|
|
|
سلام علکم
بی تا |
Homepage |
11.11.09 - 3:01 pm | #
|
|
من که از این جلال فقط داستان مدیر مدرسه اش را دوس دارم و خسی در میقات که البته به روحیات دین ستیز من نمی خورد ولی از دیدیک سفرنامه متفاوت دوست داشتمش
بی تا |
Homepage |
11.11.09 - 3:03 pm | #
|
|
از زنش هم خیلی بدم میاد
بی تا |
Homepage |
11.11.09 - 3:04 pm | #
|
|
تا حالا کاراشتباهی کردی که به خاطرش کسی دیگه سرزنش بشه؟؟
بی تا |
Homepage |
11.11.09 - 3:11 pm | #
|
|
khoda ro shokr man ba ketabe shaygan mahshuram felan, harchand rasme saraye dorosht exchangemoon mikone be zoodi
Anonymous |
11.11.09 - 3:15 pm | #
|
|
نگاهت نسبت به کتاب پسندیدم چون این کتاب به خاطر غرب ستیزی اش مورد هجوم قرار گرفته و توجه هم نمی شود که مسئولیت روشن فکر نقد زمانه خودش است و او هم به خوبی مدرنیزاسیون را نقد کرده است و این که کار کتاب بالا گرفته مسئولش جلال نیست چرا که هر کتابی فقط زمانی ادامه پیدا می کند با دغدغه ها و گفتمان جامعه همسو باشد اول گفتمان غرب ستیزی در جامعه وجود داشته و در دل این گفتمان است که این کتاب قهرمان می شود
bahar |
11.11.09 - 4:05 pm | #
|
|
سلام
دوست عزیز ما امروز هم هنوز تکلیف مان روشن نیست که چه می خواهیم و چه خواهیم کرد یعنی جنبش سبز مردم به خیابان می آید سکوت می کند کتک می خورد ابراز مخالفت می کند اما
هنوز نشان نداده که برای فردا چه حکومتی چه نظامی یا الگوی حکومتی دارد
انقلاب 57 هم همین قضیه شکل گرفت و مردم نمی دانستند به که وچه رای می دهند تنها رای دادند و نهایتا دیدیم انقلابی را مصادره به مطلوب خودشان کردند
من امید دارم روشنگری در این زمان شکل بگیرد تا قانون حاکم باشد نه فرد
و افراد شانس حاکم شدن دیکتاتوری در این کشور را برای همیشه از دست بدهند
جهانگرد |
Homepage |
11.11.09 - 4:14 pm | #
|
|
من با تو مخالفم. این کتاب در واقع تصویر یک جامعه یه بیمار دیکتاتور زده هست که چند صد سال نتونسته خودش فکر کنه و همیشهبراش نوشتن و این فقط خوانده. غرب در این بین بی تقصیر نیست. غرب عامیشه برای حفظ منافع خودش چوب لایه چرخ آزادیخواهی گذاشته و هنوز هم همین کار رو میکنه. اسناد این فضولیها در ارشیو کشورهای دمکرات هست و هر از گاهی رو میشه، و تازه انجاست که میفهمی کجای کاری.
hasti |
Homepage |
11.12.09 - 12:16 am | #
|
|
یادمه وقتی بی بی سی از ایرج پزشکزاد درباره شخصیت دایی جان ناپلئون سوال میکرد پزشکزاد جواب داد این شخصیت نماد انسانهایی بود که کوته فکری و بی عرضگی خودشون رو می انداختن گردن بیگانه و میخواستن از زیر مسئولیت شونه خالی کنن که اگه جامعه ما اینطوریه دستهایی تو کاره!!
و همینطور مصاحبه شیرین مسعود بهنود با ابراهیم گلستان که میگفت روشنفکران ما هیشه احمق بودن و هنوز هم هستن!!
سلام شاهرخ
علیرضا |
Homepage |
11.12.09 - 12:39 am | #
|
|
بدبختیم به خدا
عاممون از خاصمون بد تر
خاصمون از عاممون بد تر
یاد یه داستان کوتاه افتادم ، گمونم از همین جلال
یه یارو با هزار بدبختی یه ساز می خره که باهاش نون در بیاره ، از کنار یه مسجد رد می شه ، یه خر مسلمون ، می گیره سازو می شکنه
پای این داستان کوتاه گریه ای کردم آقا
صدا |
Homepage |
11.12.09 - 1:22 am | #
|
|
از جلال آل احمد فقط مدیر مدرسه رو خوندم. راستش به خاطر همین کتاب " غربزدگی " هیچ وقت نتونستم با آل احمد ارتباط درستی برقرار کنم. من با اصل این عبارت مشکل دارم؛ حالا هم که دیگه مطمئن شدم هیچ وقت نمی خونمش. مرسی بابت تحلیل خوبت...
سحر |
11.12.09 - 5:24 am | #
|
|
راستی، اولین آیتمی که تو گودر به اشتراک گذاشتی خیلی باحاله. اول فکر کر دم شوخی کردی؛ بین اون همه مطالب سیاسی یهو مقایسه نخ دندون و مسواک...:D
سحر |
11.12.09 - 5:29 am | #
|
|
از جلال گفتید یاد قصه زنی که مردش را گم کرد افتادم.
مشکل روشنفکرای ما این است که نمی دانند با احساسات مذهبی و ملی خودشان چکار کنند. سیاوش عزیز همین جلال کبیر را ببینید نمونه ی بارزش است شریعتی هم همینطور.
مشکل ما فقط مذهبه که همیشه افکار مارو داره قلقلک میده. همه روشنفکرا در عین حالیکه انگ غرب زدگی بهشون میخوره میتونند متحجر هم باشند... واین فقط تو خاور میانه است و جاهایی که سنت و مدرنیسم با هم کل میندازند...
ببخشید که ما در اموری که به ما ربطی نداره روم بدیوار اظهار نظر کردیم.
دوباره سلام
راستی یه چیزی آقای سیاوش این احسان کیه که تازه شهید شده؟
اراکده |
11.12.09 - 10:14 am | #
|
|
البته الان که ما افتخار می کنیم اگر انگ غرب زدگی بزنندمان که نمی زنند نامردا!
این مثل لیبرال... کمونیست و هزار فحش سیاسی دیگه که امروز در جامعه از وزن افتاد اما متاسفانه این زبان رسمی است که تعیین می کند جایگاه ما را و خوب ما هم که آدم نیستیم چون به جای المکاسب مثلا اقتصاد کلان می خوانیم.
---
این کتاب که مبارک صاحب اش باشد را خوانده ایم البته در سال 82 و جای شما خالی از آن نسخه هایی دم دست ماست که وزق بزنی جر می خورد.
---
گرفتار بودیم این شد که نشد سر بزنیم.
آقا بیا این ور بشینیم گپی بزنیم دلمان لک زده به یک بحث مشتی. ایما خانه ای خالی همراه با سکوت مطلق می توانیم مهمانتان کنیم. مرخصی-پرخصی جور کن بیا یزد بقه اش با من!
دمدمی |
Homepage |
11.12.09 - 12:40 pm | #
|
|
منم باید بگم نگاهت به کتاب قابل تحسینه!
اگر این احساسات لعنتی موقع نوشتن کمی دست ادم را باز می گذاشتند من هم بدون که فحش بارونش کنم نظرم را راجع به کتاب می نوشتم!
بکتاش |
Homepage |
11.12.09 - 12:53 pm | #
|
|
سلام جلال رو خیلی دارم به خاطر نوشه های خوبش داستان هاش - چی بگم دیگه
مهربون |
11.12.09 - 12:58 pm | #
|
|
نه و توییتر نیستم !!!!!!!!!!!!!!!خوشحالم که درس می خونی منم تلاش می کنم بیشتر بخونم ها ها رومولوس رو ندیدم اما می رم می بینم ممنون
مهربون |
11.12.09 - 1:00 pm | #
|
|
ببین تویه شرایطی آدم ها یه حرف هایی می زنند که شاید بعدها قبول نداشته باشند راجع جلال اجل فرصت نداد خودش رو یه بازخوانی بکنه قبول داری ! مثل شریعتی که به نظر بنا بر مقتضیات زمانش بسیار شتاب زده اس
مهربون |
11.12.09 - 1:02 pm | #
|
|
خسته ام از اين كلمه در حد مرگ
دلم براتون تنگ شده بود . خوبين؟
استاكر |
Homepage |
11.12.09 - 8:14 pm | #
|
|
هرگز این آدمو دوست نخواهم داشت،به خاطر همون یه جمله ای که ازش تو کتاب تاریخمون بود در ستایش فضل الله نوری.(تفکر جزمی رو می بینی؟!)راستی شانس دیدن تئاتر عشق لرزه رو نداشتم.شاید کتابشو گیر بیارم بخونم.از این نویسنده داستان ابراهیم آقا و گلهای قران رو خیلی دوست دارم.خوندی؟
تونستم بجاش تئاتر اسبهای پشت پنجره رو ببینم که بد نبود.کلا ویسنی یک دیوانه در خور تحسینیه به نظرم.من همون شکلات تلخم که گفتی ولی بلاگم بیشتر از یکساله که پیش اصحاب کهفه!و
سیمور گلاس |
11.12.09 - 10:30 pm | #
|
|
سر کلاسی یک شاگرد میپرسه از معلم تاریخش که دایناسورها رو کی منقرض کرد.( البته در همین دوران این شاگرده از معلمش میپرسه .همین دوران دیکتاتور پیر)
معلم میگه وقتی انقلاب اسلامی شد .آمریکا یه بمب درست کرد دایناسور ها رو از بین برد..و منقرض شدن اونا دست آمریکایی ها بود..
خب دیگه هر زمانی نوشته ها و گفته ها اثرشو تا نسلهای بعد میگذاره
مرسی john
ستاره*** |
Homepage |
11.12.09 - 11:34 pm | #
|
|
سلام دوست من
تخم لق رو نمیشکونن تخم لق رو میکارن .
موفق باشی جانم . فقط غصه ام گرفت که همون طور ویران مانده ایم .
جزیره در کهکشان |
Homepage |
11.13.09 - 3:28 am | #
|
|
گذشته از اینکه ژاپون و هند هم وقتی که کمی این کوته فکران حرکت بکنند و خودشان را سرو ته کرده و جور دیگری نگاه کنند هم می شود غرب و بعد با عنایت به کتاب صاحب بزرگراه ،آنها هم چوب می شوند و دو سر نجس
اما
وقتی که انگار به نظرم جلال آمد و رنگ قرمز بدست گرفت و از هر چه مرکب آبی رنگ بود شروع به انتقاد کرد انگار که ابژه ژویی سانسش را بیرون کشید و اخته کرد و یک جور خشنودی و تاخیر در انزال برای خودش ایجاد کردو البته هیچ شکی نیست که این جماعت کوته فکر که پل شیخ فضل الله اشان روی ستار خان قرار گرفته نه همان یک مقدار حقیقتی که در کتاب بوده را درک کرده اند و نه درک خواهند کرد و هزار بار دیگر هم شرق و غرب و سنترال زدگی را جلال و دیگری ها بنویسند اینها همچنان کشسان باقی می مانند و مشتاقانه به عقب می تازند که اینها توانسته اند نه تنها نور را منفجر کنند بلکه زمان را نیز به عقب برگردانن و خوب دانشمندانی هستند
خرمگس |
Homepage |
11.13.09 - 8:12 am | #
|
|
تحقیق که نه، یک گزارش مقایسه ای بود
تحویل دادم با یک خفت تحویل دادم
دیگه خسته شده بود به کنایه بهم گفت اون گزارش وزینتو دیگه نمی خوام اطلاعاتم را پس بده
من هم گزارشم را بامواد اولیه مدیر بهش پس دادم
هنوز نظرشو نفهمیدم
ولی با این جریان هم پیاز را خوردم هم کتک .پول هم دادم
واما جلال . این غربزدگی تو کتاب های ادبیات مدرسه ازش دفاع هم شده بود و به نفع خودشون استفاده کردن
هر اندیشه ای باید در بستر زمانی خودش بررسی بشه
Anonymous |
11.13.09 - 10:04 am | #
|
|
یه کتابی داره سید فخرالدین شادمان به اسم«تسخیر تمدن فرنگی» که خیلی زودتر از غرب زدگی جلال نوشته شده و عجیب اینکه خیلی پخته تر و واقع گرایانه تر از کار جلاله. البته خود جلالم توی پاورقی غرب زدگی به کار شادمان اشاره می کنه با این وصف که:"مراجعه کنید به تسخیر تمدن فرنگی از سید فخرالدین شادمان که بر من فضل سبق دارد و ...." مفهومی که شادمان رو به نقد کردن می کشونه به تعبیر خودش«فکلی مابی» یه که این فکلی معنای خیلی وسیع تری از شخص واداده در برابر فرهنگ غرب رو داره
زهراموثق |
Homepage |
11.13.09 - 5:26 pm | #
|
|
خواهرزادهی شادمان یعنی عباس میلانی دوستداشتنی توی مقدمهای که روی کتاب داییش نوشته مفهوم «فکلی مآبی» مورد نظر شادمان رو اینجوری توضیح میده : "به گمان شادمان، مهمترین سد راه استقلال و تسخیر تجدد فرنگ، خطر فکلیهاست. رویهی دیگر این فکلی، «...جوجه فقیه یا فقیهنمایی خوشعبا و کوتاه ریش و کوچک عمامه است که چند کلمه فارسی و عربی یاد گرفته و سی چهل کتاب از نویسندگان کم فکر پرنویس مصر و شام خوانده ....و مدعی است که اهل فرنگ تمام قوانین خود را از اسلام اقتباس کردهاند». چیزی که شادمان به عنوان راهکار روش دست میزاره خیلی هوشمندانهتر از اندیشههای تحت تاثیر چپگرایی مرسوم زمانه جلاله. شادمان باور داره که تنها راه احیای فرهنگ ایرانی فقط و فقط احیای زبان فارسیه
زهراموثق |
Homepage |
11.13.09 - 5:41 pm | #
|
|
کتاب خوبیه. نثر جلال رو خیلی نه ولی دوست دارم.
راستی کار رومولوس هم اصلا" کار خوبی نبود رفیق.
تاتر خوب اومد خبرت می کنم
آپم
hesam |
Homepage |
11.13.09 - 5:42 pm | #
|
|
چند روز پیش داشتم نامه بهمن قبادی رو به عباس کیارستمی می خوندم ...خیلی غمگین شدم ... یاد نیوه مانگ افتادم که چقدر زیبا ساخته شده بود و بعد یادداشتی که در مورد این فیلم گذاشته بودی رو به خاطر آوردم و ...
پ.ن : بی ربط به پستت
somayeh |
Homepage |
11.13.09 - 5:44 pm | #
|
|
نظریهی شادمان هنوز که هنوزه به نظرم فوقالعاده پیشروئه. شادمان ما رو متوجه این نکتهی خیلی خیلی ظریف میکنه که «زبان» هم جوهرهی یک فرهنگه و هم خودش به شدت اون جوهر رو تقویت میکنه
بهش که فک میکنم بدون هیچ تعصبی واقعا غربزدگی جلال در مقایسه با تسخیر تمدن فرنگی ِ شادمان خیلی شتابزده و خیلی خیلی سلبی میرسه
زهراموثق |
Homepage |
11.13.09 - 5:56 pm | #
|
|
به شدت پیشنهادش میکنم
سال هشتاد و دو نشر«گام نو» با مقدمهی عباس میلانی
زهراموثق |
Homepage |
11.13.09 - 5:57 pm | #
|
|
سلام دوست عزیز
برج های نیویورک سال هاست به ابرها هم تجاوز می کنند
کسی نمی گوید ما هم پرنده ایم
با آنکه مشتاق نظرتان هستم اما برای پیشگیری از آنفلونزا، زمان درج کامنت، حداقل یک متر فاصله را رعایت کنید.[گل][بدرود]
باران سپید |
Homepage |
11.13.09 - 6:12 pm | #
|
|
غرب زدگی ، داستان تمام عیار روشنفکری ست در ایران که بیشتر از آن که به وظیفه ی اصلی اش بپردازد ، دغدغه ی تفکر و نقادی و خردورزی داشته باشد و به دنبال فکرها و طرح های جدید باشد،درگیر عقده ها و بغض ها و خصومت های محلی ست. من نثر جلال را تاحدی شبیه به نوشته های دکتر شریعتی می دانم که همین قدر با تب و تاب می نوشت.درباره ی دین می نوشت ،درباره ی جامعه شناسی می نوشت،درباره ی تاریخ و سیاست و فلسفه می نوشت اما جامعه شناس نبود.مشاهده نویسی می کرد اما تئوری نداشت.تحلیل نظری و بررسی علمی و معرفت فلسفی و منطقی از کارهایش درنمی آوردی.اما خیلی خیلی احساس پرتاکید و ظریفی داشت.نثرش ادیبانه و شاعرانه بود و نوشته هایش انقلاب می کرد.شور آفرینی و احساساتی گری ات را تقویت می کرد و به دنبال آن فکرهایی را در تو باعث می شد.
جلال، اندیشه ی بازگشت به خویشتن را دبال می کند.دنبال بومی سازی و فرهنگ خودی غیر وابسته بدون ادا اطواروژست های روشنفکرانه ی توخالی است.در نوشته های ایشان یک سرخوردگی بزرگ وجود دارد از سرمایه داری ،تجربه ی شکست خورده ی حزب توده در ایران وگفتمان های غربی رایج .زبان آل احمد بریده بریده و پرسرعت است و میدان دید را همان فرهنگ پررفت و آمد و رنجور فرهنگ عامه قرار می دهد.
تلاش او،تلاش برای مصون نگه داشتن ریشه های اصیل است یا هشدار دادن دربرابر اثرات زیان بار و فرساینده ی امپریالیسم غربی که هویت فرهنگی ایرانی و اسلامی را استحاله می کند و جایگزین درخوری برای آن ندارد.
بنابراین به نظر می رسد بدون برقراری رابطه بین سنت و تجدد، دچار بی تعلقی صرف ،بی درکی و بی پناهی می شود.شخصیتی بی اصالت،بی گذشته،معلق و بدون آینده.
او با اسلام شیعی بدون اجتهاد، روشنفکر غیر خودی بی ارتباط با توده ها و مفهموم خود در جدال است. جدال و مواجهه ای که بارها و بارها در نوشته هایش مشاهده می شود.
حبسیات |
Homepage |
11.14.09 - 1:22 am | #
|
|
اومدم دیدم کامنت هام پر از غلطه ببخشید با عجله تو کافه نت نوشتم
مهربون |
Homepage |
11.14.09 - 7:30 am | #
|
|
یک چاپ قدیمی دارم ازش با خیلی از کتاب های دیگه اش ...
شاید بخونم.
پــ.ــوریــ.ــا |
Homepage |
11.14.09 - 7:37 pm | #
|
|
مي دانستيد كه خيلي عالي و بدون ترس نقد مي كنيد ...كتاب مدير مدرسه جلال رو خوندم غرب زدگي رو ولي نخوندم و اصلا نمي فهمم غرب زدگي و شرق زدگي يعني چي اين مرز هاي جغرافيايي مسخره ترين اختراع بشره به من سر بزن خوشحال مي شم
shohre0097 |
Homepage |
11.15.09 - 3:06 pm | #
|
|
tahlil e zibayi bood
kheili khoobe ke in rooza harfayi mese in ziad shenide mishe
be nazaram ghadam haye bozorgi dare too in chand maah bardashte mishe
omidvaram rooz be rooz bishtar beshe o edame peyda kone
Shahab |
Homepage |
11.18.09 - 1:38 am | #
|
|
والله من چشمم آب نمی خوره
یه حس غریبی بهم میگه این جنبش سبز هم آخرش سر از همونجایی در میاره که تقی و نقی در آوردن یعنی لا باقالی ها
ایشالله که حس غریب ما اشتباه می کنه
EraZer Head |
Homepage |
11.27.09 - 3:31 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|