اينجا پيادهروييست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است
|
|
خب . این پست رو قبول دارم.
انسیه اکبری |
Homepage |
05.09.08 - 3:55 pm | #
|
|
من همین طور دارم می روم پایین تر و می خوانم. امیدوارم ... نرواد در حلقم
امین ف |
Homepage |
04.22.08 - 7:58 pm | #
|
|
یه پست نوشتم دلم می خواد بخونی
مظنون همیشگی |
Homepage |
03.25.08 - 8:21 pm | #
|
|
منم همینطور. یعنی کلن همینطور.
بایا |
03.24.08 - 9:54 pm | #
|
|
هزارتوی رخص رفت رو آنتن و تو هیچی واسش ننوشتی، واویلا ...
واویلا ...
red |
Homepage |
03.24.08 - 11:05 am | #
|
|
آزمو جان شما دیر کرد داری ها عمو
Farin |
Homepage |
03.23.08 - 7:19 am | #
|
|
"هيچ قهرماني جز مارادونا وجود نداشته". ايول داري. ايول.
مهدي |
Homepage |
03.22.08 - 8:19 am | #
|
|
خوندم. خوشم اومد. لینک دادم!
آلفو |
Homepage |
03.22.08 - 7:23 am | #
|
|
*pitco pitco
Biso |
03.21.08 - 7:03 am | #
|
|
/Asb pitco pitso mikone ya chiz? Jeddi baram soval shod
Biso |
03.21.08 - 7:02 am | #
|
|
راستی یادم رفت یه نام و نشونی از خودم بذارم!!!
خاکستر |
Homepage |
03.21.08 - 5:51 am | #
|
|
در کل باهات موافقم مهم ترین چیزی که یه آدم تو زندگیش داره فکرشه و مسلما" آشکارترین نماد طرز تفکر یه نفرم همون حرفهاییه که می زنه ولی به نظرم یه کم بی انصافیه که بگیم گناهدارنده ترین آدما کسایی هستن که نمی تونن خوب حرف بزنن شاید بشه گفت اونا آدم هایی درمانده هستن که به یه علتی یاد نگرفتن چطوری بقیه رو با فکرشون آشنا کنن.. اما نه این اصلا" گناه نیست... فکر کنم کسایی که انسانیت و کلا" آدم بودن رو فراموش کرده اند بیشتر لایق این کلمه باشن...
Anonymous |
03.21.08 - 5:42 am | #
|
|
عیدت مبارک. سال خوب و شادی داشته باشی. بهتر از امسال.
پ.ن. فوق العاده بود این پست. مرسی
ferani |
Homepage |
03.21.08 - 12:43 am | #
|
|
دمب شما ...؟
خواب بزرگ |
Homepage |
03.20.08 - 9:57 pm | #
|
|
البته اینم بگم تو این پست نازت شعررو فقط شعر احساسی در نظر گرفتته بودی که تو شعر مدرن از این خبرا نیس. گفتم فک نکنی نفهمیدم.آره.
تق |
Homepage |
03.20.08 - 7:24 pm | #
|
|
واسه بار اول که وبلاگتونو می خونم.واسم عجیبه که چرا بار اوله!خیلی عالی بود.تقریبا میشه گفت واسه ایجاد یه حس خوب تو من خواننده که گمونم لذت بردن از زیبایی باشه هیچی کم نداشت.هرچند ممکنه این مربوط به پتانسیل زیبایی شناسی من هم باشه!شرط می بندم باید آدم باحالی باشی ، اینطور نیست؟
محمدرضا |
03.20.08 - 6:38 am | #
|
|
این نوشته منو یاد یکی از داستانهای "James Joyce" انداخت که اسمش "Araby" هست. اونم همین جوری عاشق یه دختر میشه و پشت پنجره مینشسته تا دختره بیاد بیرون و بعد بدو بدو دنبالش میرفته. ولی به جای شعر داشته زود میزده بره بازار چیزی برای دختره بخره. روزهات شاد.
S. |
Homepage |
03.20.08 - 5:03 am | #
|
|
سال نو مبارک آزموسیس عزیز .
همیشه خندان
عادله |
Homepage |
03.20.08 - 3:01 am | #
|
|
آزمو جان اومدم بگم سال نوت مبارک (:
(تحویل بگیر یهذره)
hadi |
Homepage |
03.19.08 - 10:16 pm | #
|
|
بسیار عالی بود.با آن حرفت درباره ی هنر حرف زدن هم می دانی که،من و افلاطون موافقیم.
mekabiz |
03.19.08 - 2:44 am | #
|
|
ازموسیس عزیز
همونطور که می دونی خوندن وبلاګت کلا برای من خیلی جذابه با این وجود این چند بست آخر برای من یه کم نګران کننده ست و امیدوارم از این حرفی که می زنم ناراحت نشی احساس می کنم داری به ورطه نوشتن برای خوشایند خواننده می افتی یعنی ژانری که با استقبال کامنت ګذارا روبرو می شه داره بیشتر حجم بستاتو بر می کنه:
نوستالژیها به زبان طنز
مواظب باش این کیفیت وبلاګتو نیاره بایین تا ما همین تک و توک وبلاګای خوندنی رو که داریم هم از دست بدیم
ارادتمند سارا
SARA |
Homepage |
03.19.08 - 2:21 am | #
|
|
خرتم آزمو
ارنستو |
Homepage |
03.18.08 - 7:15 pm | #
|
|
آدم که گزک به دست «دلتا-ط» خودش نمیده - عالی.
delphica |
03.18.08 - 5:18 pm | #
|
|
جا داره مراتب تخم جنی ِ دیکانستراکشن گرا تون رو به اطلاع عموم برسونم.
تق |
Homepage |
03.18.08 - 3:33 pm | #
|
|
نه واقعن؛ یعنی واقعن تو خجالت نمی کشی عکس این جورج کلونی منو می ذاری این بغل؟ اونم توی ای برادر کجایی؟ تو خودت برادر و پدر نداری؟ چرا خون به جیگر من می کنی؟ چهار روز دیگه هم بر می داری عکس استوارت تاونسندو می ذاری اینجا لابد! نکن این کارا رو او.جی. من سنی ازم گذشته؛ قلبم ضعیفه...
این قدر حرص خوردم یادم رفت چی می خواستم بگم اصلن! به قول اکبر رادی توی زیر گذر سقاخونه: "ببین آدم اکّی می خوره تو رو به امام غریب!"
الهام |
Homepage |
03.18.08 - 10:13 am | #
|
|
یه نفر اینجا گفت کباب ترش پهلوون تو لاهیجان!
خودشو معرفی کنه سریع من در خدمتشم!هم شجریان هم ناظری هم نامجو تا ته ته اینترنت هم بری بیشتر از کباب ترش حال و صفا نیست!در ضمن من از بابام خوش تیپ ترم براش ایرج میرزا هم می خونم
آزمو جان بلاگ رولینگ تو هم کارت سفر نوروزی نگرفته؟!
چطو تو آپ می کنی می آی بالا من آپ می کنم میرم پایین؟قضیه رافائله؟!من استقلالی ام که...
Mohammad Reza |
Homepage |
03.18.08 - 9:48 am | #
|
|
روزی روزگاری لینک ما اون بغل بود و ما کلی مشعوف و شنگول...چی شد که بی وفا شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
sabok vazn |
Homepage |
03.18.08 - 9:01 am | #
|
|
دلم میخواد بچلونمت!!در لحظاتی که حسابی در مورنینگ ریپورت شست و شو شدم و الانم دارم با اینترنت دزدی میخونم ، حسابی سر حالم آوردی
بهاران |
03.18.08 - 6:13 am | #
|
|
بههرحال برادر محترم، آزموسیس گرامی، عارضم خدمتت که به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.
حضرتعالی بجا اینکه ابراز میل به چلاندن یارو و تبدیل وی به نکتار شش میوه بکنی، بهتره همون عمل رو در دوز پایینتر انجام بدی، که کلا نتیجهش مفید فایدهتره.
روشی که بنده استفاده میکنم هم قرائت یک عدد ترانه باسه یاروئه (حالا شیش و هشت باشه یا درس درمون یا هرچی)، و اگه از صدامم خوشش نمیآد (که عموما این اتفاق میافته)، دیگه دسِّ من نیست و ما هم خدایی داریم و بالاخره یکی لابد پیدا میشه که سنسورهای گوشش، سیگنالای صوتی ما رو هنجار و قابل تحمل تلقی کنه.
در روزها و زمانهی فعلی، سروریخت ما، ازسروریخت (به قول شوما تعطیل) اون دوره زمونهی شوما هم نابودتره و دسسمون به هیچچی بند نیس الا کَرَم ایزد تعالی و اینا.
پ.ن. خانوم فلانی از بس چلانده شد، خودکشی شد و مرد (میفَـَمی؟)
red |
Homepage |
03.18.08 - 4:42 am | #
|
|
د ِ آخه لامصصب، اگه داری مییای اعتراف میکنی، لااقلکندش (چندش؟)، کامل اعتراف کن، بابا ملت، این یارو وختی میگه شلوارم آبرومند بود، یعنی شروارش مارکخارجی داشته و از این شروارا که دوگانهسوز ِ (دیزل میزل مدنظرمه) میپوشیده، کفششم مثل کفشای اون زمونِ ما بـِلا و نهرین و گام و ملی نبوده، ریفیقمون رو کفشش یهدونه تیک داشته یا روش سهتا خط داشته، یا نهایتا یه پلنگ ملنگی روی کفشش در حال دویدن بوده (متوجهین؟) باسه گلکوچیک تو کوچهشون جلو همون دختره که موهاش حنایی بود و دمباسبی می کرد (حال ندارم ارجاع بدم به پست مربوطه، خودتون برین پیدا کنین)، لابد تایگرمایگر پاش میکرده و درستهکه الان تایگر کفش چکوچرندیه، اما اون موقع باسه بچهپولدارای معلمخوصوصیدار ِ روشنفکرنما بود (یاه)، به هر حال خواستم توضیح اضافات بدم که اون یه تا پیرهنشم در قسمت سمت چپ سینهش یه دونه سوسمار الصاق شده بود که حاکی از اصلونسبدار بودن پیراهن بوده یا تهتهش tommy نمدونم چی بوده و غیره و ذالک.
خلاصه اینکه ملت، فک نکنین اگه سرتاتهتون سهوپونصده یارو رو وردارین بیارین خونهتون باباتون باسهش فریدون مشیری میخونه... بهتون قول تضمینی میدم که ولی شوما و یارو، جفتتون رو با اردنگ از خونه میندازن بیرون (اگه تا قبل ازین از حریم کوچه پرتتون نکرده باشن بیرون).
red |
Homepage |
03.18.08 - 4:32 am | #
|
|
آقا خیلی مخلصیم. گفتم یه وقت فکر نکنی نگفتم.
دو سه خط اول مطلبت رو فقط خوندم و برای اطمینان دو باره خوندم.
میدونی وقتی از فقر و فاقه حرف زدی بی اختیار به یاد اون جوک افتادم که دختر پولدار انگلیسیه می خواست زاجع به فقرا انشا بنویسه.
بابا سرمایه دار. معلم خصوصی بگیر. مرفه با درد! ( این یکیش بخاطر یه دونه ! شلوار جین آبرو مندت بود )
بابا ایول...
مجید |
Homepage |
03.18.08 - 2:46 am | #
|
|
عزیزترینم ، چاملی
مدتی هست که حرکات تو رو زیر نظر دارم و می بینم که هر روز برگ زرین جدیدی از صفحات غیبت من ورق می خوره و شاید بهتر باشه بگیم که رو می شه و تو نه تنها اکنون به داشتن حداقل دو رابطه پیش از من که همانا آنقدر جدی بودند که خانواده ها هم در جریان بوده اند اعتراف کردی که دوست نزدیک و آن کامنتگذار باسابقه ، مبدع سیستم هوشمند کامنتینگ نیز به تو تذکر داد که این در و داف بازی رو بس کن «براد پیت» من. چون من از خانواده ی اصیلی هستم و برادرهام غیرت دارند روی مساله ی صدایمننبایدازخونهبرهبیرونبهگوشنامحرمبرسه و چون دلم نمیخواد دم دکون با هم دعوا کنیم به این – باکس یا بالک میلت هر کدوم که راحت تری مراجعه کن و من اونجا با مشت به پهلو و مغز و لگد به تهیگاه و گریه و تومنودوستنداریوبهمنخیانتشده منتظرت هستم نازنینم.
در خصوص صدمین پست که نمیدانم آیا توطئه ای مذبوحانه از جانب خودت به شمار می ره یا واقعا صد پسته شدی باید بگم که به قول اکس-بی-اف م: "چون که صد آمد نود هم پیش ماست"
چشمک مثل مهتابی خراب شده.
قربانت مِلی ِ تو.
ملیکا |
03.17.08 - 11:21 pm | #
|
|
اون کامنت آیکون بی ناموسی بغل بود من باب ابراز احساسات!
گلابتون |
Homepage |
03.17.08 - 10:48 pm | #
|
|
هرگونه بیربطیتو هستم.! باحال بود.باحالترش کن !
اومدی شیراز بگو واست پپسی بگیرم.نه راسی کاهو سه کنجبین !
محسن |
03.17.08 - 10:43 pm | #
|
|
>:D
گلابتون |
Homepage |
03.17.08 - 10:37 pm | #
|
|
من فقط یه نکته رو لازمبه ذکر دونستم:
راجب به اینی که دربارهی شعر گفتید که زاییدهی فقر و فاقه (چی هست ) و امثالهم میباشد، صرفاً ممکنه در مورد شعر آشقانه و لطافتمند صدق کنه و تازه این هم زاییدهی ذهن انتفاعی شماس و اصلاً هنر متعهد اینجوری نیست و چه بسا که حتی خوانندگان دست و پا قرص این دافستان هم بدونن - بلکه هم ندونن، از وقتی من اینجا رو به امان خدا رها کردم، معلوم نیست کیا میان و میرن- که فردوسی فیالمثال اشرافزادهای بیش نبوده و همین علی معلم دامغانی -هوععععععق - و یا شهریار هم از لهازه نان و نوا در وضع خوبی به سر بردن و اصلاً همه میدونن که شرط لازم برای سرایش، ناشی از سیری شکمه. البته اگه مرحوم امینپور رو نادیده بگیریم میبینیم که خیلی حرف زشتی زدین و باید از جامعهی دافسرایان ایران و جهان عذرخواهی کنید.
+
یه سری نکتهی شخصی هم بگم.
همه میدونن که من مدتیه اینجا رو اصلاً نمیخونم و اگه از لهازه گوگلر×xر گاهی مطالب اینجا رو share میکنم صرفاً از جهت عادته. ولی باز هم همه میدونن که من هرچند از لهازه دلتا-ط ( که در اینگلیسی بهش میگن گاما-اف) مدارج ندارم ولی از لهازه فن بیان و تواناییهای پردازشی از مدارج عالیای برخوردار میباشم و اینه که این صدمین نوشتهی این بیتالزید شما و پیادهروی جلوش رو در واقع نوعی تمجید از خودم به حساب میارم و از این بابت تشکر میکنم.
+
در مورد اینکه پاراگراف آخر ضعیف بود هم موافقم که البته من خیلی شمردم و این نوشته همهش یه پاراگراف بود که خوب این احتمالاً یه جور متلک زیرپوستیه که کل نوشته ضعیف بوده.
+
به مناسب این صدمین پست شما که مصادف کرده با عید نوروز احتمالاً برنامههای ویجهای در همین زیدآباد به نمایش حضور در خواهد اومد.
Tidy my-D |
Homepage |
03.17.08 - 8:17 pm | #
|
|
فرين جان به هر حال اين سليقهء شماست و بايد اعتراف كنم خوش سليقه ايد.
اين ذهن ما شديداًخطيه يكم كج و كول كه شه ديگه نوفهمه كه نوفهمه...
شجريان و كباب با متفور تخته رو پاي جناب ازمو بوديم همه جوره...اما واسه حضم غير خطي بودن دلايل ايشون فشار مياد به چندجا :P
Khak |
Homepage |
03.17.08 - 8:00 pm | #
|
|
واي خاك جان من همون اندازه عاشق صحراي كربلا رفتن با آزمو هستم كه عاشق استكبارجهاني، كباب ترش ميد اين جاست پهلوان لاهيجان و صداي شجريان كه تازه به نظرم خيلي اين كباب و اون صدا شبيه هم هستند چرا؟ چون بعد از خوردن اون كباب حاظرم بميرم و ديگه هيچي غير اون نخورم و بعد از صداي شجريان هم اي زن.
خلاصه اين كه آزمو جان من پايم هر جا بري يعني اصن تو مايه هاي چلوندن و اينا
فرين |
Homepage |
03.17.08 - 7:15 pm | #
|
|
[ماكارونی، از اين نازكا، سوغات سفر تركيه]
ابوالفضل |
03.17.08 - 6:51 pm | #
|
|
"چون همهی نقاشیهای زیبا را کشیدهاند و بعد تبدیلش کردهاند به یک چیز انتزاعی و همه میدانیم که نزع به معنی جان کندن است"
توپ بود.
من ربط بعضي از جملاتتون رو با تايتل و يا بقيه جمله ها نمي فهمم.
چرا آخرش زدين به صحراي كربلا؟؟ داشت خيلي خوب پيش مي رفت. اما پاراگراف آخر....ممم...
Khak |
Homepage |
03.17.08 - 6:40 pm | #
|
|
baba shaerrrrrrrrrrrrr. in tike makaruni o fereidun moshiri ke dige harf nadaht
sun |
Homepage |
03.17.08 - 6:22 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|