Talk and Tea

همه ی حرف من هم این است که نباید همه چیز را به توفان خشم جمعی سپرد. اما خوب خودم هم در دادن قول به خودم در رنج ام. باید در آن میان باشی که ببینی چه طور «خس و خاشاک» با گردباد به هوا بلند می شود. باید باشی تا ببینی چه قدر بغض گلو با هر تلنگری می شکند. آخر ما که چیزی جز Flesh & blood نیستیم! هستیم؟!
------------------
به خدا میفهمم چه میگویی
میفهمم


دمت گرم . حرفت حقه.. آشوب نه .....


آهنگ" برادر" از محمد رضا شجریان

http://www.4shared.com/file/1121...3/ baradar1.html

دوستان حتما همه دانلود کنند

برادران و همراهان میر حسین ! در راهپیمایی ها این شعار را سر دهید..


شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هرکه عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه اش لاله زاره

شب و دریای خف انگیز و طوفان
من و اندیشه های پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون می بارد از دل های سوزان

برادر نوجونه
برادر غرق خونه
برادر کاکل اش آتشفشونه

تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که هم رزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی

برادر بی قراره
برادر نوجونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکل اش آتشفشونه


عزیز
اگه به این حرفهای تو باشه که باید فقط تا اخر عمر تو سرمون بزنن و سکوت کنیم تا همون زندگی بین حیوانی و انسانی خودمون را یدک بکشیم. الان شما که در امریکا زندگی می کنی مزه ازادی را حس می کنی چرا اون جون بدبخت ایران نخواد اینده اش تغییر کنه.
واقعا زندگی حیوانی و گوسفندی کافی نیست. من نه با لوس انجلیس ها کار دارم و نه دیگر گروها ولی بلاخره باید مزه ازادی را مردم درک کنن و اگه همه از ترس تغییر خونه نشین بشن همیشه در همون سطح که اخوند جماعت سوار مردم باشن خواهیم موند.
----------------
نگاه عزیز
خیلی خوب نیست که دور از گود بنشینیم و باقی را به جلو بفرستیم...اگر من و تو هم آنجا بودیم این خق را داشتیم اما الان نه
بگذار مدنی حل بشه همه چیر


فهیم من و تو نیستم ولی خواهر و برادرهامون که هستن. شاید من و شما به هر دلیلی تونستیم بیایم بیرون و خیلی از اونها نمی تونن روی خوش ازادی را ببینن. خیلی خوب هم نیست دور گود بشینم و فقط تماشاچی باشیم و بگیم بابا بی خیال برین صبح سر کار و برگردین و به نون بخور و نمیرتون راضی باشین. و بگذارین تو سرتون بزنن . اگه اونقدر شجاع هستن که می رند جلو و مبارزه می کنند یعنی نگرش زندگی حیوانی را دیگه قبول ندارند.من و شما شاید دور باشیم ولی متعلق به همون جا هستیم.


دیکتاتور نباید با خشونت کنار برود چون دیکتاتور جاودانه می شود


Gravatar وقتی می بینم دوباره جوانهای ما کشته می شوند و دوباره این نسل بیش از گذشته داره میسوزه دلم من هم می گیره من فکر می کنم این وسط فقط یه عده ای سرشون را به باد می دن راستی وبلاگت خیلی قشنگه


Gravatar دوست گرامي! مدتهاست كه سخن در گلو فرو برده و حناق گرفتم از بس بيان نكردمش... با تو موافقم.... بسيار ..... من سير جريانات را از نرديك مشاهده ميكنم و خوشحالم كه بگويم جريان جديد جوانان ما بسيار بسيار بسيار آگاهتر از آني هستند كه ما فكر ميكنيم. آنها بازي كلاسيك و مدرن را فراگرفته اند. بدون نياز به ليدر و آن فكر نخ نماي كاريزما پرستي،‌ دارند كار خود را ميكنند. من نماز خواندن خيلي از آنها را در ميان ميدان ديدم بدون اينكه قصد عوامفريبي داشته باشند. اينها همانهايي هستند كه به جاي خودش هم هنرمندند هم سياستمدار هم ورزشكار هم انديشمند و هم....
من مفتخرم كه در ميانسالي به جواناني گره ميخورم كه شعورشان شرمنده ام ميكند. البته متاسفانه بگذار بگويمت كه در بين اين نسل،‌ هنوز هم جواناني داريم كه قر كمر برايشان دغدغه است. همانهايي كه جريان سبز را ضعيف كردند. آنهايي كه در اين يكماه گذشته در اين ستاد از صبح تا شب ميدويدند،‌ باور كن آنهايي نبودند كه شبها در ميادين قر ميدادند و رقيب را تهييج ميكردند.
من به پيشرفت جريان سيويلايز به شكل فعلي كه به دور از خشونت باشد،‌ بسيار اميدوارم. جرياني كه ديگر نه خاتمي،‌ نه به هاشمي نه به موسوي و نه به هيچ حزب مماشات گرا و لابي كاري نياز ندارد و خودش راهش را يافته است. درود بر همه جوانان عزيز ميهنم.


Gravatar فهيم عزيز
از نزديك شاهد دو بار خشونت بوده ام...
به پير به پيغمبر خودشان تحريك مي كنند
خودشان شروع ميكنند
اين بسيجيها را نمي شناسي
تو ماجراي كوي دانشگاه تهران را از زبان چند شاهد بخوان
جگر آدم آتش ميگيرد
حالا به خاطر فشارهاي بين المللي كمي كوتاه آمده اند ولي روزهاي اول مثل سگ گاز مي گرفتند
تمام دنيا ديدند كه بيش از يك ميليون نفر آرام و بيصدا از امام حسين تا آزادي راهپيمايي كرديم و خون از دماغ كسي نيامد ولي آن بيشرف از روي پشت بام همان خراب شده اي كه تويش از حرص به خودشان مي پيچيدند اسلحه كشيد
بيشرف مثل فيلمهاي اكشن انگار دارد باند مافيا مي كشد مردم عادي را بست به گلوله و حكومت حتي اسمش را هم اعلام نكرد....
تو كه ميداني ما همه تحصيل كرده ترينهاي اين مملكتيم در اين سوي اين ديوار ظلمت
خشونت؟!؟!


Gravatar فهیم .. تو مثل اینکه خل شدی ها ... کی به حرف اون فسیل های دیوانه گوش می کند این روزها ... اولا که همه ی کانال به شکر خدا قطع است که اگر نبود من مجبور می شدم یک سر بیام شبکه رو روی سر شجره خراب کنم برگردم .. مطمین باش مردم انقدر حالشون بده که به زر زرهای اینا گوش نمی دهند ... بعدشم مردم ما ( وسط این کامنت پربها از صدای جیغ و فریاد شش متر پریدم هوا .. نگو ایرانی ها گل زدند ... دستشون درد نکنه به خدا) خب چی داشتم میگفتم ... آهان .. بعدشم مردم ما اهل خشونت نیستند .. مگه مردم عادی که فقط رایش رو می خواد و از الف نون بیزاره دیوانه ست که خون بریزه .. باید بیایی اینجا .. باید اینجا باشی تا چیزی رو که من شاهد بودم ببینی و به این بچه ها افتخار کنی .. نمی دونی که چطور همدیگرر رو به صبر و آرامش دعوت می کنند .. بچه های ما اهل خونریزی نیستند .. این کثافت ها خودشون شروع کردند .. برو سایت بالاترین بخون ببین گزارشات مردم رو .. بچه ها رو به رگبار بستند جلوی چشماشون بقیه رو به تیر بستند .. تو از یک جوون بی دفاعی که این چیزها رو می بینه توقع داری هیچ کاری نکنه ؟؟ من تاییدش نمی کنم فقط حق رو بهش می دم ... بهت یک قول می دهم .. روی حرف من حساب کن .. اینجا هیچ احدی دسترسی به هیچ تی وی لس انجلسی نداره .. تکست قطع است شش روزه ... از روز انتخابات ... سل فن دقیقا ساعت سه بعدازظهر قطع می شه ... همچنین اکثر خطوط اینترنت ... حتی شب دوشنبه کل دی اس ال ها هم قطع شده بودند ... مردم با بدبختی و دهن به دهن با هم تماس دارند .. باورت می شه برنامه راهپیمایی عصر امروز را دیشب ساعت ده یکی توی کوچه ما جار می زد و مردم می شنیدند ؟؟ باورت می شه ؟؟

بجای حرفهایی که خشم بچه هارو بیانگیزه و چیزی رو بهشون بچسبونی که اصلا واقعیت نداره .. دلداریشون بده از تجربیاتت استفاده کن و نگذار الان که این عوضی ها خبرنگاران رو از ایران خارج کردند صدای بجه ها رو به دنیا برسونید .. نگذار بچه ها فراموش بشوند

مطمین باش مردم ما از خون و خونریزی خوششون نمی اد و نهایت ت


Gravatar وقتی همین مامورن و برادران بسیجی، شب ها می ریزند توی خوابگاه، آن هم با اسلحه و تبر! فکر می کنید با آرامش چه جوابی می شود بهشان داد! همه اش زور می گویند... ششه ها را هم خودشان شکستند! آتش ها ولی کار همین بچه ها بود انگار... چه می شود کرد. هیچ اعتراضی بی خسارت نیست. قبول کنید.


Gravatar براي به دست آوردن يه هدف متعالي بايد خيلي چيزها رو فدا كرد...مردم فقط حقشون رو ميخوان همين.قربون يو


Gravatar من حرف تو را تمام و کمال قبول دارم.مخالف صد در صد خشونت...اما یک مسئله رو نادیده گرفتی.اون هم اینکه اتفاقات در دو دسته کلی طبقه بندی می شوند.اتفاقاتی که ما فاعلشان هستیم و اتفاقاتی که ما مفعولشان قرار می گیریم...خشونت ِ حال حاضر،خشونتی نیست که ما مسببش بوده باشیم.بلکه بر ما تحمیل شده...و تو که نمی خوای به خاطر تحمل این عذاب،بمونیم توی خونه؟...می دونی فهیم،نظر قابل احترامی داری اما یادت نره که گاهی باید هزینه پرداخت کرد.هرچند با همه وجودم دعا می کنم این هزینه ها به پایین ترین سطح خودش برسه...اقلیما


Gravatar هیچ کسی با خشونت موافق نیست فهیم عزیز .واقعا تو فکر کردی ما درگیری و باتوم و خونریزی رو دوست داریم ؟من صدای ضجه ی اون مادری رو که جوونش و به خاطر خواستن حقش از دست میده میشنوم این صحنه ها برای هیچ کسی دلپذیر نیست من نمیفهمم تو اگر ایران بودی چه میکردی؟سکوت...............
بعید به نظر میرسه.
ما هم ضد خشونتیم ولی در جواب خشونت چه باید کرد ؟


Gravatar من هم موافقم باهات.بدون تب و هیجان...بدون خشونت اما پایا...طولانی..اگر دو ماه همینطور ادامه بدیم مجبوره عقب بکشه.مجبوره.
بعد هم من همه اش میگم چرا مردم هزینه بدهند؟مگر خاتمی(با وجود انکه شخصا عاشقش هستم)پای بچه های کوی ایستاد؟اگر معلوم بشود این هزینه ها کجا میرود یک چیزی..اما توایران...


Gravatar از خون جوانان وطن لاااااااله دمیده.....


Gravatar فهیم عزیز من فقط به عنوان یکی که دو شب و در کوی (شبنه و یکشنبه) و تمام تظاهرات و تا الان بودم به جز یکی می خوام فقط نظر خودم و ابراز کنم در مورد خشونت.
اولین باری که به خشونت فکر کردم و تمام وجودم اسلحه رو فریاد زد زمانی بود که یکشنبه شب گذشته با 10 تا گاز فلفل اول تو کوی ریختند ... با 50 تا موتورسوار یگان کاملا مجهز... که هر چی ما بهشون سنگ می زدیم هیچ چیشون نمی شد!!! نمی دونم اون چهار طبقه رو چجوری اومدم پایین و فکر کنم بار 6-7 بود که تو اون شب گاز فلفل منو می گرفت ... یک لحضه با تمام وجود ضعف خودمو و دوستانمو با تمام وجودم درک کردم... و احساس کردیم که تنهای تنها افتادیم و امشب شب اخر بدون اینکه کسی واقعا بدونه چه اتفاقی سر ما افتاده سرنوشت ما قلم زده شده...
نمی دونم اون شب همه ما می دونستیم که اینا می ریزند تو کوی ... واقعا همه می دونستند ... میلگرد هم اماده کرده بودیم ولی حزب الله نتونست اول بیاد تو و اول از یگان خواست که با اون تجهیزات بیاد تو و مارو ...
اون شب نمی گم ترس نبود ولی یه جوری ایمان به امید در همه بچه ها موج می زد... نمی دون چجوری بگم...
قصدم از بیان این حرفا اینه که فهیم جان شما و کسانی که این تجربه احساسی و نداشتند نمی تونند با منطق در مورد استفاده از خشونت یا عدم استفاده از اون نظر بدن و اگر نظر بدن نظرشون چیزی جز ابتذال نیست...
مسئله استفاده از خشونت یا عدم خشونت نیست ... اینو به همه هم اگه تونستید بفهمونید... مسئله ی اصلی مبارزه با ایمان به امید هستش حالا چه با اسلحه چه بی اسلحه...اونایی که این حرکت و تحلیل می کنند تحلیل هاشون کاملا سرد و بی روحه و مهمترین منبع برای اثبات حرفاشون تاریخ ه. من نمی گم راست نمی گن اصلا بحث من این نیست... من اینو می گم افرادی که تو مبارزه هستند تحلیل نیاز ندارند امید نیاز دارند فقط همین.
در شرایط اونایی که در صف اول مبارزه هستند می تونند تصمیم بگیرند که خشونت و اسلحه باشه یا نباشه، و کسی جز اونا نمی تونه تصمیم درست بگیره.
ما اون شب و


Gravatar ما اون شب واقعا هیچ چی نداشتیم و ماکزیمم با سنگ و چندتای محدود کوکتل مولوتوف مقاومت کردیم ولی نمی دونیم که اسلحه داشتیم چه می کردیم؟ مهم اینه که اسلحه نداشتیم و نباید به اون فکر می کردیم... البته کسی هم اسلحه سرد به جز میلگرد همراهش نبود، دلیلش هم واضحه ...
من به عنوان تجربه شخصی خواستیم چاقو هم همراه داشته باشیم ولی ترس نبود که نذاشت ما چاقو همراه ببریم شرایط باعث اگاهی ما نیز شد... یه احساسی که احساس کردیم کشتن این ا یا حتی زدنشون فایده ای به حال ما نداره حتی وقتی که اونا همرزم ای ما رو زدند و دستگیر کردند هم باز هم احساس حداقل من فرق نکرد...
می دونی من حداقل احساس کردم که ما ادمی نیستیم که در موقع عمل بتونیم واقعا از کسی انتقام بگیریم یا کسی و به مجازات عملشون برسونیم، واقعا منم نمی دونیم چجوری روح اونایی که تو این وقایع شهید شدند اروم می گیره... از همه بدتر که این دختری بود که دیروز تو امیراباد کمی پایین تر از فنی شهید شد...
نمی دونم شاید اگر اخرین خواسته های این شهیدان براوده بشه روح اونا هم در ارامش باشه، اما فکر نکنم انتقام از اینا بتونه دردی و دوا کنه.

راستی یه چیزی و رو هم تو این مدت سعی کردم بفهمم... ادم تا وقتی که احساس تنهایی و دور موندن از همه رو نکنه اصلا به خشونت فکر نمی کنه...البته منظورم خشونتی که از روی انتقام هستش.
اما خشونت هایی مثل بانک و اوتوبوس اتیش زدن یا ... که با جمع انجام می شه رو من حداقل فکر نمی کنم اینا از روی انتقام باشه، و بیشتر حالت اعتراضی داره. حداقل می دونم که نیروی قهری ادم باعثش نمی شه بلکه همان امید باعثش هستش... چرا که همیشه یه همنوایی با دیگران نیز تو این جور کارها هستش و ادم وقتی چنین کارایی و با دیگران انجام می ده اتحادشون قوی تر می شه... و زمانی که شاید نور امید در دل عده ای خاموش بشه دوباره اونو شعله ور می کنه.

این طوماری که نوشتم و فکر کنم اگه بخونی فقط خودت می خونی... در هر صورت امیدوارم بین نوع خشونت هایی که ابراز می


Gravatar این طوماری که نوشتم و فکر کنم اگه بخونی فقط خودت می خونی... در هر صورت امیدوارم بین نوع خشونت هایی که ابراز می شه شاید بتونی فرق قائل بشی. فقط من خواستم این درسهایی که از تک تک مردم گرفتم و باهات شیر کرده باشم به عنان یه فرد کوچکی از این مردم.
اینجا ترس هست باور کن خیلی هم هست ولی امید همچنان بالنده است. ما نمی دونیم در اینده چی می شه و نمی خواهیم هم بدونیم برای اینکه می خواهیم همیشه امید داشته باشیم.
xouoxe@gmail.com


Gravatar فهیم عزیز ..از دل نوشتی و بر دل هم نشست...خدا میدونه این چند مدت چه قدر دردناک و اسف بار بوده دیدن این صحنه ها و ...
من تو یه راهپیمایی شرکت داشتم که کاملا آروم و منطقی برگزار شد اما ساعتی بعدکه از پنجره ی آپارتمانی که مشرف بود به یکی از خیابونهای تهران بیرونو نگاه کردم وحشت کردم...انگار یه دسته سومی هم این وسط داره از آب گلالود ماهی میگیره...شده 30سال قبل و گروهک و گروهک بازی و فرقه و فرقان...معلوم نیست کی به کیه..؟انگار یه دسته منتظر بودن ...اما افسوس و صد افسوس که این وسط همیشه مردم عادی و بی پناه بیشتر ضرر میکنن.


Gravatar البته گاهی رودخونه های عمیق هم خروشان میشن! ولی با حرفت خیلی موافقم، بهتره با آرامش و بشکلی منطقی بدنبال بهبود اوضاع بود تا یه چیزی مثل انکه سی سال پیش روی داده


Gravatar فهیم جان هیچ کس از خشونت خوشش نمیاد و چون مردم معمولی هستیم از اول هم مطالباتمون رو مدنی شروع کردیم اما چیکار کردن باهامون؟ اجازه ندادن هیچ اسلحه کشیدن رومون.غیر از اینه که راهپیمایی سکوت رو به میدان جنگ و کشت و کشتار تبدیل کردن؟


Gravatar یک طرف قضیه کسانی هستن که ابتدایی ترین اصول منطقی هم حالیشون نیس چه برسه به اینکه مسالمت آمیز در صدد رفع مشکل باشن.
قانون رو از کسایی بخوایم که الان مظهر بی قانونی و خشونتن؟


Gravatar فهیم جان سلام

جیگرم خون است از خونهای پاکی که این جلادان به زمین می ریزند....از داغ دل مادرهایی که بچه های دسته گل شان قلع و قمع می شوند...از یادآوری اونهایی که عزیز دلشون هیچوقت به خونه بر نمی گرده و اونها باید تا قیامت سرگردان و پریشان باشند...

فقط یک چیز من را غرق غرور و افتخار می کنه و اون این که دیگه اون مرتیکه ی دلقک مسخره را نماد ایرانی نمی دانند. این روزها به هر کسی میگم ایرانی هستم. فوری میگه اوه... هموطن "ندا " هستی؟!

فدای اون چشماش بشم که دیوانه ام کرد.


Gravatar آره...دقیقا همینطوره...
نظر همه فکر میکنم همین باشه... البته به جز...

با تبادل لینک؟


Gravatar iهيچ كس از خشونت خوشش نمي ياد اما همه از دروغ وسرافكندي بيزارن


Gravatar سیاسی نیستی؟سیاسی نبودن را معنی کن لطفاً.احتمالاً مترادف با سنگ بودن نیست؟این گونه سیاسی نبودن آدم را یاد کبک و برف می اندازد.ایرانی باشی و در چنین روز هایی سیاسی نباشی؟آب و نان ایرانی جماعت از لابلای چنگال سیاستمداران بیرون کشیده می شود.یا ایرانی نیستی یا به شدت سیری.نوش جان.
------------
فانی جان
عصبانیتت قابل تقدیر است
به تاریخ پست که نگاه کنی، میفهمی که نوشته مال زمانی است که هنوز خونی ریخته نشده بود(حداقل خیلی ریخته نشده بود)...هنوز هم میگویم آدم سیاست دوستی نیستم اما ایرانی هستم . صد البته گرسنه و نه سیر


Gravatar کامنت من کو؟کامنتم را پس بده.


Gravatar من امروز گرما زده شده ام.تاریخ پست چه می فهمم؟مرسی که درک می کنی.مرسی که می فهمی من هم ایرانی ام و اهل افراط و تفریط.نادم از رفتار آشوب زده.عذر می خوام.
---------------------
رفتارت کاملا درست و به جاست پسرم




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan