فكر مي كني فقط خودت بلدي اول بشي؟
اوووووووووووووول
---------------------------
بني:در اون كه شكي نيست!!ايندفعه دلم سوخت برات گذاشتم تو اول بشي


بدخواب شدم ها.... گفتم بذار يه سيگار بكشم ببينم خوابم مي بره؟


كي به كيه؟ بذار يه كامنت ديگه واست بذارم.. اين سه تا


ولي اگه فكر مي كني كامنت چهارمي هم وجود داره.. سخت در اشتباهي


الان مي دوني دارم به چي فكر مي كنم؟ به اينكه صبح بلند ميشي... جلوي پستت نوشته 5 پيام جديد... بعد فكر مي كني اين 5 كامنت رو 5 تا آدم مختلف گذاشتن... بعد مي بيني كه رو دست خوردي... بعد توي دلت به من فحش ميدي... بعد من خوشحال ميشم كه تونستم تو رو سركار بذارم

------------------------------
بني:درست حدس زدي!كلي غافل گير شدم و متعجب!اما خدائي فحش ندادم!!خوشحال نشو


يادمه يه دفعه هشت تا كامنت اينجوري برام گذاشته بودي... ولي من نمي تونم به عدد هشت برسم


مي دوني چرا؟


چون سيگارم تموم شد و خوابم گرفته


مثل اينكه جبران كردم.. با اين ميشه 9 تا


اگه بخواي همين الان كه اين كامنت ها رو مي خوني تلافي كني خيلي لوس بازي ميشه... من جاي تو بودم يه خرده صبر مي كردم.. يه وقت ديگه تلافي مي كردم


منتظر يه كامنت ديگه هستي؟ نه ديگه.. چيزي به ذهنم نمي رسه


نه! يادم اومد.... تا حالا واسه كسي 12 تا كامنت پشت سر هم نذاشته بودم


يه بار شمارش كن.. ببين درست شمردم؟ دوازده شد يا سيزده تا؟

------------------------------
بني:ممنون از لطف زيادت


برای آنکه افسوس لحظه هایت را نخوری باید از امروزت خوب استفاده کنی. تا ده سال بعد امروز مثل بچگی ات برایت حسرت نشود.
پ.ن: این فونت کامنتدونی ات را هم درست کن تا من نکشتمتتتتتتتتتتتت....چه شکنجه بزرگی که از بکار بردن اسمت تحریمیم... مگر نمی دانی من اول هر جمله ام باید اسم طرف را بگویم.
ممممممممممممممممممممم

----------------------------------
بني:راست ميگي!سعي ميكنم از اين به بعد اين كارو بكنم.
فونت كامنتدوني به خدا خوبه!باور كن بهتر از اين نميتونم درستش كنم!فقط مشكلش توي چپكي بودنشه كه هر كاري ميكنم درست نميشه!بهدشم عسيسه دلم شما ميتوني بنده رو با اسم اصليم اينجا صدا كني!با هميني كه جواب كامنتت رو دادم.


سلام.احوال شما؟کاش اینجا هم کسی کاری به کار همدیگه نداشت تا راحت بچه گی کرد.اینجا خیلی غمناک نوشته میشه.این نوشته ها بیشتر به حال هواتون نزدیگه یا اون نوشته ها؟

-------------------------------------
بني:سلام
بعله!دقيقا حرف دل منو زديد.كاش ميشد توي اين مملكت كوفتي آزاد و راحت بود.كاش
خودمم همينو حس كردم.سعي ميكنم ديگه كمتر اينجوري بنويسم.ميدوني پدر جان.ميتونم بگم هر دو.شايد اينجا بيشتر خوده درونيم باشه كه واسه ي كسي روش نميكنم.ولي توي دنياي واقعي بيشتر شبيه اون يكي هستم تا اين يكي!


تنها بدي بچگي اينه كه بالاخره تموم ميشه و بزرگ ميشي

-----------------------------
بني:تنها بدي زندگيم اينه كه بلاخره بزرگ ميشي و تموم ميشه


سلاملیکم:
بچگی رو دوست دارم ولی همونطور که تو بلاگ دریا گفتم اصلن حاضر نمیباشم که دوباره تکرار گردد.
سعس خواهم نمود که برای دینی بچگی خوبی بسازم تا دوست داشته باشد به ان برگردد.
ما از آن اسکیتهای یک پایی داشتیم که اگر از روی آن زمین می افتادی ...ات داغان میشد.
ما خیلی از زمین خوردن بدمان می آمد. خصوصن از صدای هر هر ی که بعدش میشنیدیم.
این بود کامنت من.خدانگهدار.


بروید آن کامنت دونی هایی که گفتم را انتخاب کنید تا نزده ام توی سرتان!


منم دوست ندارم برگردم به بچگی...دوباره این هم هراه برگردم عقب؟نه!می دونی من حتی از دنده عقب ماشین هم بدم میاد


آره راست میگی منم دلم هوای بچه گی هامو کرده من اون زمین خوردن ها رو میخوام اون شلوغ کاری ها اون دعوا ها اون اذیت کردن هااا و ... ای کاش میشد من به 12 سال پیش برگردم ...




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan