|
|
|
22
yas |
Homepage |
06.12.09 - 12:01 pm | #
|
|
comment gozashtim begim ma ham hastim!
homa |
06.12.09 - 2:44 am | #
|
|
زدی تو کار چیزهای مصنوعی پلاستیکی ؟ 
احسان |
Homepage |
06.05.09 - 3:29 am | #
|
|
there is no spoon!
you r out of matrix
!!!
bahare |
06.01.09 - 7:23 am | #
|
|
باهات موافقم كه در دنياي هنر، تصويري مي تونيم پيدا كنيم كه قبلا ساخته شده...دنياهامون غريب گردن تنها ميزان سير آدم ها تفاوت داره...حسي كه من تجربه مي كنم حتمان صدها تن تجربه كردن وكسي هم يه جوري ثبتش كرده...
لينك ت باز نمي شه .فك كنم وقتي لاگين بودي برش داشتي لينك مستقيمش رو مي دين..مرسي
اينانا |
Homepage |
05.30.09 - 7:40 pm | #
|
|
اندیشهات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد
ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه
اينانا |
Homepage |
05.28.09 - 3:33 am | #
|
|
حیلت رها کن عاشقا ، دیوانه شو ، دیوانه شوو
اندر دل آتش درآ ، پروانه شو ، پروانه شو
هم خویش را بیگاه کن ، هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو ، هم خانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می رویمستانه شو مستانه شو
Love |
05.25.09 - 5:36 pm | #
|
|
اون چيزي كه من گفتم هم يك جورهايي اعتراض به فشار ذهن بود. اولين باري كه مشروب خوردم انقدري بود كه يك گروهان رو مست مي كرد اما من هيچيم نشد. يعني مست نشدم. يك جايي ايستاده بودم كه مي دونستم سمت چپش هوشياري مطلق و سمت راستش مستي مطلقه. هر دو انتهاي طيف رو مي ديدم. همون باعث شد كه مشروب رو بفهمم. روشن بيني و فرايند ناخوداگاه كنترل ذهن رو هم از همين منظر ديده ام اما باز هم نمي تونم جلوي خودم رو بگيرم كه در ورطه ذهن نيافتم. هميشه كلك جديدي سوار مي كنه كه فريبم بده. نهايتش اين شده كه از حسرت بي ذهني به بي عملي افتادم و اين خودش يكي ديگه از بندهاي ذهنه. بحث مفصله.
soroush |
05.24.09 - 7:50 pm | #
|
|
توضیح نمیخواد که عاقلیت را جدی گفتم ولی اونجایی که گفتی میتونی توصیف کنی خوایتم سربه سرت بذارم
پگاه |
Homepage |
05.21.09 - 10:12 pm | #
|
|
بابا عاقلانه D: بيا با ليلا جات رو عوض كن ليلا بشه رهائي تو بشو عاقلانه 
Fati |
Homepage |
05.21.09 - 6:39 pm | #
|
|
خوشا به حالت کمی این عقلت را به من بده.... راستی منو چطور میبینی هرچند هیچوقت ندیدی 
پگاه |
Homepage |
05.21.09 - 7:39 am | #
|
|
برام جالبه وقتی آدمی دنبال یک مساله و جواب سوالش میگرده همه جا براش یک جواب پیدا میکنه.... حتی تو وبلاگی که تصادفا پیدا میکنه 
کتاب نیمه تاریک وجود خیلی در مورد این ذهنی که داره ما رو زندگی میکنه ,بهم کمک کرد.بد نیست بخونیش .نویسنده: دبی فورد
پریسا |
05.19.09 - 11:02 pm | #
|
|
))))))
SA |
05.19.09 - 5:44 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|