو داشتيم.
سيد حسن كاظم زاد |
Homepage |
01.01.06 - 11:46 pm | #
|
|
مسعود جان سخت متاثر شدم و به فكر رفتم كه هر چه گفته ايي حقيقتي بيش نيست و من كه يكسال از وبلاگستان دور بوده ام ديگر دوام نياوردم و بازگشتم به ديار ياران قديم. نميدوانم اگر اين كورسوي اميد را به قول تو از ما بگيرند به كدامين مامن گاه سر ميسپاريم. روزها و ماههاي سختي در انتظار داري. همين اميد تو و ما را به سرمنزل دوست ميرساند. آفرين بر تو كه اميدت را با همه وبلاگستان تقسيم كردي و ما را نيز اميدوار به حضور.
محسن حسينيان |
Homepage |
01.01.06 - 11:32 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|