اينجا پيادهروييست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است
|
|
چقد این جملهی وب نازی داری ک/س کشانه است.
خرخاکی |
03.06.08 - 1:20 am | #
|
|
سلام جانور! دارم لینک میدم به این مطلبت. یک هفته ست که دارم فکر می کنم به غریزه در آمیب و انسان.
کاش باهات ندار بودم و حمل بر توهین نمی شد تا می گفتم پدرسگ چه ذهن سیال و رندی داری. بی هرز رفتن، دور دنیا در هشتاد روز رو به برادران کارامازوف پیوند خونی میدی.
تعریف بسه. آرزو می کنم به رهایی و رندی الکترون باشی.
carmen |
Homepage |
02.23.08 - 6:00 pm | #
|
|
اون قدیم ندیما یه وبلاگی بود که عکس بالاش کرگدنی بود با شیشه شراب به جای شاخش!!!
هر وقت می آم اینجا یاد اون می افتم
خودتم مثل شاخت تکی آزموسیس عزیز
خواب آلوده |
Homepage |
02.21.08 - 7:21 am | #
|
|
دومادشونم. نميگه. شما خيالت راحت. باهاشم صُبت كردم بريد با هم بچه درس كنين، دسته ببينين؛ دسته درس كنين، بچه ببينين.
ليمو بانو |
Homepage |
02.10.08 - 9:58 pm | #
|
|
اگه من وبنازمو بِلکل تطیل کردم مقصر تویی. تو نابغه ای بیش نیستی که به کنار، می خوام بدونم خودت متوجه تاثیراتی که از اون فضای نبوغ پرور پی تی گرفتی هستی دیگه؟
مخلصِ حاجی! معرکه بود.
Biriz |
02.08.08 - 6:59 pm | #
|
|
فوق العاده بود. نیشش هم بیشتر از نوشش بود!
Atoosa |
Homepage |
02.08.08 - 12:47 pm | #
|
|
سلام
بسیار فرح بخش بود.
-------------------
این «در جوامع آزاد ثکص فراموش میشود» را من ایران که بودم زیاد می شنیدم. و ادعای اشتباهی است.
مانی ب |
Homepage |
02.05.08 - 9:45 pm | #
|
|
مخلص شما و آن بزرگ اهل تمیز(خوشتیپ انگلیسی) ...تازه الان دیدم.یک کامنت خیلی ناز هم آماده کرده بودم که اینجا دکلمه کنم ..ولی الان دل و دماغ ندارم.
Maya |
02.05.08 - 5:11 pm | #
|
|
تو نابغه ای
نیم |
Homepage |
02.05.08 - 4:51 pm | #
|
|
ای اوجی که متخصص گند زدن به همه چیزهای گندی...خیلی خندیدم
بهاران |
Homepage |
02.05.08 - 1:56 am | #
|
|
هه هه! من آخه حرف زیاد دارم رو این پسته ! میام، زود میام !اصلن ناراحت نباش.
+
این هالواسکن چقده خره خوب این ادورتایزمنتا فیتش نیست هی به زور می چپونه توش! ای بابا! بی شخصیت ! چطوری آزموسیس راستی؟ چه حال احوال؟
مسعوده |
Homepage |
02.04.08 - 5:49 pm | #
|
|
عالی!
delphica |
02.03.08 - 2:25 pm | #
|
|
ذوق و قريحه كه بي نظير است حالا بماند كه با جماعت نسوان زياده شوخي فرموده و روانشناسي را به اتسحضا(درسته؟) حالا به مسخره كشانده ايد اما اين آريابرزن چرا؟
عاطفه |
Homepage |
02.03.08 - 7:30 am | #
|
|
خوب شد نوشتی می خواستم بیام یه احوالی بپرسم که چرا چند وقتیه پیدات نیست. ما هم دلمون به همین چهار تا پست رفقای دنیای مجازی خوشه.
سارا |
Homepage |
02.03.08 - 1:46 am | #
|
|
سلام
تازهگيها مي بينمت. عالي بود اينايي كه نوشتي.
ميشه بياي منو هم ببيني ...؟ خدارو چه ديدي شايد از منم خوشت اومد.
ميبينمت بعدنا...
لي لي
lili |
Homepage |
02.03.08 - 12:09 am | #
|
|
آزی جان چه التفاتی به بشزیت داری واقعن ستودنی است اون صفحه کلید هایت مستدم باد.
Farin |
Homepage |
02.02.08 - 11:43 pm | #
|
|
in melikaye hadie tehrani khoda budddddd
sun |
Homepage |
02.02.08 - 2:10 pm | #
|
|
کسشرا رو گفتن دیگه من چی بگم کسشر؟
مظنون همیشگی |
Homepage |
02.02.08 - 10:58 am | #
|
|
ضمنا خدمتت عارضم که بنده هم یه رونوشت، از تموم ایمیلهایی که ملیکا به آزموسیس فرستاده دارم و نذار اون روزی بیاد که این وسط، یا تو وبناز خودم چاپ و نشرش کنم.
سربازرس پاولوف
قارپ قارپ ضارپ
red |
Homepage |
02.01.08 - 9:09 pm | #
|
|
آزموسیس موسیسزاده، بنده به عنوان معلم کلاس چارم پنجم دبستانت، خدمتت اعلام میکنم که رسما از تابوتشکنی تو، دانشآموز باهوشم، و همچنین صراحتلهجهات در زمینههای نظیر کرمخاکی، غریزه، بندوبساط، ابول، شصدوهش، شصدونه و هفتاد و مواردی دیگر از این دست (که هزارمُشالا، هرجایی هم میرم داری منباب این مسائل صوبت میکنی)، رسما کم آوردهام و دیگر نامه نوشتن به پدرت (جهت اطلاع ایشان از وضعیت اخلاقی تو) را بیفایده میدانم.
و فکر کنم بهتر است تمرکزات را از معدن شن و سنگ و گچ و غیره، به سمت نوشنت کتاب "زید ِ ناز، گوریل انتر، چرا و چگونه" ارسال بفرمایی.
دانشآموز عزیز، بنده بنا به وظیفهام، باید خواندن و نوشتن و غیره به تو میآموختم و شوما پلههای ترقی را چارتا یکی کنفیکون کردهای و دیگر به سوادمواد احتیاج نداری، چرا که با همینمتدهایی که از بر هستی، اموراتت را به خوبی می گذرانی.
و من تو را از کلاس چارمپنجم دبستان فارغالتحصیل اعلام میکنم.
امزا: دکتر مهندس رد
red |
Homepage |
02.01.08 - 7:30 pm | #
|
|
راستی این پست چرا "ناز" نداشت؟
گلابتون |
Homepage |
02.01.08 - 4:08 pm | #
|
|
در ضمن به ملیکا ایناتون میتونید بگید یه کلاس میتونن بیان پیش من ، ببینید چه لفظ قلم صحبت کردم تو کامنت قبلیم
آدم دلش قنج میره!
گلابتون |
Homepage |
02.01.08 - 4:07 pm | #
|
|
این گناد ِ یسار غلطه که!؟
یعنی هر چی دارم فکر میکنم میبینم نمیشه، گناد یکیشون یمین هستن یکیشون یسار، چه طوری تو این متن شما جفتش افتاد چپ؟
از آرایه ی اقراق استفاده کردین یعنی؟
راستی تا پینگ شده بودین تو لیست من اومدم بخونم ،خوشحال شدم گفتم اولین کامنترم دیدم اوههههه
گلابتون |
Homepage |
02.01.08 - 4:06 pm | #
|
|
فکر کردم قبلیه فرستاده نشده 
تق |
Homepage |
02.01.08 - 2:45 pm | #
|
|
هلا ای ابر حاد اندوه ستیز.
به اندازه لمیدنی با فیلم ودوستان و تخمه وبه به ، سبک شدیم و جاده خدا گرفتیم.
امتنان برادر امتنان
تق |
Homepage |
02.01.08 - 2:42 pm | #
|
|
نه! .... نه!
من چن وخت (كوتاه) هس كه چيزاتو مي خونم. اون چيزاييتم كه خوندمو خيييلي به دقت خوندم. كلا و كاملا و دقيقا مي فهمم.
نه افزايش تعداد ورد ها نه افزايش عمق قربون صدقه هاش هيچكودوم نشون دهنده بهتر شدن نوشته ها نيست.
گوش نكن! جدي نگير! اينا همش حرف مفت و ناشي از جوه! كوچكترين توجهي نشون دادن به اين وردها فقط باعث سپيل (spoil) شدنت ميشه و بس. گوش نكن! اين پستت نسبت به پست دوتا قبلي نه تنها بهتر نبود كه كاملا ضعيف تر بود.
گفتم من فازتو دقيقا و كاملا و كلا گرفته ام. توو يه پستي كه اصن يادم نيس جديد بود يا قديمي در مورد جديت موضوع و اينكه قبلا روي كاغذ مي نويسي و فكر مي كني گفته بودي. خيييلي درسته. بيشتر بكن. و با حوصله. مهم نيس چندين روز چيزي ننويسي. اصصصصصصلن مهم نيس.
تو آدم روشن و با استعدادي هستي.
من چيزاتو با همون دقتي كه مي نويسي مي خونم.
عين |
02.01.08 - 10:22 am | #
|
|
chi mizani to
kodast be jone to
akhe in harfaro az koja dar miari
goftam ke to mahshari
mehrdad |
Homepage |
02.01.08 - 7:32 am | #
|
|
معرکه اند ازموسیس جان همه این نامه ها ... معرکه و بی نظیر . خیلی خیلی حال کردم ولذت بردم . سبز باشی .
shohreh |
Homepage |
02.01.08 - 7:08 am | #
|
|
و من را ببخشید اگر بی شعور و بی حوصلم وحال خاندن پستهای طولانی را ندارم حتی اگز شاهکار باشند
ارنستو |
Homepage |
02.01.08 - 4:52 am | #
|
|
هلا ای ابر حاد اندوه ستیز.
به اندازه لمیدن با یه سری رفیق هم جنس وفیلم وتخمه و به به ، شا دم کردو جاده خدا داد
ممنون
تق |
Homepage |
02.01.08 - 4:52 am | #
|
|
فعلاً يه پاراگراف خوندم، پخش زمينم ((((((((:
مربوط: همين دخترائن كه...
Biso |
02.01.08 - 4:23 am | #
|
|
کار به انجام رسید و حجت بر همه خلق تمام شد.
به خدایْ سوگند که حقیقت و فسانهای نماند، مگر آنکه آزموسیس آنزا ابطال کرده باشد؛ تابوتی نمیشناسم مگر آنکه ازموسیس آنرا شکسته باشد و تپهای از تپههای رفیع جهل و دانش نماند مگرکه آزموسیس بر آن درختکاری کرد...
Tidy my-D |
02.01.08 - 3:17 am | #
|
|
کی بود به شما لقبِ شوالیه داده بود؟! آخه الان گفتنِ عالی بود و فوقالعاده بود و ترکیدم از خنده و محشره و شاهکاره و ... یهکم معمولی نیست؟
مکین |
Homepage |
02.01.08 - 3:00 am | #
|
|
)) خوب شما ضرب المثل کبوتر با کبوتر، گاو با گاو، آزموسیس با آزموسیسه، روباه با روباه و ... را در نظر بگیر.
بهاره |
Homepage |
02.01.08 - 1:33 am | #
|
|
ببين ... حرف نداري ... داري مي تازوني بد فرم ...
nahal |
Homepage |
02.01.08 - 12:57 am | #
|
|
) )
واییییی.. ملیکا...محدثه...نازیلا...وااااااااااییییییی
عالیه. نمیدونین خییییلی حال کردم.همه جوره! )
نرگس |
Homepage |
01.31.08 - 10:02 pm | #
|
|
پدسگ... چرا اینقد خوب مینویسی جدیدا؟ کله ات خورده جایی؟
سیاوش |
01.31.08 - 9:40 pm | #
|
|
فوقالعاده بود.
نيما |
Homepage |
01.31.08 - 9:35 pm | #
|
|
:=)))))))
لاغر |
Homepage |
01.31.08 - 9:19 pm | #
|
|
تو که من رو ترکوندی...راستی وبت هم نازه باقلوا
amir |
Homepage |
01.31.08 - 7:58 pm | #
|
|
.
.
بيا دنبالم کارت دارم
........(_.........
.../_)...) ........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
بيا نترس من باهاتم...
..
.
........(_.........
.../_)...) ........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
نه بابا سر کاري نيس...
بيا تو
.
........(_.........
.../_)...) ........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
يه خبر داغ داغ واست دارم..
.
.
........(_.........
.../_)...) ........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
..
دوس داري بدوني چيه اره؟
.
.
........(_.........
.../_)...) ........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
چيه خسه شدي؟آره؟.
.
........(_.........
.../_)...) ........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
خوب حالا چشاتو ببند تا بگم
1 2 3
وب قشنگی داری ... اینو جدی میگم .. منم کلبه تنهایی دارم ..اگر قدم در کلبه تنهایی من بزارید و با قدومتون مرهم دل زخمی من باشید ممنون میشم ....( با اینکه من رفتنی هستم ولی شما سر بزنید) منتظرت هستم ... بای تا های
الف.میم.شین |
01.31.08 - 7:46 pm | #
|
|
) وای یه دونه باشی! مردم از خنده
خانوم لنگ دراز |
Homepage |
01.31.08 - 7:27 pm | #
|
|
اوه ملیکاها
مردی با چشمان گر |
Homepage |
01.31.08 - 6:21 pm | #
|
|
سلام بر آزموسیس عزیز
جانمی مرد
جانمی
این پست را که خواندیم اول حال کردیم
بعد گفتیم آزموسیس می نویسد اینجور و ما می نویسیم آنجور...خجلت کشیدیم از خودمان.
زنده باشی و شاد
Lenny |
Homepage |
01.31.08 - 6:15 pm | #
|
|
خوب می تازی بر عالم و آدم ... کجا ایستادی؟
ماه منیر |
01.31.08 - 6:13 pm | #
|
|
کلهمان را از خواب برداشته بودیم یک ربع، بیست دقیقهی پیش. دیدیم انگار از آن روزهاست که بدجوری یبسایم اخلاقــاً. گوگلریدرمان را که باز کردیم و دیدیم حضرت آزموسیس آپ کردهاند، دانستیم که چنان نخواهد بود.
تعظیم میکنیم.
زهرا |
Homepage |
01.31.08 - 5:44 pm | #
|
|
این که متکلم وحده بشی و سمند خوش خرام سخن رو با پی کی افکاریات مبسوط یافته کل بندازی اصلا لاجیک بات آلسو تاجیک هم نیست. زنهار که بر خود غره نشوی ای چهارده ساله غره العین که اینهای که بافتی و پشت کوه انداختی گا س هشتاد درصد درست ولی به قول سرور هر چی کیسه کشه سلطانعلی پروین تکلیف اون سی درصد بقیه کی میرسه ؟ حالا تکلیف از تصمیم کبری باشه یا اینکه چهارده سال و نه ماه هر ننه قمری بعد از اولین احتلام شبانه. حالا همه این ادله رو گفتم که بگم که به ملیکا بگی که هر چه زودتر به محدثه بگی دور ما یکی رو خط موازی بکشه که شاید روزی در نقطه بینهایت به هم برسیم یا نرسیم!
بایرامعلی |
Homepage |
01.31.08 - 4:01 pm | #
|
|
به نام خداوند جان و خِرَت / خداوند روزیدهِ رهنمای
قلم در دست میگیرم و آنچه از بند و بساط درونم شعله میکشد بر صفحهی سیفید و نارَنجی کامنتدونیات چون باقیماندههای شمع پس از دود شدن و آب رفتن بر جای میگذارم. البته واضح و مبرهن است که هر انسانی دوستتر میدارد که تمامی تمنّیات درونی را بر منّیات بیرونی غالب ساخته [قالب کرده] و خود را سرمشعلدار مکتب باحالیسم جلوه دهد. به راستی شما هیچ فکر نوگُلان و منگلان باغ وبلاگنویسی را کردهاید که اینگونه بیپروا و خفنگونه موجبات یاس و سرخوردگی آنها را از هر چه نوشتن مینامندش فراهم میسازید. آیا نوشتن به گونهای که جز کامپلیمان از دست و زبان کسی برنیاید، خدا را خوش میآید؟ با توجه به متقارن شدن ایاماللههای دههی فجر با این بحبوحه از زمان، به راستی این نحو نوشتن شما جز افزودن بر آمار معتادین و خودکشیون چه دستاورد دیگری برای نظام خواهد داشت. آیا به کارسوق وفا سرنهادهاید و هنوز نمیدانید که من این خانه به سودای تو ویران کردم. بله دوست من، این چیزی جز بازی سرنوشت نیست که من کوتَهکامنتی را که میخواستم برای پست قبلی بنهم مبنی بر اینکه خوشا بیزار و وضع بیمثالش، بهناگاه اینگونه و در این پست به غَلَیان درآوردم. باشد که بیندیشید پس هستید. این بود کامنت ناز من.
الف.میم.شین |
01.31.08 - 3:46 pm | #
|
|
در یک کلام، این نوشته درخشان است. احسنت.
قاصدک* |
Homepage |
01.31.08 - 3:19 pm | #
|
|
آخرش، مخصوصن نامه آخرش واقعن خوب بود. حالم دگرگون نمودی.
Nazgol |
Homepage |
01.31.08 - 12:49 pm | #
|
|
مث همیشه... باحال ( درضمن این باخوشگل خدا بود )
ولی انگار از یه جاییش فازش فرق می کرد. هم ؟
انی وی, آخراش بیشتر چسبید, یه جورایی 
FarNice |
Homepage |
01.31.08 - 10:49 am | #
|
|
Commenting by HaloScan
|