|
|
|
آقای معطری نازنين سلام. اندوه حاصل از مرگ اسرار آميز و زودس اين خانم دکتر جوان واقعا ناگفتنیست... چقد آسان و چه مفت! از همه بدتر به کاربردن اصطلاح جدید "جرم مشهود" است که این ها بدون حتا لحظهای تفکر تکرارش میکنند. طفلک خانواده ی این دختر جوان!
** هرچی غم و غصهی ایران کمه، این روزها آتش سوزی کالیفرنیا هم برهمهی غم و غصهها اضافه شده. اين چند روز که رفتم دانشگاه اصلا نميشه بيرون نفس کشيد و آسمان خاکستری شده...
نازخ |
Homepage |
10.26.07 - 7:17 am | #
|
|
آقای معطری نازنين سلام. اندوه حاصل از مرگ اسرار آميز و زودرس اين خانم دکتر جوان واقعا ناگفتنیست... چقدر آسان و چه مفت! از همه بدتر به کاربردن اصطلاح جدید "جرم مشهود" است که این ها بدون حتا لحظهای فکر تکرارش میکنند. طفلک خانواده ی این دختر جوان!
** هرچی غم و غصهی ایران کمه، این روزها آتش سوزی کالیفرنیا هم برهمهی غم و غصهها اضافه شده. اين چند روز که رفتم دانشگاه اصلا نميشه بيرون نفس کشيد و آسمان خاکستری شده...
نازخ |
Homepage |
10.26.07 - 7:18 am | #
|
|
بچه که بودم مادرم برام یه عروسک از پارچه های کهنه درست کرده بود ....نمیدونم دختر بود یا پسر ...برای من فقط ممل بود اسمش رو گذاشته بودم مملی!!!!!!!!خیلی باحال بود نمیدونم!!!! شبها تا کنارم نبود خوابم نمیبرد ...شاید بخاطر جنس پارچه اش بود...ولی خوشگل نبود ...خلاصه من این ممل خیلی رفیق بودیم ...حتی من ممل رومی بردم مدرسه درسش خیلی خوب بود ...ممل خیلی از من بیشتر درسها رو میفهمید ...هر سال تند تند قبول میشد ...تا اینکه یه روز گم شد ...نفهمیدم ...شاید رفت بهشت ...شاید رفت خارج ...شاید ازاینکه من همیشه کتک میخوردم دلش سوخت و یه شب از بالای پشت بوم خودش رو پرت کرد پا
دورگ |
Homepage |
10.26.07 - 8:30 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|