اينجا پيادهروييست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است
|
|
و تو رسما خیلی عالی می نویسی خیلی. دوست دارم این نوشته های مید بای آزموسیس رو.
sherry |
Homepage |
08.01.08 - 5:14 am | #
|
|
اهل فست فود نیستم و چلوکبابی ام به شدت... اما اینکه از اینجا سر در آوردم ربطی به این قضیه نداره... به چی ربط داره بماند.. جذاب بود... همین....
خاطره |
Homepage |
07.17.08 - 6:55 am | #
|
|
خيلي خوب بود. به نوشتهات لينك دادم.
محمدرضا |
Homepage |
07.15.08 - 2:46 am | #
|
|
آزموسیس جان سلام . آنطورنشود که ما هی بیاییم اینجا و خیط بشویم . دلمون تنگ شد به خدا اقلا یه تک سرفه ایی , بشکنی ...چیزی . سبز باشی .
شهره |
Homepage |
05.22.08 - 8:56 am | #
|
|
دلم نوشته ی اسموسیسی می خواد.
دلم برای چاملی با اون پیژامه ی راه راهش تنگ شده. (
Anonymous |
05.22.08 - 8:06 am | #
|
|
بايد حتما با سيم پلوپز بيفتيم به جونتون تا آپ كنين؟؟؟؟
آخه نازكشي تا چه حد؟؟؟؟ اين جماعت بي نوا چقدر اينترنت مصرف كنن سر بزنن به اين page خاك خورده... هان..!!!
ساناز |
05.18.08 - 11:30 pm | #
|
|
برادر آزمو؟
برادر آزمو؟
افسردگی حاد گرفتیم ها !
زهرا |
Homepage |
05.18.08 - 3:03 am | #
|
|
ها... دوستان من امروز کامنتی از این آقای معلوم الحال جایی دیدم و فهمیدم که ایشان سرومروگنده (اینا چی هست؟) در همین وبلاگستان فکسنی (این چیه خب؟) می چرخند و خلاصه یک جور ناجوری حضور دارند حالا نمی دانم با چاملی دعواشان شده یا چاملی با آقای او جی به هم زده یا چی.
خلاصه که خوشحالیم زنده و سالم به امر مقدس اندوه ستیزی ، گیریم با تقیه، مشغولید و اینا.
Azin |
Homepage |
05.18.08 - 12:37 am | #
|
|
یعنی یک ماه و پونزده روز آپ دیت نکردن چه معنی هایی میتونه بده ؟؟
savijhe |
Homepage |
05.17.08 - 11:54 pm | #
|
|
خیلی خوبه که من بالاخره تونستم بیام و بدون قطع شدن با خیال راحت یه پست تو رو تا ته بخونم!!
میدونی با خیلی از این چیزایی که سعی کردی نشون بدی درسته یا میشه درست باشه یا واقعا اینطوری هست یا ...موافق نیستم اما...اون چوب های دوسر گه زندگی و 50 درصد حرف زدنه آی باب دل بود که نگو!!!
savijhe |
Homepage |
05.17.08 - 11:51 pm | #
|
|
من که کلن جزو جماعت کامنت گذار نیستم.. ولی ..حقیقتا اینجا چرا اپدیت نمیشه؟؟
mokashefeh |
Homepage |
05.17.08 - 9:56 pm | #
|
|
می خوام صد سال سیاه تو بغل تو برای من غش نکنن. ببینم تو الان کجایی
محمد رضا زمانی |
Homepage |
05.17.08 - 5:47 pm | #
|
|
از عضویت در پرولتاریای وبِ نازتان "مندیم".
علی |
Homepage |
05.17.08 - 5:21 am | #
|
|
از شرکت مفقودالاثرین چلوکباب خور خدمتتون میرسم. نظر به اینکه شما مدت زیادیست درخواست سماغ نکردهاید انجمن تصور میکند شما یا از چلوکباب خوردن منصرف شدهاید و یا کلن از صحنهی گیتی محو شدهاید و این سوال برای مدیران پیشامد کرده که آخر چرا؟؟؟؟ این پیغام به صورت دیفالت به شما ارسال میشود. اگر مایل به آن سابسکرایب هستید بیخود میکنید.
با تشکر
انجمن
مسعوده |
Homepage |
05.16.08 - 4:58 am | #
|
|
پس واسه خاطر اینه که توی تمام فیلم های جمهوری اسلامی پاترول ماشین آدم خلافا و بداست که قاتلن ! چند شب پیش این سوال برامون مطرح شده بود.
بهاره |
05.15.08 - 10:12 pm | #
|
|
واي تو چقدر حرف مي زنيييييييييييييييييييييييييييي!
آرش |
Homepage |
05.14.08 - 7:26 pm | #
|
|
?brother, where art thou
hadi |
Homepage |
05.14.08 - 7:41 am | #
|
|
mishe begi chera dige neminevisi doroste man hichvaght comment nazashtam vali khoob bood dige
بيتا |
05.13.08 - 8:37 pm | #
|
|
چند نفر از مردم گیلان و رشت
میگذشتند از میان کوه و دشت
ناگهان یک آزموسیسی* در گذشت**
اولی گفتا که این چیچی بـوَد؟
دومی گفتا کلم پیچی بوَد
شیرازی گفتا که این انگورو ِ
اصفونی گفتا که این سوهانو ِ
مشهدی گفتا که این زعفرون ِ
کرمونی گفتا که این زیره بوَد
عاقبت بردند به نزد کدخدا
کدخدا بردش به نزد ناقلا
ناقلا گفتا که این بلبل بوَد
جای بلبل در درخت گل بوَد
*: در متون اصلی "کلهپشت" است.
**: یعنی رَد شد
red |
Homepage |
05.13.08 - 12:30 am | #
|
|
اطناب رو خوب بلدي. البته بعد از اين كه بگم كه واقعا قلم خوبي داري.
شاد باشي
راد |
Homepage |
05.11.08 - 9:57 pm | #
|
|
باشید خب!
آذین |
05.11.08 - 2:08 am | #
|
|
خب ! اینجا چندان هم چلوکباب حرف اول رو نمی زنه انگار !!
انسیه اکبری |
Homepage |
05.09.08 - 3:48 pm | #
|
|
لا اله الا الله.
Biso |
05.07.08 - 5:41 am | #
|
|
آقا اين جا رو بخون. عاليه. لينك شما هم هست البته. ما از اون جا اومديم. خداحافظ.
http://www.jablogi.com/fa/conten...ent/view/65/49/
ولگرد |
05.06.08 - 3:10 am | #
|
|
ظاهرا فعلا حال نمی کنی اینجا بنویسی. خدا در دلت اندازد!
delphica |
05.05.08 - 3:44 pm | #
|
|
سلام.نوشته هات منو یاد کتاب ها کردن می ندازه و البته که متفاوت می نویسی.اگه بهم سر بزنی خیلی خوشحالم میکنی اینو مطمئن باش.
نگار |
05.05.08 - 7:01 am | #
|
|
خواندیم شما را... به تماشای تناسخ ما دعوتید...
سلام نمی کنه |
Homepage |
05.04.08 - 5:54 am | #
|
|
cours lola , cours !!!
الف. كاف |
Homepage |
05.04.08 - 3:35 am | #
|
|
با جستجوی آدرس بلاگتان در سایت http://www.technorati.com/
سایتهایی که به شما لینک داده اند را پیدا کنید
مازیار آی تی |
05.03.08 - 12:56 am | #
|
|
xx
حال روز، در xxنوشت هم جاریست.
xxنوشت :
http://annevesht.blogfa.com/
رضا حسینمردی، شبکه خبر، تهران.
red |
Homepage |
05.02.08 - 6:08 pm | #
|
|
نه مثه اینکه باید از یه در دیگه وارد شم. تق تق تق {بامجه داره از یه در دیگه وارد مشه مثلنگ}.
Biso |
05.02.08 - 7:38 am | #
|
|
خدا لعنت ت كنه. بابا من همين هفته پيش اين جا بودم ولي آدرس همش اشتباه مي زدم. مربوطه به خنگ بودن نوابغ. امروز همه ي آدرس هام پاك شده بود. يك ساعت دارم تو گوگل سرچ ت مي كنم. فقط مونده بود بنويسم لكه ي روي كمر دختر همسايه. در ضمن كو دلبر بابا. هي خوش تيپ خوش تيپ مي كني. پاشو بيا ايران يه چند نفر پيدا كن عاشق من بشن. تا بعد
محمد رضا زماني |
Homepage |
05.02.08 - 5:59 am | #
|
|
حاجموسیس عزیز، بنده تصمیم گرفتم که حرف اول را در اینجا بزنم:
http://mizeghaza.wordpress.com/2...a8%d8%a7%d8%a8/
الف.میم.شین |
05.01.08 - 7:51 pm | #
|
|
مافوق عزیزم،کامنت اینیارو، مارا بسیار ترساند، نکند زبانم لال، گوش شیطان کر، چشم یارو کور، دندفلانی نرم، خدا نیاورد آن روز را (گاز گرفتن فاصلهی مابین انگشت شست و اشاره) احیانا دیار فانی را وداع گفته و مشغول عیش و عشرت با جامعهی حوریان بهشتی دیار باقی هستی؟
(
پست نذاشتی هم نذاشتی، بیا به خودم خبر بده که زندها و روبراهی، باشه؟)
red |
Homepage |
05.01.08 - 6:16 am | #
|
|
اين نهادنات در طاقچهی فوقانی در زمينهی آپِش رسماً افتضاحه. افتضاح.
Limoo |
Homepage |
04.30.08 - 4:34 pm | #
|
|
شما را به وبلاگ جدید فرانی دعوت مینمایم:
http://ferani.blogfa.com/
فرانی |
Homepage |
04.30.08 - 4:23 am | #
|
|
عرض شود که،ما از وقتی لیمو جنابعالی را یه مان معرفی کرده به صورت مرتب سرک میکشیم اینجا. فعلا در حال خواندن آرشیوتم. اینه که پست جدیدم نذاشتی نذاشتی!
اتاق تمام فلزی |
Homepage |
04.29.08 - 7:43 pm | #
|
|
ها من می دونم تو فقط دنبال توجه بودی از اولم می خواستی من از تو گوگل ریدر در بیایم پاشیم رسمن بیایم اینجا از نزدیک ببینیم زنده ای بالاخره آیا یا خیر .
میگم نکنه توسط اون یارو روان درمانه که دنبال توجه بود و بهت تجویز کرده بود نسبتن طولانی ننویسی تا از حسودی یه وقت نترکه نمیره ، به قتل رسیدی و خبر نداریم ؟ شایدم دق کردی از دست روسری ارغوانی ؟
نکنه اصلن پرستوها زودتر از موعد اومدن و تو مردی الان تو آسمونا نشستی دو تا بال هم رو سرته( به خاطره آوانگارد بودنتا) بعد داری به ما می خندی ؟ یا آزموسیس قربونت واسه ی مام دعا کن اونجا نزدیکتری به آسمونا ؟ یه نگاه بنداز ببین اصلن هست یا راست میگن نیست واقعن ؟
یا شایدم تو الان دچاره جوگرفتگی شدی و خواستی میزان عزیز بودنت را بسنجی رفتی این پشت مشت ها بازم داری به ما می خندی ؟ نکنه چلوکبابش بالاخره گوشت خر بود و مسموم شدی ؟ ای خدا فکر آدم از نگرانی به چه راههایی که نمیره . نکنه موقعی که داشتی از در پارکینگ می اومدی بیرون یه ماشین گنده زده بهت مردی ؟ یا نکنه از دست سی دی هایده عصبانی شدی کله تو کوبیدی تو فرمون مردی ؟
نکنه اینقدر گوزیدی تا مردی ؟ چه بلایی آخه سرت اومده ؟ تورو خدا اگه نمردی بگو بی خودی دنبال هیجان نگردیم تو این زندگیه روزمره ی عین همیشه ...
و این فکرا ممکنه تا صب به هزار تا جای دیگه هم برنا!
مه یا |
Homepage |
04.29.08 - 9:07 am | #
|
|
nazaram avaz shod, hamintor benevis jenabe osmosis;
edame bede baba, edame bede be khalghe shahkar
MAN ziadi jeddi gerefte boodam injaro
Ein |
04.28.08 - 7:07 am | #
|
|
عاليجاه آزموسيس
دير يا زود، حلول ارديبهشت مبارك.
پيكولو |
Homepage |
04.28.08 - 4:12 am | #
|
|
خوشرنگ شدینا! استقبال میشود ازین هارمونی! رییلی! به عنوان تنها آدم باحال از وسط بهتون نمیدونم چی میخواستم بگم. همین دبگه. موفق و موید باشید در پناه ِ ...! خوصلهی آدم میره یه وقتاییها! فعلن فظ (یعنی ضایعترین ترجمه از بای که تا حالا خوندم همینه فظ! مسخرهست ها! [اینا برا خالی نبودن عریضه بود. جای بعضی موجودات هری مانند آباد (سبز؟)]
مسعوده |
Homepage |
04.28.08 - 3:01 am | #
|
|
پ.ن.
کپی رایت باز کردن کروشه و بستن آن با پرانتز، متعلق به آریا میباشد (فککنم)
* ردهایم= کردهایم
red |
Homepage |
04.27.08 - 7:51 am | #
|
|
پست حضرتعالی را در هزارتو مطالعه کرده، هلاک شما بوده و راهراه میباشیم.
برای ابول عزیزمان یک راهراه فراهم ردهایم که به شدت نگو و نپرس میباشد، ابول مربوطه را نزد ما بفرستید تا راهراه مربوطه را به وی تحویل بنماییم.
[
همانطور که مستحضر هستی، نگرانیای از بابت چاملی ندارم، مطمئنا، سیل هواداران وی، برایش یک کمد بندوبساط راهراه خریدهاند...بنده همواره نگرانیام از بابت ابول است، که تمام زندگیاش شده محدثه، که فقط پیراهن ساتن سفید مردانه دوست دارد...)
امزا:
رد
red |
Homepage |
04.27.08 - 7:44 am | #
|
|
Dar haale soghooti ey mahboobe weblog khanhaaye roshanfekr. Ye chize digam ke has inke vaghti ye adami dare az afsordegi be ga mire inke bekhad matne "Andooh Setiz" benevise hamine. Aslan be del nagir tarifaro. Man bazam migam; nanevis vase ye moddate nesbatan tolani
Osm:
دوست عزيز و دلسوزم، عين، مايهي انبساط خاطر هستي، لطفا ادامه بده
(
دنبال توجه بودي. اينم توجه، برو خوش باش ديگه)
Ein |
04.26.08 - 8:24 pm | #
|
|
نون و پنیر و قندون
آزمو ِ شادُ خندون
red |
Homepage |
04.26.08 - 5:55 am | #
|
|
قلم شيوا و تند و تيزي داري، ايشاالله بره تو چشمت، چشت درآد بستري بشي بعدشم بميري
پويا |
Homepage |
04.24.08 - 11:56 am | #
|
|
قلم شيوا و تند و تيزي داره، ايشاالله بره تو چشمت، چشت درآد بستري بشي بعدشم بميري
پويا |
Homepage |
04.24.08 - 11:48 am | #
|
|
کجایی سالار؟
amir |
Homepage |
04.21.08 - 8:04 pm | #
|
|
رسما حال كردم، با كمي كف شايد. تو كشف يكي از دوستامي كه آدرستو برام SMS كرده بود. خوشحالم الان كه جاي sms جوك صد تا يه غاز به حشر sms پاك كردنم آره نگفتم.
امين ف |
Homepage |
04.20.08 - 7:00 pm | #
|
|
حرف از روزمرگی است و این که چرا ترکیب گوسفند و پیاز یک علامت تعجب می خواهد این روزها ... بحث سر این است که این من خواننده یا این توی نویسنده یا آن هر کس دیگر چقدر درگیرش شده و گاه نکوهش آن چقدر واقع بینانه به مساله نگاه می کند. تغییر دادن کلمات و جمله ها که هیچ تغییر هر چیز دیگری هم ساده است ... مساله این است که یک تغییر ناگهانی چند درجه تب می آورد؟
احسان |
Homepage |
04.20.08 - 6:22 am | #
|
|
سلام
اول اینکه این جمله از آن جمله هایی است که باید بابتش تشکر کنم :
"
یعنی راستش، نمیخوام بدونم، قصدم فقط اینه که مسخرهشون کنم."
دوم آنکه با اجازه به لیست پیوندهای وبلاگم اضافه تان کردم .
سوم هم اینکه چرا این همه مدته که نمی نویسید ؟! منتظر نوشته های جدید جناب آزموسیس می مانم !
نگران |
Homepage |
04.19.08 - 2:11 pm | #
|
|
نیسسی داشموسیس؟
تق |
Homepage |
04.18.08 - 9:37 pm | #
|
|
chera dige neminevisssiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii Aasmosis e Mohammad reza golzare man :D
noName |
04.18.08 - 3:40 am | #
|
|
آزمو جان؟ عمو کجایی؟
Farin |
Homepage |
04.17.08 - 7:52 pm | #
|
|
چیزه
سطر اول پستت منو یاد اون فیلمی می داد که در دوران کودکی سیمای عزیزم(تلویزیون)زرت و زرت نشون می داد یارو با دوچرخه رد می شه هی می گفت دِریا موجه کاکا!دِریا موجه!
متشبث کل یوم بیگ بنگ
Mohammad Reza |
Homepage |
04.17.08 - 6:42 pm | #
|
|
آزمو . آزمو
دالی دالی .
( ها ها ) در پرانتز است به یاده روزی که ادای من را در آوردید =))))))
کوشی حضرت . عرض سلام و اینآ
:p
نیوشا |
04.17.08 - 1:19 pm | #
|
|
حرف اول
چلوكباب |
04.16.08 - 4:37 pm | #
|
|
if p then q مگه نه اينكه از اطناب لذت ميبري؟كجايي پس؟
delphica |
04.15.08 - 9:09 pm | #
|
|
پس ما كه از همون اولش روزمره بوديم چي كار كنيم؟ ما كه از همون ابتداي آشنايي راحت ميگوزيديم؟ يعني از همون اول روزمره بوديم؟ ولي اين قسمت گوزيدنش خيلي خوب بود. راستش من هميشه فك ميكردم اين آدمايي كه تازه باهم آشنا شدن با مسائلي غريزي مثل گوزيدن يا انگشت تو دماغ كردن چه كار مي كنن كه شما فرمودين مديريت مي كنن. جالبه واقعن. خيلي جالبه.
آفتاب پرست |
Homepage |
04.15.08 - 5:33 pm | #
|
|
این نوشته اصلن بوی چلو کباب نمیداد. بیشتر بوی قهوه سوخته اون استار باکس ه نزدیک ساحل اقیانوس آرام رو میداد که همیشه یادم میره که صندلی نداره و میرم و میگیرم و یادم میافته که بازم اشتباه کردم و باید برم لب ساحل قهوه رو بخورم
اصلن انگاری دیگه کباب تفت نمیدی
هوس مبهم |
Homepage |
04.14.08 - 5:23 am | #
|
|
ُسلام حاجي
آقا اين حس ششم ميگه كه جنابعالي از آن عشاق حرفهاي بوده كه از همان 10 12 سالگي مشغول عشق ورزيدن به بندگان خدا بوده و هستيد. فقط نميدانم چرا از غوغاي غوغاسالاران نگرانيد و صراحتا از زيباترين زيبايي زندگي حمايت نميكنيد؛ برادر! ما در مقابل كساني كه ما را دوست داشتهاند و دارند و ما هم با آنها مقابله به مثل كرده و ميكنيم مسئوليم!
اگر آن فرض اوليه هم غلط بوده كه عذر ميخواهم!
پويا |
Homepage |
04.13.08 - 7:29 pm | #
|
|
سلام. آفرین . حالا شد.
سارا |
Homepage |
04.11.08 - 5:04 am | #
|
|
ببلاگت چه سیفید میفید شده مهندس. ببرش بهش روغن بزن بذارش زیر آفتاب تا دوباره برنزه شه. آوووووفرین.
Biso |
04.10.08 - 6:17 am | #
|
|
به به! آمدیم به دو فقره پایین جمیعا سلام عرض کنیم و تشریف ببریم! این رنگ این جا پریده؟ شستیش؟ زیادی بوده مایعش یه نگاهی به روی جلدش می نداختی آقا!
مسعوده |
Homepage |
04.10.08 - 2:01 am | #
|
|
:-w
delphica |
04.08.08 - 5:12 pm | #
|
|
منتظر ارغوانی غیر افتضاح هستیم.
میم-سنجاقک |
04.08.08 - 2:22 pm | #
|
|
جالب بود.
نازنین |
04.08.08 - 2:11 pm | #
|
|
دو بار این نوشته رو خوندم ، به نظر نمی آد که هیچ پاراگرافی به پاراگراف قبلی ربطی داشته باشه اما کل نوشته یک جور وحدت داره ؛در ضمن نوشته هیچ جوری تکراری نمی شه ، چرا بچه رو گیج می کنید!
شوتوک |
Homepage |
04.08.08 - 9:39 am | #
|
|
مهم اینه که در چه ارتفاعی از سطح دریا روزمره بشیم، و به شما قول میدم ریز دیدن و ندیدن آدمها و اشیاء، در اون ارتفاع، قشنگه.
کلی حال کردم. مرسی
سایه |
04.07.08 - 7:30 pm | #
|
|
سیدنا آزموسیا جونزیا اواحنا اینا!
اندر حکایت این روسری ارغوانی بسی سخن راندی و جماعتی بر تو خندیدند و خود را هی لوس نمودی و هی باز گفتی هی لم دادی جلوی آن دوربین بیگناه و لم دادی بر روی آن مبل زرد رنگ و آن نمیدونم چی چی ها را گذاشته ای توی یخچال (خود ِ ماتحت قیر گرفتهات که نه! آن بدبختی که مخاطبست بیچاره!) بعد هم که هی مهره چیندن همی روی همدیگر و این ها ولی آخرش همه را روانه داید به خیال که جز خیال امکان پذیر نیست این خوشبختی! همه اش از آغاز «بعضی چیزها هستن که فقط توی خیال امکانپذیرن» تا «که ما گام میزنیم و بالا نمیریم» مثل حقیقت بود و یک هو مثل استون پرید هوا! شکر همان خدای بلند مرنبه را که روسری ارغوانی جان سالم به در برد. به درک که بهش نمیآید لا اقل رنگ واقعیت دارد کمی !
پسا.ن: در نظر داشتیم یک کامنت مسینایسانه و سیار وابستگان برایتان لیو کنیم به جهت طولانی شدن ِقسمت اول مقدور نیفتاد، سریع آپ کنید که نیتمان به گناه آلوده نشود والسلام!
مسعوده |
Homepage |
04.07.08 - 1:58 am | #
|
|
قلم شيوايی داری، دفتر نوزدهم، بيست و دوم و بيست و هفتم از اين نوشتهات من رو واقعا تكون داد.
ممنون از اينكه.
يشمی باشی.
[گل رز]
ابوالفضل |
04.06.08 - 7:18 pm | #
|
|
بالای لیست نبودی همین جوری سر زدم. چسبیدی. همین. 
MaRaL |
04.05.08 - 12:21 pm | #
|
|
حاجی یه چند تا اس ام اس گذاشتم برات پشت پرده . خودتو زدی به کوچه شهید باغچه بان؟
Anonymous |
04.04.08 - 11:09 pm | #
|
|
نوشته های همین جورکیٍِِ شما رو خوندم و از چیزاییش که فهمیدم لذت بردم و از امیر آرام و از اینکه مردی هست که راجع به رنگ روسری نظر میده و ارغوانی و دوست داره
mona |
Homepage |
04.04.08 - 10:33 pm | #
|
|
بسیار عالی بود. ممنون
ferani |
Homepage |
04.04.08 - 3:26 pm | #
|
|
صورندی باشی.
Biso |
04.04.08 - 5:56 am | #
|
|
درسته، اما شاید بهتر باشه این طوری بگیم که کارت از اطناب هم گذشته. گاهی رسما زیادی ور می زنی.
R |
Homepage |
04.04.08 - 2:29 am | #
|
|
آزموسيس عزيز ميخواهم بهت ايميل بزنم اما نميتوانم آدرست راپيدا كنم . آدرست را بده .
در ضمن بدون احتساب پ.ن. پاراگراف هاي 10و 13و 14و16 را دوست مي دارم
نكته سنج |
Homepage |
04.03.08 - 8:31 pm | #
|
|
سلام
این نظر رو گذاشتم که تعداد نظراتت از نحسی در بیاد و بشه 14
البته نه اینکه مطلبت رو نخونده باشم یا خوشم نیومده باشه
مطالبت همیشه عالیه و خواندنی
kourosh |
Homepage |
04.03.08 - 1:36 pm | #
|
|
سادگی این نوشته رو دوست داشتم
niaz |
Homepage |
04.03.08 - 8:11 am | #
|
|
خوب این کامنتم با عرض معذرت شاید کمی طولانی بشه اگر حوصله خوندنش رو نداشتی پاکش کن خیالت راحت بشه .
- وقتی پای پنجره می ایستم و به روزمره بیرون پنجره نگاه میکنم نمیدونم چرا همیشه فکر میکنم که خیلی ول معطلم و لابد بیکارم...
-
پاترولهای سفید رو یادمه ولی باور کن هیچوقت بهشون نگاه نکردم چون اینقدر وجودشون ناراحتم میکرد ...
-
پسر خوبی هستی این که حرفی درش نیست هر کی شک داره بفرستش پیش خودم ازت تعریف کنم ... جدی میگم .
-
تلویزیون اینجا تمام روز زندگی روزمره دیگران رو نشون میده . و من اعتراف میکنم که تقریبا هر روز نگاشون میکنم و بعدش هم کلی فحش به خودم میدم , کف کردن که سهله ...
-
بیست و هفت هم کلا خیلی عدد قشنگیه ...
-
من فکر میکنم که تو شباهتهایی با نویسنده که قهرمان داستانه داشته باشی .
-
اصلا وقتی حرف بوسیدن میشه من فقط یاد این بیت میاافتم ...بوسه مگر چیست فشار دولب این که گنه نیست چه روز و چه شب و خوب البته این زیاد ربطی به چیزی که تو نوشتی نداره .
- نمیدونم والله تا حالا همیشه فکر میکردم که پرستو ها میان و لونه میسازن . میبینمشون ولی فکر نمیکنم براشون فرقی داشته باشه ما چی فکر میکنیم .
- با این مسئله ایی که درمورد اخلاق گفتی کاملا موافقم . یعنی من هم نمیدونم باید معمولی باشم یا متفاوت و متاسفانه گهگاه با نهایت حماقت سعی میکنم معمولی باشم .
-
تازه وقتی که یه ده سالی با کسی زندگی کنیم شاید دقیقا موقعی که داریم یه بوسه رد و بدل میکنیم , تلنگمون دربره ...
-
این جریان ترمزدستی خیلی چیز بود ...یعنی ...ولش کن نگم بهتره .
-
باپاراگراف یکی مونده به آخر هم شدیدا و اکیدا موافقم .
به خاطر روسری هم واقعا متاسفم .
ببخش که طولانی شد ولی آدم یه موقعهایی خیلی کامنتش میاد .
سبز باشی .
شهره |
Homepage |
04.03.08 - 7:46 am | #
|
|
فكر مي كنم در مورد رنگ پاترول اشتباه مي كني . گشتهاي ثارالله و جندالله پاترولهاي خاكي ( خردلي ) رنگ بودن . بعداً پاترولهاي سفيد با يه نوار يشمي اومدن كه روشون نوشته بود گشت كميته انقلاب اسلامي . من حتي وقتي تو تلويزيون مي ديدمشون بي اختيار دستم سمت موهام مي رفت ...
nazi |
Homepage |
04.03.08 - 7:21 am | #
|
|
سلام
یادم باشه در دومین یا سومین دیدارم با هاش بگوزم تا دچار بحران مدیریتی گوزهامون نشیم
به همین سادگی دیگه نگران گوزها نباش
بای
kevin |
04.03.08 - 5:34 am | #
|
|
این نوشته رو دوست داشتم.... پاراگراف های اول رو ولی بیشتر از سه تا آخری و نمی دونم چرا
ممنون که می نویسی 
. |
Homepage |
04.02.08 - 11:35 pm | #
|
|
Man nemidoonam chera shadiid fekr mikonam to ye bloge bi neshoon too persianblog dari. va shadiid az inke ye jaye doori narahati, nostalgi e vahhshatnak.
va albatte inke shadiid afsordeii
Ein |
04.02.08 - 10:59 pm | #
|
|
متخصص زدن به فرعیاتم به جای اصلیات . به جوون خودم .
mahtab mofakham |
Homepage |
04.02.08 - 9:57 pm | #
|
|
یعنی تو یه دستت همیشه رو ترمز دستیه موقع رانندگی ؟ یعنی موقع ریس تو اتوبانم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
mahtab mofakham |
Homepage |
04.02.08 - 9:54 pm | #
|
|
آزمو جان ببین به نظر من تو داری قهرمان قصه رو به چیظ و نه چیز خوردن می ندازی والبته منم حالم از آدم هایی که به ضور و نه زور می خوان بگن معمولین و تو دلشون ایمان دارن که تو دنیا یکدونه هستند اونم محض نمونه به هم می خوره
Farin |
Homepage |
04.02.08 - 9:07 pm | #
|
|
با اینکه طولانی بود خوندم و خیلی حال کردم
ارنستو |
Homepage |
04.02.08 - 9:04 pm | #
|
|
اوهوم
قشنگه!
...
بي ربط: من پرستو ديدم. توي يه سنگ قبر فروشي تو ساري، بالاي تيرهاي سقف لونه كرده بودن. P:
آذين |
Homepage |
04.02.08 - 8:06 pm | #
|
|
ضمن عرض تبریک به مناسبت ارتقای یک پلهای خودم در این زمان کوتاه و عروج ملکوتیام به مکان دوم، بنده از پسران دافکش کوچهبغلی با چشمانی مثل آهو هستم. ارغوانی باشی.
الف.میم.شین |
04.02.08 - 7:52 pm | #
|
|
be nazre man to ghahramane dastani!
sun |
Homepage |
04.02.08 - 6:07 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|