اينجا پياده‌رو‌يي‌ست جلوي «دكــّـون» ؛ سندش به نام عابرين است

Gravatar ...خیلی خوشم اومد. تخیل خوبی داری و دست مریزاد


Gravatar پیدا کنید پرتقال فروش را!


Gravatar میگم میخوای بیا آپ کن !!؟


Gravatar ولی بهم بگو پا استعاره از چی بود؟
خواهش میکنم...


Gravatar خیلی عالی بود


Gravatar واقعا خیلی خوب نوشتی
نویسنده ی خیلی خوبی هستی


Gravatar First: سلام ملیکم! حال شما؟ نیستی؟ یا هستین آسْه میاین آسه میرین ما در جریان نیستیم!‌
+
Second: خجالت نمی‌کشی آخر هفته‌ها نمیای اون‌ور‍! یه ذره خجالت بکش!
+
Third: پیام این پستت همچون درخشش آفتاب واضح دریافت کردم. ما به تو افتخار می‌کنیم با این نوع استدلال فهیمانه‌ات! حقیقتا جای قدردانی و تشکر کبسوط داره که چند تا اتفاق مهم رو این‌جا بررسی کردی. و هر زاویه‌ای می‌تونه یه معنیِ خاص بهش بده! درود!
+
Fourth: «دوران پا»‌ و «دوران بی‌‍پا» جدن برا من که زیادم فکر نکنم فرق کنه! اون البته درونیه ها!‌... ولش کن حالا...
+
Fifth: آقا باز رنگ این‌جا عوض شد و شیر کاکائو هم که ندادی! چرا آخه چرا؟


Gravatar bad az inhame moddat kar, oomadam inja yekam pahamo deraz kardam roo be jonoob, shiro ghahve khordam, va nafase rahati keshidam.


Gravatar در باب پا نداشتن نظری نیست اما به دوست دخترتان اجازه بدهید تا قلمتان را بگذارد در دهانش که البته که ممکن است نقاش نشود اما اگر درست حدس زده باشم برای آتیه ی رابطه تان خوب است!


Gravatar hatman bekhon http://taslimanasrin.com/index2.html


Gravatar اگر من قول بدم دیگه بهت نگم کبیر تو ترغیب میشی در راستای جلا دادن جگر من از طریق نگارش یک پست خفن فی الفور اقدام انقلابی کنی؟هشدار:اعتبار این پیشنهاد حداکثر 24 ساعت است
اخطار:گوش نکردی یه پست مینویسم با مضمون آزموسیس جونز کبیر


Gravatar هر وقت میام اینجا / میخوام هر سه چار مطلب عقب افتاده را بخونم / میگم نظر هم نمیدم / ولی نمیشه / به آخرش که میرسم / مثل حالا / نفسم بریده دیگه / فکری ام اونایی که شیش پنش تا وبلاگ را لاجرعه سر می کشن / بلکی هم بیشتر / و نظر هم میدن / دور از جون شوما عجب جون سگی دارن هااااا / اینم بگم و برم که لیست فیلم هاتم دیدم / حالا دیگه کم کم فهمیدم که بین بسیجی ها / آدم خوش سلیقه و فهمیده هم پیدا میشه / ولی یه چیزی / سن تو به خیلی از این موسیقی ها و فیلم ها قد نمیده / میشه بگی از رو دست کی نگاه کردی؟ / یعنی منظورم اینه که از کجا فهمیدی این آدم ها که خیلی هاشون هم سن بابابزرگ تو ان / این فیلم ها را ساخته اند؟ / بالاغیرتن یک بار یک حرف راست بزن!


Gravatar آزموسیس ِ ناز ِ عزیز، با توجه به اینکه شما رو جوانی علاقمند به علم روز دیده‌ام، خواستم به اطلاع برسانم که با یک مطلب ناز ِ علمی، مندرج در کتاب‌های بسیار مهم دانشگاهی عاپم و ضمنا بلاگ رولینگ خر است و ما می‌بایست دعوتنامه شغصی بفرستیم جنب درب منزل ملت.

حضور سبزت را ارج و فلان می‌نهیم


Gravatar عن ! : دی
ته دیگ روش رو خوب اومدی !


Gravatar اوه اوه! چه تهدیداتی می فرمایین او.جی. جان.. منم که ترسو... از همین تریبون اعلام می کنم که من خیلی خوشحال و شاد و خندانم، و مداوما دارم با نوای دل انگیز "زندگی بهتر از این نمیشه/ روز دیدار اومده/ عشق من از راه اومده" حرکات موزون انجام می دم. شمام از خر شیطون پیاده شو بی خیال این کلبه خرابه ی ما باش.
فقط یه سوال، مگه تو اون بلاد غربتم "میدون انقلاب" دارین شما؟ اون وقت میدون انقلابتون از این پیراشکی کثیف خوشمزه هام داره یا نه؟ اگه داره یه ندا بدین من خودمو در اسرع وقت برسونم..


Gravatar دلم برات تنگ شده دوست نادیده


Gravatar jigaro ab zard aloo ro khub umadi... jeddan kheili bahal bud.rasti rhomathology dahanamo saf karde


Gravatar بیریز، کندن ته‌دیگ ِ زخم، یه حسی شبیه به فشار دادن جای کبودی داره و هیچم چندش نیست، باحال ماحال هم هست


Gravatar ایول ایول! چیزای مهمشم بگو بریم پی کارمون بابا!
باحال ماحال بود... و کامنت هری هم همین طور )
کندن تهدیگ های روش خیلی چندشه. گفتم بدونی.


Gravatar خیلی عالی بود .مرسی


Gravatar اگه این داستان فقط برای زانو به پایین اتفاق نیافتاده بودها... به خدا استعارات و سمبلات و اسطوره جات و کلنات اش نوک زبون ام بود...(تیکه ی ناز نوک زبون داشتی؟)( از تو یاد گرفتم این تیکه ی ناز گفتن رو داشتی)( تحویل خودت دادم و زدی ضربتی و شربتی رو داشتی؟)


Gravatar باحال بود!


Gravatar ووو! آقا من کف کردم! جون خودت بیا و بگو جواب معما رو!


Gravatar آزموسیس چندوقتیه دارم دنبال اون پاهای قطع شده خودم می گردم
اگه مال تو ته انباریه مال من فکر کنم یه جایی اونور دنیا توی یه قبرستون متروکه دفنه
می خوام پیداش کنم


Gravatar i read that poem you'd granted to little sisters ,now and then. it is sweet and warm. i know it has nothing to do with this post, but as i read it today again, i was just in need of saying that


Gravatar آره آقا جون، ما رو لای روزنومه کیهان پیچیدی (نکردی یه روزنامه درس درمون بپیچی دورمون)، بعد هم که انداختیمون تو حلب روغن قو، که دهنه‌ش خوب باز نمی‌شه و هرکی می‌خواد بازش کنه حتما دستش رو می‌بُرّه، نکردی بندازیمون تو حلب روغن نباتی لادن، بعدش هم با ریفیقات رفتی جیگر و ماس‌خیار و آب زردآلو خوردی و هه هه؟ بعد دیدی شبیه دوروغگوها شدی و می‌گی دوروغ گفتم، نخوردم و اینا؟
عوضش من و اون یکی با هم دیگه رفتیم یه نیمرو زدیم تو رگ، تو هم مارو دیدی، دهنت رو تکون تکون دادی که آره من کم نمی‌آرم و دارم جیگر میگر می خورم که باسه خونم هم خوبه.(ما هم به‌رو خودمون نیوردیم، گفتیم ما رو ازش گرفته‌ن، ناراحته، حالش رو نگیریم)
تو خیابون راه می‌ری و ملت یا دلشون واست می‌سوزه یا هرهر می‌خندن و یا نیگات نمی‌کنن و تو هم تو دلت به همه‌شون فُش مُش می دی و دلت خنک مُنک می شه و مسلما احساس خوبی بهت دس می ده، لابد بابت اینکه ما رو دیگه نمی خوای هم احساس باحال ماحالی می‌کنی و گرنه می‌ذاشتیمون تو یخچال، کم‌ ِکمش می‌ذاشتی‌مون تو از این یخدون یونولیتی‌ها، و چون اون دوسدخترِعن‌ات هم دلش یه چیزی زیادی می‌خواد، تو می‌خوای باهاش بهم مِهَم بزنی.
سخن رو کوتاه می کنم چون اون یکی منتظرمه با هم دیگه بریم قدم بزنیم، خواستم کلا در جریانت بذارم که موریونه هنوز ما رو نخورده و ما کپک هن نزده‌ایم و هنوز هم قابل استفاده‌ایم، بجا این قرتی‌‌بازیا، بیا ما رو بپوش.


Gravatar امیر یه بار حرف جالبی راجع بهنوشته هات گفته بود که مغز آدم رو شدیدن بکار میندازن یا همچی چیزی. راست گفت شدیدن.


Gravatar الآن لابد باید به این نتیجه برسیم که پای لجن‌مال مقطوع شده در اینجا یعنی سنت‌های ناجور که در تقابل ازلی‌ابدی سنت و مدرنیته لجن‌مال‌شده و به ×× کشیده می‌شوند و از این خزعبل‌ها...

یکی عنتری دید بی‌دست‌وپای
خجل گشت از لطف و صنع خدای


Gravatar البته...در حقیقت...از منظر دیگری...


Gravatar shocked of the way u wrap things in such fabulous cover n explain...thnk u for giftin us a moment to think.


Gravatar خدا خفه ت نکنه. اومدی ما رو از نگرانی دربیاری٬ بدتر نگرانمون کردی.


Gravatar خدا بود


Gravatar مرسی ازموسیس عزیزکه اینقدر گپ های خودمونی با ما میزنی مخصوصا اینکه گفتی دوست دخترت واقعا عنه که با الفش اصلا مثل با ع نش نیست ...یعنی شاید من نمیدونم که با کدوم مینویسن ...بگذریم مثل همیشه حرف نداشت . سبز باشی .


Gravatar در اسرع وخت، با یه کامنت ِ بندوبساط‌دار خدمت‌تون، شرفیاب می‌شیم، جدی، کاملا جدی.

امزا:
رد


Gravatar بی استعاره اش که قشنگ بود با ش رو نفهمیدم. ته دیگ کیفورمان کرد


Gravatar - عجب. جماعت را انگشت به جيب تفكر كرده‌اي
- وقتي صحبت استعاره باشد، ذهنم جاهاي زيادي نمي‌رود.
- پينگ پنگ دوست دارم اما امكانات باشد بسكتبال را ترجيح مي‌دهم.


Gravatar حال بی‌قیدی داد خوندن‌اش. مثل خیلی از پست‌های قبل.


Gravatar به روح من نيز هم.


Gravatar estelahe tah dig bara zakhmo zilihaye khoshk shode jaleb bud. manam ama be ghole in khaharemoon bayad beram fekr konam, ma faghat manaye zaherisho gereftim ta alan. baba cheghadr pichide minevisi to.


Gravatar اميدوارم از خواننده ي با حوصله و كنجكاوري مثل من نخواهي كه بشينم دونه دونه استعارات و تشبيهات و گره هاي داستانت رو باز كنم. اما از همه جالب تر اينه كه من اين شخصيت معلول داستان رو دوست دارم. يه جورايي همذات پنداريم گل انداخته. در مورد عن بودن اون دخيه و نقاش شدن و از اين حرفا.


Gravatar ناخلف باشم اگر من به xxی نفروشم، بابا دولت آن است که بی خون دل آید به کنار. اصلا کم غایت توقع بوسیست یا کناری، اما دیدار نشد میسر و بند و بساط هم. [تابلوئه که مدهوش پستت شدم و دارم زر الکی می‌زنم، خودم می‌دونم پس به روحم]


Gravatar من فعلاً تو بهتم. میرم بعداً میام اگه مغزم یاری کرد کامنت مرتبط میذارم.


Gravatar khob shaiad behtar bud chand ta P>.s ham zamime mishod be in post!




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan