اينجا پيادهروييست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است
|
|
آره بانی درکت میکنم واسه منم همینطوری شده. هالوسکن کلاً این اواخر شل کن سفت کن در میاره 
صحبتی با صاحب وبلاگ:
۱. من مثل هاپو از اون گوژپشت هاف هافوی وراج میترسیدم تا وقتی رابین هود پخش شد. جالب اینجاست که لاشخورهای رابین هود قرار بود ترسناک باشن و این پشمالو مثلاً حکم ناصح دلسوز ما رو داشت. شخصیت محبوبم هم جیرجیر بود راستی.
۲. زمانی بود که با آبجی کوچیکه زیر سایه ی نارنج ته حیاط خونه ی مادر بزرگ گرام مینشستیم و سعی میکردیم کلماتی که واو قلب دارن رو از بقیه جدا کنیم تا موقع انشا نوشتن آبرومون نره. با اینحال معضل اصلی٬ کلماتی مثل خوشه (شوخه) بود که موقع حرف زدن هم حالمونو میگرفت.
۳. اینکه از گیوتین بخوای منبع معتبر واسه لینک کردن پیدا کنه درست مثل اینه که از وینی پوه بخوای درازنشست بزنه٬ اما سعی خودمو میکنم. بااینحال هم چنان معتقدم در مورد سلبریتی جماعت ویکیپدیا بهترین منبعه.
۴. منم همینطور.
۵. راهنمایی: منظورم از مورد چهار٬ اون بندِ «آرزو» نبود. البته اگه اینطوری راحت تری no porbolom.
گیوتین |
05.17.07 - 2:15 pm | #
|
|
چرا کامنت گذاشتن اینجا اینهمه سخته؟ خوشحالم می بینم کماکان قابل رویت اید!
Bonnie |
Homepage |
05.17.07 - 8:18 am | #
|
|
aaghaa mamnoon baabte mp3 amir aram
ie la'natam talabet baabate chelo kabaab 
O.J:
خواهش ميكنم. با اين وضعيت فكر كنم اگه «مـنـت» رو با لعنت ساده كنيم از دو طرف معادله، حساب اين دفعهمون صفر ميشه، نه؟
myself |
Homepage |
05.16.07 - 8:45 pm | #
|
|
نه برادر!قضیه سرچ و اینها نیست هیجان انگیز تره.دو روز پیش دنبال یه آلبوم موسیقی کارم کشید به مجتمع بوستان تو میدون پونک.البوم رو پیدا نکردم اما به جاش یه ...خوب اقاهه مجانی نمیدادش.هر چی گفتم بابا جان من با قهرمانه موصوف دوستم تازه بهم میگه سرتیپ یه نسخش رو بده بریم گوش نکرد که نکرد.فلذا مجبور به پراخت مبلغ فوق شدم.خوب حالا میگی یعنی امکان اینکه من به پولم برسم نیست؟
O.J:
امير سرتيپ اميرانه
نميدونم برات گفتم قبلاً يا نه كه من از اصل فيلم فقط يه تيكههاييش رو ديدم و اونم بعد از اين بود كه اين اسم رو زدم تو شناسنامهم. يه حس روحاني و ملكوتي تو اين اسم هست كه توصيفش با واژگان خاكي آسون نيست ...
و جون هركي دوست داري،واسه هزار و پونصد چوق جنجال به پا نكن!
amir |
Homepage |
05.16.07 - 8:37 pm | #
|
|
مادر منم وقتي به اين نتيجه رسيد كه نميشه با سنتور تو عروسيا كاسبي كرد و زد و رقصيد ديگه گفت داري خودتو با اين هنر بدبخت ميكني. بيا بشين سر درسات
O.J:
ولي خب اون تشويقهاي بيامان توي مهمونيهاي فاميلي رو هم به سختي ميشه نديده گرفت
.
البته منم هيچوقت نتونستم «با سنتور» برقصم. يه مقدار وزنش بعد از چند دقيقهي اول فشار مياره به پك و پهلوي آدم
shabnevis |
Homepage |
05.16.07 - 7:22 pm | #
|
|
هوم ! ظهرش که کسی نبود هی ماکارانی و رونی و رِنی و رَنی و روونی رو با خودم صرف کردم و شبش که پیتزا رد کرده رسیدم خونه دیدم ماكاروني رو میزه
حالا تو پست بعدی رو جورج کلونی مانور بده ، خوب ؟
O.J:
آهان، كه بعد شما خسته و كوفته برگردين خونه و ببينين يه جرج كلوني قبراق و سرحال روي ميز آشپزخونهس؟
هه. ما اگه اينقدر مستجابالدعوه بوديم كه... نميگم بقيهشو. عفت كلام دارم
yerma |
Homepage |
05.16.07 - 8:19 am | #
|
|
قصدمان چیز دیگری بوده و هست ( و همانا خداوند بر همه اعمال شما ناظر است )...حتی سفر کاریمان را به خاطر همان کارمان کنسل کرده ایم ! گلریزان را هم اگر خواستید حرفی نداریم...بیلبرد هوا کنید...بروید جشن هسته ای بگیرید برایمان...بدمان نمی آید...فقط اگر بار دیگر ما را جزو عناصر ذکور خواندید میفرستیم باربارا بنت العباس شیشه ژیانتان را که با درخت لیمبو تزئین کرده اید خاکشیر کند!
در مورد ترانسلیت شتر گلو باید بگوئیم که فرهنگستان ادب خارج!پیشنهاد میکند که همانا کلمه siphon را بکار ببرید تا در طرح دتیل های داخلی حمام و توالت در شیت های مزین به کلمات خارجی پیروز و رستگار شوید.
امضا - چین گنگ ...د کینک آو گنگز
O.J:
در مورد جنسيت عذر ميخوام. البته تقصير خودتون بوده كه كامنتها رو روي كاغذ آرم دار گنگ پست نميكردين و ما هم تا امروز نميدونستيم كه شما يه موسسهي داراي هويت حقوقي هستين. از اين پس با شما برخوردي فاقد جنسيت (يه چيزي تو مايههاي آميب) خواهد شد
اما
فرنگيا به شتر گلو ميگن سيفون و به سيفون ميگن فلاش. ما به فلاش ميگيم سيفون و به سيفون ميگيم شترگلو
به زبان علميتر:
سپر جلوي ماشين عقبي،خورد به سپر عقب ماشين جلويي
chain gang |
05.16.07 - 2:25 am | #
|
|
حضرات خواننده اینجا!من به وجه تسمیه این اسم آزموسیس جونز پی بردم.اما چون 1500 توان برایم خرج برداشته لطفن عدد فوق را بین خودتان سرشکن کرده و به من پرداخت نمایید تا برای شما هم بگویم
O.J:
امير اميرانه، حالا همه ميپرن توي گوگل سرچ ميكنن و ميبينن اي بابا همچين خبري هم نيست. ولي آخه باخدا ! حداقل «فـي» نميدادي كه كمتر آبروريزي بشه برادر. 1500 چوق واقعاً ضايعس!
amir |
Homepage |
05.15.07 - 9:58 pm | #
|
|
اوجی جان در راستای ادامه ی شعر ناز نکن ناز نکن برای پرت شدن حواس جماعت و نه برای شل کردن شما بر روی صندلی و البته اگه ست بلت ندارین که دیگه بدتر !
اون لونده نبود آی کیو !
حالا می تونم بگم کاش تو اینقدر خنگ نبودی یا نه ؟
مطالب بسیار آموزنده ای دارین حتمن به مطالب آموزنده ی ما هم سر بزنین جون مادرتون !
چاکریم
O.J:
واقعاً ميخواي بگي كه نفهميدي من سر «لو-نده» شوخي كردم؟ با اين حساب من حق دارم بازم ناز بكنم يا نه؟ جماعتي هم كه من ميشناسم هوشيارتر و هميشه در صحنهتر از اين حرفاس كه با اين چيزا حواسش پرت بشه.
در هر حال من در همين مدت كوتاه از مطالب شورانگيز و هنرمندانهي شما چيزهاي بسياري آموزيدم. اميد است كه در سايهي الطاف باريتعالي...
مه یا |
Homepage |
05.15.07 - 8:01 pm | #
|
|
سلام آزموسیس جان. نوشته ی خوبی بود. اول صبحی خیلی مزه داد. اصولا با نوشته هایی که بشریت را نجات ندهند موافقم.
اما راجع به قسمت « ماکارانی» یاد خودم افتادم. چندوقت پیش دستوری صادر کردم: که دلم «ماکارونی» میخواد. چون جوابی نشنیدم بلندتر گفتم: «ماکارانی» دلم میخواد.. و عجبا که جواب مثبتی از مادرم شنیدم. 
O.J:
خب پس خوبه كه اول صبح خوندين. البته من ساعت رو به وقت ايران تبديل كردم كه حوالي ظهر ميشد! نكنه شما هم مثل ما از راستهي شبزندهداران قهار هستين؟ با اون وضعيت آدم همون حوالي ماكاروني/راني هم اگه پاشه خوبه

ferani |
Homepage |
05.15.07 - 7:35 pm | #
|
|
من خواستم رعایت موازین اخلاقی و قانونی رو بکنم وگرنه دانلود بلدما
شما درست متوجه شدین
با تشکر از هواداران نامجو و بر و بچس!
O.J:
اين تعهد اخلاقي شما واقعا شايان تقديره .منم دانلود بلدم. رايت كليك ميكنيم بعد اون سيو چيز رو ميزنيم. تازگيا كپي-پيست هم ياد گرفتم البته
نرگس |
Homepage |
05.15.07 - 6:21 pm | #
|
|
paye hastam be shedat be khosus ke alan khodam az ye weblogi va neveshte haye chenderghazesh ke rasman tohin be man hast be jush umade:D
O.J:
كي؟ بلند بگو اسمشو كه رسواي دو عالم بشه!
:-"
sun |
Homepage |
05.15.07 - 5:01 pm | #
|
|
نامجو کارش حرف ندارد.البته مد روز شده.با این حال من از وجود نامجو در جهان خوشحالم.به نظرم صرف مخالفت با چیزی که مد روز می شود اصالت ندارد.زمانی حمایت از گنجی هم مد روز بود و نمی دانی من چقدر برایم سخت بود که ببینم با چه کسانی! هم عقیده شده ام و قهرمانانه ترین دوره ی زندگانی ام همان دوره بود.دوره ای که مجبور بودم هم عقیده بودن با جماعت را تحمل کنم (و اگر بخواهم ادبیاتی بگویم صلیبش را به دوش بکشم با اینحال و علی رغم سنگینی این صلیب نمی توانم سلیقه ام را صرفا بخاطر اینکه با مد مخالغت کرده باشم نادیده بگیرم.به نظرم خانم نرگس
هم خیلی اشتباه کرده که خودش را از شنیدن چند تا از بهترین ترانه های زبان فارسی محروم کرده.
O.J:
قبل از همهچیز اینکه من خودم نامجو گوش میکنم و حتی روی کامپیوتر محل کارم هم آهنگاشو دارم. جالب اینکه اینجا همکاری از مولداوی دارم که برام موزیک فولکشان را آورده بود و من خوشم آمد. بعد از من خواست که موزیک ایرانی بشنود و چیزهای مختلفی برایش گذاشتم و یکی از چیزهایی که خوشش آمد نامجو بود که گفت «هیجان انگیزه»
من کوچکترین مخالفتی با نامجو ندارم. حرفم دقیقا همونه که در مورد گنجی گفتی. یه چیز «خوب» مد میشه و اینقدر همه در موردش حرف میزنن و مانوور میدن و شیرینکاری میکنن که در معرض دستمالی شدن و لوث شدن قرار میگیره و خواهی نخواهی یه جور گاردینگ ایجاد میکنه. نمونهش همین که الان بیش از آنکه برای «اجرا» ازش دعوت کنن دائم به جلسات بحث و گفتگو و مصاحبه دعوت میشه و مجبورش میکنن که حرفای باحال بزنه و یه جایی مثل حرفایی که در مورد ناظری زده بوده، میندازنش توی تله مثلاً. نامجو موزیسین و خوانندهس، خب پس رل اصلیش اجرای ایناس نه اینکه فقط فوکوس بشه روی اینکه چی گفت و چه جنجالی کرد و ز. امیر ابراهیمی تو کلیپش بود و ...
mekabiz |
Homepage |
05.15.07 - 11:03 am | #
|
|
ما اومديم كه عرض كنيم چاكريم. خيلي زياد. آزموسيس جونز.
O.J:
خوش اومدی بیست و دو و به همچنینگ
22 |
05.15.07 - 9:43 am | #
|
|
نجات بشریت هم که رانده شود از ماجرا
آموزنده گی توی پیاده روست که موج می زند
من فکر کردم چند نفر پیدا می شوند که قسمت بلاگ را بگیرند به خود ، تا این نوزده های پیش ِ من یکی و خودم هم !( و شاید که کسانی هم از شدت ِ به خودگرفته گی سر در جیب فرو برده باشند ، نه ؟) خلاصه که وضعیت اعتماد به نفس در جامعه در شرایط خوبی است به گمانم
و همچنین است که ما جز آن دسته از مردمانی هستیم که نه را تعبیر می کنند به "نع " و لاغیر و حالا می بینیم چه آری ها که لباس مبدل "لا" پوشیده و ملت هم که چه چشم بصیرت دار !
--
ما به جای این قسمت شیک شما بخشی داریم در زندگیمان که می شود جاهلی و اینچنین است که دختر خانومی به نام ایران را یک بار ایرون صدا کردیم و پسش هم لب گزه
از کودکیتان برمی آید آنوقت ها که ما عکس لاو ایز جمع کردن دغدغه مان بوده شما مشغول بوده اید به تحصیل علم در دانشسرای عالی
راستی ! برای قسمت ترجمه هم دعوتتان می کنم به یکی از شب نشینی های ما با همریشان خودتان ، به ذکر ضبیح الله منصوری تا بدانید ترجمه چی هست اصلا !
( خانوم مسعوده جان ، حالا گیریم ما خودمان نیمیم حاصل ِ آقای شاملوی گرامی ، از حق که نمی شود که گذشت که برگردان های ایشان گونه ای از خلق اند و هیچ خبری از نعل و این چیزها نه )
O.J:
مگر شما هم از آنهایی هستین که وقتی دیگران در خیابان به شما نگاه میکنند هی دکمههایتان را چک میکنید که باز نباشند و هی دست میکشید روی سرتان که نکند مرغان شاخسار طرب شیرینکاری کرده باشند؟ نیستید. بقیه عابرین اینجا هم نیستند. اینجا اعتماد متقابل حرف دوم را میزند (بعد از تظاهر و دروغ)
ایرون گفتن به خودی خود چندان ایرادی ندارد مگر آنکه آن را با لهجه و لحن رانندههای خط آزادی-رسالت گفته باشید
در مورد تخمین سنی که زدید، روی حرفتان حساب میکنم و باید اعتراف کنم که باورم نمیشود شما با این همه کمالات فقط «هیوده» سال دارین
این را یادم نمیرود که میگفتند منصوری کتاب هزار صفحهای «غزالی در بغداد» را از روی یک جزوهی سی صفحهای ترجمه و «اقتباس» کرده
yerma |
Homepage |
05.15.07 - 8:10 am | #
|
|
اوسموسیس عزیز حالا من که در مطلب این بارم به ویکی پدیا لینک دادم باید چکار کنم ؟؟؟ این شترگلو هم کلمه اییست که من طی این بیست و یکسال اخیر از خاطر نبرده بودم , حالا به خودم شک کردم که برای چی؟ سبز باشی .
O.J:
حالا من یه چیزی گفتم، شما جدی نگیرین. چون یکی از بهترین دوستان خودمون در هر پست حداقل ۱۰ تا لینک به ویکیپدیا میده و ما هم کلی کیف میکنیم. این واسه غریبهها و کفار و ملحدین بود.
shohreh |
Homepage |
05.15.07 - 7:57 am | #
|
|
من خودمو کشتم که نامجور رو دانلود نکنم/ مردم بسکه مصاحبه هاشو خوندم و تعریفشو شنیدم/ ترو خدا بسه دیگه!
با خوش خیالی مدتی تو مغازه ها دنبال سی دیش بودم!
آقای اوسموسیس لطفا با زبون خوش پاشین وگرنه جماعت قمی از وسایل دیگه ای میتونن بهره ببرند!مثل قمه!
O.J:
من فکر کنم برخلاف آنچه مکابیز فکر کرده شما نامجو رو دوست دارید پس که میخواستین دانلود غیرقانونی نکنید و اصلش رو حتماً بخرین. نه؟
قمه؟؟؟ ... خب با لزگی شروع کنم یا عربی؟ هوم؟
نرگس |
Homepage |
05.15.07 - 6:57 am | #
|
|
استاد شتر گلو معادل انگلیزی نداره؟! راستی در مورد بچه ها مواظب باشید گفتید لطفا در مورد سفرهای دانا هم بنویسید!!
O.J:
حتماً بایرامعلی عزیز، حتماً، در قسمت بعدی که به «گردوی دانش، سخت است و محکک، اما نباشد، ما را از آن غم، دیم دام دارام دام، با نیروی میخواهم بدانم» که پسره با سوار بر گردوی دانش میاومد و با چکش نصفش میکرد و یه مشت حروف روسی میریخت بیرون ...
بایرامعلی |
Homepage |
05.15.07 - 5:47 am | #
|
|
سلام یا آزموسیس جونزا
خیال میکردیم مولتی purpose بودنتان در کامنت است ...گوئیا سراسر وجودتان را فرا گرفته و بدان و آگاه باش که ما بر تو ناظریم! ولیکن به سبب آنکه هنوز اوضاع مخ مان وخیم است نظری از خود نمیرانیم ...باشد که رستگار شود ابولی. می آییم again
O.J:
پسرم، منظورت چیه از اینکه میای هی سرشلوغیت رو به رخ ما میکشی؟ اگه قصدت اینه که مهم جلوه کنی، که ما از قبل به اهمیت شما واقفیم. اگه قصد داری جشن نیکوکاری و گلریزان برایت به پا کنیم، رک و راست بگو. اگه هم قصد خاصی نداری، که دیگه چه خبرا؟
chain gang |
05.15.07 - 3:15 am | #
|
|
بعضی وبلاگها هم هستند که من به حدّ آب انار دوستشون دارم. مثلنش هم نمی گم.
O.J:
سلام. من «بعضی از وبلاگها» هستم. هان؟ نیستم؟ ... اکـّه هی.
آفتابپرست |
Homepage |
05.15.07 - 1:20 am | #
|
|
be in neveshteye zibaye shoma ba ejaze link dade shod. dar zemn webe kheili nazi darid, pas bish az in naz nakonid va nagzarid ghali zire payetan jam shavad va ba shoma be vasate salon keshide shavad. lotfan ba zabane khosh biayid vasat.
dar zemn agar momken ast dar in mored ke kasi na savad darad va na bisavad ast yek tozihi befarmayid ke dar che dasteyi gharar migirad, va
aya shahere in sher moshkele ravani dashte ya chi???
O.J:
پس منم به یکی از «آپ»های ناز و مامانی شما لینک میدم که بیحساب بشیم. در ضمن اسم وبتون واقعا بامزهس... قار قار قار...
اون تیریپ کشیده شدن روی قالی و جمع شدنش هم باحال بود
والا در ورسیونی که ما با دخترهای توی کوچه بازی میکردیم میگفتیم خبرداری، نچ نچ، بیخبری،نچ نچ. البته تشتت آرا وجود داره و بهتره که قبل از بازی اجماع حاصل بشه
maryam |
Homepage |
05.15.07 - 12:44 am | #
|
|
اگه به من بگی ترجمه گرمیم کرده یا سردیم کرده چی میشه خیلی ممنون میشم!!!! دستت درد نکنه. راستی ترجمه دستت درد نکنه چی میشه؟ بعدشم تا ملت نرفتن سیم پلوپز پیدا کنن خودت بیا وسط. روزهات شاد و شبهات شادتر.
O.J:
-No hand pain
+No headache!
-Don't be tired
+Be healthy!
ولی گرمی کردن و سردی کردن و بالازدن و قاطی کردن صفرا و بلغم و چاییدن و قولنج و این حرفا به تخصص عطاری نیاز داره که من ندارم

S. |
Homepage |
05.15.07 - 12:22 am | #
|
|
آزموسیس بزرگ!یعنی حتی با خوشگلا باید برقصن هم سماع نمیفرمایید؟
O.J:
امیرانه، خودم از این «باگ»های کودکانه زیاد دارم ولی به قول معروف جیش بچه پاکه، یا یه چیزی تو همون مایه ها. اما... در مورد خوشگلا باید برقصن باید بگم که من کلاُ مشکلم توی همون برخاسیدن اولشه. وگرنه اگه بیام وسط دیگه باید با بیل خاموشم کنین
amir |
Homepage |
05.15.07 - 12:05 am | #
|
|
آزموسیس جان!من هم اعتراف میکنم در کودکی وقتی (رفتم به باغی/دیدم کلاغی) میخواندم ، به جای پایش خون آمد میفرمودم پایش خان آمد...خوب هر کسی در کودکیش نقاط تاریکی هست دیگر
amir |
Homepage |
05.15.07 - 12:03 am | #
|
|
Do you have the news?
No,no!
are you unaware?!!
No,no!
Aash, Maash, then get out...
be carufull [with your own butt]1
[ به نظرم شما هنوز از انسداد وبلاگ قبلی دلخوری و این نوشته (با این همه لغت بد-بد که درِش به کار رفته!) یه جور دهنکجی(شیشکی؟)ئه به فیلطرکُن های مثلاً هوشمندی که متعهدانه، فضای وب رو در جستجوی لغات «باحال» شخم می زنند...]
quote:
Leaving zeks to the feminists is like letting your dog vacation at the taxidermist.
(عامدانه)
mad
O.J:
در مورد شعر احتمالاً در نسخهی سانسکریتی که داری یه خطش جا افتاده:
then , you , are , my , don , key
در مورد اون انسداد من به این نتیجه رسیدم که قضیه با «چنته» هم قابل حل بود ونیازی به هلک و هلک خرکش کردن آدرس نبود چون اکثر وبلاگهای برجستهی معاصر چند روزی فلیطر بودن و بعد باز شدن. و به هر حال من باید این رسالت فلسفهپردازی که به دوشم هست رو با یاری جوانان شوخ به انجام برسونم و هراسیام نیست از ... (الکیها ، الان ته تاثیر جوّ دارم دفاع میکنم از خودم)
تاکسیدرمی : ارتودنسی
Tidy Harry |
05.14.07 - 11:17 pm | #
|
|
منم مي گم ماكاراني
نه به دليل اينكه به زيتون هم ميگم زيتان البته! هاها!
...
محمد قاضي بيشتر به خاطر يكي از اولين ها بودن مشهوره نه خوب بودن.
...
ميغ رو مي دونستم... چميدن رو هم، اما شترگلو رو نه. بيشتر شبيه بادگلوئه! 
...
لاشخوره مي تونه يكي از دلايل ابتلا به افسردگي نصف بچه هاي اون نسل باشه. با اون موش خري كه باهاش بو!
O.J:
شما فرق میکنید خانم آ.ل. اون رو برای غریبهها گفتم!
قاضی هم درسته. ولی اون مقدمهی گراندیوزی که بر زوربا نوشته اینقدر دافعه ایجاد کرده در من که ...
دیدین. یه کلمهی جدید یاد گرفتین اینجا. اینقدر همهجا نگین لیمبو فقط بدآموزیه
لاشخوره رو شما هم یادتونه؟ ولی من همیشه وقتی لیست غذاهایی رو که خورده بود میگفت گشنه میشدم
آذين |
Homepage |
05.14.07 - 10:57 pm | #
|
|
همينجوري دارم مي تركونم ! اون كفشدوزك گور به گور شده هم منم ! لامصب !
O.J:
مسینایس، اول اینکه از این اسم کفشدوزک خیلی خوشم اومد و از واکنش گور به گورت هم کلی خندیدم.
-
بیتعارف: طبق قانون عمل و عکسالعمل، آمدن شما به اینجا هم همگی ما را دلخوش میکند
-
اقرار: میدانی که من بطور عمدی حافظهی ضعیفی دارم. نگران مباش
-
گلام: شما فکر کنم برنامهی «محلهی بهداشت یا بروبیا» را میگویید. با مسئلهی هندونه همهجوره هستم، نخسوزن با پنیر
-تبلیغ: هوووم. مخالف
اقرار: ایراد دارد ولی از نوع دیگر (کتانیام داغان شد) احتیاط واجب است که پرهیز کنید.
کمک: از فرهنگشتان بوی اعتیاد میآید
خودگیر: هاها. شما که جزء هیئت امناء اینجا هستید. دشمن ما، دشمن شما هم هست و برعکس
واجب: فرقی نمیکنه. مهم اینه که پهن و خوب باشه
ناز نکن: این «قیر گرفتنشون به صندلی» باحال بود
درگوشی: خط آخر که بستر فان است تا فکت. ولی از بازگویی آن جریان استقبال میکنیم
فظ: نفرمایید. بزرگواری کردین شما
مسعوده |
Homepage |
05.14.07 - 10:24 pm | #
|
|
+
به خودگيرانه:خب از ما بدت مي آيد صريح بگو . اينكه انقدر داد و قال ندارد . اينورها پيدايمان نمي شود ! فوقش هم از آن ماسكهاي قرمز مرد خندان سالينجري مي زنيم تا چشمتان به ما نيافتد ! به ديويد كاپرفيل چكار داري زحمتش مي دهي !
+
يكي از واجبات مبهم :باصن يا باسن يا باثن ؟
+
ناز نكن ، ناز نكن :كلي حرص درآمرند اينها كه از جايشان بلند نمي شوند و مراسم كشان كشان بايد برايشان راه انداخت ! با مشت و لگد و اينها ! به قول معروف قير گرفتندشان روي صندلي !!! حالا بيا اين يه بارو ناز نكن ! جماعت همراه : ليم ...بو ..ليم ....بو ( تشويق)
+
در گوشي :در باب آن خط آخرتان يك چيزهاي آلترايي آمد در ذهنمان كه كلي خنديديم وقتي يادمان آمد . نقيض حرف شماست البته ! شما همه را به كيش خود نپنداريد ! بعضيها روانه ي هاسپيتال هم مي شوند !
+
خداحافظي:بابت گرفتن وقت حضار شرمنده و استدعاي گذشت دارم
kafshdoozak |
Homepage |
05.14.07 - 10:23 pm | #
|
|
دور از تعارفات :با اينكه اين روزها چنان در خودمان غوطه وريم ولي بازهم جاي شكرش باقيست كه خواندنتان ما را ازين وضع چند ساعتي به در مي آورد !باز اگر نمي گويي چرا هميشه نه ! چون سعي مستمر مي طلبد استاد گرانمايه و استفاده از جعبه ي لايتنر و ما كه در اين خرابه ازين چيزها نداريم .
+
اقرار به خاطر نيك سرشتي : يكبار هم حواسمان نبود با يك نام ديگري برايتان كامنت گذاشتيم بعد هم كلهم ديليتش كرديم آن يكي را كه در همين دالان باقي به زندگي ِ ملال آور و سرآمدمان ادامه دهيم !
+
من ميدونم ما موفق نمي شيم :گلام را هستم !بچه ها سلامت باشيد را خيلي مخصوصن آن پدر بزرگوارم - بله فرزند عزيزوارم !!! پس شما سن و سالي هم نداري هي توي بوق مي كني خودت ار ! اينها كه زمان ماييند ! دارم به اين نتيجه مي رسم كه شما نه از نظر سني كه از نظر فكري پله ها را چارتا يكي طي كرده اي و حالا انگار در سال 2020 باشي ! [ بحص هندوانه نيست ! چون اصلن حالش نيست كه هنودانه ها را از توي حوض در آوريم الانه ! ]
+
تبليغ زير پوست ليمبو:كلن ترجمه ي خيلي خوب وجود ندارد !مگر آن هايي را كه از شاملو خواندم در ترجمانش از لوركا ! بد محشر بود ! سه نمايشنامه اش : يرما ( كه اينجا گويا برو بيا دارد) -عروسي خون و خانه ي برنارد آلبا (من پول گرفتم تبليغ كنم ولي به طور ضمني)
+
اقرار:ما به كتوني مي گوييم كتاني ايرادي كه ندارد ؟
+
كمكهايي به فرهنگشتان ليمبو:مردم سالاري ديني را خوب آمدي - به جايش بگوييم « موش دواندن در لوپ بي پايان»
+
مسعوده |
Homepage |
05.14.07 - 10:20 pm | #
|
|
شعر خدا بود !
مد روز که موافقتم
بقیه موارد هم با کمی بالا و پایین مورد قبول است !
بیت : ناز نکن ناز نکن . ناز نکن ناز نکن
سوال : از کدام یک از صنایع ادبی بیشتر در این شعر به کار رفته است ؟ ایهام ؟؟؟ عمرن !
لو نده !
O.J:
خب، از شیوهی عملکرد شما خوشم اومد و چه مراعات نظیر باشه و چه لف و نشر و اینا فرقی نمیکنه مهم نفس عمل بود که منو روی صندلی یه مقدار شُل کرد.
منظورتون رو از کلمهی Lavand e در پایان نفهمیدم. آیا آهنگ بیژن مرتضوی یا چی؟!
مه یا |
Homepage |
05.14.07 - 9:57 pm | #
|
|
حالا ما تا الان فكر میكرديم Past Message درسته، در مقابل Instant Message.
O.J:
ابوالفضل جان مگه من کشیشم که این اعترافات ناجور رو اینجا انجام میدی؟ ولی شجاعتت رو هستم.
ابوالفضل |
Homepage |
05.14.07 - 9:48 pm | #
|
|
ميخواي من دوباره يه پست آرزوي ديگه بنويسم و اينبار شما را پنج بار دعوت كنم؟ يك بار چاملي را. يك بار ابولي. يك بار آزموسيس فيلتر شده يك بار آزموسيس فيلتر نشده و يك بار هم ... D: :-"
پ.ن:حالا بگرديد دنبال پرتقال فروش نقطه چين دار )
O.J:
راستش من از اونایی نیستم که آدامس «دهنی» میخورن ولی در مورد چاملی و ابولی مطمئن نیستم. به هر حال چون نیتتون خیره با یه مقدار نازخری احتمالاً مسئله حله

pargolak |
Homepage |
05.14.07 - 9:43 pm | #
|
|
بالاخره اصرار بکنیم پا می شی یه قری بدی یا اصرار نکنیم اصن؟
به قسمت شیک، میمون/میمان رو هم اضافه کنی بد نیس!
O.J:
اای بابا اصرار که باید بکنید، منتها تقاضاها باید در حدی باشه که من تبدیل بشم به گل سر سبد مجلس و همهی توجهها به من جلب بشه!
3T liTE |
Homepage |
05.14.07 - 9:35 pm | #
|
|
etefaghat cex chizi nist ke bedune good budan at it!!!! beshe enjoyesh kard!
kudum weblog ro dus nadari maigu hast ke berim bezanimesh
(omidavaram male khodam nabashe)
O.J:
من که چند پست پیشتر نوشته بودم که جملات قصار فقط جنبهی تزئینی دارن. با اینجال این جمله هم درسته، چون هر کسی در یه حد «بیسیک» حداقل لذت رو میبره. اون وبلاگه رو هم که نمیشه لو بدم خین و خین ریزی میشه. که ولی اگه پایهی «زدن» هستین یه ماموریت جدید جور میکنیم
sun |
Homepage |
05.14.07 - 9:30 pm | #
|
|
یادش به خیر مشار الیه وقتی یک نفر دعوتش کرده بود به یلدا بازی چه ذوقی کرد... (لیبل : پست فطرتانه)
O.J:
ظهور و مجدداً ظهور چارلز فاستر كين!
میم-سنجاقک |
Homepage |
05.14.07 - 9:29 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|