|
|
|
اول
.................................
امتحان ميكنيم!!!يك دو سه
simin |
07.08.07 - 3:14 am | #
|
|
آخیش
خیلی بده ... خدا رحمتش کنه منم یه همچین شکی بهم وارد شده
خودتو اذیت نکن خانوم گل بووووووس
بابت دیروز معذت راستی برات آف گذاشتم ...
..........................................
ممنون عزيزم.آفاتو خوندم،ميسي
simin |
07.08.07 - 3:19 am | #
|
|
چی بگم ؟؟؟؟؟
نمیتونم چیزی بگم...
...........................
بعضي وقتا سكوت خودش پر از حرفه.ممنون از همراهيت
nikoo |
Homepage |
07.08.07 - 6:08 am | #
|
|
يادمه يه همكلاس داشتم به اسم بهزاد كه چهار سال بود عاشق يه دختري بود و خانواده ها مخالف. بالاخره يك سال قبل از عيد نامزد كردن و بعد از عيد كه اومديم ديديم اعلاميه زدن بهزاد و نامزدش با پدر و مادر بهزاد همه تو تصادف تو راه تهران شمال كشته شدن! به همين سادگي. الميراي تو منو ياد اون انداخت
.............................................
چه قدر وحشتناك!خدا رحمتشون كنه
elham |
Homepage |
07.08.07 - 6:46 am | #
|
|
خاطرت پايان خيلي تلخي داشت.
..............................
آره خيلي
baltazar |
07.08.07 - 12:44 pm | #
|
|
چیزی ندارم بگویم...کاش روزی میرسید که تمام این خاطرات فراموشت میشد ولی حیف...
یک سوالی برایم پیش اومده...احساس میکنم تو این وبلاگ جدید عوض شده ای!
.........................................
آره،كاشكي همه ي اين خاطرات يه روزي فراموش ميشدن.
در مورد سوالت ميتونم بگم آره!اينجا با قبلي يكمي فرق داره.ميخوام واسه خودم و دلم بنويسم.همين
اگه خيلي بده به خوبيه خودتون ببخشيد
daryapari |
Homepage |
07.08.07 - 3:38 pm | #
|
|
هاها درستش کردیا....ولی من الان دارم با یک فونت عوضی مینویسم امیدوارم درست پابلیش بشه...
nikoo |
Homepage |
07.11.07 - 1:54 am | #
|
|
اگه از اونا که گفتم استفاده کنی از راست به چپ میشه نوشت...
nikoo |
Homepage |
07.11.07 - 1:54 am | #
|
|
Commenting by HaloScan
|