Gravatar این رسمن معرکه بود...معرکه


Gravatar چه شعر غمگین زیبایی !ه


Gravatar جاده اونوقت بعدش چطور جرات میکنه تو چشمای تو نگاه کنه اصلن؟...


Gravatar جاده اگر همه تن گوش باشد و بنشیند به نیوشیدن سمفونی صدای گامهایش هرگز نخواهد توانست که از این دلنشین ترین موسیقی هستی رها شود...فرقی ندارد دل داشته باشد یا نه
یه جورهایی حس آرامش می کنم با این شعرهای کوتاه و صمیمیت گلناز جان و البته یه جورهایی هم احساس عدم آرامش چون گاهی اینقدر مسخ این صفحه می شوم و این شعرهای کوتاه را تکرار میکنم که که گذر زمان را احساس نمی کنم و از برخی کارها بازمی مانم .


Gravatar سلام
این شعر آخرم یه تیکه اش گفته « بر گذر گاههای خیال » . عرفان گفته باید کپی رایتش لحاظ بشه . اومدم بشینیم سر میز معامله بابت کپی رایت گذرگاههای خیال


Gravatar امان از این سفر ،امان از این جاده ، امان از این غروب ...جدن هم که معرکه نوشتی ..آفرین

من تجربه همه اینا رو داشتم..شاید حتی به نوعی سخت تر.. ولی خوبیش اینه که خداروشکر میگذره..و آخرش
خوب میشه.ایمان داشته باش و نگران نباش


Gravatar نفس بریدی دختر


Gravatar متنفرم از لحظه خداحافظي...


Gravatar che hese khubi peyda kardam az khundane in del neveshtehat ke nabayad jeddi begirameshun ghorbune delet beram golnazam


Gravatar سلام
حالا خوبه دلت تاب نمیاره و باز از سر کوچه تکون نمی خوری !! کجااااااایی ؟


Gravatar بله شما اول شدی
جهت تهیه شربت اصل دو قاشق عسل را در آب ولرم ریخته و خوب هم بزنید سپس آب سرد را به آن اضافه کرده و با چکاندن چند قطره آبلیمو تازه به آن میل کنید ... باشد که رستگار شوید ... از آنجا که پست من سیاسی نیست جهت خواندن اصل مطلب یه سری به پی نوشتهای نازلی بزن


Gravatar راستی با کدام دل؟

با اجازه و به یاد مهرت لینک دادم بیا بخون




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan