|
|
|
سر تا سر وجود مرا گویی چیزی بهم فشرد
تا قطره ای به تفتگی خورشید جوشید ازدو چشمم ....
َAnita |
05.23.08 - 8:50 pm | #
|
|
آنیتا خانوم
قلب را شایسته تر آن **که با هفت شمشیر عشق در خون نشیند
و گلو را بایسته تر آن ** که زیبا ترین نام ها را بگوید
و شیر آهن کوه مردی از این گونه عاشق **میدان خونین سرنوشت ** به پاشنه ی آشیل در نوشت . --رویینه تنی که راز مرگش
اندوه عشق و غم تنهایی بود
syamak |
05.24.08 - 1:37 am | #
|
|
با طبيعت بودن
sadra |
05.25.08 - 1:35 pm | #
|
|
درود! حاشيهاي بر همايش سدهاي بزرگ نوشتم، خوشحال ميشوم نظرتان را بدانم.
عليرضا افشاري |
Homepage |
05.26.08 - 12:45 pm | #
|
|
هر چند زمان آزادی خرمشهر، سنم طور ینبود که درک درستی داشته باشم اما حالا احساس غرور می کنم.
کاوه |
Homepage |
05.27.08 - 3:44 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|