اينجا پياده‌رو‌يي‌ست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است

آهان منظورم همین هاست!


واي! تو بهتم الان.
تو يك عدد نابغه اي!
نمي تونم به اينايي كه نوشتي بخندم چون خيلي وقتا شبيه خيلي قسمت هاش بوده م... ولي مثل اين بود كه دارم از بيرون به خودم (و خيلي وقتاي خيلي از دخترا) نگاه مي كنم. قشنگ بود فقط نمي دونم تو چطوري تونستي از درون بنويسي ش. يعني دخترا اينقدر دستشون روئه؟)
( ضمنا" من فكر نمي كنم اينقدرم تهوع آوره كه بيسو گفته)


ohaddese is terribly on my nerve
I hate pink girls... I really hate pink girls...the coulr that never reach the peak...Ohhh


Gravatar از یک نظر با ایرج موافقم.آخر این نوشته گره گشایی عجیبی داشت.اما به گمانم بدون این گره گشایی نوشته اصولا چیز دیگری می شد و در حد یک هجویه ی خلاقانه باقی می ماند. من هم هر وقت این نوشته های صورتی را می خوانم احساس می کنم در پشت اینهمه اظهار شعف و طعم گیلاس و پوست نازک انگور و عطش رنگ و موج زدن زندگی، چیزهای دیگری هست. مثلا بوی بد دهان یا فکر مردن و وسواس قیافه و متلک های شنیده شده در میهمانی پنجشنبه شب و صبح های جمعه ای که طرف چشمهایش را باز می کند و می بیند زندگی اش هنوز به طرز غیرقابل تحملی بی معنی است.به نظرم تو در این نوشته مرتکب مکاشفه شده ای.عحب نوشته ی خوبی بود .


Gravatar به سنجی:
اون وقتا که جنگ بود منم بچه بودم. انقدر هم از موشک بارون و اینا ترسیدم که شب ادراری گرفتم. تو مدرسه هم اگه پشت لبمون رو بر می داشتیم از مدرسه اخراج موقتمون می کردن. ما هم گناه داریم. ما هم اولای دهه 60 هستیم اما به خدا یه عالمه مون احمق نیستیم. ما رم راه بدین تو نسل سوخته


Gravatar تازه باگ مورن اش خوبتر هم هست.|( این اصلا هم تهدید نبود!!)


Gravatar شما خیلی خوبی اما خداحافظ گری کوپر و لاست هم خوبن. اصلا تقصیر شما هم نیست. خدا باعث و بانی اش رو لعنت کنه که خز کرد اینا رو...


Gravatar ببین آقا مرتضا! تو خدایی.


Gravatar سلام.
شما كه ديگر كامنتها را پاسخ نمي دهي و بلكه معلوم نيست مي خوانيشان يا نه. ولي به هرحال نكته اي نظرم را گرفت كه پاراگراف آخر اين نوشته از جنس بقيه ي آن نبود و شايد بتوان گفت اصلا به بقيه ي نوشته معناي تازه اي مي داد. اين تغيير در لحن و زاويه ي ديد تا چه حد عمدي بوده است؟!


Gravatar )

خدا نیاره اون روزی که شما بخوای یکی رو قهوه ای کنی!

)


Gravatar آفتاب‌پرست ازيز، ژانر اشاره شده، اتفاقا ژانري‌ست که گل سرخ و دفتر شعر کاهي را مسغره مي‌کند، عوضش ماگ و آل‌استار دارد و مثل ميناي کنعان است.


Gravatar عجالتن يه گزيده اشعار خانُم فروغ رو با جلد كاهي(گراف) و يك گل سرخ خشك شده لاي همان كتاب، مي‌چپانديد وسط متن همچي چرب تر مي‌شد.
ضمنن كامنتدوني نگو بگو چت روم.


Gravatar آره آزمو جان ولی ما مجبوریم می فهمی؟مجبور!
ما همه میدانیم این کار بد است اخ است پیف است اما این کارمان می آید.در ضمن اعتراف می کنم که یه دهه ی شصتیه فریب خورده ام!


Gravatar یعنی خدا بود، تو عمرم ساعت 8 صبح انقدر نخندیده بودم


Gravatar ((:

کیثافت


Gravatar ‌چه‌جور سربازايي هستين شماها؟
کجايين پس...


Gravatar اين مافوق ما مُرخصي بده نيست، پاس شب ِ امشبم با منه، از اونجايي که حج‌خانم شما، چاخانکي حج‌خانم شده و عمرا مکه نرفته و تازه شوماها سرباز صفرين، اگه برين باسه من از شهر آموکسي‌سيلين بيارين (که مَرَض اخير من درمون شه)، باسه‌تون 4روز مُرخصي رد مي‌کنم.
--
نکته: بياييد شادي‌هايمان را قسمت کنيم. من نم‌دونستم يکي‌تون مَسوده‌س که من گرامي مي‌دارمش و با دامادمون هم آشناييت داره و رفت‌وآمد دارن کلبه‌ي هم.

نکته‌2: chaingang برگرد.


Gravatar برای سنجی:

سنجیجان, بنده کاری نکردم. فقط و فقط وظیفه ی خودم دیدم این نکته را که از قلم افتاده بود, زنده کنم. و جمله بندیهایم چکیده ای بود از تمسقرهایی که دوستان در وبلاگهایشان در اعتراض به جلف نویسی انجام داده اند.

پایان پیام.


Gravatar جناب مافوق گرامی ( دامت برکاته فوق رئوس اهل بلاجستان)

نظر به اینکه شما خودتون به ما دو تا طبق نامه و قرارداد شماره الف-23456 تاریخ نوزدهم آبان ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و هفت پول داده بودید که واستون کامنت بگذاریم تا وبلاگ از این افسردگی در بیاد و نظر به اینکه چک شما به شماره 12398 تا این لحظه وصول نشده و نظر به اینکه ما خرج داره زندگیمون و حج خانوم مهمون داره و ما باید خرج تام بوی بازیمون رو در بیاریم ، این جانبان مسعوده دالان دل ( معروف به مسی ) و سنجیتا ب. سنجی ( معروف به سنجی ) از آن مافوق محترم و بخشنده تقاضای دو روز مرخصی و همچنین دستور فوری جهت پرداخت مطالبات را داریم.

با احترام
سربازان صفر مسی و سنجی
--
پ.ن: چیزی که عوض داره گله نداره.


Gravatar ‌عزيزان در نظر داشته باشند که به لحاظ مسغره‌بازي و کول‌گري ممکن است يهو يه‌چيزي بفرمايند که منجر به تارگت‌شدگي‌شان شود.

حتي هرکي.
امزا:
رد


Gravatar سلام
غش ضعف غلت تیر دروازه...گل


Gravatar پهنم... سلام بر سرهنگ و عرض غش و ضعف.


Gravatar =))
آزمو مواظبت جون خودت باش برادر)
-------------
به سنجي: خودم مي كشمت! تو پس كي مياي؟
ضمنن درست خاطره تعريف كن دخترم:
-: تو بالشی؟
+: نه من چای کیسه ای گلكيس م.
-: پس بیا با هم دوست باشیم.
-----------------
به مسي:
من هواتو دارم مسي! من ديدم سنجي چجوري مي لمبونه!D:


Gravatar اين پست، يه مجسمه‌ست. مثل يه مجسمه كه از كنارش رد مي‌شي و بعد هي برمي‌گردي و دوباره نگاش مي‌كني. من دارم حتا تراش‌هايي رو كه به‌ش دادي مي‌بينم. و تحسين مي‌كنم


Gravatar واااااااااایییی! محی جونم، اینا یعنی من. دقت کردی روز به روز بیشتر شبیه هم از آب در می‌آیم. گمونم جدی جدی باید همو ببینیم. خدایا باورم نمی‌شه... منم یه ماگ وال ـ ای (یا جان لنون... می‌بینی؟ حتی حافظه‌م) دارم... شبا می‌شینم باهاش حرف نمی‌زنم. این روزا آخه با هیچ کس حرفم نمی‌آد. دل‌ام می‌خواد تو دل‌ام با خودم خلوت کنم... اینم بگم، خیلی وقتا فکر می‌کنم می‌تونم فقط با تو حرف بزنم. هنوز باورم نمی‌شه، این همه نزدیکیم ما به هم و این همه دور بودیم.
راستی! لینکمو هنوز نذاشتی؟
بوس بوس از طرف یه خرس آبی


Gravatar عاشقتم


Gravatar مسی و سنجی از جلوی دوربین در هیبت نچرالیستی رد می‌شوند و [...] (ادای احترام و اینا =)) ) و مردم با تفنگ [...] و این فیلم را برای آزمو سند می‌کنند!


Gravatar هممم آره دیگه . من کلا دخترکش هستم ... هیچی ولش کن. کاش می شد اون ماجرای شکار خرس رو هم اینجا بگیم.
من کم کم باید رفع زحمت کنم ، فقط می خواستم بگم آزمو! آسوده بخواب که من مث شیر نشستم بالا سر وبلاگت و هیچ کدوم از حرکات این محدثه از چشمم مخفی نمی مونه. با ادای احترام شدید به کامنت گذاری به نام Biso که مساله ی ماگ رو مطرح کردند.


Gravatar من از ماگ خاطره‌ی خوشی ندارم چون یه بار واسه یادگاری یکی ماگ مزخرف سبزرنگ دهنیشو داد به من، با خودشم فکر می‌کرد من باید الان ذوق کنم. منم دست بش نزدم که مریض نشم. فقط چل گیسامو ریختم توش.
---
اوه! بعد می‌گه دختره تو استخر چرا چشش منو گرفته بود!‌ تو دخترکشی می‌کنی که!


Gravatar هه هه! خب! جان مسی من یه ماگ دارم که روش یه دختره است که دست و بالش با فنر بهش وصله! یعنی واسه یکی خریدم! بعد تکونش می دی دست و پاش بررررررررررر تکون می خوره.
----
نذاشتی بگم که کلی در خارج خودم رو برنزه کرده بودم. همه اش هم دامن گل گلیه رو که با هم از بنتون خریدیم پوشیده بودم تو شهر و کلی مکش مرگ ما بودم... ایشششششش


Gravatar داییم تا اون‌کارا هم رفته!
---
سنجی بی‌خیال بیا ماگ رو برو جلو!‌ این فاز نداره!


Gravatar هه! من خودم یه بار با اتوبوس تا آنکارا رفتم! حتی تا استامبول! پز دایی خارجیشو به من می ده!


Gravatar داییم از خارج آورده!


Gravatar از کجا خریدی اگه راس می گی؟


Gravatar نوچ!‌ ولی من یه ماگ به هیبت ذرافه دارم که از گردنش باید قهوه بریزی از دمش بخوری!
شتر اصغر آقا کور شه اگه دروغ بگم!


Gravatar مسی اون ماگ سیاهه ی منو دیدی که روش علامت ماهم رو داره؟ دو تا بچه اند که به صورت روشنفکرانه - گی- پدوفیلانه ای در هم تنیده اند. دیدی؟


Gravatar اهم اهم
[سرفه]


Gravatar Ha Ha it made my day so bad!


Gravatar ما به طور رسمی و به شکلی بی بازگشت پشم هایمان ریخت و سر در کف شدیم.


Gravatar و تو چه میدانی که فنچ چیست؟تو اصلا تو عمرت لذت همشنینی با پدیکوریستی که برای لقمه ای نان کار می کند را دیده ای؟ تو چه میدانی که معنای شهوت زده عریانی در فردای بی کوتکس به کجاها نمی کشد؟ تو از کجا میفهمی که ریشه های بائوباب که دهن اخترک دویست شش نقره آبی صندوق عقب جنیفر لوپزی را مورد عنایت قرار دادهاند به کجا ها نمی رسند. تو از فردای بی سرانجام و تاریک همسر فردوس کاویانی در سریال دسپرت هوس وایوز خبر داری؟ به این برکت از تو حرکت که نداری؟


Gravatar ببین من دقیقاً نمی دونم اینجا تو این کامنت دونی چی میگذره، ولی خوبی پسر؟ نیستی که! ببینم این روزا اون شالگردن یه متر و 70 سانتیه که بعد از شرط فوتبال ایران-المان بافتیو دوست نداری؟


Gravatar ما اومدیم با نیش تا شقیقه باز،سلام کنیم . دمت گرم رو قبلان تو دلمون گفتیم.


Gravatar (محدثه همان شب که از کافه برمیگردد عکس ماگی که هدیه گرفته را توی وبلاگش میگذارد)
.


Gravatar محدثه, آقا عنتره از خارج چند تا ماگ خوشگل برات آورده, تا تصمیم نگرفتم بپیچونمش یه قرار بذار توی کافه 122 دور هم جمع شیم بهت بدمش. کلی میس یو. بوس.
.


Gravatar محدثه, آقا عنتره از خارج چند تا ماگ خوشگل برات آورده, تا تصمیم نگرفتم بپیچونمش یه قرار بذار توی کافه 122 دور هم جمع شیم بهت بدمش. کلی میس یو. بوس.


Gravatar مي‌خواستم بگم مامور بهداشت بياد درب چلوکبابي‌ت رو پلمب کنه بابت بي‌توجهي به اون بچه‌ي بدبخت که با هزار درد و مرض افتاده گوشه خونه... حيف که سرفرازم کردي و مي‌خوام پزت رو به دومادم بدم (راستي از دوماد من خبر داري؟ دمبالت مي‌گشت چندوقت پيش)-
ضمنا نامبرده از لفط کولکشن استفاده نکرده و با تلفظ صحيح مي‌گويد : کالکشن


Gravatar ))))))))))))


Gravatar به مرکز آسفه ××درمون به شعاع آهو نمیشوی
اینو باید تو ××نوشت میزاشتی


Gravatar انگار خیلی توپ بوده که به این دو بانو اینقدر برخورد کرده، اصلاً انگار رخنه کرده ای که رخنه کرده اند اینجا. خیلی توپ بود، حال کردیم مثل همیشه


Gravatar دقیقاً ما دخترا (معوق) هممون یه همچین شخصیت ططی درونمون داریم (ریشترش کم و زیاد میشه), که مال بعضیامون بیشتر توی نوشته هامون نمود پیدا میکنه. خداییش خودتون رو جدا نکنید, نگید نیستیم :-j
لابلز: کلاًگ

بازم میام.
.


Gravatar وای وای واااااای واااای =)) آزمو, ))))
دوباره میام.
=))
.


Gravatar برادر عاليجاه آزموسيس

احساس گناه مي‌كنم. حيف نيست محدثه‌اي كه با تلاش روزمره‌ي خود ثابت كرد زمان را مي‌توان - دست كم در چارده‌سالگي- متوقف كرد دلش بخواهد بميرد؟


Gravatar من-خروس بی محل- پیاده‌رو را پاورچین ترک می‌کنم تا سنجی نامی از خواب نپرد.
هیششششششششششششش!


Gravatar موردی که مشاهده می‌کنید یک سنجاقک ِ اشی مشی‌ست که یا می‌خورد یا می‌خوابد و با ابل زدن مگس از خواب می‌پرد. این نمونه‌ی نادر فقط در جنگل‌های آریزونا یافت می‌شود.
این سنجاقک مادر و پدرش را گم کرده از یابنده تقاضا می‌شود بالشتی نرم و غذایی گرم برای این حشره فراهم کند


Gravatar خاک بر اون سرت که با اس ام اس بیگاهت از خواب پروندیم.
خروس بی محل.


Gravatar آیا مسی دیر رسیده و سنجی شتابیده است!‌ این چیزیست که هنوز نفهمیده‌ایم! آیا می‌فهمیم؟ کی نمی‌فهمه؟ نفهم خودتی!

[ لیبل: برنامه‌ی امشب سینماهای تهران]


Gravatar مسی نه تنها شتابیده بلکه گرخیده و در فراق این دو جوا زار و زار عررر می‌زند!
آزمو ابولی شماره اینا نداره؟


Gravatar آه!‌ ای سنت اگزوپری ما هم گل سرخ می‌خواهیم! آخ ای ارنست یونسکو کجایید تا ما را بار دیگر کرگدن کنی؟ آی آدم‌ها که هر روز کراوات می‌کنید توی حلقه‌تان یخه‌ةاتان را می‌بندید باز کنید آن دستمال‌ها را، در بیاورید شلوارها را. بکنید دکمه‌ها را بکذارید که اخساس هوایی بخورد


Gravatar d: d:
بر آزمو تکبیر!


Gravatar آیا مسی هم شتابیده است؟
این چیزیست که بعدا می فهمیم!


Gravatar اووووه! اینجا رو ! ما اصلا دقت نکردیم به این نکته که ابولی و محدثه به هم زدن! دختر مجردهای جهان اینجا چه می کنید؟! بشتابید تا فرصت هست و ابولی هنوز دل در گرو دیگری ننهاده


Gravatar در دوردست ، مرد تنهایی که دردهای عمیقی بر دوش می کشد (!) ، دو دست را در موهای خویش فرو برده و بر صفحه ای از کتاب خم شده و دفتر کاهی کنار دستش از جملات تلخ و زهرآگین آغشته است ، از شاملو ، از نعره های شبانگاه شمس تبریزی ، از کافکا ، از کامو از کاموا حتی . او قهوه ی زهرماری می خورد و قلپ قلپ ابسولوت می رود بالا مثل آب خوردن. او پک عمیق تری به سیگارش می زند و دهه ی شصت را به استهزا نشسته است و با چشمهای غم زده اش به کلاغ نگاه می کند که بر مرگ گنجشکک کوچک رویاهای خویش نشسته است...
---
چه چرندیاتی می گیم ها مسی! آزمو ما رو بَن می کنی الان؟


Gravatar تلآلوی آب بر سقف ایوان! کلاغی زار می‌گرید بر حال گنجشککان نحیف. باد لابلای پره‌ةای دوچرخه زو زو می‌کند. سنجی داد می‌زند آی نونوا من از گشنگی مردم که خب! کباب بیاور


Gravatar به تایمینگ توجه کنید! چه استدلال بیهوده ای. همه می دونن من به اندازه ی یه گنجشک با چشمای درشت و سیاه و قلبی که تند تند می زنه غذا می خورم. گنجشککی که لب پنجره ی شما می شینه و نگاه می کنه به عبور بی معنی پیاده ها و سواره ها از لابلای شمعدانی لب ایوان ....
یک متولد دهه ی پنجاه فریاد زد: زنده باد کلاغ! من از گنجشک ها متنفرم!
----
خب مسی که می گه همه گرخیدن و صداشون در نمیاد و حیف که من اهل ریا نیستم وگرنه می گفتم که بی.ام. آی من هفده و چهار هست... مدلهای جهان بشتابید...


Gravatar از اتاق فرمان بهم اشاره می‌کنن که سنجی غذا نمی‌خوره می‌لمبونه!
به تایمینگ توجه کنین!


Gravatar چیزی که زیاد استفاده شه دیگه رفرنس نیست!


Gravatar مسی !
مسی!
من و تو با هم دوستیم ، تو یه جبهه ایم. دعوا نکن.
---
-: تو بالشی؟
+: نه من چای کیسه ای گلستانم.
-: پس بیا با هم دوست باشیم.


Gravatar اگر به انتظار سنجی نشسته‌اید، رفته ناهار! وظیفه‌ی شرعی-عرفی-اجتماعیم بود که اطلاع بدم!


Gravatar من جز تعریف از بلاگستان کلنی چیزی نمی‌گویم، شاید در ضمن نقدی فریخته‌گانانه، روشنفکرارانه و این‌ها هم در پی‌اش بوده‌بوده‌باشد!
نذار بیام جاهای خالیو پر کنما!‌ بعد دیگه کلن کوله ببندی بری ازین کبابی!!


Gravatar مسی خیلی نامردی که تقلب می کنی.. منم بیام فحشاتو اینجا کپی پیست کنم که دیگه هیچ بلاگری محلت نذاره؟! اونوقت همه اشون لینکتو پاک می کنن و از تو گودرشون حذف می شی
...
بای د وی آزمو ، وب نازی داری ، به کلبه ی خالی من هم سر بزن.
[گل]


Gravatar آزمو: کرگدنی که همه چیز را می‌بیند چیزی نمی‌گوید و یک‌هو می‌ترکاند!
[قال سنجیعلیهدرود]


Gravatar تکبـیـــــــــــــــــــر!


Gravatar محض یادآوری به اونا که کامنتای من و مسی رو در این مکان می شمرند ، آقا جون! دم دکون کبابیه آزموئه ، دلمون می خواد واستیم ، شما برو دم بنتون.


Gravatar جاهای خالی را با جاهای مناسب پر کنید!


Gravatar [...] [...] [...] بلاگستان مسی ی ی ی !
=))


Gravatar در ادامه شماها اصن نسل سوخته نیستین که فقط آدمایی که از سی رد شدن می‌فهمن زندگی یعنی چه!‌شماها یه مشت احمق بچه‌این. دهه‌ی پنجاه پر از شر و ور و چیزای روشنفکری بود که شماها اصن حالیتون نیست. ما فک می‌کنیم هرچی آدم بی‌جرات تر باشه و زندگی خصوصی و عمومیشو یکی کنه و خودشو همه جا جار بزنه باحال تره. ماایم که میایم می‌گیم دوستمون دیشب با فلانی [...] و هارت هارت به ریش خودمون می‌خندیم. چون چی؟ ما ها باحالیم!!!


Gravatar خب خواستم در تایید پایینی که خودمم پایینیش بگم که مام همین الانه داشتیم رو مدینگ بلاگستان و [...] و [...] و [...] و اداهای روشنفکریشو اینا حرف می‌زدیم و تکبیرو اینجا بیا سنجی


Gravatar ان شا الله اشهد که بلدی آزمو؟


Gravatar آزموی کبیر!
تو بزرگی!انقدر که ازت می ترسم. تو باهوشی و خوب می نویسی و من و مسی همین یه ربع پیش داشتیم در مورد این جو زدگی های بلاگستانی فحش چهارحرفی می دادیم. نوشته ی بالا خطاب به تو نیست... فقط دلم می خواست بنویسمش و جا نداشتم و فکر کردم اینجا همه می بینندش.
به احترام اون قسمتی که در مورد مینای کنعان نوشتی و خندیدی به همه ی این میناهای مید این چاینای وبلاگستان ... سه بار واست هورااااا می کشم!
هیپ هیپ هوراااا
هیپ هیپ هوراااا
هیپ هیپ هوراااا


Gravatar بله ما ، این فرزندان بی گناه این مرز و بوم که هر کدام فرار کرده ایم یک گوشه ای از این دنیای پهناور و در غربت زار زار می کنیم و در وطنمان در خانه دانشجویی های حقیر زندگی می کردیم ، آدم های ویژه ای هستیم. به ما احترام بگذارید. ما در کمبود نایک فضایی بزرگ شدیم. آه ه ه چقدر ما بزرگواریم ... آه ه ه ما چقدر تلخیم ، چقدر کتاب خوانیم...ما بودیم که آقای اسپایک (؟) می دیدیم ، ما بودیم که تلویزیون فقط دو کانال داشت شاید هم یکی ، ما در مراسم مهدکودکمان شیربچه و پیشاهنگ می شدیم ، ما را در خانه می گذاشتند و در را قفل می کردند و می رفتند تظاهرات ... آه پدر و مادر های گول خورده ی ما....ما جوانمردان و دلاوران غیور دهه ی پنجاه برای محمد علی کلی در دو سالگیمان دَ دَ دَ دَ می کردیم.... شما متولدین دهه ی شصت احمق خر! که بیشترتان هم دختر هستید ... ما خود نوسالژی هستیم... ما خود نامجو هستیم....


Gravatar من متولد دهه ی پنجاه هستم! اونوقتها که جنگ بود من نوجوون بودم. نوجوونی های من توی جنگ گدشت. ما دهه ی پنجاهی ها نسل سوخته هستیم. ما همه اون پسره تو علی سنتوری و کنعان و حتی سریال یوسف هستیم! ما گناه داریم. ما گم شدیم. ما پسرهای دهه ی پنجاه خیلی روشنفکریم. ما دیگه به بکارت و ازدواج اعتقاد نداریم. ما خیلی فیلم می بینیم. بچه های دهه ی شصت احمقند و این نسل بی شعور و بی تربیت! ما شلوار لی می پوشیدیم تو مدرسه کتکمون می زدن!




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan