|
|
|
بايد گفت كه ايم تنها اعتقاد نيست، بلكه از قسمتهايي از واقعيت سرچشمه گرفته و همانطور كه اشاره كردم با اندكي جستجو نمونههايي از آن را عملا خواهيد يافت. اگر در زمان حاضر نشانههايي از اين اعتقاد را نمييابيم نشان از عدم صحت آن نيست، بلكه گوشهاي از واقعيات متروك مانده و بنا به عدم لزوم، اعتقاد و حساسيت نسبت به آن كمرنگ و بيرنگ شده است.
Anonymous |
Homepage |
03.15.06 - 6:10 am | #
|
|
اين گونه اعتقاد تنها منحصر به مصريان باستان نبوده و هم اكنون ساحران هندي و وطني از اينگونه روابط موجود در عالم، براي انجام اعمال خرق عادت سود ميجويند. با كمي علاقه و جستجو ميتوانيد نمونههايي را بيابيد.
در مورد اين قسمت: «این قبیل اعتقادات بر حسب اطلاعات تاریخی، خصوصآ بین مصریان باستان رواج داشته است. تا حدی که در مصر هر کسی، دو اسم داشت....»
بايد گفت كه ايم تنها اعتقاد نيست، بلكه از قسمتهايي از واقعيت سرچشمه گرفته و همانطور كه اشاره كردم با اندكي جستجو نمونههايي از آن را عملا خواهيد يافت. اگر در زمان حاضر نشانه
30th January |
Homepage |
03.15.06 - 6:08 am | #
|
|
مطلب شما با عنوان «فرعون، اسم اعظم و تفسیر ارنست کاسیرر» را مطالعه كردم. در قسمتي اعتقادات مصريان باستان را مطرح كرديد:
در مورد: «در واقع تمایزی که ما میان جزء و کل قائل می شویم انسان عصر اساطیر آن را درنمی یافته و یا به رسمیت نمی شناخته است.»
بايد بگويم كه مبناي اين اعتقاد بر اساس تشابهات يك كل با كل ديگر است نه رابطه جزء با كل. و اين مثال نادرست است: «پس مثلآ کفش آدیداس من – ببخشید گیوه های کتان من! – عین خودم هستند و تفاوتی ندارند. همین طور است نامی که بر من گذاشته اند. به طور کلی، بین نام یک چیز و خود آن چیز، فرقی نیست»
اين گونه اعتق
30th January |
Homepage |
03.15.06 - 6:07 am | #
|
|
خوب بودحتماًبه من سربزن
علی |
Homepage |
08.30.05 - 10:10 am | #
|
|
سلام نیما جان نظرم باشه سر فرصت
الف ا& |
08.22.05 - 1:26 am | #
|
|
خیلی مطالبتان جالب و برایم تازگی داشت.وحسابی لذت بردم.هرچند که برای فهم درست باید دوباره بخوانمشان
sadaf |
Homepage |
08.15.05 - 12:21 am | #
|
|
و همچنین از آشنایی با شما سعادتمند شدم. به تناوب می آیم که مطالبتان را مطالعه کنم. روز و شبتان خوش
soheil assadi |
Homepage |
08.13.05 - 12:23 pm | #
|
|
ahvale Nima e aziz?
نی لبک |
Homepage |
08.12.05 - 7:37 am | #
|
|
به هر حال همیشه آدمهایی می رن و مهم تر اینکه همیشه آدمهای جدیدی جاشون رو می گیرن.
Anonymous |
Homepage |
08.09.05 - 3:28 am | #
|
|
کاش زودتر برام نظر داده بودی. وبلاگت خیلی برام جذاب بود. باید سر فرصت بخونم. فعلا که دارم از تن تن حال می کنم در مورد اون چیزی هم که گفتی خوب به نظرم همه چیز توی این دنیا تاریخ مصرف داره. یعنی ذات این دنیا فانیه هر چیزی که توش هست هم فانیه ولی خوب اینکه حالا این بده یا خوب دیگه خدا می دونه در ضمن رازها همیشه بهایی هستن که برای صمیمیت می پردازیم و دیگه اینکه هر کسی ممکنه دوست داشته باشه برای ایجاد یه تغییر مقداری از گذشته اش فاصله بگیره. یا از بخشی از گذشته اش. به هر حال ممکنه فقط دلیلش این باشه و نه هیچ چیز ناراحت کننده دیگه ای.
soroush |
Homepage |
08.09.05 - 3:25 am | #
|
|
ها – همه اسمها را می توان با "ها " جمع بست .
حتی اسمهایی که معمولا به صورت های دیگر جمع بسته می شوند مثل مساجد ( مسجد ها ) هدایا ( هدیه ها )
نشانه "ها " زایاست حتی واژه های دخیل را می توان با آن جمع بست : رادیو ها ، کامپیوتر ها
از معانی "ها " جز جمع می توان تقریب ، کثرت ، نظایر را نام برد : نیمه های شب / ما کتابها خواندیم / فردوسی ها و سعدی ها
ان – این نشانه از نظر کثرت کابرد بعد از "ها " قرار می گیرد :
مردان/ زنان/ کودکان علامت جمع " ان " مثل "ها " زایا نیست و در جمع بستن واژه های دخیل به کار نمی رود ( البته معمولا )
معانی " ان " جز جمع این مورد هم هست : نشانگر رده و
Anonymous |
08.08.05 - 12:26 pm | #
|
|
سلام نیما جان در مورد سوالی که پرسیده بودی :
در دستور قدیم می گفتند : جمادات و اسم معنی را ( به استثنای کلمات چندی مانند : گناه ، پله، اندوه ، غم غمزه ،نماز ، آخشیج ، کوهسار که به ها و ان هر دو جمع بسته می شوند ) را با " ها " و ذی روح را به " ان " و نباتات و اعضای زوج بدن را به " ها " و "ان " هر دو جمع ببندند : مانند : دیوارها ، رفتارها ، گاوان ، خران و ...
ولی امروز این قاعده را رعایت نمی کنند و بیشتر کلمات را با "ها " جمع می بندند .
قواعد دیگری هم در دستور امروز در نظر گرفته شده بدین صورت که می گویند نشانه های جمع فارسی عبارتند از :
ها – همه اسمها را می توان ب
Anonymous |
08.08.05 - 12:24 pm | #
|
|
salam rooz khbarnegar mobarak
rodabe |
08.07.05 - 11:04 pm | #
|
|
نیما سلام. آی دی قبلی من از جمعه شب خراب شد. آی دی و ایمیل جدیدم رو گذاشتم. خوشحال میشم اد کنی
فرزا |
Homepage |
08.07.05 - 6:50 pm | #
|
|
متن اولی رو حوصله نداشتم بخونم ولی متنی که در مورد رابطه عاطفی و دادن تعهد بود خوندم و خیلی خوشم اومد. دوست دختر ایرانی-المانیتون راست گفته. از یک جهت ازدواج یعنی محدودیتی برای یک مدت زمان نامعلوم و از طرف دیگه هانی مون این رابطه خیلی زود تموم می شه و به یک ثبات مشخص می رسه و از هیجان زندگی کاسته می شه اگرچه از اون طرف هم به چیزهایی مانند امنیت عاطفی و عمق در رابطه دست پیدا می کنی. حالا باید سبک و سنگین کرد و دید چه چیزی برات باارزشتره. در واقع چیزی که موجب تفاوت زیاد از حد انسانها و طرز فکرهای مختلفشون می شه منشهای مختلفه.
azy |
08.03.05 - 1:24 am | #
|
|
عليك سلام . از اين كه مي بينم از اين كه مي بيني هنوز هم مي نويسم خوشحالي خوشحالم . تا انجا كه حافظه ام ياري مي كند پيش از اين با شما هيچ برخورد حقيقي و مجازي نداشته ام . مگر با اسم و رسمي ديگر يا در زندگيي ديگر . در وبلاگ عصر جديد از نقاشي به نام بوريس سخن گفته بوديد . خوشحال مي شوم با او هم آشنا بشوم . ضمنا اگر امير پويان شيوا را نمي شناسيد به سايت او با آدرس www.pouyan.ws سر بزنيد . برخلاف وبلاگ من آنجا چيزهاي خوبي براي خواندن پيدا مي كنيد . دوستي با شما براي من افتخار بزرگي است . پاينده باشيد ...
محمد & |
Homepage |
07.30.05 - 11:18 pm | #
|
|
رودابهء عزیز! من شما رو متآسفانه نمی شناسم و طبعآ نمی تونم باعث آشنایی شما با دوستان دیگر شوم. خصوصآ اینکه آدرس وبلاگ ثبت نکرده اید و بنابراین نمی دانم چرا این را نوشته اید. به هر حال از اینکه به اینجا سر می زنید ممنونم
nima |
Homepage |
07.28.05 - 12:12 pm | #
|
|
سلام از اينكه باعث آشنايي من با دوستان ديگر ميشويد ممنونم
rodabe |
07.26.05 - 11:55 pm | #
|
|
سلام نیما جان: دوست تازه ای که انگار سالها نه! قرنهاست می شناسمت!!!... هنوز در حال خوانذن مطالب وبلاگت هستم. و به طور اتفاقی! چیزهایی در رابطه با همین مطالب در جاهای دیگر برخورد کردم! از همان هماهنگی های کارهای این دنیا!... فقط آمدم از پیامهایت تشکر کنم...
حامد: |
Homepage |
07.23.05 - 5:02 pm | #
|
|
slam.khili alie bood
rodabe |
07.22.05 - 6:25 am | #
|
|
ضمناً لينك وبلاگ تونو در فهرست وبلاگهاي دوستان گذاشتم. پيروز باشيد
سلطا |
Homepage |
07.20.05 - 8:53 am | #
|
|
درود بر شما و وبلاگ خوندني تون. آدرس بنياد نيشابور و دكتر جنيدي رو براتون مي نويسم:
ضلع شمالي دانشگاه تهران. پايين بلوار كشاورز. خيابان جلاليه. تلفن 8962784
اميدوارم شنبه ها ، جلسات شاهنامه خواني ببينيمتون.
سلطا |
Homepage |
07.20.05 - 8:52 am | #
|
|
درود معذرت مي خواهم اگر آنچه را يونگ و كاسيرر گفته اند قاطي كردم.
sora |
Homepage |
07.17.05 - 4:12 am | #
|
|
moteasefane nemidoonam khanandash kie va esmesh chie. movaffagh bashi.
reza |
Homepage |
07.17.05 - 12:43 am | #
|
|
salam dooste khoobam. ahange agape ro mitooni az inja download koni: http://home.ripway.com/2005-2/26...h/
masihaneh.swf
reza |
Homepage |
07.17.05 - 12:42 am | #
|
|
درود متن را خواندم و به نظرم آنچه يونگ در مورد جدا كردن امور انتزاعي از امري عيني و نام گذاري اشيائ وو صورتها خيلي زياد جالب و تامل بر انگيز است. اعتقاد به نام اعظم و ريشه يابي اسطوره اي آن و همين طور يافتن اين گونه كهن الگوها برايم از جالب ترين امور هستند.البته اين تفاوت امور عيني و انتزاعي بسيار فابل تامل است چرا كه بسياري از علوم و انديشه ها و زير ساخته ها را در بر مي گيرد. البته من اين حركت ادراكي را براي انساني كه دارد ارام ارام فاصله مي گيرد و نزديك مي شود امري طبيعي مي دانمكه گاهي هم در محوريت زماني قابل توجيه نيست!
sora |
Homepage |
07.15.05 - 12:37 pm | #
|
|
مثل هميشه بيستتتتتتتتتتتتتت بود رفيق
sepanta |
Homepage |
07.14.05 - 5:01 am | #
|
|
سلام نيما جان!
مطلب جالب و در عين حال سنگينی بود..نمی دونم درسته يا نه؟اما با خوندن اين مطلبت ياد قسمتی از شعر سهراب افتادم :
واژه ها را بايد شست
واژه بايد خود باد ‚ واژه بايد خود باران باشد
:
نام را باز ستانيم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
شـــــــــــــاد زی !
narges |
Homepage |
07.14.05 - 4:21 am | #
|
|
وبلاگتون واقعا عاليه ! جدي مي گم ! ولي يه مشکل کوچيک داره و اونم اينه که آخراي متنتون احساس کوري مي کردم ! فکري به حال چشمان خواننده هاتان بکنيد!
اگزي |
Homepage |
07.11.05 - 5:52 pm | #
|
|
درود
مطلب شما را خواندم دوست من. جالب بود. من اين کاسیرر، را نمي شناسم. اما جمله انتهايي مطلب كه نقل قول از يونگ است بسيار بجا و خوش آهنگ است. 
گم شدن ميان تعاريف بسيار ساده است . يك انگاشتن نام يك چيز با خود آن و يا نام را نام انگاشتن و چيز را چيز هر دو كاربرد هاي خود را داشته و دارند. امروز هم مثل ديروز رندي لبخندزنان زمزمه ميكند كه "راه نه اين است و نه آن"
!شاد باش و قوي
Dionysus |
Homepage |
07.11.05 - 2:24 am | #
|
|
این وبلاگ آدم رو به وجد میاره
نازل |
Homepage |
07.10.05 - 8:27 pm | #
|
|
سلام نیما جان / منم با نظر یونگ موافقم / اونها کم خرد و کم هوش نبودند بلکه در صدد گول زدن خودشان نبودند / امروز هم خدای مورد پرستش همان بتها هستند / اما به شکلی نهادینه شده در درون و ذات انسانها /و نه در شکل بیرونی آن / در واقع آنانی که مشکل داشتند پیامبران بودند چون آنها نمی توانستند خدایی را که می پرستند تجسم بخشند لاجرم خدایشان از جنس بتها نبود / و این همان مشکل دیگر اندیشان است در یک جامعه انسانی در هر زمانی بر حسب موقعیتی /بتها بر حسب اعتقادات مردم نیازهای آنان را هم بر آورده می کرند / امروز هم بت پرستی وجود دارد اما مردم تم
آرتم |
Homepage |
07.10.05 - 12:44 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|