اينجا پيادهروييست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است
|
|
اين مطلب رو مدتها قبل فرستادم بالاترين. الان دوباره خوندمش بازم حال داد...!
محسن |
02.03.08 - 6:16 pm | #
|
|
لم خیلی مقدس است و در قرآن هم به کرات از آن یاد شده.
اما من فقط اینش یادمه:
لم یکن و لم یولد و لم له کفواً احد
که ترجمهاش را برای اینکه متهم به ارتداد نشوم نمیکنم.
صابر |
01.26.08 - 10:28 pm | #
|
|
be commente naaze shoma pasokh dade shod.
maryam |
01.20.08 - 9:43 pm | #
|
|
گرچه از چلو کباب خوشم نمیاد اما به نظرم چلوکبابی بد جایی نیست!
Farin |
Homepage |
01.20.08 - 7:05 pm | #
|
|
مباحث فی باب الـ لم و المخلفات.
و قد کتبه الشیخ الکبیر آزمــــوســیـــس.
hadi |
Homepage |
01.20.08 - 8:29 am | #
|
|
پیانوی کارتون پلنگ صورتی خدا بود.بابت چند خط آخر در باب شرایط افرادی که میخوای در جوارشون بلمی هم عاشقتم!! چون طبق تجربیات شخصیم آدم اگه این شروط رو رعایت نکنه بعدش ترجیح میده بره پیش همون لاشخوره تو بچه ها سلامت باشید لم بده
تلخون |
Homepage |
01.20.08 - 8:12 am | #
|
|
کامنت ِ خاله زنک :
آخخ گفتی..حالا بزنه گیلاسه تلخ از آب در بیاد..بعضی آدما این جورین دیگه
نسیم |
Homepage |
01.19.08 - 7:46 pm | #
|
|
اه!من همیشه اصلاحیم باس پشتم بیاد: بیت نه بست!
مسعوده |
Homepage |
01.19.08 - 1:54 am | #
|
|
اومدم تا داغه بگم که:
[سرفه]
لیمبو همیشه تو اوجه!
کوفت گفته هر کی گفته!
لیمبو بیکار نشسته
دوست داشته بیت نشسته!
آزموسیس مهربان
بیا بیا به دالان!
مسعوده |
Homepage |
01.19.08 - 1:53 am | #
|
|
سلام اسموسیس عزیز تشکرات فراوان به خاطر محبتت. بلاگر خودش فارسی کرد.اما اطلاعاتی که نوشتی برای من مفید بود. حالا فقط باید فونت رو تاهوما کنم فکر کنم دیگه مشکل حله. امیدوارم درست بشه بازم ممنون
نکیسا |
Homepage |
01.18.08 - 9:11 pm | #
|
|
مکابیز جان قربانت گردم، شما اول آن «جامعهی مدرن» را (همانجور که جناب بارت تجربه کرده بود) در این مملکت بساز، من قول میدهم خودم تمام کارهای تشکیلاتی آن حزب را بر عهده بگیرم!
آخر ناسلامتی این نسخه را برای مملکتی نپیچید که پرورندهی اعجوبههایی چون «تنبل شاه عباس» است (واقعیبودن یا نبودنش مهم نیست) و به قول یک نویسنده ی صادقش در نامهای به یک نویسندهی صادق دیگرش: ایرانی هر چه نداشته باشد، تنبلی و ...گشادی را به حد اعلا دارد.
پژوهنده |
Homepage |
01.18.08 - 5:34 am | #
|
|
الفاظ گشنی کردن !
عجب عبارت نا مرسوم ِ نا متداول ِ جالب ناک طرب انگیزی وقتی فکر می کنی فقط فسیل ها و ماموت ها این عبارت گشنی کردن رو بلدن ولی یکی مثل تو هنوووز داره ازش استفاده ی بهینه میبره ! حالا به شکل تئوری یا عملی دیگه به ما جماعت خواننده مربوط نمیشه حتما دیگه
یک کم فرا جنسیتی فکر کن با این رسپی کاملا مردونت !
moments d'etre |
Homepage |
01.18.08 - 4:23 am | #
|
|
ez en ke enghadr khodeti, daram divoneh var asheghet misham. akseto va telfoneto baram email kon.
lots of hugs, kisses, suck and lick
Nazak |
01.18.08 - 2:39 am | #
|
|
Oops!: ساری! گویا اسمش نازی بود! من دقت واصله رو مبسوط نکرده بودم! انی وی [چرا دوبار میگی خارجی بودنش میره؟] همین !
مسعوده |
Homepage |
01.17.08 - 10:05 pm | #
|
|
پیش نوشت: اشک در چشمان مسی حلقه زد و اگه ادامهدار بشه به پهنای صورت اشک ریخت [سلام هری [سلام لاغر]]! (سخت شدهها ارجاع در ارجاع شده دیگه! کم کم چیزی از خودمون نمیمونه که اینوطری. همه چیو قبضه کردن که)
علل اشک حلقه شده: با اون به کار بردن نایس تمام دلگیریم رو ازون نایس قبلی چنان تفالهای به لادوگهای تاریخ سپردم!
پس پیش نوشت: پس بگو چرا دپیسم زیاد شده!همه یا نقاشن یا نویسنده! خوب شد گوشمو نبردیم اومدم پستتو خوندم علل و عواملو کشف کردیم وگرنه که الان گوش نداشتم!اه ! چه ناجور! تعادلمو چیکار میکردم اونوقت!
پسون پیش نوشت: واقعن از خودم شرمندهام که به عنوان یه لیمبونشین انقدر این پست رو خوندم و انقدر کامنتم دیر شد. خب شما دوستان که یادی از آدم نمیکنین! اوهو اوهو اوهو! آره آقا اوضاع بد بیریخت بوده! حالام هست؟ خدا عالمه! من چمیدونم! ولی اگه همون موقع میخوندم این لم خیلی بیش از پیش کمکم میکرد! بعد جالبیش اینه که من این مدت هرجا میرم یه لینک Heneh میبینم و به آزموسیس کبیر افتخار میکنم!
پسا پسون پیش نوشت: خب ما هم از همون دستهایم! آخراش منو یاد چند شبی انداخت که با بچهها خوابگاه دانشجویی بودیم! جات که خالی نبود اصولن ولی خیلی خوش گذشت! یهو ساعت سه یکی یه چیزی می"فت جماعتی از خنده رودهبر میشدن! تمام عضلات دل و رودمون صبح درد میکرد! [دِ!نخیر ما ازوناش نیستیم که به درز دیوار بخندیم] بعد خیلی باحاله سیچوایشنِ تقریبن همین بود!من فکر کنم این موردش از همش بیشتر حال میده!
تقدیر قبل از نوشت: اون قسمت پشت پا که یارو با مخ بخوره زمین خیلــــــــــــــــــــــــــــي عالی بود!
بدنهی نوشت: امپتی! نال اور انی تینگ یو پریفر!
پسا نوشت: چقدر خندیدم به اون کامنت نازلی! ای بابا! من حمایتت میکنم آزموسیس! بچه محلههامونم هستن!
انی وی! [من خیلی خارجیم] عالی بود!یو آر گریت [نگفتم پرفکت!ازین پرفکت خیلی بدم میاد!خیلی ....انهست]
مسعوده |
Homepage |
01.17.08 - 9:59 pm | #
|
|
سلام دوست عزیز. من یه سوال تکنیکی دارم. نگاه کردم دیدم تو هم بلاگ اسپاتی فکر کردم میتونی کمکم کنی. من هر بلایی سر این وبلاگ جدیدم میارم باز هم نقطه و علامتا سر جای اصلیشون نمیمونن. خلاصه حسابی مشکل دارم با نوشتن. لغت انگلیسی هم که بیاد وسط همه چیز قاطی میشه. تو تنظیمات مثلمن چیزی اشتباهه اما نمیدونم چه جوری میشه رفعش کرد. از کمک شدیدن ممنون میشم.
نکیسا |
Homepage |
01.16.08 - 7:23 pm | #
|
|
لمنده عزیزم ، قربون اون لمیدنت اونی که گفتی اصلش اینه :no pain no game...میشه همون بازی اشکنک داره
خودمون ..گین نمنه دیر؟
Osmosis:
دكتر جان، بد نيست آدم قبل از اينكه مهندسبازي در بياره يه سرچي هم تو گوگل بكنه
ضد لم |
01.16.08 - 2:26 am | #
|
|
سوال امنیت ملی:کامنت من کو؟
سوال مربوط به شیزو فرنی:مگه من چندتام؟
سوال روشنفکرانه:اگر من قبلن اینجا کامنت گذاشته بودم و الان نیستش آیا پس من هستم وگرنه پس کی هستم؟
سوال اروتیک:تو خودت قند و نباتی شوکولاتی شوکولاتی؟
سوال حیاتی:لم دادن یا ندادن مساله این است؟
در نهایت اجرت با سالار شهداآقام امام حسین که تو این ماه محرم دلامون رو روشن کردی به نور اهل بیت
amir |
Homepage |
01.15.08 - 11:57 pm | #
|
|
agha mamnun baraye commentet. weblog e to ham kheili bahale, ba mazzeh minvisi. 
Sir Thomas |
Homepage |
01.15.08 - 3:41 am | #
|
|
تازه اگر کرسی هم توی سیستم باشه که دیگه به اسپری به به هم احتیاجی نیست
فاطمه |
01.15.08 - 3:33 am | #
|
|
ایوللللللل
خیلی خوشم اومد از این وبلاگ.
حالی کردم با این تناقضات طنزآمیز ، دمت گرم خدائیشششش
ناشناس |
01.14.08 - 6:28 pm | #
|
|
شاید بدونید که رولان بارت حرف های جالبی درباره ی تنبلی داره. از نظر اون تنبلی نوعی حضوره.چیزی که زندگی مدرن سرکوبش کرده.تنبل به معنای غایب نیست.مثل بچه ی درس نخونه کلاسه که علی رغم حضور سر کلاس عملا کلاس رو نادیده می گیره.به این ترتیب تنبل نوی اخلالگره.نوعی موجود که داره سیستم رو نفی می کنه (بر خلاف غایب که فقط نیست)تنبل هست و با حضورش میره رو اعصاب سیستمی که زمان را بر اساس کار مفید تقسیم بندی کرده.اتفاقا حضرتش به لم هم اشاره می کنه.به اینکه دیگه نمیشه لم داد.حتی آدمهایی که عملا کاری ندارند آچار بر می دارند به لوازم خانه شان ور می روند.به نظر حقیر همونطور که احزاب سبز برای ممانعت از دست اندازی مدرنیته بر طبیعت اختراع شده اند لازم است جنبشی هم برای احیای تنبلی و شکلی از اون که لم هست تشکیل بشه.منتهی برای کار تشکیلاتیش رو من یکی حساب نکنید!
mekabiz |
01.14.08 - 11:11 am | #
|
|
دسته بندی های شما رو که نمیشه ندید گرفت. این ستایش لم وصف حال بود و آی چسبید
ferani |
Homepage |
01.13.08 - 11:54 pm | #
|
|
واقعا فکر نمی کردم انقدر یه قضیه رو پیچیده کنی، می دونی به نظرم این یه جور اطلاعات غلط دادنه . مثه این می مونه که مثلا چون خلخالی با پیشه وری هم شهری ان من به خلخالی بگم پیشه وری!! می شه اصلا؟ این یه چیزیه که شاید برای هر کسی سوال بشه، حالا من سرچ کردم و یه ذره شک کردم اما بعضی آدم ها که اینجا می آن و انقدر بهت ایمون دارن شاید خیلی راحت اینو بپذیرن و جاهای دیگه هم بگن!
راستی انقدر هم انگلیسیم افتضاح نیست که نفهمم نو ومن نو کرای چی می شه معنی ش!
پ.ن:
منم خیلی آهنگه فرناندو رو دوست دارم!
جودی |
Homepage |
01.13.08 - 3:58 am | #
|
|
جریان ، شیفتگی آقای لاااغر/لااغر است مر این تحلیل های ناز آزموسیس را ، نخ سوزن همین در ستایش لم ...
ضمنن از این پس لاااغر هم فید دارد آقا جان ...
لاغر |
Homepage |
01.13.08 - 3:04 am | #
|
|
آه آزمو آزمو !
بشکند دست این گوگل ریدر که فید تو را کامل نشانم نداد و گولم زد وفکر کردم همه اش را خوانده ام.چقدر ذوق زده ام از این که نشانی های خانه ما را دادی آخر نوشته ( چطور کلک ؟)
ما البته اسپری ندانیم چیست (دانیم ها ... در ناصرخسرو می فروشند ، ولی کاربردش را در جمع مذکور دقیقا نفهمیدیم )
با این همه شما پیش پیش دعوتید به تنبل خانه ما هر وقت گذرتان به اینجاها افتاد که بسی بستنی خواهیم خورد و پشت سر فیلم آخر کاستاریکا صفحه خواهیم گذاشت و شهودهای آنی و بدیع از خود در خواهیم نمود.
ولسلام و ممنون بابت ممنونیت شما
خواب بزرگ |
Homepage |
01.13.08 - 2:41 am | #
|
|
اند آزموسیس ایت ایز دِ ترد تایم ای کام هییر اند آی دُنت هو انی مود تو رایت!
جاست اینو گفتم که بدونی من اومدم! با یک کامنت پربار بر میگردم! حتمن برمیگردم! جاست تکون نخورین تا بیام!وا! مگه نمیگم تکون نخورین! نخورین دیگه!حالا می]ورینم به منم بدین بخورم خب! من ازون شکلاتا میخوام خپ!
دالان دل |
Homepage |
01.13.08 - 2:09 am | #
|
|
اين شكلادا رو بده بيزمت، من با چاييم بوخورم.
Biso |
01.13.08 - 1:30 am | #
|
|
می دونی اینجا رو پشت سر هم خوندن واقعا برای من مشکله، اینه که هر از چندگاهی سر می زنم و آخرش این آرزو رو به گور می برم که با یه پست کوتاه روبرو بشم. خلاصه اینکه قبل از اینکه نوشته تون رو در مورد لم بخونم به ناگه چشمم افتاد به "گروه ضدّ زن ABBA یه آهنگی خونده به اسم نو وُمَن، نو کرای،" اینکه من آبا دوست دارم که شکی نیست درش و این اولین باری که می شنوم کسی بهشون می گه ضد زن چون تا اونجایی که من دیدم اونا اگه تنها گروهی نباشن که در اون زمان دوتاشون مرد و دوتاشون زن هستن، حتما یکی از معدود گروه های این جوری ان! و یه چیز دیگه اینکه این آهنگ باید مال باب مارلی باشه(که ناگفته نماند من به باب مارلی هم عشق می ورزم!) من تا حالا از آبا این آهنگ رو نشنیدم اما خوب می دونم توی تاپ 10 باب مارلی نو وومن ، نو کرای همیشه اولیه! چون کسی اعتراض نکرده بود سرچ کردم آبا و نو وومن نو کرای رو اما گوگل چیزی برام پیدا نکرد. راستی نوشته تون شدیدا من رو به یاداین جمله ی فیلم songs from the second floor انداخت: Blessed be the one who sits down.
جودی |
Homepage |
01.13.08 - 1:12 am | #
|
|
لينكيدمتان با رخصت
شیزوفرنی تنها |
Homepage |
01.12.08 - 7:20 am | #
|
|
خیلی خوبی. حال داشتی سری به آدمهام بزن . حالم نداشتی نزن.
کاپیتان هادوک |
Homepage |
01.12.08 - 4:40 am | #
|
|
اتفاقی اومدم اینجا...طنز براندازانه ای دارید که همه چیز را اعم از املا و انشا و زندگی و دنیا و مافیها به بازی می گیره!همان هنجارشکنی که جوهر طنزه..فوق العاده است...لینک دادم(به مطلب این و اون!)
بی بی گل |
Homepage |
01.12.08 - 2:43 am | #
|
|
ازموسیس جان بعداز خوندن این پست کلی احساس کمبود لم بهم دست داده . من اون ماشنیهای لوناپارک یادمه که وقتی بچه بودم هیچوقت سوار نشدم و شدیدا حسرتش رو به گور خواهم برد. از این آدمهای هول که مدام از اینور به اونور میدون و حال آدم رو بهم میزنن خوشم نمیاد ولی میدونی بدشانسی چیه ؟ الان دارم میون چند میلیونشون زندگی میکنم ...آلمانی و خر کار ی...حتی اگر دو دقیقه اضافه داشته باشن تو روز برفی و یخی با آستین کوتاه سوار دوچرخه میشن و میرن وسط جنگل دوساعت میدون و بعد برمیگردن خونه و میرن با دوستشون سه ساعت اسکواش بازی میکنن و آخرش هم میرن تو نهر بغل خونه شون تو آب ده درجه یکساعت شنا ...ولی بعدش همه شون با یک شیشه آبجو لم میدن جلوی تی وی و تخمه هم بلد نیستن بشکنن ...واقعا که خیلی حالم رو بد میکنن . خلاصه مثل همیشه لذت بردم . ببینم شما بااین صاحاب بلاگ رولینگ دوستی که هروقت مینویسی زود میندازدت بالای لیست ؟؟؟ تروخدا سفارش من رو هم بهش بکن چون فکر میکنم اگر این بار دوستان نبودند تا روز قیامت هم پینگ نمیشدم . اصلا به ما پینگ شدن نیومده. شاید که وقتی ازموسیس جان قدم رنجه میکنند به بلاگ ناچیز ما , صاحب بلاگ رولینگ خواسته اینبار رو در حقمون بزرگواری کنه . سبز باشی .
shohreh |
Homepage |
01.11.08 - 7:02 am | #
|
|
لم دادن و سکون داشتن بدون اینکه حس کنی داری از چیزی عقب میافتی خودش هنریه اسموسیس عزیز. من همیشه فکر میکنم اونهایی که بدو بدو میکنن تا عقب نیافتن درد دیگهای دارن. مولانا یه شعری داره که هر وقت آدمهای نا آروم رو میبینم (همونهایی که به قول تو دائم در حال دویدن از کلاس یوگا به شنا، و از کلاس آلمانی به انجمن نجوم هستن) یاد این شعر میافتم. شعرش اینه:
کس بزیر دُم خر خاری نهد
خر نداند دفع آن بر میجهد
بر جهد و آن خار محکمتر زند
عاقلی باید که خاری بر کند
خر ز بهر دفع خار از سوز و درد
جفته میانداخت صد جا زخم کرد
اینکه بعضیها خودشون رو به در و دیوار میزنن و نمیتونن لم بدن هم از درد اون خاری هستش که ازش خبر ندارن. زیادی فلسفی شد، برم یه خرده لم بدم تخمه بشکنم! روزهات شاد و شبهات شادتر.
S. |
Homepage |
01.11.08 - 3:30 am | #
|
|
نمي شد يه شعر تصويري مثل همين كه از چلوكباب گذاشتي از يه همچين گرهمايي مفرحي بذاري؟ ما كه از وقتي رفقا همه در قاره هاي دنيا بخش و بلا شدن چنين چيزي نداشتيم. ما بهش مي گفتيم اوري بادي هر چند فقط رفقاي شفيق مدعو حق ورود داشتن كرسي هم نداشتيم متاسفانه ولي ميز آشبزخونه هم همون قابليت رو داره.
سارا |
Homepage |
01.11.08 - 3:05 am | #
|
|
كثيفخوري رو ما بهش ميگيم xxدماغخوري، شرمندهامها. مونده بود اينجام [كجا دقيقاً؟] باس ميگوفتمش.
[
رواني شدم با ديدن اين شكلاتا]
Biso |
01.11.08 - 1:39 am | #
|
|
به عنوان يه وبلاگ نويس فوق العاده هستي . اما حدس مي زنم از نزديك آدم غيرقابل تحملي باشي . البته ببخشيد . فقط احساسم رو گفتم .
نازي |
Homepage |
01.11.08 - 12:10 am | #
|
|
Un de perdu, dix de retrouves هم شدیدن فکر کنم تو این دستهبندییا جاش بشه. کثافت محضه.
خدااا. مث همیشه.
زهرا |
Homepage |
01.10.08 - 10:32 pm | #
|
|
ای بابا!
dr jack |
Homepage |
01.10.08 - 6:09 pm | #
|
|
.
.
من از لحاز قلمچينگ و اينا از مشکلاتهايي در متن برخورد کردم که طبق معمول کسي غير از خودم متوجهش نشده فلذا به همونها اشارهي نغز ميکنم و ميگذرم:
"ميشه براي فانتزيدن حالتي ايدهآل تر از لميدگي تصور کرد؟"
well, neglecting the Persian toilet sitting-style, the answer is no
(
کلاسزبان براي الف.ميم.شاسِِ ازيز)
اما حالا ميرسيم به نکتهي قلمچينگ پارادوسک:
اگر قرار به فانتزيدن هست، خب چرا فيلم مذبور نبايد امريکايي باشه؟ براي فانتزيدن ميشينن فيلم کيسلوفشکي ميبينن آخه؟ يا چي؟ تا دلا دونه ( چي هس ) ؟ نه خداييش حالا عيبش همه ديدي اينم ببين ديگه... حالا نه اينکه من کلاً از اينايي که در اجتماعات مبتني برشوخيتفريح هم دست از سر سينماي معناگرا برنميدارن، بدم مياد ها. ولي شما ديگه چرا گول اينا رو مي خوري؟ اينا همونان که شب فينال جامباشگاها دارن روح القوانين منتسکيو رو تورّق ميکنن...نه. اصلاً مسأله شغصي نيست... هرچند که چون مدتيه به من سلام نکردي گذاشتهمت توي ليست سياه...
بقيهش رو هم که بقيه گفتن: بابا خدا رو کولت (ک.ر:ابول)... [خداييش خدا بود.]
Harry the compeleksi
.
Tidy my-D |
Homepage |
01.10.08 - 12:27 pm | #
|
|
آقا عالی...خدا بود. چون یادی از برتراند راسل فرمودید، یاد مقالهای از ایشان افتادم که آن را سالها پیش در تاکسی، در حین پیمودن مسیر مابین کلاسهای فولکیکبوکسینگ وفلسفهام و در حالیکه بغلدست یه دافجیگمل نشسته بودم، در یک کتاب علمی مهم دیده بودم. این مقالهی مهم را که در آن، نویسنده ضمن تایید کامل فرمایشاتهای شما (حتی اسم مقاله را هم از این نوشته کُپ زده انگار)، در باب ستایش لم دادن و نکوهش جان کندن، به مسایل مهمی نظیر اقتصاد و صلح جهانی میپردازد؛ به شما و خوانندگان فهیمتان...
http://www.panarchy.org/russell/
...eness.1932.html
neutrino |
Homepage |
01.10.08 - 12:21 pm | #
|
|
این اتوبوس جهانگردی سالی یهبار از اینجا رد میشه، اونم باید الان از رو میرزا باشه؟
لیبل: سلام سوسیس
red |
Homepage |
01.10.08 - 9:29 am | #
|
|
به طور کلی وحدت می کنیم، حتی با آن جاییش که خودمان رفتیم زیر اتوبوس جهانگردی.
میرزا |
Homepage |
01.10.08 - 9:14 am | #
|
|
خدمت تموم عزیزانی که با دیدن کامنتهای طویل ناله و فغان سر میدهند عارضم که:" عزیزْ مَن، شوما همینجیری که لم دادی کامنت رو بوخون، اگه متوجه نشدی، دوباره بوخون.
red |
Homepage |
01.10.08 - 8:26 am | #
|
|
هرجوری حساب کنی من اینجا اول بودم. حالا دیگه خود دانی.
---
این گلابتون هم چون یه دونه ای میخواد خارج از نوبت بهش بده بره...
Purple |
Homepage |
01.10.08 - 8:22 am | #
|
|
ما شوکولات مــِخـِــیم.
لیبل: علیمردانخان، پسر ِعباسقلیخان، خواهرزادهی فشفشه میرزا
(با صدای مرتضی احمدی)
red |
Homepage |
01.10.08 - 8:16 am | #
|
|
رxxم به هالواسکن که وختی میخویم بعد عمری بیایم باهات چاقسلامتی کنیم هم نمیذاره.
آقا ازت دلخورما، هم از تو، هم از این خیابون ِ دم ِ دکونت.
خدمتت خیلی کوتاه اشاره کنم که الان یه چارپَین روزی ِ که تعطیله و ماها لم سرخودیم و از بابت حجم وسیع شیرینی خامهای که خوردیم وزنمان یک مقدار آره (خودش ُ ناراحت نکنه، به طرفهالعینی میزون میشم، به امام قسم)
موید و مزید امتنان باشید.
لمهایتان یخمک ِ طالبی و ناز.
پ.ن.: بابت اون طالبیای که در متن بهش متذکر شدی هلاکتم (چشمک ناز)
به عنوان نمایندهِ رسمی آقا گطسون (بنده اساسا قبل از نوشیدن چای، فکفامیل میشم با ملت، یکیش همین آقا گطسون، فخر جوانان ِ این مرزُبوم)، خدمتتون لبخند ملیح عرض می کنم.
red |
Homepage |
01.10.08 - 8:12 am | #
|
|
مرد مومن، فیالحال پام رو انداختم رو پام و دارم به چایی که میخوام یه رب دیگه بخورم فک میکنم (نکته: الان ساعت یکُ رُبِ نصفه شبه)، عارضم خدمتت که، پَدَرجان، ما که رو میلههای بغل پله سر میخوریم هم مغضوبعلیه (مقسومعلیه، هرهر زارپ)، محسوب میشیم؟ ضمن اعلام این نکته که همهچیز جای خودشه، محبت خودم رو پهن میکنم خدمت تموم عزیزانی که اوصولا سریع راه میروند (درواقع با اینکار خواستم اعلام کنم که دلم ازت پره (جدی، کاملا جدی)، و در ضمن زورم هم زیاده)، البته از اونجایی که خیلی لامصصب هستی و نفست حق ِ، میباس خدمتت عرض کنم که تئوری و راهکارهای ارائه شدهت به غایت ناز میباشد و به قول اون برادری که یه پیشوند انگلستانی بسیار پر هیبت داره (و البته احترامشون واجبه)، ایشاللا خدا زیادت کنه، حکایت همون آبگوشتهس که اصحاب پیغمبر با یه بزغاله پختن، آبگوشت لامصب 60-70 نفر رو سیر کرد،انشاللا همچین کلونینگ شی که یه روز بیاد که هر ایرونی (آره، ایرونی، خیلی دغغت کن)، یه آزموسیس تو خونهش داشته باشه، هروخ دلش خواست دکمهی ابول رو بزنه، هروخ دلش خواست دکمهی چاملی رو.
البته همی گویم و گفتهم بارها، که تو به این جوون مردم (ابول رو میگم)، خیلی بیمهری میکنی و هی حیثیتش رو جلو در و همساده و دوست و آشنا میبری زیر ِ پادری، بههرحال بنده معتقدم ابول از رشید مردان آیندهی این مرزوبوم خواهد بود و همچین دخترمختری تور کنه که عینین ِ ناز ِ شوما از جا متورم شه و زِبونم لال بزنه بیرون (خلاصه گفتم که غافلگیر نشی و نگی دََدَموای، چرا اینجوری شد.)
در نهایت از تو دوست عزیزم، بابت اینکه نعمت لم را بر ما جماعت مـُلَــلِّــم (بسیار لمدهنده)، آشکار کردی مچکر و ممنونم، و خدمتت خیلی کوتاه اشاره کنم که الان یه چارپَین روزی ِ که تعطیله و ماها لم سرخودیم و از بابت حجم وسیع شیرینی خامهای که خوردیم وزنمان یک مقدار آره (خودش ُ ناراحت نکنه، به طرفهالعینی م
red |
Homepage |
01.10.08 - 8:10 am | #
|
|
آزموسيس عزيز
اولش بنظرم يك بلاگرز دژاوو آمد. به تهش كه رسيدم ديدم اگر كوندرا ايراني بود و همان فاخر هم مينوشت، اينهمه صنعت را يكجا نميتوانست بياورد.
*
گاهي شك ميكنم نويسندهاي بتواند بيرون يا دور از فرهنگ امروز و الان ايران اينطوري بنويسد.
*
خيلي خوب بود.
پيكولو |
Homepage |
01.10.08 - 7:01 am | #
|
|
آزموسیس ِ جان
ما که دلمون طاقت نیاورد و همون عصری این پست معرکه ی شما رو بلعیدیم
کامنت مفصلی هم طی چند مرحله همینطور که پاراگراف به پاراگراف می خواندیم برایتان نوشتیم که نفهمیدیم چه بود که هرچه کردیم پابلیش نشد !
حالا هم خیالی نیست ، خلاصه ش می شود اعلام کیفی که می کنیم از خط به خط این پستتان ...
حرف های دیگری هم زدیم که لابد مهم نبوده که الان یادمان نمی آید !
مخلصیم .
لاغر |
Homepage |
01.10.08 - 6:39 am | #
|
|
کلا با لم موافقم. با حال بهم خوردن هم. ولی ظیات با بخش همراهان همجنسش موافق نیستم
dr jack |
Homepage |
01.10.08 - 3:13 am | #
|
|
یکبار، شب کنار خیابان منتظر بودیم که زن و شوهری را مشاهده نمودیم (آقا یکی از انواع ریش و اورکت دارها و خانم با چادر و مقتعه و اینها) که تعدادی ساندویچ ابتیاع نموده رفتند نشستند توی چمن های بلوارِ وسط خیابان.بعد از به اتمام رسیدن ساندویچ ها به شماره نکشید که آقا جلوی خانم لم دادند به خوش و بش و ... انگار که در تختخواب خانه شان ساندویچ نوش جان میکنند.
بله مثالی بود مم باب ِ : اغلب به غلط تصور میشه که لــم نوع پیشپاافتادهای از تنبلیه، نوعی اختلال ناخواسته در سیستم کالیبراسیون. نه فرزندم. لــم تنبلی هست، ولی در فرهیختهترین و اشراقیترین فرم اون.البته با تطابق جغرافیایی تصور شود بهتر است.
---
راستی من نمیدونم چرا ملت اون ماشینای لنا پارک رو یادشون رفته.بعشم نمیشد مثلنی چاملی رو یه جایی اونجاها چپوند؟
Maya |
01.10.08 - 1:30 am | #
|
|
کم کم دارم تصمیم میگیرم عاشقت بشم!
گلابتون |
Homepage |
01.10.08 - 1:05 am | #
|
|
اسپري به به رو هستم
عليرضا |
01.09.08 - 11:56 pm | #
|
|
و بدانیم اگر آزموسیس و دسته بندی ها و تحلیل هایش نبود زندگی چیزی کم داشت.
شانه بسر |
Homepage |
01.09.08 - 11:25 pm | #
|
|
) کاغذ خشکشویی؟!! ما فکر میکردیم اسمِ اونا کاغذ الگوئه!
کلی حال داد این پستِ لمیده و شکلاتهاش... مث همیشه. ایول! خدایی ولی حسادتبرانگیزه ها که اُناث اصولن نمیتونن این لمهای ایدهآل رو بیافرینن.
مکین |
Homepage |
01.09.08 - 10:47 pm | #
|
|
زئوس زیادت کند پسرم.
Sir Hermes Marana |
Homepage |
01.09.08 - 10:15 pm | #
|
|
ای بابا !
این پست هم که می مونه تا شب توی خونه بخونیم !
لاغر |
Homepage |
01.09.08 - 8:36 pm | #
|
|
ما خب تو لم خودمون سر در جیب بودیم و ماستمونو می خوردیم اما میگم نکنه شما ما رو اغفال کنی هی این لمیدن رو خوشگلش کنی و اینا ... ما هم که ساده ... لم دادیم و دادیم لم بعدنش یهو شما از رو پله برقی بپری جلو بزنی زودتر بری برسی (کجاشو نمی دونم حالا) بعد بگی اول و اینا؟؟؟ هوم؟؟ فکری شدم یهو
sarah |
Homepage |
01.09.08 - 7:28 pm | #
|
|
ببین آزمو من الان به احترامت تا کمر خم شدم
ارنستو |
Homepage |
01.09.08 - 7:09 pm | #
|
|
)
من تو رو دعوت میکنم به یه لم دادن و فکر نکردن به هرچی که باید بهش فکر نکرد کاملا مجانی )
چقدر حال نمیودیم!
این اولش خیلی ذوق کردم اینا که از کلاس میپرن اون کلاس بعد معتاد میشن عالی می باشد ولی در عالم واقع لامصب کم معتاد میشن این یکم کارو خراب کرده در نظرم باید یه راهی براش پیدا بشه!
صورتک خیالی |
Homepage |
01.09.08 - 6:32 pm | #
|
|
آیا من آرزوی اول شدن در این مکان را به گور خواهم برد؟
الف.میم.شین |
01.09.08 - 6:24 pm | #
|
|
آزمو به جون بچه ام تو يه خدايي!
ئه سرين |
01.09.08 - 5:32 pm | #
|
|
داشتم میومد بگم که بابا ماه رمضون نیومده چرا در چلوکبابی رو بستی که دیدم خودت پست رو فرستادی فضا. این تریپ آخر خونه مجردی با باغالی پلو ماهیچه و روقن کرمونشاهی خیلی مشتی انگیزانه و دلربا بود البته دوغ گازدار فراموش نشه بعدش هم من به جای چیز غریزده ای مثل شلوارک پیشنهاد میکنم از پیژامه
(
برگرفته از پای جامه فارسی-تریپ اظهار فضله) استفاده شود از همون راه راهی که میذارن تو جوراب . دمپاشو دوبل میکنن در ضمن چیپس (با عکس پریزدنت مهرورز) و ماست موسیر هم مستوجب افزایش فازدهی خواهدگردید شود است میباشد!
بایرامعلی |
Homepage |
01.09.08 - 5:06 pm | #
|
|
dar moree un tye tike zendgi man fek mikonam bejoz un tool o arz ye ertefaie ham dare ke az hame mohemtare!
sun |
Homepage |
01.09.08 - 4:44 pm | #
|
|
to bi naziriiii
)))
un tike shorte maman duz khoda bud!
sun |
Homepage |
01.09.08 - 4:43 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|