|
|
|
بهتره فکری برای اين معضل بکنی فکر کنم بهتر باشه به بلاگ فا يا پرشين بلاگ نقل مکان کنی..
احسا |
Homepage |
08.21.05 - 10:57 am | #
|
|
معضل كامنت گذاشتن؟
farshid_faryabi |
Homepage |
08.21.05 - 11:33 am | #
|
|
يا معضل قبول نكردن متن هاي مختلط فارسي و انگليسي؟
farshid_faryabi |
Homepage |
08.21.05 - 11:34 am | #
|
|
علی جان بهتر است به دلیل خطرات ابژه و سوبژه در خانه بنشینی فقط کیبرد را فشار دهی !!!
Anonymous |
08.21.05 - 4:18 pm | #
|
|
دسته بندی خطرات به شخصی و پیرامونی درست است اما همچنان معتقدم قبل از آشکار شدن جزییات که از گزارش دقیق تیم از خطر جسته اول و دیگر بررسیها میتوان بدان دست یافت تحلیل حادثه وقضاوت کردن کاری است احساسی و عجولانه ودر بعضی مواقع در راستای مصادره حادثه به مطلوب؛بدون دانستن جزییات وهمه حواشی حادثه نه مانند ضیا و پارسایی میتوان درگذشتگان را بد شانس دانست ونه مانند فاریابی آنان را ضربه زننده به کوهنوردی کشور؛
منتق |
08.21.05 - 6:52 pm | #
|
|
چنانچه بررسیها نشان دهد که هواشناسی برای آن منطقه پیش بینی بارندگی نکرده بود ویا آنها موقع ورود به منطقه با هوای بارانی مواجه نبوده اند میتوان گفت که آنها بدشانس بوده اند؛
و در بدترین حالت ومثلا اگر در آینده اثبات شود آنها با وجود بارندگی شدید وارد دره شده اند فقط میتوان گفت آنها ریسک بزرگی را در رابطه با عزیزترین موجودی یک فرد یعنی جانشان پذیرفته اند و نه بیشتر؛
منتق |
08.21.05 - 6:59 pm | #
|
|
اگر قرار باشد کسانی به کوهنوردی کشور ضربه زده باشند این حادثه با فرض دوم فقط معلول است علت را باید در گسترش تفکر کسانی"شامل عمده کوهنوردان" جستجو کرد که قبول ریسک به هر قیمتی وبا هر درجه از عقلانیت را معادل شجاعت و کوهنورد بودن و انصراف از برنامه و پرهیز از خطرات تقریبا حتمی را نشان ضعف و ریسک ناپذیری میدانند و بدتر آنکه چنین تفکری بدون اینکه خودمان متوجه باشیم از سوی اکثر کوهنوردان ترویج و تشویق میشود؛آنجا که در باشگاهها و گروهها بجای آنکه پیمایش این دره در شرایط بارانی توسط همنوردانمان را نکوهش کنیم آنها را ب
منتق |
08.21.05 - 7:00 pm | #
|
|
بخاطر تهور و بیباکی خلاق و دریادل می نامیم و سپس عناوینی چون پرخروشترین و بارانیترین هم بر پیمایش آنها می نهیم؛
واقعیت اینستکه مانند فوتبال بشدت نتیجه گرا هستیم؛امروز در ستایش صعود زمستانی محمد نوری دست بقلم میبریم چون موفق بوده کاری هم به اشکالات و نقد آن نداریم اما اگر خدای ناکرده تقدیر سرنوشت دیگری را رقم زده بود آیا بازهم اینگونه برخورد میکردیم؛یا مثلا صعود منجر به سقوط مرحوم سلیمانی را روی دیواره علم کوه مورد نقد و اشکال قرار میدهیم اما اگر آن صعود با آن روش موفق بود در بررسیها و بزرگداشت آن غیر از ستایش
منتق |
08.21.05 - 7:03 pm | #
|
|
و تشویق دیگران بخصوص نسل جوان به اینگونه کارها چه میگفتیم؛
از پارسایی میپرسم اگر سنگنوردی روی دیواره بلند به صورت کاملا آزاد و بدون کوچکترین حمایتی در حال صعود باشد و سقوط کند بد شانس است و عوامل پیرامونی مانند شکستن گیره و عدم اصطکاک و جاذبه زمین باعث حادثه است یا خود شخص؛جالب اینجاست که اگر او موفق شود در دهها مقاله در وصف او قلم میفرساییم و چندین سمینار در تجلیل از او ترتیب میدهیم؛
آیا واقعا همه کوهنوردی گام زدن در حاشیه خطر است و وظیفه ماست که آنرا بی هیچ استدلال منطقی و چرایی به جامعه بقبولانیم؛آیا به عنوا
منتق |
08.21.05 - 7:05 pm | #
|
|
عنوان یک همنورد وظیفه نداریم به یکدیگر بیاموزیم که همه کوهنوردی این نیست اگرچه در کوهنوردی مرزی وجود دارد که فراسوی آن دیگر عقل در آنجا حکم نمیکند و احتمال خطر نزدیک به صد در صد است و بازهم بیاموزیم که در اینصورت اگراتفاقی بیفتد نباید آنرا به حساب شانس گذاشت بلکه باید انتخاب خود فرد دانست؛ اگر فرض دوم ابتدای این نوشتار درست از آب در بیاید یعنی با وجود بارندگی آنها ویا هر تیم دلخواه دیگری تصمیم ورود به منطقه گرفته باشند با چه استدلالی میتوان چنین تصمیمی و در نتیجه چنین مرگی را به جامعه و خانواده آنها قبولاند واز
منتق |
08.21.05 - 7:08 pm | #
|
|
آنها بخواهیم آنرا ناشی از عوامل پیرامونی و بدشانسی به حساب آورند؛
چه ارتباطی بین سیل تجریش و سیل اندرسم وجود دارد؛ اگر در شب سیل تجریش هواشناسی هشدار میداد که احتمال رگبار وجود دارد و ما هم از مدتها قبل تصمیم گرفته بودیم از زیر پل تجریش و از داخل مسیر رودخانه و مسیل خود را به پس قلعه یا گلابدره برسانیم وبا شنیدن خبر بازهم تصمیم خود را عملی میکردیم یا هواشناسی اصلا خلاف آنرا میگفت ولی همان ابتدای کار متوجه رگبار میشدیم و برای افزایش سختی یا زیبایی کار تصمیم خود را اجرا میکردیم و اتفاقی برایمان می افتاد آیا آن وقت
منتق |
08.21.05 - 7:12 pm | #
|
|
میتوانستیم صفت بدشانس را برای خود انتخاب کنیم واگر اتفاقی نمیفتاد خود را خالق نوآوری بدانیم؛باید هوشیار باشیم که سیلی مشابه سیل تجریش اگر چه با احتمال کم ولی دوباره و حتی بزرگتر ازآن اتفاق خواهد افتاد؛ و هرگاه هواشناسی در مورد بارندگی و رگبار در این منطقه هشدار داد منتظر وقوع حادثه هرچند با احتمال کم باشید و خود را در مسیر سیلاب قرار ندهید؛
اگر مختصر اطلاعاتی در مورد جغرافیا داشته باشیم خواهیم دانست که سیل مانند زلزله غیر قابل پیش بینی نیست که در چند ثانیه اتفاق بیفتد اگرچه
منتق |
08.21.05 - 7:14 pm | #
|
|
حجم آن قابل پیش بینی نیست اما وقوع آن علائمی دارد مهمترین علامت آن این است که در جایی که همه دره ها و خط القعرها به یک تنگه منتهی میشوند وبارندگی در منطقه آغاز شده وقوع سیل در آن تنگه محتمل است؛ سیل هم مانند زلزله درجاتی دارد که معمولا با دوره بازگشت شناخته میشود هر چه دوره بازگشت طولانیتر باشد احتمال وقوع آن کمتر ولی حجم آن بیشتر است؛مثلا سیل با دوره بازگشت پنجاه ساله دو در صد در سال احتمال وقوع دارد اما حجم آن به مراتب بیشتر از سیل با دوره بازگشت پنج ساله است که احتمال وقوع آن در سال بیست در صد است؛اگر هرسال هنگام ب
منتق |
08.21.05 - 7:17 pm | #
|
|
بارندگی به اندرسم بروید وشاهد سیلابهای با دوره بازگشت یکساله و یا حتی کمترازاین یا همان تندابهای سخت کننده و زیبا کننده برنامه باشید ساده انگاری است که فکرکنیم همیشه سیل در همین حد خواهد بود و انتظار سیلابهای با دوره بازگشت هزارساله یا صدهزارساله را که بمراتب حجیم تر خواهند بود نداشته باشیم؛این مورد نه فقط برای اندرسم بلکه برای هر منطقه دیگری با وضعیت اقلیمی وتوپوگرافی مشابه محتمل است؛وطبیعی است که نه تنها هیچ پیرمرد هشتاد ساله بلکه اجداد او هم ممکن است چنین سیلابهایی را بخاطر نداشته باشند؛بنابراین با
منتق |
08.21.05 - 7:19 pm | #
|
|
بازهم اگر فرض دوم این نوشتار درست باشد باید گفت آنها و بسیاری از کوهنوردان با عدم شناخت کامل این پدیده قدم در این وادی گذاشته و میگذارند؛
نباید با وقوع هر حادثه ای دنبال مقصرین ظاهری گشت و در مقابل در واکنش به این موضع گیری همه چیز را به گردن بخت واقبال وطالع انداخت؛مثالی میزنم؛
راننده ای در سر پیچ سبقت میگیرد اتفاقی نمی افتد این کار نودوهشت بار دیگر هم تکرار میشود بازهم اتفاقی نمی افتد مرتبه صدم تصادف میکند اگر این عمل او را عادی فرض کنیم میتوان گفت
منتق |
08.21.05 - 7:22 pm | #
|
|
که بدشانس بوده است چون در نودونه در صد اوقات چنین اتفاقی نیفتاده است اما اگر کار او را از ابتدا نادرست و غیرعقلانی بدانیم باید بگوییم که او خیلی خوش شانس بوده که مرتبه صدم گرفتار شده است ؛ اگر او از این تصادف جان سالم بدر ببرد وبا او مصاحبه کنیم او تمام آن نودونه مرتبه را یکجا فراموش کرده و میگوید نمیدانم چه اتفاقی افتاد داشتم با سرعت چهل تا میرفتم که یک دفعه فرمان برید و ترمز نگرفت جاده هم پیچید یک ماشین هم از روبرو با سرعت خیلی زیاد آمد عرض جاده کم بود کوه هم جلوی دید مرا گرفته بود ماشین
منتق |
08.21.05 - 7:23 pm | #
|
|
بغلی هم بمن راه نداد و ... کاملا مشخص است که تنها کسی که در این میان هیچ اشتباهی نکرده خود راننده است فقط تنها بد شانسی بوده که همه عوامل پیرامونی را یکجا جمع کرده است؛اگر راننده ای آموزش دیده باشد صلاحیتش توسط مراجع تایید شده باشد و گواهینامه دریافت کرده باشد مقررات راهنمایی و رانندگی اعم از سرعت و سبقت مجاز را رعایت کند به علائم هشداردهنده توجه کند قبل از مسافرت بازدید فنی وسیله اش را انجام دهد هنگام رانندگی تمرکز داشته باشد
منتق |
08.21.05 - 7:29 pm | #
|
|
باشد و... سپس با این همه برایش حادثه ای پیش آید تنها در اینصورت میتوان گفت که بد شانس بوده است و عوامل پیرامونی باعث حادثه شده است در غیراینصورت با نقض حتی کوچکترین مورد و ارتکاب کوچکترین اشتباه انسانی نمیتوان واژه بدشانسی به آن اطلاق کرد حتی اگر تمام رانندگان در آنروز و روزها و سالهای قبل بدون رعایت مقررات و نکات ایمنی سالم به مقصد رسیده باشند؛
من امیدوارم فرض اول ابتدای این نوشتار صادق باشد یعنی آنها فقط بدشانس بوده باشند و عوامل پیرامونی باعث حادثه شده باشد در غیر اینصورت این مسئولیت بر دوش کوهنویسان این مرز
منتق |
08.21.05 - 7:31 pm | #
|
|
مرزوبوم و همه کوهنوردان است تا در صدد پالایش آن تفکر به ظاهر مترقی ولی در باطن پوچ و واهی برآیند؛ به امید آن روز- منتقد ادبی
منتق |
08.21.05 - 7:32 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|