|
|
|
با کلی خجالت از دوستان وبلاگ نویسم
توحید |
Homepage |
11.22.08 - 3:09 pm | #
|
|
سلام
خواندم.هرچند حس می کنم فلسفه ای شخصی پشت این یک خط نوشته است که نمی گذارد خیلی به آن نزدیک شود غیر.
شادباشی!
علیرضاآقائی راد |
Homepage |
11.23.08 - 10:00 am | #
|
|
سلام
لابد دل نويسنده را سوزانده اند كه اكنون خاكسترش باقي مانده! اما چه جالب كه آن خاكستر هم هنوز "احساس " را درك ميكند تا آنجا كه گرماي احساس به تب دچارش مي كند!
نوشته ي جالبي بود.
راستي با تشكر از نظرتون خواستم بگم كه با اجازتون اون كامنت را اندكي ويرايش نمودم!
مهرگان |
Homepage |
11.24.08 - 4:26 am | #
|
|
کودکی ام از تب احساس، خاکستر می شود...
یرما |
Homepage |
11.25.08 - 9:45 am | #
|
|
و الان من مبهوتم!
چون کاملا اتفاقی به اینجا رسیدم و انگار یه جورایی می شناسمتون!
دنیا از اینم کوچیکتره انگار
انگار!
یرما |
Homepage |
11.27.08 - 5:18 am | #
|
|
tabam daemi shode ... haziyanam goftegoo..
mamnon Tohid
tookaa |
11.28.08 - 10:36 am | #
|
|
che khoshbinane !
bia manam bekhoon!
parisa |
Homepage |
11.28.08 - 1:08 pm | #
|
|
صد شور نهان با ما، تاب و تب جان با ما
در این سر بی سامان، غمهای جهان با ما
طناز |
Homepage |
11.30.08 - 12:37 pm | #
|
|
اوهوووم توحید . شاید . همان هایی که گمشان کردم..!
tookaa |
12.06.08 - 12:32 am | #
|
|
Commenting by HaloScan
|