|
|
|
مطمئني زنده اي ؟
آلن |
06.11.08 - 9:39 pm | #
|
|
درست حدس زدی، من با این سنم هنوز اس پ ِیس زدن بلد نیستم. تا چشت دراد.
سبز یشمی باشی، یا حق.
max |
04.11.08 - 11:47 am | #
|
|
دوست ازیز، آی میچسبه اما جی هم میچسبه کی هم میچسبهال هم میچسبه حتی گاهی بیسو هم میچسبه.
سخت نگیر یا به قولی تِک اِت اِزِ ِ .
منتظر قدمهای ططت هستم.
max |
04.11.08 - 11:45 am | #
|
|
بع بع و کلاغه به خوبی هو خوشی به خونه ش میرسه
FAnCy FrEe |
Homepage |
03.11.08 - 8:21 am | #
|
|
زمین مدت هاست که فاحشه شده ، اما هنوز کودکی در گوشه کنارها پرسه می زند . . .
آپم دوست وبلاگی .
سامان |
Homepage |
03.11.08 - 6:50 am | #
|
|
کودکی زیبا بود چون لا اوبالی بودیم . . .
لااوبالی |
Homepage |
02.11.08 - 9:40 am | #
|
|
نه به این زیادی نمی چسبه
opium |
Homepage |
31.10.08 - 8:41 pm | #
|
|
زری و آلن همدیگرو ندیده بودن و ادامه ططکاری
Max |
28.10.08 - 3:06 pm | #
|
|
چگونه یک پارادایم شکل می گیرد ؟
آپم . . .
سامان |
Homepage |
28.10.08 - 12:20 pm | #
|
|
گاهی این آزادی لااوبالی ، یا لااوبالی آزاد بودن ، یه حس ناب رو به درونمون تزریق می کنه . . .
آی می چسبه . . .
سامان |
Homepage |
22.10.08 - 2:10 pm | #
|
|
زمانیکه دوم دبیرستان بودم کنکور دانشگاه آزاد رو شرکت کردم تا با محیط آشنا بشم انموقع امتحانای دانشگاه آزاد توی دبیرستانهای بزرگ برگزار میشد، شانس ما ما افتادیم تو یه هنرستان، توی بچه هایی که امتحان میدادن پسر رییس هنرستان هم بود ممتهنین هم که هنرستانی بودن چیزی از درسهای ما نمیدونستن، میرفتن براش جواب سوالها را از برگه ای بچه هایی که به قیافشون میخورد خیلی درسخون هستن نگاه میکردن به پسره میرسوندن. منم سرم گرم بود دیدم بغیر چندتا سوال فیزیک 2 هیچکدوم رو بلد نیستم بخودم گفتم پسر ضایعست اگه خالی برگه ات رو بدی لااقل الکی پر کن خلاصه ماهم شروع کردیم
10 20 ...آش ماش ...
خلاصه سرعتی چهار گزینه ای ها رو میزدم یکی از ممتهین فکر کرد من خیلی حالیم هست میومد برگه من رو میدید میدویید به پسره میرسوند. خلاصه منم دیدم اینطوریه خیلی بدقت عمل میکردم دو سه تا خالی میذاشتم مثلا بلد نیستم کلا طبیعی جلوه میکردم با دقت عکسها ونمودارهای دفترچه رو تحلیل میکردم.
نمیدونم پسره قبول شد یا نه، اما اون کنکور خیلی بهم چسبید، آآآی چسبید
The Knight of Darkness |
Homepage |
20.10.08 - 4:32 pm | #
|
|
دفعه ی بعد که شانست نگفت و بدتر به اف رفتی خوب از پشتت در می اید!
اتاق تمام فلزی |
Homepage |
19.10.08 - 9:02 am | #
|
|
خیلی حال میده؟
زری |
19.10.08 - 8:15 am | #
|
|
مخصوصاً وقتي يه طوري اونو انجام بدي که هموني که مي خواستي بياد . آي حال ميده/
آلن |
18.10.08 - 11:30 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|