من که شخصا از چلچراغ با شما آشنا شدم!


Gravatar livinglaguna.blogfa.com


Gravatar واقها بیشرمی ست و از اینکه در جامعه به ظاهر مذهبی ما مشکلات و عقده های جنسی بیشماری وجود دارد متاسف و ناراحتم. راه مناسبی را برای بانوان نمیشناسم چون مشکل 100% از آقایونه.کم بودن دفعاتی که صندلیه جلو گیرم اومده باشه و اونو به یه خانم داده باشم یه 2و3 باری هم دیدم که بقیه هم این کارو کرده ان ولی با دیدن تیوا سعی میکنم اگه جلو گیرم اومد اونو به یه خانم بدم.و کلا اگه ماها این رو درک کنیم که این خانومی که کنارمانشسته راضی به هیچ نوع تماسی باشه حتی اگه بد نشسته باشه رعایت میکنیم...شاید آن روز برسد!!

این رو بگم هر وقت کنارم یه خانم نشسته تا آخر مسیر پدر من و بقلیم در اومده چون باید به بقلیم سفت بچسبم که مبادا تماسی حاصل بشه


Gravatar چرا؟


Gravatar وقت کردید هر از چند گاهی آپ کنید!


Gravatar سلام دوست عزیزم
دوست دارم مطالبمو بخونی
خوب مینویسی اینکه اجتماعیه عالیه
موفق باشی منظر باقی نوشته هات هستمم


Gravatar واووووووووووووووووو...
مطلبت واقعا تاثیر گذار بود!

شاید دیگه وقتشه..سکوت و کنار بزاریم


Gravatar دست رودلم نذار که خونه.
ممنون از توصیه هات.
من یه دختر چادری با حجاب کامل هستم اما این مزاحمت ها برای منم پیش میاد.


Gravatar خيلي به اين قضيه فكر كردم تا حالا

اينكه واكنش يك زن - شايد مادر خاهر همسر دختر خودمون - چطور بايد باشه اين مواقع

با اين شيوع فراوانه عقده ي جنسي ؟!

يك تجربه ي برعكس شما دارم من:
روزي كه براي كنكور ارشد ميرفتم سر امتحان در حاليكه خيلي ديرم شده بود پريدم عقب يك تاكسي
در تمام مسير به ساعتمو و امتحان فكر ميكردم و مثل هميشه حواسم بود با خانمي كه بغلم نشسته هيچ تماسي نداشته باشم
يه دفعه خانمه شروع كرد داد و بيداد كردن كه آقا چرا اينجوري نشستي!!
حالا فرض كن من چه شكلي شدم؟؟!!
چطور بايد واكنش نشون ميدادم
پياده ميشدم؟
بد و بيراه ميگفتم؟
من سكوت كردم و گفتم اشتباه ميكني اما او كوتاه نمي يومد در حاليكه وجدانم شاهده كه هيچگونه تماسي نداشتم
متاسفانه وقتي به يك چيزي حساس بشي دائم فكر ميكني بقيه دارن اينكارو ميكنن
در حاليكه خيلي وقتها ممكنه اتفاقي باشه يا اصلن چيزي نباشه

يك كامنت توي وبلاگ يه دوست گذاشتم كه عينن اينجا كپي ميكنمش


Gravatar اول بار سال 80 بود كه بطور جدي به واژه ي خشونت جنسي برخوردم
موسسه اي ميخاست روي اين موضوع كار كنيم براش
تا پيش ازين تصور مبهمي داشتم وقتي بحث خشونت جنسي ميشد ياد كتك كاري ي زن و شوهر مي افتادم يا آزارهايي در رابطه با عمل جنسي كه طبعن حاوي ي درد و زجر بود
اما در فرآيند اين تحقيق به نوعي از خشونت جنسي رسيديم كه از اساس مسيرمون رو عوض كرد، "خشونت جنسي ي نرم" و "خشونت جنسي ي غير جسمي"

نوعي خشونت جنسي كه همراه با خشونت فيزيكي نيست
نوعي خشونت كه از قضا ويران كننده تر از خشونت فيزيكي هم مي تونه باشه چرا كه روح و روان يك نفر رو به خاطر جنسيتش درگير ميكنه
اين مسئله مختص به جنس زن نيست بلكه در جامعه ي ما هر دو جنس در سنين مختلف به نوعي درگير و مورد خشونت هستن
از اونجا كه وبلاگ شما مختص به حوزه ي زنانه من فقط به اين حوزه اشاره ميكنم
يعني شرايطي كه قرباني زن هست
طبق آماري كه اون زمان ما به دست آورديم حدود 73 درصد زن هاي تهراني حداقل يك بار اين خشونت رو تجربه كردن
مصاديق اين خشونت ميتونه يك "متلك ساده" باشه يا يك چشمك تا دست كشيدن و تجاوز و قتل و حتي كامجويي از همسرت در زماني كه تمايلي نداره يا برقراري اين عمل در وضعيتي كه زن راضي نيست و خيلي چيزهايي ازين دست كه فهرست بلند بالايي از خشونت جنسي رو به دست داده بودند
اغلب كسايي كه اولين بار مورد خشونت نرم قرار ميگيرن، حسي شبيه كسي دارن كه به شدت تحقير شده باشه و معمولن بين يك روز تا يك هفته به شدت ذهنشون درگيره، بخاطر همين حالت رواني و بيماري هاي ناشي از اين شرايط هست كه اسم "خشونت" رو بهش دادن، چرا كه به شدت روح و روان قرباني درگير ميشه
معمولن بار اول رو به هيچ كس نميگن و به همين دليل هم هست كه زجرآورترين دفعه هم همين دفعه ي اوله و دفعات بعد راحت تر فراموش ميشه و حتي خيلي راحت پذيرفته ميشه
يك نكته ي خيلي مهم اينه كه اغلب ميگن طرف خودش دلش ميخاد
يا از روي ظاهر و نوع پوشش سعي ميكنن توجيه كنن كه طرف خودش دلش ميخاد
اما ن


Gravatar ..... ادامه ي كامنت قبلي....

يا از روي ظاهر و نوع پوشش سعي ميكنن توجيه كنن كه طرف خودش دلش ميخاد
اما نكته ي جالب اينه كه حتي زن هايي كه بهشون ميگن "زن خياباني" و "زن هايي كه به شدت تنوع طلب هستند هرچند خياباني نيستن" به شدت ابراز انزجار كردن و حالت رواني اي مشابه ديگران بهشون دست داده! ( البته بين زن و دختر واكنش و نوع حالات روحي متفاوته )
مهمترين علت اين گسترش خجالت آوره "خشونت جنسي" شيوع عقده ي جنسي در اجتماع ايرانه كه اين خودش زمينه ي رواني - اجتماعي داره
شرايط اقتصادي اجتماعي هم به شدت به اين قضيه دامن زده
عقده ي جنسي رو بنظر من بايد در سطح اجتماع ديد و براي درمانش هم بايد راهكاري اجتماعي در نظر گرفت
باز بنظر من مهمترين عامل جداسازي ي دختر و پسر در كودكي ي در حالي كه اگه از كودكي دو جنس با هم بزرگ شن به لحاظ فرهنگي خيلي چيزا براشون حل ميشه و ديگه نيازي نيست در بزرگي بدنبال تجربه هاي جديد باشن
بنظر من راه درمانش اينه كه گفتم اما براي پاك كردن صورت مسئله راهش اينه كه دو جنس تا آخر جدا بمونن!!! دانشگاه ها، اتوبوس ها، پياده رو ها و پارك ها همه و همه زنانه مردانه بشن !!!! فكر ميكنين جواب بده اين كار؟


Gravatar سلام. ممنون از مطالب مفیدتون. می خواستم تجربه دوستمو باهاتون به اشتراک بذارم. یک روز دوستم در مسیر میدان آزادی - کرج صندلی جلو سوار تاکسی شده که وسط راه متوجه دستی می شه که از سمت راست روی بدن وی در حال خزیدن بوده . جناب آقای پشت سرش ظاهرا خواب تشریف داشته و سرش روی پشتی صندلی دوستم بوده و دستش جاهای دیگری را سیر می کرده . دوستم که نمی تونسته وسط راه پیاده شه و اگه هم اعتراض می کرده به دلیل خواب(!) بودن ایشان کسی حرفشو باور نمی کرده خیلی آرام از توی کیفش یک سنجاق قفلی بزرگ در میاره و محکم توی دست یارو فرو می کنه! طفلکی اون آقا هم با صدای آخ خودش از خواب بیدار می شه! تا آخر راه هم به صورت کاملا هشیار سر جاش درست می شینه.


Gravatar فرقی نمی کند هر وقت سوار تاکسی می شوم، بدون تامل کیفم رابین خودم و فرد کنار دستی ام می گذارم. خواه حدود را رعایت کند خواه نکند. که اگر نکند کیفم را محکم به سمتش هل می دهم و جایم را باز می کنم. بعضی وقتها می گویند خانم کیفتان زیادی جا گرفته. بی اعتنا می شوم. مجبورند تحمل کنند. گاهی هم که پا فراتر می گذارند بعد از آنکه کیفم را هل دادم طرفش مدتها خیره نگاهش می کنم با خشم. تا حالا که جواب داده . این هم نوعی اشتراک تجربه است. ممنون موضوع خوبی را پیش کشیدید.


Gravatar سلام ...
به خاطر همین مسائل بعضی از ما خیلی حساس شدیم و وقتی تو تاکسی میشینیم (خودمو مثال میزنم) خیلی کوچولو میشینم و به خودم فشار میارم تا مبادا کوچکترین تماسی از طرف من به خانم بغل دستیم وارد بشه....
ممکنه برای خیلی از خانوما این مسئله بی اهمیت باشه و خیلیا کاملا راحت میشینن اما چون برای خیلیای دیگه این موضوع بزرگیه آدم مجبوره برای همه رعایت کنه.


Gravatar سلام به خواهر/خواهران شریفم در وبلاگ تیوا. در چلچراغ راجع به اینجا خوانده بودم وحالا از وبلاگ معصومه ناصری، شخصا این جا را دیدم. به عنوان یک مرد ایرانی از جهتی خجالت کشیدم که زنان سرزمینم اینچنین در تنگنای امراض اجتماعی اسیر شده اند و از جهتی افتخار کردم که خواهرانم هنوز عزت نفسی دارند که اگر همراهشان باشم پرچم افتخار من است.
دوازده اسفند سال گذشته در وبلاگ شخصی ام یادداشتی پیرامون همین فشارهای اجتماعی گریبانگیر زنان نوشتم که البته بیش از آنکه تحلیلی یا کاربردی باشد، صرفا یک نگاه شرمسارانه به این مساله است.


Gravatar سلام عرض شد


Gravatar خوب نوشتی .دمت گرم


Gravatar بیش از 10 بار واسه من پیش اومده...
و فکر می کنم بهترین راهش همونه که یه طوری بهش اعتراض کنی که بقیه متوجه بشن...خیلی اعصاب آدمو به هم می ریزه...


Gravatar man nemidonam khob ke chi alab pato zadi be on che kar shod?
in adama vasam jaleban ba in ke khodam pesaram vali vasam jalebe




Name:

Email:

URL:

Comment:  ? 

 

Commenting by HaloScan