Gravatar In chiyeh?!!!


Gravatar ملا جان من هم غافلگیر شدم. سمبلیسمی چیزی در کاره؟ اینا دستمال کاغذیه داره از جعبه در میاد یا گله از تو گلدون؟ بعدا با کمک حوزه ی کانادا ما را از سرگردانی خارج کنید لطفا.


Gravatar خیر! اینها سنگ پا ست و از نوع قزوینی آن


Gravatar ملا جان بی خود نیست که شما ملا شدی و ما نه!
جای شما سبز حقیر با مادر به حمام می‌رفتم! البته یک روزی یکی از خانمهای مذهبی به مادر حقیر به کنایه گفت: خوب می‌خواستی باباشو هم بیاری! و از اون روز به بعد من بیچاره با بابا به حمام رفتم.
خدا ذلیل کنه اون زن بی چشم و رو را که آن نعمت‌ها را از من دریغ کرد


Gravatar ؟؟؟؟؟؟ بابا ما هیچی جز پونصد شیشصد تا کلاغ سیاه تو این پست نمی بینیم. زود باش درستش کن که می خوام مطلب تازه ات رو بخونم. ممنون.


Gravatar ملا جان من از خونه نمی تونم پیامگیرت را باز کنم اومدم نت کافه و برات پیام میزارم

بگو ببینیم اینها چیه یعنی حموم زنونه شکل گل خونه ست)))


Gravatar عجب سخنان پر بار و پر مغزي!!! از رو دست کدوم يک از آقايون مسئول تقلب کردي؟؟


Gravatar با تبریک نوروزی2006


Gravatar من یک بار با مادرم به حمام عمومی رفتم که همان جمله ای که به خسن آقا گفتند به مادر منهم گفتند ، یعنی : خب باباش رو هم میاوردی ، البته مادر من جواب داد : اگه باباش میدونست شما هم اینجایید حتما میومد . بعد هم تو خونه حموم ساختیم و کلی راحت شدم ، آخه همش از خودم میپرسیدم این خانمها که فلان چیز رو ندارن ، پس چرا اونجاشون رو میپوشونند . البته من اونموقع 4 سالم بود . بهرحال سال 1365 ، هوس حمام بیرون به سرم زد و رفتم گرمابه کاخ در خیابان فلسطین ، وسط کیسه و لیف ، یکی در زد و برام نوشابه آورد ، کیف کردم ولی وقتی بعدها به برادرم ماجرا را گفتم ، خندید بهم که بابا قبل از انقلاب تو این گرمابه ، دلاکها خانم بودند . حالا باز بگو چرا انقلاب کردیم ..القصه ملاجان ، مرا به دهه های پیش بردی . سرت سلامت و قلمت روان باد.


Gravatar so what?


Gravatar khob ma montazereem


Gravatar بهش نمياد سريال طنز باشه ملاي خوب...داري سبك متفاوتي رو تجربه مي‌كني؟...
d:


Gravatar salam mageh shoma chand sal darin???baba molah hasani az aval to khonash hamom dashteh mageh na????


Gravatar سام عليک مُلاجان

فعلآ نميدونم چی بنويسم ولی فقط اين رو ميدونم که منُ بردی به چند دهه قبل .... ?؟ ?؟ ?؟

ولی يادم مياد بُزرگترين و وحشتناک ترين شکمی که توی عُمرم ديدم مال آخوند مُفت خوره سره محلمون بود که فکر کنم هيچ موقع آن را از ياد نبرم !

منتظر ميمونم واسه آپديد بعدی ....


Gravatar سلام.
ملا جان یا حسنی جان .
با کامنتی که برای هاله گذاشته بودی خیلی خندیدم .
امروز دوستم از مطالب شما نوشته بود آمدم وبلاگت روببینم . کلی لذت بردم . مخصوصا" که خاطرات عهد دقیانوسم تازه شد .
خیلی زیبا تشریح می کنی .
حموم ها برای این که گرم باشند زیر زمین بودند.
این دوست من نمی تونه برای شما کامنت بگذاره ! سری به او می زنین ؟
http://tarannomm.blogspot.com/

شاد باشی


Gravatar این هم یک نوع رمز نویسی است که فقط علما از این کار سر در می آورند و بهمین دلیل است که فقط حجت السلام به بالا تونستند نوشته ملا را بخوانند!!!


Gravatar بیچاره غربی ها که مجبور بودند *هر روز* به حموم عمومی برن و این مشکلات را تحمل کنند !


Gravatar دوستان:
مثل اینکه همه تون حمام زنانه میرفتید بغیر از من بیچاره !

یکی یکی همه دارند اعتراف میکنند که کجاها رفته اند. به به!

-------------------------------------------
در مورد این نوشته هم عجله نکنید. قسمت بعدی به ماجرای ورود یک آخوند به حمام زنانه می پردازیم


Gravatar ملا بازم سلام. نگفتی اون اول کله سحر بیدار کردن و در خواب و بیداری راه رفتن و سرمای تیز سحر رو خوردن و بدو بدو دنبال قدمهای بابا دویدن چه سختی هایی داشت! کیف کردم. نوستالژی جالبی بود. راستی از چراغ مهتابی سبز بالای حموم هم نگفتی ها! از بخش واجبی هم همچنین!!!


Gravatar agha ajab towsife zibayee. haal kardam.


Gravatar c06caa e85c961b42




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan