|
|
|
از باغ مي برند چراغانيت كنند
تا كاج جشن هاي زمستانيت كنند
پوشانده اند صبح تو را ابرهاي تار
تنها به يك بهانه،كه بارانيت كنند
يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند
اين بار مي برند كه زندانيت كنند
يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست
ار نقطه اي بترس كه شيطاني ات كنند
آب طلب نكرده هميشه مراد نيست
گاهي بهانه ايست كه قربانيت كنند!ا
sepide |
10.29.09 - 4:44 am | #
|
|
salam agha khaste nabashin, hale hishki khob nist. roz be rozam dare badtar mishe. akhe mage onyeki chegade behtar az inyeki mitune bashe?
rasti chera nemishe in ketabe shomaro mesle adam peyda kard khode ketab 2750 e hazineye postish mishe 3000 toman. akhe man chikar konam.
parisa |
10.29.09 - 4:53 am | #
|
|
khastam inam dashte bashin
parisa |
10.29.09 - 4:54 am | #
|
|
سلام بر شما
امیدوارم جناب حیدری زودتر مشکلشون حل بشه من از مطالب ایشون هم لذت میبرم.واقعا زمونه بدی شده.چقدر شما ناراحت و غمگینید.
farzaneh |
Homepage |
10.29.09 - 2:14 pm | #
|
|
مبارکه.خوندم قوچانی ازاد شد.به هر حال تو این وضعیت شدیدا نرمال (!)از این خبرها کم می شنویم.از اون ماسک خنده یاد کتاب میرا افتادم.و
سیمو |
10.30.09 - 8:09 am | #
|
|
jaye shamloo khali! hameye sherash dar in vaghtha mesdagh hale hameye mast!
saturn |
Homepage |
10.30.09 - 8:29 am | #
|
|
يه روز رو شاخه درخت كرگدن نشسته بود.......... كرگدن گريه مي كرد; كرگدن غصه مي خورد; كرگدن زاري مي كرد; .......... كرگدن گريه نكن; كرگدن غصه نخور; كرگدن زاري نكن;.......... كرگدن تو هم يه روزي مي پري...
پس غصه نخوریا...
parnia |
Homepage |
10.30.09 - 5:50 pm | #
|
|
حس کردم می فهمم چته
با اون تیکه ی آخر
با اون "صاب مرده"
مثه وقتی که می نویسم
و از شدت ناراحتی
فحشی
ناسزایی
کلمه ی بیربطی
واژه ی نازیبایی
نامربوطی به جمله های قبل
از دهنم نه
از دست هام
بیرون می پره
فهمیدم
mim |
Homepage |
10.31.09 - 12:01 am | #
|
|
اومدم که مثلن ثابت کنم هنوز نیمچه حوصله ای برای زندگی دارم و میام به اینجا سر میزنم، اما همچنان افق نگاه همه ی عزیزانم ابری است
س.ک |
10.31.09 - 2:31 am | #
|
|
سلام و هزار سلام به چشمان تو كه ميبارد و ميبارد و ميبارد و هزاران چشم ديگر كه بيقرارند و هواي باريدن آرامشان نميگذارد.
الهي به شادي ببارند اينبار!!!
پوريا عالمي نازنينم انشاءالله خوب باشي
خوشحال شدم كه سردبير روزنامهي اعتماد ملي جناب آقاي «محمد قوچاني» آزاد شدند. تبريك ميگم. انشاءالله دوستان ديگرت هم آزاد بشوند.
الهي كتاب جديدت (ستون فال قهوهي روزنامهي اعتماد ملي از وزارت ارشاد مجوز بگيرد!!! آخر خندهدار نيست نميگذارند چاپ بشود، ما كه قبلاً آن را خواندهايم و مشكلي هم پيش نيامده!!!
خدا شفايشان بدهد
فرز
farzaneh.P |
10.31.09 - 5:40 am | #
|
|
شاعر مي گه: شادم تصور مي كني وقتي نداني
لبخندهاي شادي و غم فرق دارند
البته ديروز جداًشاد بود
به خاطر آزادي
هرچند فقط واسه يه نفر
و هر چند فقط به بندي بزرگتر
اما بالاخره آزادي آزاديه
تبريك
sepide |
10.31.09 - 9:52 am | #
|
|
Commenting by HaloScan
|