Gravatar من هیچوقت نفهمیدم کجای زلزله ترس داره؟
تکون هاش؟ خب آدم که موقع رقص یا کارهای بی ناموسی صد برابر بیشتر تکون میخوره
سر و صداش؟ والا سر و صدای همین خیابونهای تهران صدبرابر بیشتر ! تازه دائمی هم هست
ترس از مرگ؟ خب این ترس که در همه شئونات زندگی هست. موقع رانندگی، موقع عبور از خیابون، موقع غذا خوردن یا هر کار دیگه ای
زلزله اصلا چیز منحصر به فردی نداره که بخواهیم خیلی زیاد ازش بترسیم

---------------------------
بني:
ميدوني مشتي كجاي زلزله ترس داره!اينكه همه جا داغون بشه!اينكه جلوي چشمت عزيزات زير آوار بمونن و تو نتوني كاري واسشون بكني!اين كه فقط تو بموني بين خانوادت!تنهاي تنها!نمونشو توي زلزله ي بم ديدم!بدتر از اين نميشه كه همه برن و تو تنها بموني!ايناش برم ترس داره!نه تكونش و صداش!بقول خودت اينا كه عادي شده بوامون.!


Gravatar ina chiye neveshti!!!!!!!!!!!!!!!!
ghalbam vasad ke!

hichkas hichish nashode?
vaaaaaaay khoda nakone biyaad
khoda nakone
man inja degh mikonam az stress o ezterab
vaaay ino begoo, ke dirooz man dashtam ba doostam az zelzeleh harf mizadam
hala too oon saket ro vase chi amade kardi?!!!!!!!!!!!
toam midoonesti mage

--------------------------
بني:
من شرمنده ام!به خدا نميخواستم بترسونمت!اتفاقا به فكرت بودم!گفتم نكنه با خوندن اين پست فكر كني چيزي شده!نه عزيزه دلم خدا رو شكر چيزي نبود.اصلا كسي نفهميده كه همچين چيزي شده!اينم از حس قويه ماست ديگه خواهر!!
بهدشم اون ساك كه گفتم آماده بود!!چيزي خاصي توش نبود!مداركمون و طلاهامون كه هميشه اون تو هستش!


Gravatar فکرش رو بکن موقع اون زلزله ی سه سال پیش تهران من بانی بیچاره رو ول کردم و خودم بدو بدو فرار کردم. تازه تو راه پله به همسایه ها که تو راهرو ایستاده بودند دستور میدادم که فرار کنید فرار کنید زلزلس! فکرشو بکن. الان که یادم میفته کلی میخندم. با لباس تو خونه. هیچی هم بر نداشتم. یعنی اصلن نفهمیدم چی شد تا دیدم داریم تکون میخوریم د بدو. در رفتم
یاد اون قسمت سریال خانه سبز افتادم که زمین افتاد. بعد فقط خانه ی سبزیا فهمیدند. یادته؟ ساعت نه هر روز کانال دو نشون میده. نگاه کن .باحاله.
من هم اصلن فکر نمیکردم اینقدر از زلزله بترسم. اوه! میخوا&

----------------------
بني:
اولندش دخترم كامنت دونيه منم مثه كامنت دوني تو سير موني نداره!كامنتو ميخوره!واسه همين زياد شد تو دوتا بنويس كه آخرش گم نشه!

بهدشم
خدائي خيلي نامردي!!من اولين كاري كه ديشب كردم شووري رو صدا كردم كه بياد پيشم كه اگه لااقل مونديم زير آوار دو تائي با هم بمونيم !!!بهدشم من ساعت 9 هر روز سر كلاسم!شرمنده نميشه نگاه كنم!



Gravatar ما که اینجا بودیم و اون سال اما شنیده ها همه حاکی از همین وضعیت بود فکر کنم بعد از زلزله ی وحشتناک بم هم بود... ولی منم همیشه از فعل و انفعالات طبیعی میترسیدم مخصوصا توی تهران.. که کسی عین خیالش نیست و جون آدمی ارزشی ندارد.. زلزله آتش فشان و این حرفها .. یک مدت هم توی بچگیهامون چقدر از این فیلم ها پخش میکردند...
ولی کی گفته که این خونه در امان است؟ فقط کافیه خلاف عرف باشه یک کم... دیگه کارت تموم است ... مثل من... هاهاهاهاها
ولی راست میگی منم توی جنگ همه ی گیرم روی پلوپزم بود... گیر داده بودم که اونو میخوام... انگار قحطیش بود... هاهاهاها
ولی باید &

----------------------
بني:
خوب در مورد امن بودن اين خونه راست گفتي!فقط خوبيش اينه كه بود و نبود اينجا در هر صورت دست خودمونه!!ميتونيم خلاف عرف عمل نكنيم كه بلاگمون بره رو هوا!!!بعدشم شما هم به قسمت اول جواب نيكو برو !


Gravatar سلام.حدود یه ماه بیشتر قبل هم اینجا زلزله اومد.من سر کار بودم.خوب واقعا یه آن قفل میکنی.این که گفتی هیشکی نفهمیده یه بار خیلی قبل ها من خونه بودم بعد نصفه شب بود.خواب من هم سبکه.تا زلزله اومد از خواب پا شدم اومدم پایین بقیه رو بیدار کنم بعد میگن خواب دیدی بچه.میگم نهههه باور کنین زلزله بود و از این حرصم گرفت که هیشکی حرفم رو قبول نکرد گفتن شام سنگین خوردی:دیییییییییییییییییی


Gravatar اسمشو نیار که آلرژی دارم وااااااااااای من وحشت دارم نسبت بهش خدا میدونه مثل چی ... ازش می ترسم نمیدونم چرا ها دست خودم نیست هیچ جوره یه شب که زلزله اومد اینجا تا صب چشم نذاشتم رو هم همین طور نشسته بودم زمین تکون هم نمی خوردم فکر کن فرداش هم باید میرفتم کلاس !!!! خدا این دیگه چیه هی حواله ی ما می کنی
ایشالا که نمیاد زلزله اون طرفا بنی جونم بوس بوس


Gravatar من توي لزله سال 69
گيلان بودم وهمه اون زلزله رو با تمام وجودم احساس كردم . اصلا بهت وقت نميده تو طلا جمع كني چنان مي كوبونه ادم رو به در ديوار كه خدا قسمت هيچ كسي نكنه اگر يه روز زلزله مياد من ميشينم ميگم اشهد ان لا اله الا الله فقط همين چون ديدم كه زلزله امان نميده منو ياد روز قيامت ميندازه كه ميگن همه فرار ميكنند ولي اونوقت ديگه اشهد نميشه خوند چون قيامته ديگه مردي هاهاهاها


Gravatar آدم جرات نمیکنه کامنت بزاره اینجا ...

چرا میخوره کامنتارو ...

یک خاطره از خودم ول کنم :
داشتم با منیژه حرف میزدم در دوران نامزدی دیدم زلزله اومده گفتم منیژه اینجا زلزله اومده بعدا بهت زنگ میزنم ..

خلاصه یک ساعت بعد وقتی آبها از آسیاب افتاد زنگ زدم و با دلخوری فراوان اون مواجه شدم ...
میدونی چرا ؟
چون من فکر کردم فقط خونه ما زلزله امده ....
به قول آیدا : هاهاهاها...


Gravatar راستی آپم ...


Gravatar سلااام خوبی؟عرضم به حضورتون که من اصلا نفهمیدم زلزله اومد خوشبختانه.الهی قربونت برم خدا اون روزو نیاره ولی اگه بشه هم که فرصت جمع و جور کردن به کسی نمیده .مگه زلزله ی بم چقدر وطل کشید؟حتی وقت نداد مردم از خونه برن بیرون چه برسه به جمع کردن وسایل مورد علاقه یا مهم.خدا نیاره


Gravatar جانم؟ کی زلزله اومد که من نفهمیدم... البته همون بهتر که نفهمیدم. چون احتمالا تا چند هفته هم کابوسش را می دیدم!

سارا خیلی درست گفتی. کاش زندگی ما هم به همین امن و امانی وبلاگهامون بود و عمر ابدی داشت. البته اگر تا چند وقت دیگه اینترنت را هم قطع کنن وبلاگهای ما هم به لقاالله می پیوندند!


Gravatar من كه حسش نكردم اما آرزو دارم وقتي زلزله مياد با همه افراد خانواده ام با هم بميريم


Gravatar زلزله چی بید حالا؟


Gravatar من دوباره اینجا را گم کرده بودم ..واقعا مایه ابرو ریزیه .. امروز از باران اومدم .. من فعلا دارم از شرمندگی عرق می ریزم .. میرم بعدا میام کامنت می گذارم .. فقط بگم هستم .. فکر نکنی بی معرفتم .. به خدا نه


Gravatar من هنوز زلزله رودبار یادمه .. و اون احساس الاکلنگ بازی و سرخوشی مسخره .. ولی واقعا ویرانگر است .. خداوند ما رو از یک بلای دیگه مثل رودبار و بم حفظ بکنه .. حالا انقدر حرفهای مایوس کننده نزن ...

من هر موقع کسی میاد خانه را تمیز می کنم یاد تو می افتم .. قربون یو




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan