● پیام ایرانیـان ● نظرات پس از بررسی، منتشر میشود.
|
|
حسين عزيز چه ميتوان كرد؟
مملكت ما بر روي طلا خوابيده اما مردمان كشورمان در گوشهي خيابانها كاسهي گدايي دست گرفتهاند. وقتي 8 ميليون دلار تنها بابت خسارت شركت تركيهاي پرداخت ميشود صرفاً بدليل اينكه آقايان تصميم گرفتهاند مسير پروژهاي را به دلخواه خود تغيير دهند، آن وقت چه انتظاري بايد داشت؟ جز همين فقر و فلاكت و بدبختي مگر نتيجهي ديگري هم عايد ما ميشود؟
راستي!
دلم عجيب برايت تنگ شده. مادر بار ديگر سهشنبه راهي اتاق عمل ميشود. بدن نحيفش باز بدست تيغ همان دوست جراح سپرده ميشود. اميدوارم اين آخرين بار باشد.
مسعود برجيان |
Homepage |
09.21.05 - 7:56 pm | #
|
|
salam
az anja keh bahat tamas dashtamraftim jaie keh jashn bood.tamameh kasani keh mitoonesand mardomo mashghool konnan anja boodand. kenareh kelisayeh sookhteh. goroohi mikhandand , goroohi miraghsidand va goroohi adahayeh bamazeh dar miavordadnd. pol migreftand ama del bekhah. harkasi amadeh bood ta be nahvi be koodakaneh saratani komak konad. yadam beIran oftad. dardavar ast masood.
nasrema |
Homepage |
09.20.05 - 11:41 pm | #
|
|
فرهنگ ! اسم دختره یا پسر ؟ ما داریم میقاطیم عمو جان .و خیلی هم قاط میزنیم .خوشا غرب وحشی ! موفق باشی
اهری |
Homepage |
09.20.05 - 9:41 pm | #
|
|
سلام
من هم امشب که در خیابانها می چرخیدم اولش به همین فکر فرو رفتم .
یک چیزی می خواهم بگویم . عجیب وغریب . سخن خفنی است .
این چیزی که می بینی اتفاقا در بعض مواردش خیلی خوب است . وقتی در حصارک ( دانشگاه تربیت معلم ) بودم . به ماها اجازه می دادند هر چه می خواهیم در جشنها رقص و پایکوبی کنیم . ترقه بزنیم . فشفشه هوا کنیم . ...
آنجا من چیز عجیبی دیدم . در این فضا هر کسی خلاقیتی از خود نشان می دهد تا اسباب جدیدی بیافریند . عجیب است که زیبا ترین لحظات و خلاق ترین آنها در این لحظات خلق می شدند . جایی که آدم حد ومرزی برای آزادی خود جز خودش و شخصیت نصفه نیمه اش ( چون آنجا در واقع از شخصیت اصلی خود خارج می شدیم ) نبود . آزادی بی چارچوب شادی آورترین آزادیهاست .
از دید ناظر بیرونی کثافت بار است . ولی اگر در درون قرار بگیری می بینی که عجیب ترین شکل عشق به دوستی در آن شرایط شکل می گیرد. خیلی ها در درون حلقه اند ، اما بیرونند . دو سال من اینچنین بودم ، اما دوسال در درون حلقه ی همانهایی که ..خل نامیده می شوند قرار گرفتم . مسعود جان نمی دانی شکوه آزادی را . بی قراریی که می آفریند و احساسی را که متبلور می کند چه شیرین است . آنجاست که فریاد "این ابناء الملوک.." از دلت می جوشد .
می دانم حتما با خواندن آنچه نوشته ام پیش خود خواهی گفت که اصلا نفهمیده ام تو چه می خواسته ای بگویی و بیهوده نوشته ام . اما نمی توانستم با خواندن روایت تو که آن خاطرات مرا زنده کرد سخنی نگویم . همه ی انچه می گویی درست است . دوگانگی و گسست فکری و فرهنگی ، یکی از چیزهایی است که عمیقا می خواهم به آن بپردازم . اسمش را گذاشته ام "دوری اندیشه و باور" . اما در کنارش این سوی قضیه را هم ببین .
موفق وپایدار باشی . و شاد و امیدوار .
mohsen momeni |
Homepage |
09.20.05 - 12:14 am | #
|
|
به نكتهي جالبي اشاره كرديد. نظام ارزشي نه تنها در ذهن جوانان كه در ذهن عموم مردم پر از تناقض است. عجيب هم نيست. وقتي درون و برون خانههاي مردم يكسره متفاوت باشد جز اين نبايد انتظار داشت. اين وضعيت حاصل حاكميت نظامي ايدئولوژيك است كه ارزشهاي خود را به جامعه تحميل كرده است. مردمان مجبورند براي پيشرفت اجتماعي يا حتي براي زنده ماندن از شر عواقب سوء رفتارهاي خود (نسبت به همان ارزشها) به رفتارها و گفتارهايي تظاهر كنند كه بدان اعتقادي ندارند. حاصل اين دوگانگي گسست فكري و فرهنگي در اذهان جامعه است.
مسعود برجيان |
Homepage |
09.19.05 - 10:21 pm | #
|
|
ریشه همه اینها که برشمردید ناهنجاریهای فرهنگی است که خود آن زاییده تناقضات الگوهای تربیتی است . شما این ناهنجاریها را در نسل بزرگ شده بعد از انقلاب بیشتر میبینید تا آنهایی که در یک بستر (مثبت یا منفی) یکنواخت و بدون تناقض تربیت یافته اند. این بیماری رفتاری را که من در جوانان ایران دیدم در غرب وحشی هم نمونه اش را سراغ ندارم. در ایران جوان سردرگم است الگوهایش مبهم و غلط انداز- آینده اش سراب و رهبران کشورش حراف و یاوه گو. سیستم ارزشی در ذهن جوان ما ریپ میزند. گاهی در عاشورا زنجیر میزند و در تبلیغات انتخابات روبند هاشمی بر پیشانی می بندد و زمانی هم بعد از مسابقه فوتبال - صرفه نظر از نتیجه بازی_ هیجانی شده تا نیمه های شب در خیابان میرقصد. واقعا چه زمانه ای است این دوران؟
تحولات |
Homepage |
09.19.05 - 9:26 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|