Unable to save comment (key failed)
الیزه
|
|
This is a definite consequence of growing my girl, you're doing so well baby
:*
Bahar |
11.08.08 - 1:27 pm | #
|
|
mal-e ma pas chera bar-aks bood? hala taze fahmidam ke man be adam-haye dige ham ehtiaj daram. hala taze bad az 30 sal ke az tanhaii lezat mibordam, hala dige nemibaram:( ajab ast vaghean
سارا |
Homepage |
11.08.08 - 1:36 pm | #
|
|
کلمه کلمه ی این پست رو نوشیدم
ایده |
11.08.08 - 1:47 pm | #
|
|
دل هر وقت خودش بخواد به تاپ تاپ میافته
شاه خاموش |
Homepage |
11.08.08 - 1:47 pm | #
|
|
سلام
با مطالبی در مورد "هاینریش بل"، زندگی شخصی و هنری و همچنین آثار وی به روز هستم.
منتظرتون هستم.[گل]
مجید |
Homepage |
11.08.08 - 1:50 pm | #
|
|
خداکنه اینجوری که می گی باشه، چون الان که نبودنش خیلی درد داره و ترسناکه
ترمه |
11.08.08 - 3:34 pm | #
|
|
با هات موافقم. کاملا درسته
هومن |
Homepage |
11.08.08 - 4:31 pm | #
|
|
ولی چرا هر کاری هم بکنیم همین آدمها تو زندگی امان هستند و یاهی میروند و می آیند؟
میتوانیم در ورودشون را ببندیم؟
برای این سوال کلیدی کسی جواب دارد؟
پيمان |
Homepage |
11.08.08 - 4:37 pm | #
|
|
با قسمت خوبی ش وحدت می کنم :).
اصولن لحظه ی خیلی خوبیه وقتی که یکهو چشمات باز می شه و از میزان بزرگ شدن و پوست کلفت شدن خودت هیجان زده می شی.
خلاصه که الیز جان تو زندگیت کلی قدم جلویی ...
اون بدی ش هم که گفتی نچ، نترس . وجود نداره . دل آدم یه عمر می تونه تاپ تاپ کنه. از من بشنو!
سایه |
Homepage |
11.08.08 - 6:03 pm | #
|
|
به نظرم اين يه سفسطه ست ... آدما وقتی تلاش نمی کنن که اونی رو که بايد می اومدو پيدا کنن، وقتی که اون قدر از خود گذشتگی ندارن که برای يه چيزی - به قول شازده کوچولو: گلشون - بميرن، می ذارن می رن از اون سرزمين و اون فکر و می گن که می شه تنها زندگی کرد ... می شه همه رو گذری دونست ... اين جوری فقط وضع حاضر رو توجيه می کنيم ... وقتی واقعاً بزرگ می شيم که ايمان بياريم چيزی هست که می شه براش مرد ... نه توی افسانه، توی واقعيت ... لای همين دود و دم ماشينا و چس چس آدما ... ولی بايد پيداش کرد ... حتی اگه روی کوه قاف باشه ...
پ. پژوهش |
Homepage |
11.08.08 - 6:17 pm | #
|
|
آبجكشن.
نسيم |
Homepage |
11.08.08 - 8:45 pm | #
|
|
این تنهایی رو دوست دارم و به درک که دیگه واسه کسی تاپ تاپ نمی کنه!
واقعا همینه!
مجید |
Homepage |
11.08.08 - 8:55 pm | #
|
|
الیزه زیرش رو بگیر نریزه /سرش کمی لیزه .
همین جوری حال کردم کس شعری بگم بهت . همین جوری الی . حالا یه وقت ننالی که بهت توهین کردن.فعلا بای
مممممممم |
11.08.08 - 9:18 pm | #
|
|
چند روزه میخوام يه پستی تو وبلاگم بزارم كه همينهار و بگم، امشب اينو خوندم ديدم دقيقا كلمه كلمش حرفه منه، منصرف شدم
سمن |
Homepage |
11.08.08 - 11:21 pm | #
|
|
نه نه گنده نمی شه دیگه، نه گنده نمی شه و خیلی بدیش همینه.
نقره |
Homepage |
11.09.08 - 7:23 pm | #
|
|
چطوری میشه بیان و زخم بذارن و لک بذارن و لذت بدن و درد بدن و یجوری برن که انگار هیچ وقت نبودن؟؟ من بلد نیستم اینجوری زندگی کنم. :(
مستانه |
11.10.08 - 4:41 am | #
|
|
تو این دوره و زمونه نمیشه از کسی توقع عشق آتشین داشت و این به نظر من یه فرصته واسه اینکه آدما یه پله برن بالا تر و به مسائل عمیق تری بپردازن .
امیر |
Homepage |
11.10.08 - 2:57 pm | #
|
|
I felt so sorry for you , do you think that by knowing people are not being you are becoming big ?
what you learn from others?
do you think you are perfect ?
you are just a very Naiive , simple egoist person who deny about herself
isabelle |
11.10.08 - 11:56 pm | #
|
|
عزیزم، خب مگه مجبوری انگلیسی بنویسی که هم خودت رو زجر بدی هم شکسپیرو تو قبر بلرزونی هم آخرش نتونی بگی چی می خواستی بگی :ی
الیز |
Homepage |
11.11.08 - 1:13 am | #
|
|
بزار مخالف این حرفت باشم
هنوز سماجت ام بهم اجازه نمی ده قبول کنم. مث مادری که نوزاد اش مرده دنیا اومده باشه و نخواد که باور کنه..
انگار اگه باور کنم رو خیلی چیزها پا گذاشتم...
بزار فعلا علی الحساب امیدوار باشم.
اگه آدم بزرگ نمی دیدم باور می کردم. حتی حالا هم که بزرگ شدم اونا همچنان خیلی بزرگ تر از من هستن
شاید.. شاید هم من هنوز بقدر کافی بزرگ نشدم
امیدوارم هیچ وقت اونقدر ها که تو گفتی بزرگ نشم.
برام دعا کن
محمدرضا |
11.13.08 - 7:21 am | #
|
|
ها ها... صبر کن تا باز هم کمی بزرگتر بودن! بیلیو می.
:)
k1-35 |
Homepage |
11.15.08 - 1:03 am | #
|
|
الیزه جان
متاسفانه این یکی از بزرگ ترین مشکلات ماست گاهی نگاه ما به اطرافمون یا خیلی بزرگ یا خیلی کوچک یا اینکه خیلی توجه امون رو جلب میکنه یا بی توجه هستیم و در ما انتظار کاذب یا افراطی و غیر منطقی ایجاد میکنه و هنگامی که میخوایم بهره برداری کنیم میبینیم این اون چیزی نیست که فکر میکردیم یا اصلن اینجوری ها نیست .
اون هنگام سر شکسته میشیم افسرده میشیم ...
خوبی ش اینه که ما میتونیم از تجربه ی دیگران بهره مند بشیم
بدی ش اینه که ما اصلن نمی خوایم بزرگ بشیم
دوست |
11.22.08 - 6:49 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|