|
|
|
با سلام
1.
نوشته ايد كه :به مدد غرب از استيلاي سنت به در آمديد اما به مدد عرياني ناشي از تمسك به غرب از استيلاي غرب نيز به در آمديد.و اين واقعه مصادف بوده است با موج دوم خرداد.
بحث اصلي شما در همين چرخش است كه نگاهتان را تغيير داده است.گمان نميكنيد كه اين نكته نياز به توضيحي بيشتر و واضح تر دارد.براي من روشن نيست كه چطور با تمسك به غرب از استيلاي غرب خارج ميشويد.
2.
در ادامه مدعي شديد كه تفاوت چنداني ميان ما و غربي ها نيست.آيا اين سخن شما متكي به تحقيقات و پزوهش هاي ميداني است يا فقط بك گمانه و احتمال است؟
تا پيش از اين اينگونه خوانده و شنيده بودم كه رشد مدنيت و فرهنگ شهروندي در ممالك فرنگ بسي از ما بالاتر است.فراموش نكنيم كه همين ساختارها كه از آن نام برديد از آسمان بر اهل فرنگ نازل نشده .مگر اين كه مدعي شويد از ما شرقيها آموخته اند.
3.
براي من نيز به تدريج غيريت غرب فرو ريخته است اما نه با زاويه ديد شما.به گمانم امروز در روند جهاني شدن بيشتر مناسبات و ساز و كارهاي غربي است كه همه گير ميشود.از دل سنت چيز شگرفي استخراج نميتوان كرد.راه سوم همواره مشكوك است و آن ديگر هنوز برتر.
فراموش نكنيد كه در سال 57 انقلابي را ساز كرديد كه از ادعاهاي آن اين بود كه دواي درد مدرنيته است.حال چه شد؟ترميدور انقلاب و روشنفكران آپولوزيست.پوزش خواهانه از كرده خويش و از گفته خويش تبري ميجويند.حتي روشنفكران ديني نيز مدرنيته را پايگاه خود معرفي ميكنند و ديگر از ليبرال بودن و سكولار بودن خود خجلت زده نيستند.واقعا يك بار صريح و روشن بگوييد از دل سنت چه ارمغاني قرار است بياوريد؟كدام سيستم سياسي و اقتصادي توليد ميكنيد؟براي من تفكرات كساني چون جواد طباطبايي و يا نصر چندان جدي نيست .
نگر تا حلقه اقبال ناممكن نجنباني....
شريفي |
04.18.07 - 10:45 am | #
|
|
جناب دکتر
گذر شما از دوره ای که غرب را قبله امال میدانستید به دورانی که چندان تفاوتی با ما ندارند بیشک حاصل اندیشه عمیق وفلسفی شماست.اما به نظر میرسد مردان سیاست مابرخلاف همه ادعاها به کوچک بودن خود وعظمت غرب عمیقا باور دارند .و معترفند که مرغ همسایه غاز است.
مهدی صدق آمیز |
04.18.07 - 2:41 pm | #
|
|
دکتر کاشی عزيز، سپاسگزارم. يادداشت ارزشمندی است. بسياری از غربی ها چنين نوشته هايی را از ما جماعت نخوانده اند. اميدوارم ترجمه اين متن و متن هايی از اين دست نگاه آنان را به ايران امروز واقعی تر کند و دورتر از آن نگاه سفيد سياهی که به آن دچارند. اين نوشته رنگ دارد. باز هم سپاس. اميدوارم از گودرزی عزيز هم يادداشتی در اين زمينه بخوانم. و نيز از دانشجويان و خوانندگان شما.
مهدی جامی |
04.19.07 - 6:26 am | #
|
|
عجب!
یاسر میردامادی |
Homepage |
04.19.07 - 8:28 am | #
|
|
سلام. آقاي دكتر كاشي. حقیر وبلاگی با عنوان "اخبار عوالم فلسفه و عرفان و ادیان" دارم و ممنون میشوم كه براي رسيدن صدايم به گوش ديگران ـ ديگري (من حقيقي) است ـ آنرا در سياهه پيوندهايتان لینک کرده و مراجعه فرمایید. با تشکر و امتنان. آدرس: www.knowledgenews.blogfa.com
مرتضي |
04.20.07 - 5:45 pm | #
|
|
سلام
من با کلیت تحلیل شما بویژه آنچه در باره تحول نگاه خود به غرب مطرح ساخته اید موافقم، اما احساس می کنم طرح برخی نکات با عجله صورت گرفته است:
1- دیدگاه دوستتان را تایید کرده اید که ما از غرب بیشتر می دانیم تا غرب از ما. به چند نکته در این خصوص اشاره می کنم . یکی از نکاتی که در تمامی مباحث روشنفکری در ایران و حتی جهان اسلام مطرح است این می باشد که ما دارای شناخت دقیق و گسترده ای درباره غرب نمی باشیم. شما خود تا آنجا که بنده میدانم به جریان روشنفکری دینی تعلق دارید و از شاگردان استاد دکتر سروش می باشید( خداوند ایشان را به سلامت دارد). یکی از مباحث اکثر روشنفکران دینی آن بوده که ما دارای شناخت دقیقی از غرب نمی باشیم و کوشیده اند غرب را به جوامع اسلامی معرفی نمایند( بماند که وقتی با استفاده از ژانر موعظه درباره غرب سخن گفته می شود کیفیت آن چگونه می باشد) . از سوی دیگر تمام تلاش متفکری چون ادوارد سعید آن بود که به ما بگوید غرب ما را مطابق میل خود شناخته و ما نیز خود را در چارچوب تعریف شده از سوی غربیان می شناسیم. حال چگونه است که شما معتقدید «آنها با ما چکار داشتند»، حتی اگر نقدهای وارد بر سعید را بپذیریم. نکته مهم تر آنکه شما مطمئنا با نامهایی چون کرامر ، برنارد لویس، ریچارد فرای، گرونبام، و.... به عنوان ایرانشناس آشنایی ( بماند که علم ایرانشناسی را آنها بنیان گذاشته اند) دارید. باز سوال اینست ما از غرب بیشتر میدانیم یا غرب از ما. مگر آنکه واژه « بیشتر» از نگاه شما دارای معنای کنایه ای خاصی باشد .
مهرآيين |
Homepage |
04.22.07 - 2:16 am | #
|
|
نوشته ي شما گواهي بر اين مدعاست كه درك ما از پديده ها دركي بازيگرانه است ( هرچند كه ممكن است ما خود بازيگر نباشيم و تاثير بازي ديگران بر زندگي ما بر درك ما تاثير گذارده باشد)
آقاي شريفي بگونه اي سخن گفته اند كه گويي پارادايم ادراكي جديد از غرب عين حقيقت است و روشنفكران ديني معاصر به اشتباه تاريخي اسلاف خويش پي برده اند و اكنون درصدد رفع آنند .
سوال من اين است اگر در اين سالها بازيگران ديگري در صحنه بودند آيا درك امروز ما همين بود كه هست؟ مطمئنا پاسخ آري نيست گواينكه هرگز نخواهيم دانست اين ادراك چه تفاوتهايي با ادراك امروز ما داشت.
حق پرست |
Homepage |
04.22.07 - 9:58 am | #
|
|
Commenting by HaloScan
|