|
|
|
قشنگ بود |
|
داشت محو میشد، مثل چیزها که در مه ناپدید میشوند، ولی خوب که فكر میکردي، اينجوري بهتر بود. اگر چشمهايت را تنگ ميكردي میشد خيال كني ميشود لبخند روی صورتش را دید |
|
ولش کن بزار بره |
|
|
|
|
|
|
Commenting by HaloScan |