|
|
|
فكر مي كني فقط خودت بلدي اول بشي؟ |
|
بدخواب شدم ها.... گفتم بذار يه سيگار بكشم ببينم خوابم مي بره؟ |
|
كي به كيه؟ بذار يه كامنت ديگه واست بذارم.. اين سه تا |
|
ولي اگه فكر مي كني كامنت چهارمي هم وجود داره.. سخت در اشتباهي |
|
الان مي دوني دارم به چي فكر مي كنم؟ به اينكه صبح بلند ميشي... جلوي پستت نوشته 5 پيام جديد... بعد فكر مي كني اين 5 كامنت رو 5 تا آدم مختلف گذاشتن... بعد مي بيني كه رو دست خوردي... بعد توي دلت به من فحش ميدي... بعد من خوشحال ميشم كه تونستم تو رو سركار بذارم |
|
يادمه يه دفعه هشت تا كامنت اينجوري برام گذاشته بودي... ولي من نمي تونم به عدد هشت برسم |
|
مي دوني چرا؟ |
|
چون سيگارم تموم شد و خوابم گرفته |
|
مثل اينكه جبران كردم.. با اين ميشه 9 تا |
|
اگه بخواي همين الان كه اين كامنت ها رو مي خوني تلافي كني خيلي لوس بازي ميشه... من جاي تو بودم يه خرده صبر مي كردم.. يه وقت ديگه تلافي مي كردم |
|
منتظر يه كامنت ديگه هستي؟ نه ديگه.. چيزي به ذهنم نمي رسه |
|
نه! يادم اومد.... تا حالا واسه كسي 12 تا كامنت پشت سر هم نذاشته بودم |
|
يه بار شمارش كن.. ببين درست شمردم؟ دوازده شد يا سيزده تا؟ |
|
برای آنکه افسوس لحظه هایت را نخوری باید از امروزت خوب استفاده کنی. تا ده سال بعد امروز مثل بچگی ات برایت حسرت نشود. |
|
سلام.احوال شما؟کاش اینجا هم کسی کاری به کار همدیگه نداشت تا راحت بچه گی کرد.اینجا خیلی غمناک نوشته میشه.این نوشته ها بیشتر به حال هواتون نزدیگه یا اون نوشته ها؟ |
|
تنها بدي بچگي اينه كه بالاخره تموم ميشه و بزرگ ميشي |
|
سلاملیکم: |
|
بروید آن کامنت دونی هایی که گفتم را انتخاب کنید تا نزده ام توی سرتان! |
|
منم دوست ندارم برگردم به بچگی...دوباره این هم هراه برگردم عقب؟نه!می دونی من حتی از دنده عقب ماشین هم بدم میاد |
|
آره راست میگی منم دلم هوای بچه گی هامو کرده من اون زمین خوردن ها رو میخوام اون شلوغ کاری ها اون دعوا ها اون اذیت کردن هااا و ... ای کاش میشد من به 12 سال پیش برگردم ... |
|
|
Commenting by HaloScan |