|
|
|
وااااااااااااای چه استنباط و چه تفکر جالبی.................راستش من هم به نوعی درگیر این افکار بودم این روزها...اما عمراً اگر می تونستم به این زیبایی بیانش کنم................محشر بود لازم است نه یک بار که چند بار دیگر بخوانمش این نوشته را.....
maman arman |
Homepage |
10.13.09 - 12:54 pm | #
|
|
من نمی فهمم مردم ما چه جوری به قضایا نگاه می کنند در مورد آمنه دختری که خواستار ریختن اسید در چشم پسری بود که اسید به رویش پاشیده بود...همه و همه در طرفداری از آمنه و حق قصاص اش حرف می زنند ...در حالیکه در مورد بهنود و امثال بهنود همه حق قصاص را برای والدین مقتول یک امر سبعانه می پندارند....
کمتر کسی پیش میاد که مثل تو سعی کند از دریچه نگاه مادر مقتول هم به این قضیه نگاه کند و انهم به این زیبایی...
maman arman |
Homepage |
10.13.09 - 12:58 pm | #
|
|
در ماجرای اون اسید پاشی هم ....همه چیز و همه حرفها به آمنه و مظلومیتش ختم میشد (در مورد ان هم اگر سرچ کنیم هر انچه هست امنه هست و امنه و .....و دیگر هیچ)..من عید امسال در یکی از ویژه نامه های نشریات ایام عید مصاحبه ای خواندم که با خانواده پسر اسید پاش انجام گرفته بود و خیلی ناراحت شدم وقتی خواندم که برادر 13 ساله مرد اسید پاش غمگینانه می گوید وقتی به کوچه و محله می رود پسرها دوره اش می کنند و اسید پاش ...اسید پاش سر می دهند....ان موقع هم مدتی فکرم مشغول بود که فقط نمی توان آمنه را دید باید برادر اسید پاش...پدر و مادرش و ...را دید باید خود را جای آنها هم گذاشت...باید از دریچه نگاه آمنه هم به دنیا نگاه کرد...تصمیم گرفتن در این قضایا و حرف زدن واقعا سخت است و دشوار!
maman arman |
Homepage |
10.13.09 - 1:04 pm | #
|
|
اول که ممنون از لطفت. بعد هم این که این متنت را واقعا دوست داشتم. این که مگر به این راحتی می شود قضاوت کرد. من هم مثل تو و مامان آرمان، هی به مادر مقتول فکر کردم. البته خداییش نه به این زیبایی و دقیقی ای که تو فکر کرده بودی.
در ضمن فراز واقعا 14 روزگی را یادشه؟
Banoo H 2 eyes |
Homepage |
10.13.09 - 1:21 pm | #
|
|
خيلي خوب بود. ببينم شما خيال نداري نوشتن رو شروع كني؟ به نظرم استعداد داري ها.
مامان ارشك |
Homepage |
10.13.09 - 1:38 pm | #
|
|
دیدت قشنگ بود.. می دونی من از یه نظر دیگه هم به این قضیه نگاه می کنم و اینکه مشکل ما بیشتر از اینکه کینه و حس انتقام باشه قوانین قرون وسطایی مونه. مثلا تو مورد دلارا دارابی من یادم میاد خانواده مقتول تا حد زیادی به رضایت دادن ابراز تمایل کرده بودند ولی از طرفی فکر می کردند وقتی طرف قصاص نشه به زودی آزاد خواهد شد و خیلی ها اینو نمی خوان و برای تنبیه طرف هم که شده فکر می کنند چند سالی حبس لازمه ولی خوب مشکل اینه که در قوانین ناقص ما طرف ممکنه بعد از بخشش یه چند وقتی هم به خاطر جنبه عمومی جرم حبس بکشه و در نهایت خیلی زود آزاد میشه و اینجاست که اولیا دم تصمیم گیری براشون سخت میشه.به نظرم
همه اینا به خاطر اینه که دولت نمی خواد برای نگهداری و بازگردوندن مجرمین به یک زندگی عادی هزینه کنه و با اعدام طرف صورت مسئله را پاک می کنه.
نرگس |
Homepage |
10.13.09 - 2:03 pm | #
|
|
زیاد پیگیر خبرهای این موضوع نبودم منهم موافقم که اصلا نمیشه در این مورد فضاوتی برای مادر مقتول کرد. کسی باید دور از جون همه ی مادرها، مادر باشه و بعد بیاد با مادر یک مقتول حرف بزنه.
با حرف نرگس هم موافقم که اساسا سیستمی که حذف یک آدم رو راه حل میدونه، درست نیستو اتفاقا چند روز پیش در راه به رادیو گوش میدادم و با خانمی که از اصلاح گرایان اینجا ود و در باره ی زندانها تحقیق می کرد، صحبت میکردند. اینجا که خوب مجازات اعدام ندارند. او داشت می گفت که زندانی کردن مجرم راه حل درست برای رفع جرم نیست. باید سیستم طوری باشد که یک مجرم تبدیل به عنصر و عاملی برای از بین بردن دلایل وقوع جرم بشود. و با استفاده از مجرم، ریشه ها و دلایل وقوع یک جرم، ا کمک کارشناسان بررسی شود. او می گفت که یک مجرم، بزرگترین سرمایه برای ماست. بحث جالبی بود که دوست داشتم در موردش بنویسم و فرصتش بدست نیامد.
parisa |
Homepage |
10.13.09 - 5:39 pm | #
|
|
ببین لیلا جون! من واقعا و رسما دلم میخواد فراز رو حتی شده یه لحظه ببینمش. پسرت خیلی بوسیدنیه. جون من یه وقتی بذار بیام دست بوس چشم و چراغ وبلاگستان.
مرسی که بهم سر زدی ولی اینروزها پستم نمیاد. من محل کارم ولنجکه. دیگه خبر از خودت. هروقت خواستی خبر کن ببینمیم همو.بوووس گنده برای فراز جوونم...
صبا |
Homepage |
10.13.09 - 10:48 pm | #
|
|
لیلا جان نمی دونم اگه جای مادره بودم چی کار می کردم. شاید اصلا زنده نمی موندم که مرگ قاتلشو ببینم . اما یه چیز واضحه. هیچ کس حق نداره زندگی کس دیگه ای رو بگیره چون زندگی را انسانها نمی دن که انسانها بگیرن. مجازات اعدام فقط پاک کردن صورت مساله است.راستی فراز تو پست قبل خوب گفته... می تونی مطمئن باشی که اگه یه روز همسرت خواست تجدید فراش کنه فراز دمار از روزگارش در میاره! 
لیلی |
10.14.09 - 12:08 am | #
|
|
دقیقا حرف هایی رو گفتی که مادر مقتول گفت. نمیدونم مصاحبه اش را گوش دادی یا نه ولی خسته بود از اینکه این همه مردم و هنرپیشه ها و ...از بهنود طرفداری کرده بودن. انگار که لج کرده بود با همه. معلوم بود که اگر باهاش بهتر رفتار می شد ممکن بود ببخشه.
نلی |
Homepage |
10.14.09 - 7:22 pm | #
|
|
تو مصاحبه مادره قشنگ معلوم بود كه از اين هجوم به تنگ اومده بود. اين جور موارد خيلي سخته واقعاً خدا كنه هيچكي گرفتارش نشه
مامان هيژا |
Homepage |
10.15.09 - 1:45 am | #
|
|
اینجا هم در این مورد نوشته، فکر کردم شاید ندیده باشی.
http://tah-dig.blogspot.com/2009...og-
post_14.html
Sheyda |
10.16.09 - 3:19 pm | #
|
|
داستان تلخي بود و اينكه مادر مقتول از اينكه قضيه در كانون توجه جامعه قرار گرفته به تنگ آمده و چنين تصميمي گرفته.
يعني اگر اين موج راه نيفتاده بود شايد نتيجه چيز ديگر بود؟
زرافه خوش لباس |
Homepage |
10.17.09 - 1:52 pm | #
|
|
در پاسخ به پست قبلي
انقدر از بچه هايي كه اين مدلي بعد از ديدن صحنه هاي يك فيلم همذات پنداري مي كنند خوشم مي ياااااااااد.
زرافه خوش لباس |
Homepage |
10.17.09 - 1:54 pm | #
|
|
خيلي قضاوت سخته ... از وقتي مصاحبه ي مادر احسان نصراللهي ( مقتول ) رو شنيدم گيجم ... منم يه جورايي خسته ام از اين دنيا ... گاهي فكر مي كنم بهترين ارزويي كه مي شه براي يه آدم كرد اينه كه بهش بگي خدا عاقبتت رو به خير كنه ... چون هيچكس نمي دونه عاقبتش به كجا مي رسه !!!
مامان نورا |
10.17.09 - 7:06 pm | #
|
|
چی بگم من ... ولی جرم شناس ها میگن مجازات جنایاتی که در دوران بلوغ پسرها اتفاق میافته (قبل ار 20 سالگی ) باید مورد بازنگری قرار بگیره چون این دوران پسرها دچار یک غرور کاذب و تصمیم گیری سریع میشن ...( مخصوصا نوع ایرانیش )
ولی من هم با نظرت موافقم که مامان مقتول فقط میخواست موضوع تموم شه ... شاید بیچاره الان هم با ناراحتی میخوابه و به قول معروف عذاب وجدان داره ، ولی از دست همه به تنگ آمده بود ..
لی لی |
Homepage |
10.18.09 - 12:18 am | #
|
|
از نظر همه تون ممنون.
من هم عمل کشتن آگاهانۀ یک انسان رو به شدت تقبیح میکنم. ولی خب همچنان معقدم خیلی چیزها هست که آدم نمیدونه، بعد هم من از مصاحبه خبر نداشتم موقع نوشتن و خیلی دوست داشتم این مصاحبه رو میدیدم.
از اینکه اسم مقتول رو هم برام نوشتید ممنونم(آیکون چشمک)
maman faraz |
10.18.09 - 4:44 pm | #
|
|
منم به حرفای مادر مقتول گوش دادم. بیشتر به نظر میامد که از روی غرور و خودخواهی این تصمیم رو گرفته. چون خودش بارها گفت اونا به من بی احترامی کردن و از من دلجوئی نکردند. یعنی انتقام غرور خودشو گرفت تا خون بچه اش رو. یعنی اگر بیشتر می اومدن و میرفتن و مستقیم با خودش صحبت میکردن بعد اون از خون بجه اش میگذشت. این یه نقص هست تو قانون که جان بهنود یه خاطر غرور مادر مقتول و بی احترامی خانواده بهنود گرفته شد. مادر مقتول میگفت که بهش گفتن " حالا مگه چی شده!!!" این طرز تفکر و بی ارزش شمردن جون بچه آدم واسه یه مادر گرون تموم میشه. قفلی به دلش میزنه که هیچی نمیتونه بازش کنه.
چرا والدین باید تصمیم بگیرن که قاتل چطوری مجازات بشه! والدین که مالک مقتول نیستند.
یه سوال اساسی تر اینه که اصلا چرا باید اعدام بشه؟چرا حبس ابد نه؟
-----------------------------------------------
من هم معتقدم که جون یک آدم دیگه نباید در دست آدمای دیگه باشه. شرایط زیادی هستند که روی تصمیم برای یک زندگی دیگه تاثیر میگذارند. شرایط احساسی، و عاطفی و فشار زندگی و اطرافیان و ... ...
معتقدم که اعدام اصلاً اقدام درستی نبوده. حبس ابد رو هم باز هم من درک نمی کنم چون از نظر من بدتر از مرگ یکباره است.
خیلی پیچیده است. فقط امیدوارم هیچ کس نه نقش قاتل و خانواده رو در این بین داشته باشه و نه نقش مقتول و خانواده
هیچ کس
saraz |
10.19.09 - 3:04 am | #
|
|
Commenting by HaloScan
|