Gravatar wow ,che pesare nevisandeye nazi daram man,elahi mamani ghorbune in ghalame shivat bere.


Gravatar چشامون رو می بندیم و هی میگیم الان تموم میشه الان تموم میشه


Gravatar سلام
حس خوبی داد این نوشته.طنز متشخصی درونش مستتر بود.
شادباشی!


Gravatar به انتظار مجوز ورود ........!

همیشه انگار از توی کله خراب من داری می گی ..اوووف

در مرز یکدیگر......

خسته از این همه هیجان..........


Gravatar کلا گاهی از اونطرف می زنم تو کار طنز .. تو رو نمی دونم ...ا


Gravatar ! طنز؟ فکر کنم بیشتر دراماتیک بود


Gravatar درباره ی ژورنالیسم که نمی دانم. هر روز که یکجوری است نوشتن یک جوریست و آدم یکجوریست. می دانی که. می شناسی که مرا. لااقل کمی. همان کمی که کفایت می کند برای این روزها.. ها؟... دنده ی خلاص ترس دارد. من با "می ترسیم"، همنوایی می کنم. انتظار مجوز ورود.. یک حرفهایی می زنی یک وقتهایی توحید که آدم بخاطرش یک کمی بیشتر از کم همیشه اش فکر می کند.. خب آن طرفها چه خبر؟ شادیت برقرار است؟


Gravatar بعضی وقتها هم این طرف مرز به انتظار مجوز خروج


Gravatar درود بر توحید بزرگ. آقا کارهای اخیرتان بسیار گیرا و پرمغز است.




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan