|
|
|
چه بازی پُر گُلی....

حالا باید دید در وقت اضافه چه میکنه این دروازهبان 
شراره |
Homepage |
08.22.08 - 12:23 pm | #
|
|
چه خوب اسامي يادت مونده!
بيدقرمز |
Homepage |
08.22.08 - 2:10 pm | #
|
|
به بید قرمز عزیز: اگر پینوشت پست قبل فهیم را خوانده باشی که نوشته بود(هر ماجرایی که انسان مینوسد نشان آن نیست که همان ماجرا بر سر همان انسان آمده است.) و پینوشت همین پست( شوخی کردم) متوجه می شوید الزاما نویسنده قهرمان داستان نیست.ببخشید که دخالت کردم اما چون خودم وبلاگ نویسم میدانم این سبک کامنت که نوشته را به نویسنده نسبت دهند جز خستهگی از نوشتن و فیلتر ایده در ذهن نویسنده، چیزی برای او ندارد.
یک خواننده |
08.22.08 - 2:36 pm | #
|
|
آسا...چه اسم قشنگی...جدا مثل گل خوردن می مونه؟فکر نکنم....
eghlima |
08.23.08 - 3:10 am | #
|
|
من با تشبيهت مشكل دارم. مثل گل نزدن مي مونه. اينايي كه گفتي مثل آرش برهاني بودي، همه كار مي كردي جز گل زدن...... بهرحال....
اينجا ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه اس، مصداق نداره. فقط اميدوارم يه روزي درباره ات بگم: دود از كنده بلند ميشه )
haj baran |
08.23.08 - 6:16 am | #
|
|
فهیم عزیز سلام این دومین باره که براتون کامنت میگذارم فقط خواستم بگم خیلی زیبا مینویسین و نکات ظریفی رو هوشیارانه مطرح میکنین .از این که وبلاگتون رو پیدا کردم خوشوقتم منتظر مطالبتون هستم .
آریانا |
08.23.08 - 6:53 am | #
|
|
سلام
طبق معمول زیبا بود
علیرضا |
Homepage |
08.23.08 - 5:18 pm | #
|
|
سلام
باورم نميشد اينجا پيدات كنم بعد از اون شب خيلي دنبالت گشتم فكر نمي كردم همون باشي اما خاطره اون شب ....الان كجايي؟ اميدوارم تو اين سالها موفق بوده باشي خيلي خوشحال شدم به اميد ديدار
آسا
آسا |
08.23.08 - 10:50 pm | #
|
|
خودم/فهیم
آسا جان : فکر نکردی که احتمالا نویسنده برای بیان مکنونات قلبی خودش، حداقل اسمهای افراد را کمی دست کاری کند؟ ؟
آخی! رودست خوردی؟ عیبی نداره!
فهیم |
Homepage |
08.24.08 - 9:40 am | #
|
|
والا دروازه بان عزیز، کار از گل خوردن گذشته از قرار، فکر کنم سرکار "گی" باشید
اتاق تمام فلزی |
Homepage |
08.25.08 - 12:08 am | #
|
|
سلام
نميدونستم دوباره شروع كردين و مينويسيد.از وب حاج باران فهميدم برگشتين.خوبه كه بازم ميتونم نوشته هاتونو بخونم
sara |
Homepage |
08.25.08 - 7:23 am | #
|
|
سلام برادر فهیم و گرامی . در وب این حاج باران خوندم که برگشتی ... خیلی خرسند شدم . جدی میگم امروز این اولین اتفاق خوب بود!
در مورد پست قبلی در یه وب دیگه یکی از دوستان با قلمی شیوا با تو هم داستان بود ولی اون پی پی داشت نه جیش!!
راجع به پست اخر ... غصه نخور پسر مثل تو نجیب ! و دختر مثل من ببو گلابی زیاد بودن اون موقع .
ایام به کام .
شبنم |
Homepage |
08.25.08 - 4:55 pm | #
|
|
shookhi kaDam...,
aare, to goftio maa bavar kardim. tazegiha kheili saro gooshet mijonbe aghaye MOHANDES
nahid |
Homepage |
08.26.08 - 12:09 pm | #
|
|
آخ فهیم !
کربلا گفتی و...
یادش بخیر.
اسم خیابان وکیلی را گذاشته بودیم اتوبان نظام وفا...
پسر تو شریعتی بودی یا طالقانی؟
----------------------
ای ول دیشلمبو که خود خودشه...من شریعتی بودم
ديشلمبو |
Homepage |
08.26.08 - 12:56 pm | #
|
|
چطوری بچه محل؟؟
بانو |
Homepage |
09.02.09 - 4:54 pm | #
|
|
Commenting by HaloScan
|