اينجا پياده‌رو‌يي‌ست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است

راستي اون بار گفتي ابرقو ...هيچي نگفتم... واژه خوبس رو تحويل گرفتي .هيچي نگفتم... ولي ازين جاده فلاورجون نميشه گذشت.... زيادي دار پا تو كفش اصفهانيا ميكني...نكنه تو هم آره دادا؟
O.J:
به به، چين گنگ عزيز. كم پيدايي؟ كارا خوب پيش مي‌ره؟ از شارت خارج شدي؟
بابا اين جريانات شانسي مي‌شه. تازه من فكر مي‌كردم ابرقو تو استان يزده. ار اين به بعد بيشتر دقت مي‌كنم.
خلاصه اينكه به باربارا سلام برسون و بازم به وب ناز من سر يزن. نظر يادت نره!


چاكر آزي جونز
از اصطلاح آميب بسي خوشمان آمد...در دنياي نت حال ميكنيم آميب باشيم تا آدميزاد.
حتي اگر به ما ميگفتي لاك پشت كودن.. اينقدر خرسند نميشديم.
چاملي چطوره؟ بهتره؟
ابولي رو ببوس از طرف خودش
باربارا بنت العباس هم سلام ميرسونه ميگه آزي خان‏ خيلي داري شاخ ميشي دااش.... مچ ميندازي؟


آزموسيس جانم لطفاً تحقيق كن ببين اين مدينه فاضله پناهنده سياسي اقتصادي اجتماعي فرهنگي هنري قبول نمي كنه؟ ارادتمندم


Gravatar Wo0ow : واي بابا چه همه تغييرات حاشيه اي !
+
Objection : شا گويا آخر هفته بعد از خاراندن و خواندن يا خاراندن و خواندن به صورت كانكارنت يا اينتراپتي در خاراندن و خواندن و ادامه يك كارهاي ديگري هم مي كني . و همانا حاشيه پردازيهاي شفاف است !
+
Compliment : اين كامنت هري خيلي چسبيد ! و من با خواندن كامنتشان و جواب شما به پهناي تشك اشك ريختم ! درود برادران !


Gravatar همه چي يك طرف اين خدا رو كولت هم يك طرف!!
ببينم نكنه بريم اونجا و گوش هامون دراز بشه مثل پينوكيو در شهر بازي!


Gravatar وایییی...چاملییییییی.... چی شد تو این قدر ملوس شدی؟
تو چاملی منیییییییی...بوس بوسسسسسس....


Gravatar سلام . مخلصیم . چقدر جالب نوشته بودی . طنز ملایم و کشش داری داشت . مخصوصا راجع به نانچیکو . هاها


Gravatar همه ی اینا رو بی خیال ... من اگر می دونستم ملایر به فلاورجان جاده داره که اون همه گم و گور نمی شدم اون همه وقت...(راستی این آهنگ فلاورجان نمی دونی چه دل تنگم رو واسه همین گفتن؟)


Gravatar و اینجا چرا هنوز توی همون رنگ گوگولانه مونده است ؟
و" آشقانه"مرا به خود لرزاند نه ازفرط حس‌گونگی که ازغم عشق این زمانه
و من دیگر با دیدن ماه در آب به یاد توضیح‌المسائل خواهم افتاداگر این شعر از همان ذهن ابولی‌گرا تراوش نموده بوده باشد.
و همینا دیگه ...


Gravatar ادامه.
و شاید به سبب همین بزرگواری‌های چاملی و اطرافیانش است که متن انتقادی خویش را تصحیح کرده و با چاملی راه مدارا می‌پویم.

با تشکرو عذرخواهی بابت اطناب.

O.J:
و اگر بداني من با خواندن اين كامنت به پهناي «وان» اشك ريختم چه ؟
تو يك دوست واقعي هستي هري، نه يك عابر
و اين شعر به مغزم متبادر مي‌شود:
در غدير خم كه نام بركه‌ايست ...


Gravatar آنچه در پی می‌آید قرار بود نوشته‌ای باشد انتقادی و شکاکانه در باب صحت و سقم اکتشاف چاملی. این نوشته تلویحاً کشف وی را کم‌اهمیت می‌خوانْد و نتیجه می‌گرفت که در همین پرولتاریا هم « خدا رو کولش» ها کم نیستند و ضمناً فاش می‌ساخت که گوگل در یافتنBELVADED یا درهم ریخته‌های آن ناتوان است. اما در آخرین لحظات به چیز دیگری بدل شد.

احساس چاملی نازنین در آن لحظات اکتشاف، شاید با احساس خود ما، آن هنگام که از لینک‌دونی وبلاگ «دوبیتی‌های بهروز» به این نوشتهhttp://limbosis.blogspot.com/2007/01/blog-post_27.html
رسیدیم قابل مقایسه باشد. ما آنجا را کم و بیش همینگونه که چاملی وصف کرده دیدیم. بسی بکر و ethereal ... پس از خواندن نوشته‌ی « فرشته‌ای در قطار» یقین حاصل کرده بودیم که نویسنده‌ی وبلاگ مزبور جایی خارج از زمان و مکان می‌زید...! اولین کامنت خود را به خاطر می‌آوریم که نوشته بودیم فیلم-کارتون «آزموسیس جونز» را دیده ایم و آن فیلم را در ژانر سینمای دفاع مقدس برشمرده بودیم وo.j گفته بود که خوشش آمده! سپس در یکی از شب‌های سرد زمستان ما ایده‌ی روبوت کامنت‌گذار را طرح کردیم وo.j ما را نابغه خواند و ما آن شب به پهنای صورت اشک ریختیم...اکنون سال ها از آن ماجرا می‌گذرد؛ وبلاگ او.جی به شهرت و محبوبیت فراوانی رسیده‌است. از اقصی نقاط وبلاگستان از وی برای شرکت در باضی‌های وبلاگی دعوت می‌شود و او با جذبه‌ای وصف‌ناشدنی در برابر این وسوسه‌ها مقاومت می‌کند...چندی پیش او.جی بزرگ نام مارا در وبلاگستان جاودان ساخته؛ از ما به فرزانگی یاد کرد و ما دوباره به پهنای صورت اشک ریختیم...


Gravatar خیلی خوشم اومد که موبایلشو انداخته تو جوب !(چرا ش بماند)


Gravatar جناب جونز ما با این ایده آرمانشهر وبلاگی یا وبلاگشهر آرمانی حضرتعالی به طرز مبسوطی حال کردیم. دست شما درد نکناد و ایذا لوناپارک وبلاگستان.


Gravatar چاملی با کی بحث داشت؟ ها شیطون؟ با کی بحث داشت؟


Gravatar ادامه: پاشم برم یه تون خیار بخرم، بشینم با تون شیر (ماست)‌و تون سیب‌زمین (چیپس) بخورم و خیال‌بافی کنم درباره‌ی این اتوپیای اچ‌تی‌ام‌ال یحتمل.
سرخوش باشید و شاد امیدوارم


Gravatar آقا مث‌که پیشونی‌نوشت ما اینه که هروقت می‌آیم اینجا کلی بخنیدم و اینا و مشعوف شیم، اما حقیقت امر این نیست. حقیقت اینه که شما مث‌که کارتون واقعا درسته‌ها!
همون سطور اول چند نکته به شدت منفجرم کرد و تصمیم گرفت به تمان این نکات اشاره کنم، اما از اواسط که فهمیدم این‌کار ممکنه که به بازنمائی مجدد دکون در پیاده‌رو و یا گذاشتن آینه‌ای در برابر آینه منجر شود، از همون اواسط بی‌خیال شدم و تصمیم گرفتم فقط حالشو ببرم و بالکل یه تشکر مبسوط عرض کنم. اما دلیل نمی‌شه نکات اولیه رو نگم. مثلا نگم آقا اون قضیه‌ی نانچیکو ما رو تیکه کرد : )) بچه که بودم داداشم چند تا از این آت و آشغالا داشت و من عملا و رسما و علنا شکنداشتم اینا در واقع برای جدال شخصی فقط خوبن. حتی یه بار یکی‌شون که سه‌تائی بود و گل‌میخای خرکی داشت، این قضیه رو خونین به اثبات رسوند. اما برادرم اصرار داشت که می‌شه باهاشون یکی دیگه رو زد کماکان و اصرار بر اثبات عملی داشت... در نتیجه کشف کردم نانچیکو: وسیله‌ای است که با آن من را می‌زنند. از همان روز دیگه از این وسیله واقعا متنفر شدم، تا اینکه امروز شما دوباره داغ دل سوخته‌مو تازه کردی.
آما اون تن آلبالو و اینا... آقا من اگه به خاطر عقده‌هائی مثل قضیه‌ی نانچیکو نمیرم، شک ندارم یه روز بابت این تون مرغ و تون کیلکا (و به شرافتم سوگند دیر نیست و دور نیست روزی که ملت تقاضای تون گوجه‌ی تبرک هم بکنن) و اینا دق می‌کنم. اون "غلط کردمانه" هم ما رو کوبوندا! ایول : ))
اما فضای مکشوفه‌ی مذکوره... آقا رک و روراست باز داغ دل‌ام تازه شد و توصیه می‌کنم در لونا پارک شعبه‌ی جیگرکی ایترنال ارور ویث دل و قلوه و جگور! را فراموش نکید. اما چرا داغ دل‌ام تازه شد: یاد جک جتگلی جان کریستوفر اعظم افتادم و آن‌گشوه‌ی دورافتاده و مطلوب و آرام و دل‌انگیز و اینا... همین! یعنی دارم فکر می‌کنم یه جائی که حتی خودشون هم به خودشون کاری ندارن و چمی‌دونم... پاشم برم یه تون خیار بخرم، بشینم با


Gravatar حالا یعنی این وبلاگ که بقول خودت پشت دامنه زاگرسه و پای هیچ موجود زنده ایی بهش تابحال نرسیده , اسمش بلاگه یا فقط یک برگ از دفترچه خاطرات شخصی که زیر تشک تخت قائم شده ؟؟؟ خیلی کنجکاو شدم بدم نمیومد بلاگ چاملی رو بخونم وفکر میکنم که الان وقتشه آدرسش رو در ملع عام بگه تا همه بطرفش هجوم ببرن و ازش تعریف و تمجید کنن و در ضمن برای بلاگ خودشون هم خواننده جدید پیدا کنن .
من اصلا دیگه حوصله این بازیهای این مدلی رو ندارم...حالا آمدیم و بازی کردیم بعدش چی ؟؟؟ جایزه میدن یا نه ؟؟؟
سبز باشی .


Gravatar آقای او جی
کک های توی تنبان دنیای واقعی بس نیست؟
بذارین دنیای مجازی همین جوری رئال و تمیز و بی کک بمونه خب!
...
حالا ما گفتیم دیکته مون ته می کشه گاهی، اما اطاله رو بلت بودیم به جان خودم!
...
من دست خودم نیستا.. هر جا عکس کرگدن می بینم یاد این می افتم که شما دوس دارین
http://www.illustrationweb.com/s...PG& gallery_id=7


Gravatar ازمسيس عزيز

واكنش كلاسيك "آفرين به اين قلم طنز، حبذا به اين نكته‌پردازي، به به از اين لغزگويي" كمترين واكنش به كارهاي خوب توست. انصاف اينست كه طنزهاي مايه دار مي‌نويسي. اين را گفتم كه ديگر به آنها كه از طنزت تعريف مي‌كنند خرده نگيري. هرچه بنويسي طنزي -هرچند ديرياب- در خود دارد.

اين شامل برخي از كامنت نويسان خوش‌ذوق -از جمله هري تميس كه خداوند چشم ما بندگان را به زيارت وبلاگش روشن كناد - هم مي‌شود.


Gravatar سلام
ایده فوق العاده قشنگی بود.
چاملی مارکوپلوی مجازستان!


Gravatar همه رو ولش خدا رو کولت !!!!
وای از دست تو


Gravatar سلام
منتظر بعدش هستم.ببینم این چاملی به آیات شیطانی نرسه یه وقت.
لینک منم یادت رفته بازم.شاد باش و دیر زی


Gravatar هوم! خوب! چیزه! تنها چیزی که به این عقل من می رسه، اینه که بگم ما چاکر شما هم هستیم اسم اوتوبان مدرس رو میارین تو وبلاگتون، و عرض شود خدمت جنابعالی بنابر اینکه از قضا ما از نزدیکیای ولایت نزدیک زاگرس میایم، اونجا پلنگ نداره بابام جان! چاملیم سر و کارش به وبلاگ من افتاد. دهن لق! بهش گفتم به کسی نگه ها! نمی دونی تموم شکلاتای هند-مـِـدمو بهش دادما! ( یکیشو نگه داشتم البته) خلاصه اینا دیگه.


Gravatar hala ye link i chizi midadi azesh hadeaghal!


Gravatar haaaaa bali.an avaiel ke fahmide budim ke be ghole shoma weblogestan gerd nist o az in chizha jaye saken budim persinalog nam ke be ghole shoma unja ham jaye bud ke dar hich blogrollingi ping nemishod va baraye khodash yek neverland mahsub mishod
vali az bakhte bad adamhaye saken darash aslan marahele takamol ra tai nakarde budand va be jane ham oftadand va bade 3 sal keyboard farsaie darash takhte shod va aslan raft zire ab!
hala bade gharnha ehtemalan asarash ra be dast miavarand va ma ham mishavim momiaye haye aan neverland!


Gravatar آخ تو انگشتت رو کردی تو نوستالژی من بیرونم نمیاری مرد حسابی!پست قبلی منو یاد سرندی پیتی و عشق ناکامم به صداش انداختی،امروزم یادم آوردی که زمانی فکر میکردم مرد مرد نیست مگر اینکه بتونه با نانچیکو چند نفرو نفله کنه


Gravatar چاملی پرچم همراش بوده اونجا رو به اسم خودش و خودت ثبت کنه یا نه؟اگر ثبتش میکرد میتونستیم بریم یک جامعه نیو پست کلونیال اونجا تشکیل بدیم خدا!


Gravatar
غمگينـــــانه

به ابولي بگو ديگه بي خيال نذر و نياز بشه من گند زدم !!!‌


Gravatar
شرلوك به دنبال لنگه جوراب


احتمالن اين دوست [تان/مان] تايدي هري هم همانجا سكني ندارد : beyond- having a weblog


Gravatar اي ول : به سلام بر چاملي كه مديد مدتيست در جريانات نيست !‌خوب كه دوباره بيرون آمد .
+
دل تپانانه : ما هم دلمان اين اتوپيا را خواست ! آدرسي چيزي ندارد اين چاملي؟
+
وااااااااي : اين خدا رو كولت رو خيلــــــــــــــــــــي خوب اومدي !!! )))
+
كلوني؟! هم؟؟؟ : مگه چيزن ؟؟ چيز ! چي ميگن ! همون ! مگه اونن كه كلونين ۀ




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan