اينجا پيادهروييست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است
|
|
استاد ما خیلی لذتناک شدیم....
سوماپا |
Homepage |
12.26.07 - 6:54 am | #
|
|
ازمو جون / میذاری پیتزامون را بخوریم / جوک بگیم و بخندیم / و بی خیال باشیم که یارو از کدوم دسته است؟ / اینجور که تو سفارش داده ای / باید یک قلم و یک دفترچه یادداشت و یک چرتکه هم با خودمون ببریم ..
علی |
Homepage |
12.10.07 - 5:20 am | #
|
|
عقدهای
Osmosis |
12.06.07 - 5:49 pm | #
|
|
از من که این حرفها گذشته بنابراین اصلا خودم رو قاطی هیچ دسته و گروهی نمیکنم چون میدونی که تو مملکت ما این کارها جرمش شلاق و مرگ و هزار تا چیز بد و ناجور دیگه ست . سبز باشی .
shohreh |
Homepage |
12.02.07 - 6:55 am | #
|
|
يكي هم ميشه من كه آخر غذا نميفهمه چي خورده.بس كه حرف ميزنه و ميذاره گوجه ها و چلوكباب خوب خوب يخ كنه.بعدشم در قوطي نوشابه رو باز ميكنه و سر ميكشه.براي اتمام سخنراني ش هم سيگاري ميچاقه و خاكسترشو ميتكونه توي قوطي خالي نوشابه
بن بست |
Homepage |
11.30.07 - 4:37 pm | #
|
|
کلمه "
دارم" در کامنت ذیل، به لحاظ دستوری غلط است، حذفش بفرمایید بیزَمَت
red |
Homepage |
11.30.07 - 6:44 am | #
|
|
آزموسيس خان (يني دارم از نظر بندوبساط ِ هندوونه و زيربغل سنگ تموم گذاشتم، وختي بهت گفتم آزموسيس خان)
آقا لُپ ِ مطلب اينكه چشممون خشك شد به در و دیوار این لیمبوسیس، یه دستی به سر و روش بکش، به عنوان مثال، یه پست جدید مدید بذار.
مچکرم
امزا:
رد
red |
Homepage |
11.30.07 - 6:35 am | #
|
|
قربون دهنت رد٬ یه کم پیگیر شو ما هیچ مدله رومون نمیشه.
گیوتین |
Homepage |
11.29.07 - 6:59 pm | #
|
|
گوروهبان ِ عزیز،
جناب آقای آزموسیس،
نظر به اینکه خیلی وخته پیدات نشده و کلا صدایی ازت در نمیآد، این کامنت تنها و تنها جهت حصول اطمینان از زنده بودن شما گزارده شدهاست و هیچ ارزش مرزش دیگری ندارد.
لطفا ضمن اعلام حیات، جهت اختلاط ،بنده را مطلع کنید، ما شرفیاب شیم به خدمتتون.
red |
Homepage |
11.28.07 - 7:02 am | #
|
|
چه خوشرنگ شدي امشب عديدم.
Biso |
11.27.07 - 6:27 pm | #
|
|
اگه ممکنه به خاطر گل روی من (!) یه دسته چهارمم تعریف کنین.
اخه من ترجیح میدم با طرف برم کله پزی و این قدر بخورم که بعدش چراغ قرمزو از سبز تشخیص ندم. در اپیزود بعدی هم یه معجون گنده اب انار میزنم به معده در نقش چانته. )
نرگس |
Homepage |
11.27.07 - 4:06 am | #
|
|
اسمز سلام.خیلی رنگش جواده.اون سبزه هم خیلی جواد بود .بعدش اون نارنجی جیغه هم خیلی جواد بود. اون نارنجی کدره که دیگه جعفر بود ... الانم که ...
حیف که خودتو عشقه ( لیبل : اخترپلنگ از میدون شوش )
شجدید |
Homepage |
11.26.07 - 10:39 am | #
|
|
رنگووووووو !
آي وانت شيركاكائو افتر چولو كباب!
مسعوده |
Homepage |
11.26.07 - 12:26 am | #
|
|
امشب دارم مي رم بيرون با يكي شام بخورم . سعي مي كنم اندرزهات يادم بمونه ....
نازي |
Homepage |
11.25.07 - 11:32 pm | #
|
|
آدما كلا سه دسته ان: دسته اول، دسته دوم، دسته سوم
الهام |
Homepage |
11.25.07 - 7:01 pm | #
|
|
برای اینکه همه این دسته ها رو امتحان کرد و به بلال و بستنی رسید باید ... صبر کن ببینم دو به توان سی هفت تا ... نه ببخشید سی و هشت تا رستوران رفت و از هر سه تا یکی رو دوری کنیم... اوه ... یه بلال و بستنی برای هفصد سال دیگه من نگه دارین لطفا
میمون بی مغز |
11.25.07 - 7:14 am | #
|
|
منکه قبلا وقتی میرفتم رستوران اصن جوجه سفارش نمیدادم چون غذا یعنی گوشت قرمز...حالا کاش یه کتگوری واسه وجه ته رین ها میذاشتی...:دی
دووووووووود....اکسپرت 98 ثانیه خداااااااست...من با بدبختی تونستم ببرمش اصلا بیخیال رکورد زدن شدم...واللا....
آر یو شور که به این دلیل مزخرف رفته باهاش خونده؟؟؟؟یه همچی کاری از نیک عزیز ما بعیده
مورچه ی سیاه |
11.25.07 - 3:42 am | #
|
|
ضمن عرض سلام، حضور آزموسیس کبیر،
خدمت رسیدیم جهت طرح این پرسش که:
"
بالام جان، چرا رنگ لیمبوسیس پریده؟"
اگرچه الان رنگش شبیه رنگ شیر کاکائو ِ و مسلما رنگ خوشمزهایه، و ما هم پایه بندوبساط هستیم و اینا، لاکن کلا نارنجی و سبز و قرمز (چشمک ناز)و زرد و خلاصه رنگهای خوشحال مُشحال هم خوبنها، اگرچه هرچی خود صاحاب لیمبوسیس صحیح بدونه، ما لبیک میگیم و خلاصه حق با آزموسیسه، مگه آسمون به زمین بیاد و خلافش ثابت بشه. و کلا آزموسیس اینجا کله معلق هم بزنه، جلوهی نازی داره.
در هر صورت خواستیم بگیم با اینکه پست جدید، تو وبنازت نصب نمی کنی، لاکن ما هر روز بهش سر میزنیم و متوجه احوالات و اوضاع لیمبوسیس هستیم.
موید و موفق باشید.
~~~~~~~~~~
باسه ابولفرز:
آی اگه بدونی چه لذت و احساس میهنپرستی بهت دست میده، وختی سرباز صفر ِ آشخور، باشی و گوروهبانت، قندعلی باشه
red |
Homepage |
11.25.07 - 2:22 am | #
|
|
ضمن به جا آوردن پرسش "ينی من جز كدوم دستهام؟" میخواستم بگم بعضی وقتا كه از جلو تلويزيون رد میشم و سريالهای پليسی خارجی داره پغش میشه، هوس میكنم بيام ور دست گوروهبان و تا آخر عمر به خلق خدا خدمت كنم.
ابوالفضل |
Homepage |
11.25.07 - 12:09 am | #
|
|
آقا ما شیرقهوه هم دوست میداریم ها ولی خرمالو را بیشتر (;
شانه بسر |
Homepage |
11.25.07 - 12:05 am | #
|
|
جالب بود برای من پسرها سه دسته اند: دسته ی اول اونایی که دارن ادای یه چیزی رو در میارن (عاشق بودن، باحالی، عرضه داشتن، حمایت، شعور، در اینجا درست غذا خوردن ... ) دسته ی دوم اونایی که شوت اند و حتی ادای چیزی رو هم در نمیارن. دسته ی سوم نیما. اگر دخترید همه گی از دسته ی سوم دوری کنید.
ویان |
Homepage |
11.23.07 - 3:21 am | #
|
|
یک خاطرهی دیگر هم یادم آمد یکبار ما و دکامایا خودمان را تحویل گرفتیم و رفتیم یک سلطانی بخوریم که دکامایا انقدر خورد داشت میمرد.
و آنجا به مثل کاه از خودت نیست کاهدان که از خودت است. به واقع پی بردیم.
نتیجه اخلاقی: انقدر نخورید که از دماغتان بزند بیرون.
مسعوده |
Homepage |
11.22.07 - 5:06 pm | #
|
|
چاق سلامتی: سلام آزموسیس جونز! چطوری؟ احوالات؟ جویای حال هستیم، باور کنید. خالی گذاشتن میدان دلیلی نداشت جز انفصال ازین جهان بی مرزمان؛ اینترنت! یاپ!
+
جیک جیک جیک: و هماکنون تلی از کوبیده و برگ وگوجه و جوجه بالای سر این جانب در حال گردشند...
+
مانیفست سایکالوجیستی: و آری همیشه راهِ سومی هم هست ....
+
مازوخیسم سادیسمی: در تمام اینها من که به شخصه جزء دستهی سومم. گاهی هجوم بیاورید، گاهی فرار کنید.
+
جدیات واقعی: به شدت اعتقاد پیدا کردم که در این مکان چلوکباب حرف اول و بلکم دوم و شاید هم سوم پیش بروید تا n ام... ، دنبالهی فوق یک دنبالهی فوق یک دنباله ی سریست که با تصاعد حسابی حل خواهد شد. لیمیتش زیاد است.
+
خاطره: یک روز سنجی به ما گفت که برویم بلال بخوریم و یک اقاهی نشسته بود همان جا و میگفت شیر بلال و اینها. بعد خودش گفت که اول برویم آب بخوریم بعد بیاییم بلال بخوریم و اینها. ما را سه فرسنگ راه برد وقتی آب خریدیم دیدیم که آن آقاهه سه فرسنگ از ما دورتر است. سنجی به روی خودش هم نیاورد که قرار بوده بلال بخوریم و سوناپش را خرید و رفت. این بود انشای من در مورد بلال. یک روز دیگر ما با دوستمان توی خیابان بودیم و دو تا بستنی خریدیم که یکیش چوبش افتاده بود و ماهی پُزِ بستنی ِ چوبدارمان را به او دادیم. حالی کردیم ها! این بود انشای من در مورد بستنی.
+
واقعنا: زیاد مفت گویی کردمااااااا! خودم دارم خجالت میکشم.
مسعوده |
Homepage |
11.22.07 - 5:00 pm | #
|
|
من می میرم واسه اون پ.ن. آخر... اصلا چه معنی داره آدم از خیر بستنی و بلال بگذره؟؟
Elham |
Homepage |
11.22.07 - 7:04 am | #
|
|
ميميرم واسه اين دروس انسان شناسيت
خداييش اونهايي كه انتخابت نكردن براي دويچه وله بي ذوقا
خيلي با نوشته ها ت حال ميكنم
mehrdad |
Homepage |
11.21.07 - 10:37 pm | #
|
|
ورژن سوسولی:
ملت سه دسته اند، دسته اول آنها که پیتزا را با کارد و چنگال میخورند و جانشان در چنگال مورد نظر گیر میکند.
دسته دوم آنها که فک خود را مانند کشو به جلو آورده و قاچ پیتزای خانواده را داخل کشو قرار داده ، آن را میبندند.
به سراغ دسته سوم بروید.
ای ول دار |
Homepage |
11.20.07 - 10:51 am | #
|
|
جا خالی شدن بر اساس قانون ظروف مرتبط هم خیلی خدا بود ...
لاغر |
Homepage |
11.19.07 - 11:28 pm | #
|
|
یعنی اگه آدم صاحب نظرات شکمشناسانه نباشه که بهتره وارد قضیه نشه اصولا. تیریپاش اینجوریه که: بله!سولاتسی ذرت (این غذای اختراعی خودمه البته) چقدر هیجانانگیز! تو اولین نفری هستی که میبینم سولاتسی ذرت دوست داره. این نشون میده ما چقدر همفکریم. منم مرشد و مارگریتا رو دوست داشتم، تو چی؟ انیوی، فکرشم نکن فرصت سولاتسی خوردن همراه تو رو از دست بدم. آقای گارسن! لطفا دو تا سولاتسی (اینو وسط حرفش میگه بدون اینکه نگاهشو از طرف مربوطه بگیره) عجب اتفاق جالبی واقعا! حس میکنم اگه بریم چلوکبابی هم تو دقیقا همون غذایی رو سفارش میدی که من بهش فکر میکنم (نکتهی اول: بهتره بیشتر ازین به حرف زدن ادامه نده، چون میره سراغ گروه سوم. نکتهی دوم: با اشاره به چلوکبابی طرف اول دون میپاشه برای دفعهی بعد اینطوری که دفعهی بعد هم میتونه کولبازی در آره و همون غذای طرف رو سفارش بده و دوباره بگه: وای! دیدی گفتم!؟) البته یه سوال هم میمونه: حالا اصلا این کار طرفداری هم داره یا نه؟ این مسئلهایه که قدمتی به اندازهی سوالات پیچیدهی هملت داره.
خلاصه که خواستم بگم به نظر من از لحاظ تئوریک قضیه ایرادی نداره.
و باز تشکر میکنم، وای عزیز، به خاطر اینکه کمک کردی این بحث بازتر شه.
و تشکر میکنم ازموسیس کبیر، که علاوه براینکه دانش درخشان دوستداشتنی (میدونم دوستداشتنیش بیربط ممکنه باشه! اما به واجآرائی "د"ش میارزید به نظرم) رو در اختیار ما علاقمندان میذاری و همینطور فرصتی برای پیشرفت و مباحثه و تبادل نظر برای ما پدید میآوری.
ساسان م. ک. عاصی |
Homepage |
11.19.07 - 7:17 pm | #
|
|
وای (y) جونم! ممنون بابت محل گذاشتن به کامنتام!
خب من دقیقا با همه چیزایی که گفتی موافقام. اصولا تیریپ این روش هم اینه که آدم خنثیسلیقه به نظر نیاد. چون اگه اینجوری به نظر بیاد، باید طرف بره سراغ گروه سوم و حق هم داره. در واقع تیریپهای مختلفی داره. مثلا یه تیریپاش اینه: طرف یه چیزی سفارش میده. تیریپوردار مورد نظر هم همونو سفارش میده و همزمان که داره با حرکت دست و کلام به گارسن میگه دو تا از همون، با یه حرکت نامحسوس اما قابل دیدن ابرو به طرف چنین چیزی رو میفهمونه: «ایول! هم سلیقهایم! از سلیقهت خوشم اومد!» (این حرکت ابروش رو نمیتونم توضیح بدم. خیلی تکنیکیه ولی. بههرحال اگه خیل مشتاقانی برای یادگیری یا تماشای این حرکت پدید اومد، میتونم یه پرفورمنس بذارم!!!) یه سری تیریپای دیگه هم هست که یاد نمیدم. چون میخوام خودم ازشون استفاده کنم!!!
اما در مورد خسیسی، خب این چیزیه که جای بحث داره؛ اما بههرحال شبهههای خسیسناکی رو میشه با یه سری حرکت نوچ برطرف کرد، از این قبیل: از غذای خودتون به طرف میدین. شبههی خسیسی برطرف میشه (اگر کسی خسیس بود و میخواست ازین تیریپ استفاده کنه، توصیه میکنم در لحظهای که به خاطر جدایی از سهماش اشک داره تو چشاش حلقه میزنه، وانمو کنه یه چیزی رفته تو چشماش).
خلاصه که به شخصه تضمین میکنم اگر این روشها امتحان بشه هیچکس به سراغ کس دیگهای نخواهد رفت. (وای عزیز! اصلا میتونم به شخصه دعوتات کنم به یه کافهخونه و تکتک این موارد رو یادت بدم! بسکه من آدم اهل علمی هستم و معتقدم آدم باید اونچه میدونه رو یاد بده. مثل ما که همه بارها مدیون ازموسیس کبیر شدیم و من به شخصه هیچوقت تو عمرم سبیلام رو صفای باریک نخواهم داد) بههرحال نکته اینجاست که این روشها همهش برای این استفاده میشه که کسی نره سراغ گروه دیگهای، وگرنه که نقض غرضه. در مورد هندوانهها هم عرض شود که اصلا اصل قضیه همینه. یعنی
ساسان م. ک. عاصی |
Homepage |
11.19.07 - 7:16 pm | #
|
|
دوست عزیزوکبابزدهام، نوشتهات رو خونم و لذت بردم و باید بگم علیرغم احترام فراوانی که برات قائلم ولی با اکثریتغریببهاتفاق نظراتت موافقم.
البته در یهسری از نکاتها زیادهروی هم کردهای مثل اونجا که میگی "در حالت فاجعهآمیز کلاً کوبیده دوست ندارن" که خب این به دور از آزاداندیشیه که این اشخاصها رو به کلی از جامعهی انسانی حذف کنیم و مثلاً بگیم اینا بویی از انسانیت و معارف بشری نبردهان. پس دغت کن.
ولی از سوی دیگر واقعاً جای تقدیر و شایان ستایش داره که شما پس از سالها زندگی در خارجستان و قرار داشتن در معرض فسادها و پلیدیهایی مثل vegetarianism -که همه میدونیم نوعی انحراف اخلاقی است که با فطرت پاک و کبابجوی آدمی در تضاد و بلکه تناقضه- کماکان به اصالتهای کبابی خودتون پابرجایین و واقعاً چه افرادها که.
[
آقا راستی من شنیدهام که قراره در بعضی از کشورهای خارج، طرحهایی تصویب بشه که زوجهای منحرفِ vegetarian بتونن با همدیگه ازدواج کنن و حتی کفالت کودکان رو هم قبول کنن! انحطاط تا چه حد. ما که دستمون کوتاهه ولی شما با انتشار شبنامه و به راه انداختن کمپین در وبلاگ انگلیسیت با این انحرافات مقابله به مثل کن.
به امید پیروزی و فی کبابالله ]
Tidy Harry |
Homepage |
11.19.07 - 4:46 pm | #
|
|
قا من الان به این نتیجه رسیدم که آدم برای همچین پستهایی بیاد نظر بده که من جزء فلان دستهام یا یه همچو چیزی خیلی کار احمقانهایه. [خب باش، که چی؟ نظرسنجی که نیومدی]
به همین خاطر از کامنت قبلی که گذاشتم صمیمانه پوزش میطلبم. باشد که مورد غفران آن حضرت قرار گیرم.
الف.میم.شین | 11.19.07 - 2:33 am |
منم 50 درصدِ پوزش رو می طلبم.
Maya |
11.19.07 - 2:12 pm | #
|
|
خدااااااست!
نون-جیم |
Homepage |
11.19.07 - 9:16 am | #
|
|
عالیجناب او جی
بنده اومدم در مورد این دسته بندی اعتراضی کنم ولی راستیتش از وقتی صدای پرصلابت و پرابهت شما رو از رادیول خونه شنفتم نطقم به کل کور شده و جرئت اضحار نزر را از دست دادم. لاحکم الا اوجی
زیادت جسارت است. کمترین بایرام
bayramali |
Homepage |
11.19.07 - 8:06 am | #
|
|
آدم ها یه دسته هسته، وقتی توی رستوران با یکی قرار دارن با وقتی که تنهان براشون توفیری نداره، هرچی می خوان رو هرجور که می خوان می خورن و در هربار بلند کردن قاشق-چنگالشون تعمق نمی کنند، تهش هم پا می شن، دنگ خودشونو یکم اضافه تر می دن که عذاب وجدان نگیرن یا که عقشون نگیره که نکنه یارو برداره بعدش پستشون کنه
در ضمنم که عاصی جون من اگه اون یکی آدمه همونیو که من می خورم بگه مطمئن می شم بلد نیست باقی اسما رو بخونه، یا که کلا آدم خنثی ِ سلیقه ی شخصی ندار ِ دنباله روییه و یا انقدر خسیسه که دوست نداره چیزش متفاوت باشه که مبادا من ناخنک بزنم و به سراغ دسته ی دیگری خواهم رفت، اما اگه دوتا هندونه ی صاحب نظرانه ی شکم شناسانه ی دوست دارم تجربهی سبیقهی غذاییت رو داشته باشم بذاره زیر بغلم با کمال میل براش انتخاب مناسبی می نمایم
Y |
11.19.07 - 7:17 am | #
|
|
زندهباد آزمو
Lenny |
Homepage |
11.19.07 - 6:38 am | #
|
|
))
چقده حال کردیم مبسوط با کره اضافی!
صورتک خیالی |
Homepage |
11.19.07 - 6:03 am | #
|
|
هستیم و سرچشمه شعرمان کمی تصویری شده و دیگر کمتر به وادی ادبیات پا نهیم در روزهای اخیر که گذشت.
دسته چهارم و بلال دلبر لب قرمزانم آرزوست
بابا بهروز عريان |
Homepage |
11.19.07 - 5:58 am | #
|
|
می دونی آزموسیس، از این زاویه بهش نیگا نکرده بودم (بلالُ می گم). ولی اگه تو می گی حتما خوبه دیگه
hadi |
Homepage |
11.19.07 - 5:50 am | #
|
|
راستی، آزموسیس، تو همه این اطلاعات رو از روشآزمون و خطا بدست آوردی، یا بعضیهاش رو از طریق تکستبوکهای موجود و تجارب سایر عزیزان موفق در این عرصه بدست آوردی؟
بلبل درختی |
Homepage |
11.19.07 - 5:43 am | #
|
|
ازموسیس عزیز, خیلی باحالی مثل همیشه. با اخم اومدم با لبخند سرخوشانه میرم. merci
Fairy |
Homepage |
11.19.07 - 5:34 am | #
|
|
1. تو اسگلی
2. رشته تو ریاضی بوده ینی همه چی رو دسته بندی میکنی
3. من وقته کباب خوردن فقد به غذام فکر میکنم و جز دوغ و سماق و کباب چشم چیزی نمیبینه
ارنستو |
Homepage |
11.19.07 - 5:09 am | #
|
|
برادرم، آزموسيس كبير، همانطور که خودت بهتر از من ميداني، هدف آن است كه تا سرحد امكان، هم كباب بخوريم، هم گوجه، (با رعایت این نکته که غذا خوب باشد و خشک نباشد و سایر دیتیلهای مربوطه، نمونهی مربوطه از لحاظ اهمیت و بندو بساط در مرتبه چارم پنجم قرار میگیره)، پس میتوانیم یک الگوریتم بسیار ساده جهت تعیین ِ شخص مفید فایده طراحی کنیم.
الگوریتم مربوطه به شرح زیر است:
آیا او کباب انتخاب کرد؟ (اگر بله، برو به بعدی، اگر نه، نمونه را حذف کن)
آیا او در حین خوردن کباب به چیزی غیر از تناول کباب در کنارشوما میاندیشد؟(اگر بله برو به بعدی، اگر نه، نمونه را حذف کن)
آیا معاشرت با وی در جهت افزایش کمی و کیفی خوردن چلو، کباب، گوجه و غیره میشود؟ (اگر بله، نمونه قابل تایید است و برو به پایان، اگر خیر، وقتتان را با نمونه مربوطه تلف نکنید)
حالا اگه میخواین نمونههه خیلی کیفیتش بالا باشه و های پرفورمنس و غیره باشه، میتونین تو این الگوریتم قرارش بدین:
*
برای استفاده برادران ویژه نمونههای مونث:
آیا او بخشی از گوجه یا کباباش را به من میدهد؟ (اگر بله برو به بعدی)
اگر نه:
آیا او درخواست گوجه اضافی از گارسون توسط شما را بیکلاسی و ضدجنتلمنگی تلقی میکند؟ (اگر بله؛ نمونه مربوطه را حذف کرده و منهدم کنید اگر خیر، نمونه مورد تایید است، برو به پایان)
*
برای استفاده خواهران ویژه نمونههای مذکر:
آیا او از اول با شما و خودش تعارف نداشته و گوجه اضافی سفارش میدهد؟ (اگر بله برو به بعدی اگر نه، نمونه مربوطه را حذف کنید)
آیا او منتظر است که من به بخش بانوان بروم؟ (اگر بله، موردی ندارد و بعدا تلافی کنید و برو به پایان، اگر خیر، گوجههای موجود در ظرف وی را تناول بفرمایید)
پایان:
بلال و بستنی بخورید، آب طالبی (ویا خاکشیر) جهت شادی روح red، در صدر جدول قرار گیرد.
مچکرم
red |
Homepage |
11.19.07 - 4:56 am | #
|
|
ما هم تقریباً با نظر گوجه ای آبجیمون که اون پایین ماییناست موافقیم، یعنی توی رستوران گوجه نمیخوریم و میبخشیم به روبرویی ولی توی خونه چرا.
شانه بسر |
Homepage |
11.19.07 - 4:34 am | #
|
|
سلام آزموسيس عزيز
اين كتاب جديد گابو رو ديدي؟
پيكولو |
Homepage |
11.19.07 - 2:44 am | #
|
|
آقا من الان به این نتیجه رسیدم که آدم برای همچین پستهایی بیاد نظر بده که من جزء فلان دستهام یا یه همچو چیزی خیلی کار احمقانهایه. [خب باش، که چی؟ نظرسنجی که نیومدی]
به همین خاطر از کامنت قبلی که گذاشتم صمیمانه پوزش میطلبم. باشد که مورد غفران آن حضرت قرار گیرم.
الف.میم.شین |
11.19.07 - 2:33 am | #
|
|
همین قضیه که آدم نتونه کوبیده بخوره کلی آزاردهندهس، پس اگه یه وقت چیزی غیر از کوبیده سفارش دادم نره کسی سراغ دستهی سوم!!! (البته این مثال عامه! یعنی من خودم رو مثال زدم که حالا اینجوریا!)
ها! حالا یه توضیح آخریه: اینجا معلوم میشه چرا جمعهخ گفتم حتی منم نمیتونم کامنت بنویسم. چون حتی وقتی یه جایی میگم حتی منم نمیتونم کامنت بنویسم، بازم کامنت مینویسم و این نشون میده که اون قاعده دستکم جمعه جواب میداد! حالا نمیدونم چرا و چطور.
بههرحال، غیر از مواردی که گفتم، اصولا باید بگم آقا ایول! به این نصایح خردمندانه عمل خواهد شد و نام ازموسیس در تاریخ خواهد درخشید. این بشارتیست برای مومنان.
ساسان م. ک. عاصی |
Homepage |
11.19.07 - 1:28 am | #
|
|
آقا جمعهی اخیر با دوستان صحبتی پیش اومد در مورد یک موقعیت وبلاگی و دستآخر من اعتراف کردم "حتی منم نمیتونم کامنت بنویسم" و بدون اینکه کسی چیزی بگه خودم تصمیم گرفتم اینو به عنوان یه اتفاق در زندگیم نگه دارم. و اینجا، اولین باریه که میخوام ازین اتفاق جدیدالتاسیس استفاده کنم و بگم:
wow!
حتی منم کامنتی ندارم. اصولا یه وقتایی هست در زندگی که آدم میگه "میدونی!؟ حتی یه کلمه هم نمیتونم اضافه کنم و اکیدا موافقم"و خب این یعنی دتز ایت دیگه!
البته، یه نکتهای هست که، من خودم تو چند تا فیلم خارجی دیدم که پسره وقتی میخواد کول باشه موقع سفارش غذا از دختره میپرسه «تو چی میگیری؟» و هرچی دختره سفارش داد خودشم سفارش میده، و یا هر چی دختره سفارش داد پسره یه تیریپ کول خفن میگیره گردنشو به طرف گارسن کج میکنه و همراه یه حرکت دست میگه «دو تا...» و به جای سه نقطه اسم همون چیزی که دختره گفت رو میگه. و این معنای مستتری داره و اون اینه که «اوه! سلیقهت برام جذابه و دوست دارم تجربهی سبیقهی غذاییت رو داشته باشم». خب البته هرچند این مورد نمیتونه سالهای متوالی تکرار بشه، اما برای همون اوائلاش جواب میده. یعنی میخوام بگم که اتفاقا این فرق میکنه و من خودم هم تو اون فیلما دیدم که جواب داد و هم خودم امتحاناش کردم. به شرط اینکه شورشو در نیاره کسی، توصیه میکنم برین سراغ این دسته!!!
بعد یه نکتهی دیگه اینکه، آقا قضیهی کوبیده خب حقیقتیست که نمیشه ردش کرد. من حتی وقتی خودم تنهام هم کوبیده سفارش میدم. انیوی، چون نوشتی اینجا پیادهروییست و سندش به نام عابرین، نه که منظور خاصی داشته باشما، اما کلا اعلام میکنم که حالا جایی گفته شده باشه و حالا اگه یه وقت هم کسی با من ناهار بیرون بود! بدونه که کوبیده چون زیاد چربه، من در اثر افراط در خوردن کوبیده دچار مشکلی شدم که باعث میشه با خوردن کوبیده دچار سردرد عجیبی بشم. همین قضیه که آدم نتونه کوب
ساسان م. ک. عاصی |
Homepage |
11.19.07 - 1:27 am | #
|
|
من مرده ی این تیکه ای که به حامد قدوسی انداختی هستم. ولی خوداییش ور زیاد میزنی. تو خونه و محل کار بهت اجازه صحبت نمی دن؟
بی نام |
Homepage |
11.18.07 - 11:41 pm | #
|
|
خلق مزخزف ما را امروز این نوشتت گشود رفیق آزموسیس محبوب
amir |
Homepage |
11.18.07 - 11:27 pm | #
|
|
کلا انسان ها چقدر دسته بندی دارن آدم همه اینارو بخواد بشناسه سخته ها
Pooria |
Homepage |
11.18.07 - 9:33 pm | #
|
|
آقا این دسته ی سوم رو هستم بد-لی!
ayda |
Homepage |
11.18.07 - 9:32 pm | #
|
|
*اما
Biso |
11.18.07 - 9:02 pm | #
|
|
((:
خداييش كوبيده درسته كه ممكنه به آدم دل و روده يا گوشت خر قالب كنن، اكا ميارزه به صد تا برگ و شيشليتر (!) و اينا. اگه به من باشه اون رو از همه گرونتر ميكنم.
بلال رو هم خوب اومدي. يه آدم خوب هميشه بايد براي حداقل 5 تا بلال جا داشته باشه.
Biso |
11.18.07 - 9:01 pm | #
|
|
HAMEYE GOJEHAYAM BARAYE TO!!!
aali bud osmosis. faghat yadet raft ezafe koni ke yek daste ham hastan ke aslan goje doost nadaran. va hameye gojeharo mibakhshan be pesare
MARYAM |
Homepage |
11.18.07 - 7:40 pm | #
|
|
یک دست چلو کباب و این همه دسته . اصولا آدمها دودستن اونهایی که دعوتت میکنن برای قهوه یا چلو کباب. و خوب به طور قطع بعد صرف چلو کباب توقع دیگه ای نمیشه داشت .
H.R |
Homepage |
11.18.07 - 7:22 pm | #
|
|
خیلی باحال بود و خیلی دوستش داشتم
تازه من رو یاد کلی خاطره هم انداخت 
. |
Homepage |
11.18.07 - 6:51 pm | #
|
|
حیگر تو قربون... با اینکه کلاً وقتی می بینم یکی پستشو با "پسرا/دخترا چند دسته ن " شروع کرده، یه فحش زیر لبی می دم و می بندم پنجره رو، ولی این یکی نه تنها فحش ندادم، بلکه در مورد آخر حتی ب طور کامل از دسته سوم دوری می کنم! خداوند تورا از برخی دسته جات سوم دور و به برخی دیگر نزدیک نگه دارد!
nana |
Homepage |
11.18.07 - 6:39 pm | #
|
|
من از اون دستهای ام که در هر شرایطی جوجه میخورم ولی اگه خراب شده باشیم سر کسی و بخواهیم بهش رحم کنیم کوبیده میخورم [یعنی اند وجدانم لامصب]
الف.میم.شین |
11.18.07 - 6:08 pm | #
|
|
من همیشه اضطراب تموم شدن گوجه دارم. نمی دونستم حس مشترک اه

در ضمن سر صبحی کلی خندیدیم. ممنون.
maryam |
Homepage |
11.18.07 - 5:56 pm | #
|
|
با سلام ختمت آزموزیس
باید عرض کنم که من خودم به شغصه سه دسته ام.
یک دسته ام [وقتی تو رستوران قرار دارن] اصن غذا از گلوش تنهایی پایین نمیره.یه دسته دیگه ام اصن متنفره چیزی بخوره وختی همه هجوم بیارن بگن یه لقمه هم به ما بده ببینیم چی هست..یه دسته ام هم ناهار ساندویچ صبونه میخوره و تو رستوران مستوران قرار نداره.
Maya |
11.18.07 - 5:19 pm | #
|
|
دستهی دوم پلو سفارش نمیدن که روژلبشون خراب نشه و جوجه رو به قطعات نانوگنجشکی تقسیم کرده و و خیلی شیک و ملیح میخورن
ino khail khub um;adi chun khaili ha tu in daste hastan!
moshkel injas tke dar morede dokhtarha be nodrat un datse sevome vujdu dare
in p.s.akhari ham besiar be ja bud!
sun |
Homepage |
11.18.07 - 4:50 pm | #
|
|
آدم بعضي وقتها در وبلاگ شما چيزهايي مي خواند، مثل اين ژست و آني كه ميگفت خداوندا ياري ام كن در عرصه اجتماع... كه مي خواهد برايتان بميرد. واقعن مي خواهد از شدت رضايت و خوشحالي بميرد.
alibi |
Homepage |
11.18.07 - 4:28 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|